انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 894 100 1

معنی قناری در لغت نامه دهخدا

قناری. [ ق َ ] (اِ) طایری است زردرنگ خرد و خوب صورت و این معرب کانیری است که لفظ انگریزی باشد. (آنندراج ). پرنده ای است از راسته ٔ سبکبالان و از دسته ٔ گنجشکان که به قد و اندازه ٔیک گنجشک معمولی است. پرنده ای است زیبا و خواننده ، زردرنگ گاهی مخلوط با پرهای قهوه ای و سیاه. اصل این پرنده از جزایر قناری است (وجه تسمیه ) و از آنجا به سایر نقاط من جمله ایران آورده شده است ، امروز این پرنده در ایران بطور نسبتاً فراوان تربیت و نگهداری میشود. خواندنش بسیار دل انگیز و مطبوع است و بعد از بلبل خوش سخن ترین پرندگان محسوب میشود. تربیت و نگاهداری و صدور قناری امروز یکی از مشاغل عمده ٔ اهالی آلمان خصوصاً ولایات هارتس و تیرول میباشد و هر سال بالغبر صدهزار قناری به انگلستان صادر می کند. جنس نر این پرنده خواننده است و جنس ماده ٔ آن فقط برای جوجه کشی مورد استفاده قرار میگیرد. ماده ٔ این حیوان هر دفعه پنج تخم میگذارد و مدت سیزده روز روی تخم میخوابد تا جوجه ها خارج شوند، ممکن است تا مدت بیست سال در قفس بماند و بخواند ولی اگر برای جفت گیری بکار رود بیش از چهار سال خوانندگی ندارد. قناری های وحشی از دانه ٔ نباتات و سبزیها و میوه ها مخصوصاً انجیر تغذیه مینمایند ولی در غذاهای قناریهای تربیت شده باید علاوه بر دانه ٔ نباتات (ارزن ، تخم شاهدانه ) زرده ٔ تخم مرغ را نیز اضافه کنند. چغک زرد، بلبل زرد، گنجشک زرد.

قناری. [ ق َ ] (اِخ ) خالدات. مجمع الجزایر اسپانی در اقیانوس اطلس و به شمال غربی صحرا که 7273 کیلومتر مربع وسعت و 944400 تن سکنه دارد. عمده ٔ جزائر این مجمعالجزائر عبارتند از: قناری بزرگ ، تنه ریف ، فورته وانتورا ، لانزاروت ، گومرا ،پالما ، و هیرو (جزیره ٔ آهن ) ، منطقه ٔ مطبوع و خوش منظری است که آن را جزایر غنی و ثروتمند گویند. محصول آنجا شراب و زراعت درختان میوه است و دو ولایت را تشکیل می دهد که حاکم نشین آنها عبارتند از لاس پالماس ، و سانتاکروز ، تنه ریف. این جزایر در سال 1402 م. کشف گردید. (از لاروس کوچک ). رجوع به خالدات و کاناری شود.

قناری. [ ق َن ْ نا ] (اِخ ) عبدالرحیم بن احمد. از محدثان است. (منتهی الارب ).

معنی قناری به فارسی

قناری
پرندهای کوچک وخوش آواز، اصل آن ازجزایرقناری است
عبدالرحیم بن احمد از محدثان است

معنی قناری در فرهنگ معین

قناری
(قَ) (اِ.) پرنده ای است خوش آواز به اندازة گنجشک با پرهایی به رنگ های زرد روشن یا نارنجی یا خاکستری یا ابلق .

معنی قناری در فرهنگ فارسی عمید

قناری
پرنده ای کوچک و خوش آواز با پرهای زرد روشن، نارنجی، خاکستری، یا ابلق.

معنی قناری به انگلیسی

canary (صفت)
قناری ، زرد ، رنگ زرد روشن

معنی کلمه قناری به عربی

قناری
کناري

قناری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی قناری

شهریار آریابد ١١:١٩ - ١٣٩٨/٠١/٢١
در پارسی " پیاک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی قناری



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت قناری   • قناری صدا   • اواز قناری   • قناری رسمی بلند   • تغذیه قناری   • فیلم قناری   • قناری مست   • قناری اهلی   • معنی قناری   • مفهوم قناری   • تعریف قناری   • معرفی قناری   • قناری چیست   • قناری یعنی چی   • قناری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قناری
کلمه : قناری
اشتباه تایپی : rkhvd
آوا : qanAri
نقش : اسم
عکس قناری : در گوگل


آیا معنی قناری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )