انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 895 100 1

معنی قواره در لغت نامه دهخدا

قوارة. [ ق ُ رَ ] (ع اِ) جامه و جز آن گرد بریده یا مخصوص است به ادیم. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). آنچه از اطراف چیزی بریده باشند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (ص ) چیزی اطراف بریده. (منتهی الارب ). هر چیز اطراف بریده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). از اضداد است. (ازاقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَواره شود.

قوارة. [ ق ُ رَ ] (اِخ ) موضعی است میان بصره و مدینه. (منتهی الارب ). دارای چشمه ها و نخلستانهای بسیاری است و از عیسی بن جعفر است. و بین راجیه و بطن الرمه و نزدیک متالع قرار دارد. گفته اند قواره آبی است از بین یربوع. رجوع به معجم البلدان شود.

قواره. [ ق َ رَ / رِ ] (از ع ، اِ) پارچه ای که گرد بریده باشند.(فرهنگ فارسی معین ). پارچه ای که خیاط از گریبان جامه و پیراهن و مانند آن برمی آورد. (برهان ) (ناظم الاطباء). || چیزی که اطرافش بریده باشد. (فرهنگ فارسی معین ). || پارچه ای که از آن یک جامه توان کرد. (یادداشت مؤلف ). واحد مقیاس برای بخش پارچه. (فرهنگ فارسی معین ). بمقدار یک دست جامه : یک قواره فاستونی بمقدار یک دست کت و شلوار. || قد و قامت. (یادداشت مؤلف ). هیأت. شکل و ترکیب.(ناظم الاطباء). قد و بالا. اندام. هیکل :
شیخ عبث جان مکن که حجله ٔ مینو
حور به این شکل و این قواره ندارد.
یغمای جندقی.
- بدقواره ؛ بدترکیب. بدهیکل.
- بی قواره ؛ بی اندام. قناس. بی ریخت.
- خوش قواره ؛ خوش ترکیب. خوش اندام.
- قد و قواره ؛ قد و بالا.
- ناقواره ؛ بی قواره.
|| پاره.
- قواره قواره ؛ پاره پاره.
|| انگشتان دست. (برهان ) (ناظم الاطباء). گویند به این معنی عربی است. (از برهان ).

قواره. [ ق ِ رَ / رِ ] (اِ) رجوع به قَواره شود.

قواره. [ ق ُ رَ / رِ ] (اِ) حقه های آتشین. (آنندراج از فرهنگ سکندرنامه ).

معنی قواره به فارسی

قواره
آنچه ازاطراف چیزی بریده باشند، قسمت بریده شده ازپارچه به اندازه دوخت لباس
موضعی است مان بصره و مدینه و دارای چشمه ها و نخلستانهای بسیاری است وار عیسی بن جعفر است .
[gabarit] [حمل ونقل ریلی] دروازه ای با عرض و ارتفاع معین که حد مجاز عرض و ارتفاع وسیلۀ نقلیۀ ریلی را تعیین می کند
[ گویش مازنی ] /ghevaare/ ریخت قیافه - یک قطعه زمین مسکونی
هفت سیاره
پاره زرین
بی اندام . به اندام . یا ناقواره . پارچه و قماش که از قدر حاجت بیشتر یا کمتر است . پارچه که یا ناقص و یا زائد از جام. مقصود باشد .
[ گویش مازنی ] /deraaz ghevaare/ بی قواره
سیمین فواره
خوش قد خوش قامت
خوش اندازه متناسب
اندام قامت بقد و قواره او

معنی قواره در فرهنگ معین

قواره
(قَ ر ) [ ع . قوارة ] (اِ.) مقدار پارچة بریده شده به اندازة یک دست لباس .

معنی قواره در فرهنگ فارسی عمید

قواره
۱. واحد شمارش پارچه به اندازه ای که لباس دوخته شود.
۲. واحد شمارش زمین به اندازه ای که یک بنا در آن ساخته شود.
۳. [عامیانه] ظاهر: ریخت و قواره.
۴. (صفت) [عامیانه] شایسته، متناسب.

معنی قواره به انگلیسی

lot (اسم)
سهم ، محوطه ، قسمت ، کالا ، تکه ، قطعه ، بخش ، پارچه ، توده انبوه ، قواره ، سرنوشت ، قرعه ، بهره ، قطعه زمین ، چندین ، جنس عرضه شده برای فروش
shape (اسم)
تجسم ، صورت ، اندام ، سبک ، شکل ، قواره ، طرز ، ریخت
configuration (اسم)
ترتیب ، هیئت ، پیکر بندی ، شکل ، پیگربندی ، قواره ، وضعیت یا موقعیت

معنی کلمه قواره به عربی

قواره
قطعة

قواره را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی قواره

شهریار آریابد ١٥:٤٣ - ١٣٩٧/١١/١٤
در پارسی " تختگ " یکان شمارش پارچه برابر نسک فرهنگ واژه های فارسی در عربی نوشته محمدعلی امام شوشتری.
|

امیر طاهری بختیاروند ٠٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦
واحد شمارش میباشد.مانند چند قواره پارچه یا چند قواره زمین
|

پیشنهاد شما درباره معنی قواره



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قواره زمین   • قواره چادر   • یک قواره چند متر است   • معنی بدقواره   • به انسان بی قواره می گویند   • معنی قواره   • مفهوم قواره   • تعریف قواره   • معرفی قواره   • قواره چیست   • قواره یعنی چی   • قواره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قواره
کلمه : قواره
اشتباه تایپی : r,hvi
آوا : qavAre
نقش : اسم
عکس قواره : در گوگل


آیا معنی قواره مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )