انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 896 100 1

معنی قوطی در لغت نامه دهخدا

قوطی. (ترکی ، اِ) تبنگو و حقه و صندوقچه. (ناظم الاطباء). ظرف فلزی دردار که در آن چیزها را محفوظ نگه میدارند. (فرهنگ نظام ). قوتی.
- قوطی سیگار؛ جعبه ای که در آن سیگار نهند. || واحد وزن در قدیم (مخصوصاًدر شمال ایران ) معادل دو من و سه چارک شاه. (فرهنگ فارسی معین ).

قوطی. [ ] (معرب ، اِ) طریفلون است که به عربی حسک نامند. (فهرست مخزن الادویه ).

معنی قوطی به فارسی

قوطی
ماخوذازترکی، جعبه کوچک مقوایی یافلزی
طریفلون است که بعربی حسک نامند
[easy open can, easy-to-open can] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی قوطی کنسرو که بدون استفاده از در بازکن و با کندن و جدا کردن سر یا بخشی از سر آن به راحتی باز می شود
[cylinder can] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی قوطی کنسرو که ارتفاع آن بیشتر از قطر آن است متـ . قوطی بلند tall can
[tall can] [علوم و فنّاوری غذا] ← قوطی استوانه ای
[flat can] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی قوطی کنسرو که ارتفاع آن برابر یا کمتر از قطر آن است
[two-piece can] [علوم و فنّاوری غذا] قوطی ای که بدنه و ته آن یکپارچه است، اما درِ آن جداست
[three-piece can] [علوم و فنّاوری غذا] قوطی متشکل از سه قسمت در و بدنه و ته
[علوم و فنّاوری غذا] ← نیم بست
[key-opening can, Packer's can] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی قوطی کنسرو که با استفاده از کلید مخصوصی که بر روی آن است باز می شود
[ گویش مازنی ] /chaashni ghooti/ قوطی حاوی ادویه جات و چاشنی تفنگ سرپر
[ گویش مازنی ] /chaaei ghowti/ قوطی یا بسته ی چای
[canner's end, packer's end] [علوم و فنّاوری غذا] یکی از دو انتهای قوطی که در زمان بسته بندی درزبندی می شود
[factory end, manufacturer's end] [علوم و فنّاوری غذا] یکی از دو انتهای قوطی که از ابتدا در کارخانۀ قوطی سازی به بدنه وصل می شود

معنی قوطی در فرهنگ معین

قوطی
[ تر. ] (اِ.) ۱ - ظرفی برای نگه داری یا حمل چیزی به شکل هندسی منظم با ته مسطح . ۲ - جعبه ، به ویژه جعبة کوچک . ،توی ~ هیچ عطاری پیدا نشدن بسیار عجیب و غیرمنتظره بودن .

معنی قوطی در فرهنگ فارسی عمید

قوطی
جعبۀ کوچک مقوایی یا فلزی.

معنی قوطی به انگلیسی

tin (اسم)
روی ، حلب ، قوطی ، حلبی ، قلع
package (اسم)
عدل ، بسته ، قوطی ، بستهبندی کردن
box (اسم)
ضرب ، جای ویژه ، صندوق ، اطاقک ، جعبه ، بوکس ، قوطی ، محفظه ، لژ ، حعبه ، توگوشی
canister (اسم)
نارنجک ، قوطی ، چای دان ، گاز اشک اور
can (اسم)
قوطی ، حلبی ، قوطی کنسرو
packet (اسم)
بسته ، قوطی ، بسته کوچک

معنی کلمه قوطی به عربی

قوطی
رزمة , صندوق , علبة , يستطيع
علبة
يستطيع

قوطی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی قوطی

شهریار آریابد ١١:٢١ - ١٣٩٨/٠١/٢١
در پارسی " کیوت " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی قوطی



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وزن قوطی 40*80   • قیمت پروفیل جهان   • قیمت قوطی 14   • پروفیل چیست   • قیمت قوطی 4*4   • قیمت پروفیل ساوه   • سایت قوطی   • قیمت پروفیل اصفهان   • معنی قوطی   • مفهوم قوطی   • تعریف قوطی   • معرفی قوطی   • قوطی چیست   • قوطی یعنی چی   • قوطی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قوطی
کلمه : قوطی
اشتباه تایپی : r,xd
آوا : quti
نقش : اسم
عکس قوطی : در گوگل


آیا معنی قوطی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )