برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1291 100 1

قفس

/qafas/

برابر پارسی: زندان، جای تنگ، کابوک

معنی قفس در لغت نامه دهخدا

قفس. [ ق َ ف َ ] (اِ) معروف است ، و آن جایی باشد شبکه دار که از چوب و برنج و آهن و امثال آن بافند و جانوران ِ پرنده ٔ وحشی را در آن کنند ، و معرب آن قفص باشد به صاد بی نقطه. (برهان ). کوفجان :
شکل تنوره چون قفس ، طاوس و زاغش همنفس
چون ذروه ٔافلاک بس مریخ و کیوان بین در او.
خاقانی.
قفس آهنین کنند و در او
مرغ یاقوت پیکر اندازند.
خاقانی.
مرغ جان من در این خاکی قفس محبوس توست
هم تو بالش برگشا و هم تو بندش برشکن.
خاقانی.
تا نشناسی تو لطیف از کثیف
مانده ای اندر قفس آهنین.
ناصرخسرو.
به زیر و از بر و پیش و پس و به راست به چپ
نگاه کن که تو اندر میانه ٔ قفسی.
ناصرخسرو.
پیش دنیا نکشم دست همی تا او
نکند در قفس خویش به زندانم.
ناصرخسرو.
طوطیی را با زاغی در یک قفس کرده بودند. (گلستان ).
- همقفس ؛ دو یا چند جانور را که در یک قفس باشند همقفس گویند :
نه عجب گر فرورود نفسش
عندلیبی غراب همقفسش.
سعدی (گلستان ).
- قفس دیده ؛ کنایه از کارآزموده و مجرب :
یکی شیردل بود «فرغار»نام
قفس دیده و تیز جسته ز دام.
فردوسی.
- قفس سیمابی ؛ کنایه از فلک. (آنندراج ) :
منم آن مرغ که در بیضه ندارم آرام
بیقراری کشدم در قفس سیمابی.
سالک یزدی (از آنندراج ).
- امثال :
در قفس دمیدن ، بادرا در قفس کردن ؛ کنایه از کار بیهوده کردن است :
مگوی آنچه هرگز نگفته ست کس
به مردی مکن باد را در قفس.
فردوسی.

قفس. [ ق َ ] (ع مص ) مردن. (اقرب الموارد). رجوع به قفز شود. || دست وپای بستن آهو. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ): قفس الظبی قفساً؛ ربط یدیه و رجلیه. (اقرب الموارد). || به موی کسی گرفتن. (منتهی الارب ): قفس فلان را؛ گرفتن موی وی را و کشیدن وی بدان به طور پستی. اخذ بشعره و جذبه به سفلاً. (اقرب الموارد). || به خشم و کشیدن سخت گرفتن چیزی را. (منتهی الارب ) ...

معنی قفس به فارسی

قفس
صندوقچه مشبک، بعربی قفص گویند، جایگاه چوبی یافلزی که برای حیوانات وحشی سازند
( اسم ) آلتی است که از چوب برنج آهن و غیر آن سازند و دارای شبکه هاست و پرندگان وحشی را در آن نگاهدارند : می رهند ارواح هر شب زین قفس فارغان نی حاکم و محکوم کس . ( مثنوی خلاصه مثنوی . فروزانفر ۷۵ ) یا قفس ( قفسه ) سینه . ۱ - محوطه قفس مانندی که بشکل مخروط ناقص است و در زیر گردن و بالای شکم قرار دارد و دارای یک سطح محدب طرفی و دو دهانه است : یکی در بالا که تنگ و کوچکتر است و دیگری در پایین که فراختر می باشد . قفسه سینه از استخوانهای زیر تشکیل یافته است : ۲ - دنده ها که دوازده زوجند و به سه دسته تقسیم می شوند الف - دنده های حقیقی که به توسط غضروف دنده یی مستقیما باستخوان جناغ سینه مفصل می شوند و تعداد آنها ۷ جفت است ب - دنده های کاذب که دارای غضروف دنده یی هستند ولی بجناغ سینه نمی رسند بلکه هر کدام به غضروف بالایی خود می چسبند و تعداد آنها سه زوج است . ج - دنده های مواج که فقط از عقب به مهره های پشتی مربوط مفصل می شوند و در قسمت جلو آزادند و تعداد آنها زوج است ۲ - استخوان جناغ سینه یا عظم قص ۳ - ستون مهره های پشتی که در قسمت خلفی میانی سینه قرار دارد و تعداد این مهره ها ۱۲ عدد است که به هر یک از آنها یکزوج دنده از طرفین مفصل می شود از طرف داخل در محیط قفسه سینه در قسمت عقب ستون مهر ها پشتی قرار گرفته است و در طرفین دنده ها قرار دارند و در بین دنده ها فواصلی است که در حالت عادی از عضلات بین دنده یی پوشیده شده است و در قسمت جلو استخوان جناغ سینه قرار دارد . دهانه تحتانی قفسه سینه را عضله گنبدی شکل به نام حجاب حاجز می پوشاند .این عضله به طرف حفره صدری برجسته است . و سینه را از شکم جدا می کند . دهانه فوقانی قفسه سینه بشکل قلب کارت های بازی است و از اولین مهره پشتی و زوج اول دنده ها و دسته استخوان جناغ سینه ساخته شده است . در داخل قفسه سینه شش ها پرده های جنب قلب و کیسه خارجی آن و مری و شریان آئورت و بعضی عناصر دیگر قرار دارند . توضیح باید دانست که تعداد مهره های ستون فقرات ۳۳ یا ۳۴ عدد است که از بالا به پایین بچهار ناحیه تقسیم می شوند : اول - ناحیه گردنی که شامل ۷ مهره است . دوم - ناحیه پشتی که شامل ۱۲ مهره است و اینها هستند که در ساختمان قفسه سین ...

معنی قفس در فرهنگ معین

قفس
(قَ فَ) [ معر. ] (اِ.) ۱ - محفظه ای برای نگه داری پرندگان . ۲ - استخوان جناغ سینه . ۳ - زندان . ۴ - هر جای تنگ .

معنی قفس در فرهنگ فارسی عمید

قفس
جایگاه مشبک چوبی یا فلزی که برای پرندگان یا حیوانات وحشی درست کنند.

قفس در دانشنامه ویکی پدیا

قفس
قَفَس اتاقکی است که از تور یا میله یا مفتول یا شاخه ساخته می شود تا کسی یا جانوری را در آن نگه دارند.
لغتنامه دهخدا: قفس.
لغتنامه دهخدا: کوفجان.
به شبکه بندی های قفس «میله» و به گوشه های درون قفس «کُنج» گفته می شود.
به محیط هایی که وسایل آسایش در آن فراهم باشد ولی فرد حق خروج از آن محیط را نداشته باشد اصطلاحاً «قفس طلایی» می گویند. به آنچه که با قفس همانندی داشته باشد «قفسه» گفته می شود؛ مانند قفسه سینه.
برای نگهداری از مرغ به صورت صنعتی و نیمه صنعتی از قفس استفاده می شود که مزایای بیشماری دارد
عکس قفس
قفس نوعی اتاقک برای محصورسازی انسان یا حیوان است؛ همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
قفس (فیلم ۱۳۵۳)
قفس (فیلم ۱۹۶۳)
قفس (فیلم ۱۹۸۹)
قفس فیلمی به کارگردانی ایرج قادری، نویسندگی علیرضا داوودنژاد و تهیه کنندگی جمشید شیبانی ساخته سال ۱۳۵۳ است.
اصغر در یک درگیری محمد را به قتل می رساند. او که تحت تعقیب حسین، برادر بزرگتر محمد، است به خانهٔ دوستش داوود پناه می برد، که قرار است با دختر عمویش مهری ازدواج کند؛ اما شبی، در غیاب او، اصغر، در عالم مستی، به مهری تجاوز می کند. مهری ترجیح می دهد همراه اصغر بگریزد تا زندگی ننگینی برای داوود فراهم نکند.
«قفس» (فرانسوی: La Cage) یک فیلم است که در سال ۱۹۶۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به مارینا ولادی اشاره کرد.
قفس (انگلیسی: Cage) یک فیلم رزمی آمریکایی است که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با قفس

قفس در جدول کلمات

قفس مرغ خانگی
خم

معنی قفس به انگلیسی

coop (اسم)
قفس ، زندان ، مرغدان ، اغل گوسفند
birdhouse (اسم)
مرغدانی ، قفس
cage (اسم)
قفس
hutch (اسم)
صندوق ، قفس ، جعبه ، خانه کوچک ، کلبه

معنی کلمه قفس به عربی

قفس
قفص
مشبک

قفس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جمشید احمدی
اگر بپذیریم که قفس گونه ای زندان است؛ و زندانی کوچک و تنگ است؛ آنگاه آسانتر خواهد بود که واژه ی "تنگدان" /تنگ دان / را بجای قفس بپذیریم. بگونه ای هم وزن و همآوای واژه ی زندان نیز هست.بنابراین :
قفس = تنگدان
Hossein
واژه قفس در واقع با ترجمه انگلیسی آن، cage، پیشینه یکسانی دارد. Cage بر گرفته از واژه لاتین cavea به معنی" قفس پرنده" می باشد:

Cavea = Cav(us) -ea

ریشه این واژه لاتین cavus به معنی حفره/hollow و حفر کردن می باشد که به وضوح با واژه ghafas/قفس نسبت دارد ( تغییر متداول c به gh و v به f).

همینطور واژگان کاوییدن/kav)idan)، کاوش، کاوشگر و .. نیز با ریشه لاتین cav)us) در نسبت مستقیم قرار دارند.

دیگر واژگان انگلیسی برگرفته از این ریشه:
(Con(cave
Cave

تفاوت قفس/cage و زندان/prison در این است که اولی حالت مقعر/(con(cave و کاویده شده/caved دارد.


مرجع: یوتیوب، کانال Originally Same

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فروش قفس   • قفس فروشی   • قفس فانتزی   • قفس چوبی   • قفس شعر   • قفس طوطی   • قفس بزرگ   • قفس چوبی پرنده   • معنی قفس   • مفهوم قفس   • تعریف قفس   • معرفی قفس   • قفس چیست   • قفس یعنی چی   • قفس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قفس
کلمه : قفس
اشتباه تایپی : rts
آوا : qafas
نقش : اسم
عکس قفس : در گوگل

آیا معنی قفس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )