برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

قلوه

/qolve/

مترادف قلوه: کلیه

برابر پارسی: کُلوه

معنی قلوه در لغت نامه دهخدا

قلوة. [ ق ِل ْ وَ ] (ع ص ) ستور که صاحب خودرا از همه پیش برد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

قلوه. [ ق ُل ْ وَ / وِ ] (اِ) کلوه. کلیه. گُرده. یکی از دو غده ٔ بزرگی که بر دو طرف پهلوی انسان و حیوان است و از آن شاش تولید میشود. نام فارسی آن گرده است. این لفظ مبدل از لفظ کلیه ٔ عربی است. (فرهنگ نظام ).
- قلوه سنگ ؛ رجوع به این کلمه شود.
- قلوه کن شدن جامه ؛ پاره شدن آن به اندازه ٔ قلوه.
- امثال :
دل دادن و قلوه گرفتن ؛بانهایت عشق و علاقه به سخنان یکدیگر گوش دادن. مات سخنان هم شدن.

معنی قلوه به فارسی

قلوه
کلیه، هریک ازکلیتین، گرده، به عربی کلوه هم گویند
( اسم ) کلیه .
ستور که صاحب خود را از همه پیش برد
[cobble, roundstone] [زمین شناسی] قطعه سنگی نسبتاً گرد به قطر 64 تا 256 میلی متر
[cobbly] [زمین شناسی] مربوط به قلوه سنگ
[flank] [علوم و فنّاوری غذا] بخش بدون استخوان و ورق شکل لاشه که بین دنده و ران است
یا قلوه کن شدن . ( مصدر ) گیر کردن پارچه به چیز نوک تیز و پاره شدن آن .

معنی قلوه در فرهنگ معین

قلوه
(قُ وِ) (اِ.) کلیه .
( ~ . سَ) (اِمر.) ۱ - سنگ های کم و بیش درشت که از ریگ درشت تر ولی از قطعه سنگ کوچک ترند. ۲ - قطعه ای سنگ نتراشیده .

معنی قلوه در فرهنگ فارسی عمید

قلوه
= کلیه koliye
قطعه سنگ کوچک ناتراشیده درشت تر از گردو تا اندازۀ یک سیب.
ویژگی پارچه یا جامه ای که به میخ یا چیز دیگر گیر کرده و سوراخ شده باشد.

قلوه در جدول کلمات

معنی قلوه به انگلیسی

kidney (اسم)
کلیه ، مزاج ، نوع ، خلق ، گرده ، قلوه

معنی کلمه قلوه به عربی

قلوه
خلية
انقاض

قلوه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قلوه چیست   • عکس قلوه   • خواص قلوه برای کودکان   • مصرف قلوه در بارداری   • مصرف قلوه برای کودکان   • قلوه کجاست؟   • عصاره قلوه   • قلوه گاه   • معنی قلوه   • مفهوم قلوه   • تعریف قلوه   • معرفی قلوه   • قلوه یعنی چی   • قلوه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قلوه
کلمه : قلوه
اشتباه تایپی : rg,i
آوا : qolve
نقش : اسم
عکس قلوه : در گوگل

آیا معنی قلوه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )