برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1353 100 1

قوالب

معنی قوالب در لغت نامه دهخدا

قوالب. [ ق َ ل ِ ] (ع اِ) ج ِ قالب. (ناظم الاطباء).
- شکر قوالب ؛ : و مثال این مراتب همچنان است که قنادی از نی شکر قند سفید بیرون آورد. اول که بجوشانند نبات سفید بیرون آورد، دوم مرتبه که بجوشانند شکر سفید بیرون آورد، سیم مرتبه شکر سرخ ، چهارم مرتبه طبرزد، پنجم مرتبه شکر قوالب و ششم مرتبه دردی ماند که آن را قطاره نامند بغایت سیاه و کدر باشد و در هر مرتبه صفا و سفیدی کم شود تا سیاهی و تیرگی بماند و باید که ظلمت وکدورت در اجزاء وصف قند سفید تعبیه باشد تا آنکه قند در مقام قندی از خاصیتی که در ظلمت و کدورت است بقدر احتیاج بهره داشته باشد و چون بمقام نباتی رسد، نبات از آن بهره ٔ خود را بردارد... و چنانکه در نبات ظلمت و کدورت مرئی نمیشود در قطاره سفیدی و صفا مرئی نمیشود... و هر یک در مقام خود کمالی و خاصیتی دارند که در دیگری یافت نمیشود؛ آنجا که نبات مفید است شکر به کار نیاید و جائی که شکر نافع است ، نبات فائده ندهد. در این مثال قند صافی روح پاک محمدی است... پس ارواح انبیا را نبات صفت از قند روح محمدی بیرون آوردند. (منتخب مرصاد العباد نجم الدین رازی ).

معنی قوالب به فارسی

قوالب
جمع قالب شکر قوالب و مثال این مراتب همچنان است که قنادی از نی شکر قند سفید بیرون آورد .
چون شکر را پنج بار بجوشانند شکر قوالب به دست آید .

معنی قوالب در فرهنگ معین

قوالب
(قَ لِ) [ ع . ] (اِ.) جِ قالب .

معنی قوالب در فرهنگ فارسی عمید

قوالب
= قالب

قوالب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " کارپ ها "

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی قوالب   • مفهوم قوالب   • تعریف قوالب   • معرفی قوالب   • قوالب چیست   • قوالب یعنی چی   • قوالب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قوالب
کلمه : قوالب
اشتباه تایپی : r,hgf
عکس قوالب : در گوگل

آیا معنی قوالب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )