انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 890 100 1

معنی قلقلی در لغت نامه دهخدا

قلقلی. [ ق ِ ق ِ ] (ص نسبی ) مدور و خرد.
- کوفته قلقلی ؛ کوفته ٔ خرد چندِ گردکانی که بیشتر از گوشت ونخودچی یا برنج کوفته کنند، و گاه نیز از گوشت تنها.

معنی قلقلی به فارسی

قلقلی
( صفت ) بگرد مدور .
[ گویش مازنی ] /ghol gholi/ دره ای در منطقه هزارجریب واقع در منطقه ی بهشهر & قلقلک
[ گویش مازنی ] /gholgholi jaanemaa/ مرتعی از توابع شهرستان بهشهر
[ گویش مازنی ] /ghelgheli haadaan/ قلقلک دادن
شامیی است به اندازه گردویی و بزرگتر . کله گنجشکی

معنی قلقلی در فرهنگ معین

قلقلی
(قِ قِ) (ص .) (عا.) گرد، مدور (به زبان کودکان ).

قلقلی در دانشنامه ویکی پدیا

قلقلی
قلقلی یک شخصیت تلویزیونی است؛ که بجای حرف زدن، با ایما و اشاره مفاهیم را به مخاطبان خود که عموما کودکان هستند منتقل می کند. این شخصیت را شهرام لاسمی (متولد ۱۳۴۳) بازی می کند. اولین بازی او در ۲۱ سالگی به توصیه فریماه فرهی در برنامه ای به نام «بازی، شادی، تماشا» بود. وی ترجیح می دهد همچنان در برنامه های حضوری حرف نزند فقط در یک کار دوبلاژ اولین بار در برنامه «گل آموز» شبکه آموزش به جای یک عروسک مداد حرف زده است.
ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی (به انگلیسی: Cloudy with a Chance of Meatballs) کتاب داستانی برای کودکان از جودی بَرِت و تصویرسازی ران بَرِت که در سال 1978 میلادی توسط انتشارات سیمون و اسکاستر به چاپ رسید
چشمه قلقلی، روستایی از توابع بخش طغرالجرد شهرستان کوهبنان در استان کرمان ایران است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قلقلی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی قلقلی

آیلین ١٤:٥٠ - ١٣٩٥/١٢/٢٥
قُلقُلی (gholgholi یا qolqoli) ابزاری است متشکل از یک قوطی نیمه پر از آب، با سری بسته و دو عدد نی. قلقلی به همراه سنگ و سیخ برای استعمال تریاک مورد استفاده قرار می گیرد.
|

شهریار آریابد ١١:٠٨ - ١٣٩٨/٠١/٢١
دگرگون شده واژه پارسی " غلغلی " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو
|

پیشنهاد شما درباره معنی قلقلی



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قلقلی تریاک   • فوت قلقلی   • قلقلی درگذشت   • قلقلی گوشت   • قلقلی و همسرش   • شهرام لاسمی   • عکس قلقلی تریاک   • همسر قلقلی   • معنی قلقلی   • مفهوم قلقلی   • تعریف قلقلی   • معرفی قلقلی   • قلقلی چیست   • قلقلی یعنی چی   • قلقلی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قلقلی
کلمه : قلقلی
اشتباه تایپی : rgrgd
آوا : qelqeli
نقش : صفت
عکس قلقلی : در گوگل


آیا معنی قلقلی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )