برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1354 100 1

قلم

/qalam/

مترادف قلم: خامه، کلک، نی، رقم، لول

برابر پارسی: خامه، کلک، هخام

معنی قلم در لغت نامه دهخدا

قلم. [ ق َ ل َ ] (ع مص ) چیدن و تراشیدن ناخن و جز آن را. (منتهی الارب ). || قطع کردن. (اقرب الموارد). در اقرب الموارد قلم به فتح اول و سکون دوم را قطع کردن چیزی و چیدن ناخن معنی کرده است.
- قلم شدن ؛ دو نیمه شدن. قطع شدن. شکسته شدن. از یکدیگر جداشدن. قلم شدن دست یا پای ؛ قطع شدن استخوان آن با یک زخم :
چو نیزه قلم شد به گرز و به تیغ
همی خون چکانید مانند میغ.
فردوسی.
هر دون که برخلاف تو گیرد قلم بدست
حقاکه از نهیب تو دستش قلم شود.
سیدحسن غزنوی.
چو دست را به قلم برد و عدلنامه نوشت
قلم شود بسر تیغ داددست تنم.
سوزنی.
بخود پیچید فلفل از سواد خال هندویت
قلم شد دار چینی از حدیث تندی خویت.
محسن تأثیر (از آنندراج ) (از ارمغان آصفی ).
- قلم قلم کردن ؛ با شمشیر و کارد و جز آن چیزی راچون چوب و استخوان به قطعات جدا کردن.
- قلم کردن ؛ کنایه از دو پاره کردن چیزی باشد به یک ضرب. (آنندراج ) (برهان ). دونیم کردن. جدا کردن. (انجمن آرای ناصری ) :
به یک زخم صد نیزه کردی قلم
خروشان و جوشان چو شیر دژم.
فردوسی.
- || بریدن در عرض چیزی را که بسیار گنده نباشد مانند شاخ نورسته یا دست و انگشت و امثال آن مثلاً نگویند تنه ٔ درخت چنار را قلم کردم بلکه گویند شاخ آن را قلم کردم و دست فلان را قلم کردم و از اینجاست که بعضی گفته اند بریدن به یک ضربت است زیرا که در چیزهای گنده صورت نمی بندد. (آنندراج ) :
گر دست بر قلم بنهد بی اجازتت
تیر فلک سپهر کند دست او قلم.
سلمان (از آنندراج ).
|| (اِ) طرز و شیوه ٔ نگارش خط با سبک نوشتن خط. رسم خط. شیوه ٔ خط. (یادداشت مؤلف ): این قلم کلهر است ؛ خط اوست.
قلمهای اسلامی ؛ خطهای اسلامی. روایات در اقسام قلم های اسلامی تا حدی متشتت است. آنچه از مجموع روایات بدست می آید آن است که قلم اسلامی از آغاز همان قلم نبطی بوده است که آن را «النسخی » و «الدارج » مینامیده اند و عرب مستقیماً از نبطی متأخر گرفته بود و بعد از معاشرت ...

معنی قلم به فارسی

قلم
نی تراشیده که با آن بنویسند، خامه، کلک، آلت نوشتن
( اسم ) ۱ - آلتی نئین یا چوبین و یا فلزی که به وسیله آن با مرکب با جوهر روی کاغذ نویسند خامه کلک جمع : اقلام : قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز و رای حد تقدیراست شرح آرزومندی . ( حافظ ۳٠۶ ) ترکیبات اسمی : یا قلم سرب . قلم فرنگی . یا قلم فرانسه . قلمی است که دارای دسته ای چوبی است وسر قلم فلزی بدان نصب کنند و نویسند . یا قلم فرنگی . دو قسم است : یکی آنکه با دسته است و آن را از سنگ یشم و بلور یا دندان ماهی و عاج یا چوب صندل سازند و آن احتیاج به مداد ندارد و حروفی که با آن نویسند در رنگ مشابه بسواد سرمه کشیدن و آن را اکثر پادشاهان هند و امرای بزرگ به کار می بردند . دوم آنکه چوبی را بقدر قلم متعارف از درون خالی کرده چیزی که بدان نوشته شود و در آن پر کنند و بدان چیز نویسند مداد . یا قلم فولاد . قلمی که نوک آن از فولاد است : کار من در گره از پر هنری افتاده است دارد از جوهر خود مو قلم فولادم . یا قلم گندمی . قلم مویی که پر پشت و پر مایه باشد . این نوع قلم برای صورتسازی و قلم گیری های نازک و کلفت یا به عبارت دیگر تند و کند به کار برده می شود . مقابل قلم نیزه یی . یا قلم گوسفند . استخوان پای گوسفند است با چند شیار که در قطر آن حک گردیده است و برای کشیدن و محکم کردن تسمه هنگام مهار کردن تخت گیوه بکار رود . یا قلم نیزه یی . قلم موی کم پشت و بلند . این نوع قلم مو معمولا برای قلم گیری یک نواخت و خطوط بلند به کار می رود . مقابل قلم گندمی . تر کیبات فعلی : یا بزیر قلم داشتن . مطیع داشتن منقاد داشتن تحت تسلط داشتن یا بسر قلم خود گرفتن . به وسیله نوشته های خود اداره کردن : سلطان ... به خواجه حواله کرد ... و سلطانیات بغداد را همه بسر قلم خود گرفت . یا به قلم آب خوردن . آب بسیار کم خوردن : قانع بدستبوس شدن زان جهان حسن از بحر تشنه را بقلم آی خوردنست . یا به قلم باز دادن . ۱ - بقلم دادن ۲ - خط بطلان کشیدن . یا به قلم دادن . نوشتن تحریر کردن . یا به قلم گرفتن . نوشتن تحریر کردن : هر دو بسیار نفیس است ندانم کاول آن یک را بقلم گیرم و این را گویم . یا قلم بدم شمشیر افتادن . دندانه دار شدن شمشیر و دمش برگشتن . یا قلم برداشتن ( برگرفتن ) از کسی . معاف کردن وی مرفوع القلم ساختن ...

معنی قلم در فرهنگ معین

قلم
(قَ لَ) [ معر - یو. ] (اِ.) ۱ - هر ابزاری که با آن بنویسند. ۲ - نی تراشیده که با آن بنویسند. ، ~ به تخم چشم زدن کنایه از: کار نویسندگی یا قلم زنی کردن .
(قَ لَ. بَ. گِ رِ تَ) [ معر - فا. ] (مص ل .) کنایه از: باج و خراج نگرفتن .
(قَ لَ. بَ) [ معر. ] (حامص .) عمل قلم بند و آن تهیه و ساختن قلم مو برای انواع نقاشی ها است .
( ~ . تَ) (اِمر.) چاقوی کوچک جیبی جهت تراشیدن قلم .
( ~ . دَ) (مص م .) به حساب آوردن ، به شمار آوردن .
( ~ . دَ. کِ دَ) [ معر - فا. ] (مص م .) باطل گردانیدن .
( ~ . زَ دِ) [ معر - فا. ] (ص مف .) ۱ - نوشته ، مکتوب . ۲ - منقش . ۳ - فلزی که روی آن قلمزنی شده باشد.
( ~ .) [ معر. فا. ] (اِمر.) قلم مودار مخصوص رنگ ، روغن که نقاشان به کار برند و آن انواع مختلف دارد.
( ~ . نِ) (اِمر.) قلمی که از ساقة نی تراشند و برای خوش نویسی به کار برند.
( ~ . کَ دَ) [ معر - فا. ] (مص م .) بریدن ، قطع کردن .
(قَ لَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) نوعی نقاشی که در آن فقط با قلم و مرکب سیاه یا مداد کار شده باشد.

معنی قلم در فرهنگ فارسی عمید

قلم
۱. هر وسیله ای که با آن بنویسند، خامه، کِلک.
۲. (اسم مصدر، اسم) [مجاز] نویسندگی.
۳. [مجاز] شیوۀ نوشتن، سبک.
۴. (زیست شناسی) [مجاز] هریک از استخوان های دست وپای انسان و سایر جانداران.
۵. [مجاز] نوع، گونه.
۶. شصت وهشتمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۵۲ آیه، نون والقلم.
۷. واحد شمارش برخی اشیا.
* قلم راندن: (مصدر متعدی)
۱. حکم کردن.
۲. [قدیمی، مجاز] رقم زدن، رقم کردن، نوشتن.
* قلم زدن: (مصدر لازم) [مجاز]
۱. نوشتن.
۲. نقش کردن، نقاشی کردن.
۳. حکاکی کردن.
* قلم شدن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] قطع شدن، بریده شدن.
* قلم کردن: (مصدر متعدی) [مجاز]
۱. بریدن.
۲. چیزی را به شکل قلم قطع کردن.
* قلم کشیدن: (مصدر متعدی) [مجاز]
۱. خط کشیدن، خط زدن.
۲. حذف کردن.
۳. نادیده گرفتن، بی توجهی کردن.
چاقوی کوچکی که با آن سر قلم را می تراشند.
آنچه با قلم نوشته شده: نظامی که در رشته گوهر کشید / قلم دیده ها را قلم در کشید (نظامی۵: ۷۶۳).
۱. هر چه که بر روی آن قلم زنی شده باشد.
۲. نوشته، مکتوب.
۱. نویسنده.
۲. نقاش.
۳. حکاک.
۱. [مجاز] نویسندگی.
۲. [مجاز] نقاشی.
۳. حک کردن تصویر جانوران یا انواع گل وگیاه و طرح های دیگر بر روی فلز با قلم های مخصوص، حکاکی.
قلمی که در سر آن دستۀ کوچکی از مو یا الیاف قرار دارد.
در نقاشی، تصویری که با مداد یا مرکّب سیاه کشیده شده و رنگ آمیزی نداشته باشد.
نویسنده.
...

قلم در دانشنامه اسلامی

قلم
قلم وسیله ای است که به وسیله آن مقدرات جهان ثبت می شود. قلم، مجرای فیض الهی است.
اصطلاحی است برگرفته از قرآن و به معنای وسیله ای است که کتابت و ثبت مقدّرات جهان، از گذر آن صورت می پذیرد.
آفرینش قلم
بنابر روایات، خداوند، نخست قلم را آفرید و آن گاه بدو فرمود که بنویسد و بدین سان، قلم، هر آنچه را تا قیامت پیش می آید، بازنوشت.
قلم مخلوق اول
قلم، صادر اوّل و نخستین تعیّن از تعیّنات ذات اقدس الهی است. قلم مخلوق اوّل است و از این رو، مرتبه ای از مراتب هستی است که موجودات به نحو اجمال و بساطت در آن تحقّق دارند. قلم، حقایق جهان آفرینش را به صورت تفصیلی به لوح افاضه می کند برخی دیگر از روایات، مخلوق اوّل را عقل یا گوهر دانسته اند. مفسّران این دو دسته روایات را جمع کرده و بر آن رفته اند که قلم و عقل شیئی یگانه اند
قلم مفهومی غیبی
...
قلم
قَلَم واژه ای قرآنی که خداوند در قرآن به آن سوگند خورده است. سوره ای در قرآن، به نام سوره قلم وجود دارد. در روایات، تعبیرهای بسیاری درباره آن آمده از جمله؛ اولین مخلوق خداوند، وسیله ای که فرشتگان با آن وحی یا نامه اعمال را می نویسند، نامی برای امام علی(ع) و یا فرشته ای از جنس نور. برخی از عارفان مسلمان معتقدند قلم مرتبه ای وجودی دارد و اولین مخلوق خداوند یا همان «عقل اول» است. همچنین می گویند علم خدا به مخلوقاتش، به صورت اجمالی در قلم وجود دارد و قلم آن را به تفصیل در لوح ایجاد می کند.
قلم در لغت، وسیله ای است که با آن می نویسند. در قرآن کریم چهار مرتبه این واژه ذکر شده است.؛ سوره قلم، آیه۱؛ سوره آل عمران، آیه۳؛ سوره لقمان، آیه۲۷؛ سوره علق، آیه۴. به علاوه اینکه یکی از سوره های قرآن کریم، قلم نام دارد که خداوند در اولین آیه آن، به قلم سوگند خورده است. مفسران در تفسیر این واژه در سوره قلم، چندین نظریه گفته اند از جمله اینکه؛ منظور قلمی است که فرشتگان با آن وحی الهی، یا نامه اعمال انسان ها را می نویسند. اختصاص به قلم خاصی ندارد و مراد هر نوع قلمی است. اولین مخلوق خداوند یا همان قلم آفرینش است.
در منابع حدیثی، روایات متفاوتی در مورد قلم نقل شده است. برخی از روایات، قلم را فرشته ای می د ...


قلم در دانشنامه ویکی پدیا

قلم
قلم (سوره)، نام یکی از سوره های قرآن.
قلم (خطاطی)، ابزاری برای نوشتن که از نی ساخته می شود و برای افزودن جوهر به یک سطح (معمولاً کاغذ) استفاده می شود.
قلم (نوشت افزار)، عبارتی کلی که برای ابزارهای نوشتن با جوهر از جمله خودکار، روان نویس، خودنویس، ماژیک و غیره به کار می رود.
قلم (رایانه) یا فونت، داده ای رایانه ای است که مجموعه ای از علامت ها، نویسه ها یا نشانه هایی چون دخشه های آرایشی را شامل می شود.
قلم (استخوان)، استخوان پای چهارپایان.
قلم (نشریه) (۱۹۰۸-۱۹۱۱) نشریه ی طنز ترکی-فرانسوی
قلم (بندرعباس)، روستایی از توابع بخش تخت شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان شمیل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۵ نفر (۳۶خانوار) بوده است.
به مجموعه ای از یک الفبایِ کامل و هم خانواده، با حالت های مختلفِ حروف و دیگر کارکترهایِ (اعداد و علائمِ) موردِ نیازِ حروفچینی، قلمِ رایانه ای و در انگلیسی تایپ فیس (به انگلیسی: Typeface) گفته می شود. از سویِ دیگر، به هر یک از حالت ها و اجزایِ این مجموعه که شاملِ حروف، اعداد و دیگر علائمِ نگارشی می باشند، فونت (به فرانسوی: fonte) (به انگلیسی: font خوانده می شود: فانت /fɑ:nt/) می گویند.
نستعلیق
دست نویس
تیتر
بارکد
سمبل
امروزه در محافلِ عمومی و با توجه به حروفچینیِ جدید و نوری، واژه یِ فونت نسبت به تایپ فیس، رواجِ بیشتری یافته است. می توان گفت، مجموعه یِ حرف هایی که با رابطه هایِ گرافیکی تصویرِ نوشتاریِ یک زبان را نشان می دهند، قلمِ رایانه ای نامیده می شود که گاه در فارسی نیز، به پیروی از انگلیسی، آن را فونت می خوانند.
هم در حروف چینی سنتی و هم در کاربرد مدرن واژه فونت برای اشاره به مکانیسم طراحی تایپ فیس به کار می رود. در حروف چینی سنتی فونت از جنس چوب یا فلز ساخته می شد، امروزه فونت یک فایل دیجیتال است.
فونت در چاپِ سنتی عموما ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قلم در دانشنامه آزاد پارسی

قَلَم (pen)
قلم پر
نوعی نوشت افزار. قدمت قلم به عهد مصر باستان می رسد. رومی ها قلم پر را ابداع کردند و این فناوری تا قرن ۱۸، که نوک قلم فولادی ساخته شد، همچنان بدون تغییر باقی ماند. قلم خودنویس با ذخیرۀ پیوسته ای از جوهر در دهۀ ۱۸۸۰ اختراع شد. امروزه رایج ترین نوع قلم خودکار است که کاربرد آن در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ رواج یافت. روان نویس هم از قلم های رایج است که از دهۀ ۱۹۶۰ به این طرف باب شد.
تاریخچه. اولین نوع قلم بر اثر جویدن سر نوعی نی ساخته شد. مصری ها حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد از این قلم برای نوشتن روی پاپیروس استفاده کردند. این نوع قلم ۲۰۰۰ سال بعد جای خود را به قلمی داد که یونانی ها با تراشیدن سر نی تحت زاویه ای مناسب، و فاق زدن آن در جهت عمود بر جهت تراش تهیه کردند. این قلم برای نوشتن الفبای یونانی، که تازه اختراع شده بود، مناسب تر بود. قلم نی همچنان متداول بود تا پوست حیوانات، چرم، و پوست درخت جای پاپیروس را گرفت. سطح صاف تر پوست حیوانات نوشتن دست خط ظریف تر و استفاده از قلم پر را، که از شاه پر پرندگان ساخته می شد، امکان پذیر ساخت. در آرژانتین، لاسلو بیروی مجاری الاصل خودکار را اختراع کرد. این قلم بر اساس عمل مویینگی کار می کند. در نوک آن ساچمۀ گردی به قطر یک میلی متر قرار دارد و قلم دارای جوهر بسیار غلیظی است. اختراع او، به صورت های گوناگون، همۀ بازارهای جهان را تسخیر کرد. در دهۀ ۱۹۶۰، ژاپنی ها روان نویس را اختراع کردند.

نقل قول های قلم

قلمبر همه نوشت افزارها از جمله خودکار، روان نویس، خودنویس، ماژیک و غیره گفته می شود و به طور ویژه که به نوشت افزارهای بی جوهر و طبیعی اطلاق می گردد . همچنین کنایه از نوشتن نیز می باشد.
• «ن ، سوگند به قلم و آنچه نویسند.» سوره ۶۸، آیه ۱ -> قرآن

ارتباط محتوایی با قلم

قلم در جدول کلمات

قلم انگلیسی
پن
قلم تخته سیاه
گچ
قلم درشت
نی
قلم فرنگی
پن
قلم نی
ساسر
داستانی بلند به قلم محمد محمد علی
رعد و برق بی باران
داستانی به قلم ایوان تورگنیف روس
اشیانه دولتمندان
داستانی به قلم غلامحسین ساعدی
بهترین بابای دنیا
داستانی مشهور به قلم الکساندر دوما نویسنده فرانسوی
سه تفنگ دار
صدای قلم هنگام نوشتن
صریر

معنی قلم به انگلیسی

style (اسم)
میله ، سیاق ، خامه ، سبک ، روش ، شیوه ، عبارت ، سلیقه ، قلم ، استیل ، سبک نگارش ، سبک متداول
shaft (اسم)
تیر ، میل ، محور ، میله ، دسته ، خدنگ ، گلوله ، چوب ، پرتو ، بدنه ، استوانه ، دودکش ، ستون ، بادکش ، نیزه ، قلم ، چاه ، چوبه
pen (اسم)
خامه ، اغل ، خانه ییلاقی ، قلم ، کلک ، شیوه نگارش
wedge (اسم)
گوه ، براز ، قلم ، غازه
stylus (اسم)
سوزن ، قلم ، نوک سوزنی ، قلم فولادی حکاکی و گراورسازی

معنی کلمه قلم به عربی

قلم
اسلوب , دخول , عمود , قلم
مشبک
ازميل
انقش , خدش
احفر
نقش
منثول
فرشاة
فرشاة
صليب
مثقف

قلم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مها انصاری
مداد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نفرات برتر قلم چی   • کاظم قلم چی   • قلم چی تخمین رتبه   • برنامه راهبردی قلم چی 94-95   • کانون فرهنگی آموزش قلم چی تهران   • صفحه شخصی پشتیبان قلم چی   • کانون فرهنگی آموزش قلم چی tehran   • معنی قلم   • مفهوم قلم   • تعریف قلم   • معرفی قلم   • قلم چیست   • قلم یعنی چی   • قلم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قلم
کلمه : قلم
اشتباه تایپی : rgl
آوا : qalam
نقش : اسم
عکس قلم : در گوگل

آیا معنی قلم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )