انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1073 100 1

قنطار

معنی قنطار در لغت نامه دهخدا

قنطار. [ق ِ ] (معرب ، اِ) تازگی عود بخور. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). || پوست گاو پر از زر. (برهان ) . || مقدار چهل اوقیه از زر یاهزار اوقیه از آن یا دوصددینار یاهزار دو صد اوقیه یا هفتاد هزار دینار یا هشتادهزار درهم یا یکصد رطل از زر یا از سیم یاهزار دینار یا یک پوست گاو پر از زر یا از سیم. (منتهی الارب ). ج ، قناطیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). وزن چهل اوقیه از طلا یاهزار و دویست دینار یاهزار و دویست اوقیه و گویند هفتادهزار دینار و گویند هشتادهزار درهم و گویند صد رطل طلا یا نقره و گویند هزار دینار و گویند مشک گاو پر از طلا یا نقره و گویند مال فراوان بر روی هم. (اقرب الموارد). و قنطار در شام صد رطل است. (اقرب الموارد). || ساداوران است و آن چیزی است مانند صمغ و در درون بیخ درخت گردکان میباشد. خون را ببندد و قطع اسهال کند. (ناظم الاطباء).

معنی قنطار به فارسی

قنطار
( اسم ) ۱ - پوست گاوی که درون آن را پر زر کرده باشند ۲ - واحد وزن معادل یکهزار و دویست اوقیه یا مساوی یکصد و بیست رطل جمع : قناطیر . توضیح در وزن قنطار اختلاف کرده اند : بعض آنرا۴٠٠٠ دینار یا ۱٠٠ من و ۱٠٠ رطل و ۱٠٠ مثقال و ۱٠٠ درهم گفته اند برخی ۱۲٠٠ اوقیه یا ۱۲٠ رطل و برخی ۴٠ اوقیه از زر یا ۱۲٠٠ دینار ۸٠ /٠٠٠ درهم یا ۱٠٠ رطل زر و سیم : از زرد و سرخ مرد بنفریبد ناراست صره وی و قناطارش .

معنی قنطار در فرهنگ معین

قنطار
(قَ) [ معر. ] (اِ.) ۱ - وزنی در حدود صد رطل . ۲ - مال بسیار و پوست گاو که پر از زر باشد.

معنی قنطار در فرهنگ فارسی عمید

قنطار
۱. واحد اندازه گیری وزن، برابر با حدود صد رطل.
۲. مال بسیار.
۳. پوست گاو پر از زر: به قنطار زر بخش کردن ز گنج / نباشد چو قیراطی از دسترنج (سعدی۱: ۸۵).

قنطار در دانشنامه اسلامی

آیه قنطار به آیه ۲۰ سوره نساء
← اجبار زن برای بازگرداندن مهریه
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۲۰.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۲۰۱.    
...
آیه قِنطار آیه ۲۰ سوره نساء است که متهم کردن زنان به اعمال منافی عفت، برای توجیه طلاق و عدم پرداخت مهریه و یا بازپس گیری آن را به شدت نهی کرده و مورد نکوهش قرار می دهد. این رسم از رسوم غلط زمان جاهلیت بود که به دوران اسلامی نیز راه یافته بود. در زمان جاهلیت، اگر مردی تصمیم به جدایی از همسر خود می گرفت، او را مورد آزار و اذیت قرار می داد و به اعمال منافی عفت متهم می کرد تا مهریه او را پرداخت نکند و یا در صورت پرداخت، از همسر خود پس بگیرد. از این آیه پیام های گوناگونی همچون حمایت اسلام از حقوق زنان، جواز مهریه زیاد و حق مالکیت زن، برداشت شده است.
آیه ۲۰ سوره نساء، آیه قنطار خوانده می شود. به باور ناصر مکارم شیرازی، از مفسران معاصر، این آیه علاوه بر دفاع از حقوق زنان، یکی از رسوم زشت و غلط دوران جاهلیت را به شدت نهی کرده و مورد نکوهش قرار داده است.
پیش از اسلام رسم بر این بود که هرگاه مردی قصد داشت همسر خود را طلاق دهد، او را مورد اذیت و آزار قرار می داد و اتهام اعمال منافی عفت به او وارد می ساخت تا زن وادار شود مهریه خویش را ببخشد یا بازگرداند؛ سپس وی را طلاق می داد و با همان مهر، همسر دیگری برمی گزید. نزول این آیه، در مذمت و جلوگیری از این رفتار نازل شده است.
به آیه 20 سوره نساء/4 «آیه قنطار» گفته اند. قنطار به معنای دارایی فراوان است. این آیه یکی از رسوم جاهلیت را تخطئه می کند؛ زیرا در جاهلیت رسم بر این بود که هرگاه شوهری از همسرش کدورتی داشت و می خواست او را طلاق دهد، بر او سخت می گرفت و او را به اعمال منافی عفت متهم می کرد تا زن حاضر شود مهر خویش را که پیش تر دریافت کرده بود، بازگرداند و شوهر همین مال را مهر همسر دوم خود قرار می داد.
آیه، این کار را به شدت نکوهیده است و می فرماید: اگر خواستید همسری دیگر به جای همسر خود ستانید و به یکی از آنان مال فراوان داده اید، چیزی از آن را پس نگیرید. آیا می خواهید آن را به بهتان و گناهی آشکار بگیرید؟:
«وَ إِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَیْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَ إِثْماً مُّبِیناً»
در آیه بعد که بیست و یکمین آیه همین سوره است و آیه افضاء نام گرفته، می فرماید: چگونه آن مال را می گیرید و حقوق همسرانتان را پای مال می کنید؛ در حالی که شما و همسرانتان مدت ها در خلوت و تنهایی با یکدیگر نزدیکی کرده و مباشرت داشته اید و آنان هنگام عقد از شما پیمانی محکم گرفته اند:
«وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَی بَعْضُکُمْ إِلَی بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا»
سمیر قنطار (۱۹۶۲ – ۲۰۱۵م) مبارز دروزی مذهب عضو سازمان آزادی بخش فلسطین بود که در جریان یک علمیات علیه نیروهای اسرائیلی دستگیر و به زندان ابد محکوم شد. در تبادل اسرای سال ۲۰۰۸ بین اسرائیل و حزب الله لبنان از زندان آزاد شد. وی در جریان حمله جنگنده های آن رژیم در سوریه به شهادت رسید. حزب الله لبنان از وی به عنوان قهرمان و نماد مقاومت یاد می کند.
سمیر قنطار در سال ۱۹۶۲ میلادی در لبنان در خانواده ای دروزی متولد شد. خانواده وی از مبارزان لبنانی بودند و سمیر به دلیل فعالیت های مبارزاتی خانواده در سن چهارده سالگی به جبهه آزادی بخش فلسطین پیوست.
وی در اولین مأموریت در مسیر ورود مخفیانه به فلسطین اشغالی گرفتار نیروهای امنیتی اردن شد و کمتر از یک سال در زندان اردن بود و بعد از آزادی از ورود به این کشور منع شد.

قنطار در دانشنامه ویکی پدیا

قنطار
قنطار از ریشهٔ لاتینی کنتاریوس است. قنطار از آن اوزانی است که در اندازهٔ آن اختلاف نظر بسیار است. این کلمه در ردیف مقیاسات وزنی اسلامی و عرب قرار گرفته و در سلسلهٔ اوزان قدیم عرب معادل صد رطل بوده است. قنطار در مورد تعداد زیادی از سکهٔ طلا معمولاً ۱۰٬۰۰۰ دینار نیز به مقدار ۴۲ و نیم کیلوگرم بکار رفته است. در قرآن به معنی مال فراوان و بسیار آمده است. معمولاً قنطار را برابر یکصد رطل و جمع آن را قناطیر نوشته اند. این کلمه در پیش از اسلام هم رایج بوده است. ابن اخوه قنطار قرآن را برابر ۲۲۰۰ اوقیه نوشته است.
«قنطار». لغت نامه دهخدا. دریافت شده در ۸ خرداد ۱۳۹۱.
بطورکلی به مال فراوانی که بر روی هم انباشته شده باشد، گفته می شود. از جمله قنطار به وزن چهل اوقیه از طلا یا ۱۲۰۰ دینار یا ۱۲۰۰ اوقیه و همچنین به ۷۰٬۰۰۰ دینار یا ۸۰٬۰۰۰ درهم یا ۱۰۰ رطل طلا یا نقره یا هزار دینار یا مشک گاو پر از طلا یا نقره است. قنطار در شام برابر با ۱۰۰ رطل است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قنطار در دانشنامه آزاد پارسی

قِنطار
(صورت مفرد واژۀ عربی قناطیر به معنی مال و اموال فراوان) مقیاسی قدیمی برای وزن، برابر با ۱۰۰ رطل. این عبارت دست کم از دورۀ هخامنشیان در حکم مقیاس وزن در ایران رواج داشته است. اعراب نیز با آن آشنایی کامل داشتند و از راه زبان عربی به صورت Quintal (کنتال) وارد زبان فرانسوی شده است. هرودوت میزان خراج (مالیات) شهرستان ها به مرکز شاهنشاهی داریوش را ۹۸۸۰ قنطار اوبوئی ذکر کرده که منظور از قنطار مقدار زیادی سکۀ طلا بوده است. از آن جا که رطل خود انواع گوناگونی داشته، وزن قنطار در نواحی مختلف، متفاوت بوده است؛ مثلاً برحسب رطل استانبولی ۲۵۶ کیلوگرم، برحسب رطل بغدادی۳۲.۴ کیلوگرم، برحسب رطل کویتی۴۴.۵۲ کیلوگرم، برحسب رطل مدنی ۴۸.۶کیلوگرم، و برحسب رطل ملکی۶۴.۸ کیلوگرم. کلمۀ قنطار سه بار در قرآن (دو بار در سورۀ آل عمران و یک بار در سورۀ نساء) آمده است.

قنطار را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > night person
Mahdieh > Come up
بازگیر کلوخی > کلوخی (زابل)
Hnf > Population
میثم سراوانی > Disloyal
دیوانه زاده > خرچنگ
محمدجواد > circumferentially
علی > begining

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• همسر سمیر قنطار   • زینب برجاوی   • زن سمیر قنطار   • دین سمیر قنطار   • معنی قنطار   • مذهب سمیر قنطار   • ازدواج سمیر قنطار   • مذهب دروزی   • مفهوم قنطار   • تعریف قنطار   • معرفی قنطار   • قنطار چیست   • قنطار یعنی چی   • قنطار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قنطار
کلمه : قنطار
اشتباه تایپی : rkxhv
عکس قنطار : در گوگل


آیا معنی قنطار مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )