برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1326 100 1

قیصری

/qeysari/

معنی قیصری در لغت نامه دهخدا

قیصری. [ ق َ / ق ِ ص َ ] (ص نسبی ) منسوب به قیصر. سلطنتی. پادشاهی. (فرهنگ فارسی معین ) :
درخت ترنج از بر و برگ رنگین
حکایت کند کله ٔ قیصری را.
ناصرخسرو.
عقل و دین و ملک و دولت باید، ارنی روزگار
کی دهد هرخوک و خر را ره به قصر قیصری ؟
سنایی.

قیصری. [ ق َص َ ] (اِخ ) داودبن محمودبن محمد قرمانی رویم نزیل مصر. عالم محقق و از اکابر عرفا و صوفیه ٔ اواسط قرن هشتم هجری است. او راست : 1 - شرح فصوص الحکم محیی الدین عربی. 2 - مطلع خصوص الکلم فی معانی فصوص الحکم که بسال 1300 هَ. ق. به نام شرح فصوص الحکم قیصری چاپ شده است و در کشف الظنون آمده که این کتاب به نام مقدمه ٔ شرح الفصوص معروف است و کتابی است مستقل در تمهید مقدمات تصوف. وی بسال 751 هَ. ق. درگذشت. (الذریعه ج 6 ص 126) (کشف الظنون ) (ریحانة الادب ج 3 ص 328).

معنی قیصری به فارسی

قیصری
(صفت) منسوب به قیصر سلطنتی شاهی : عقل و دین و مملکن و دولت باید ارنی روزگار - کی دهد هر خوک و خررازه بقصر قیصری ?
داود بن محمود بن محمد قرمانی رومی نزیل مصر عالم محقق و از اکابر عرفا و صوفیه اواسط قرن هشتم هجری است .
ابن علی رومی معروف به خطیب بطال اوراست دررالبحار و سه کتاب دیگر
او راست شرح حدیث الاربعین متوفی ۷۵۲ هجری و از مشاهیر علمای روم است
ابن مصطفی رومی حنفی مشهور به فردی

معنی قیصری در فرهنگ معین

قیصری
( ~ .) [ معر - فا. ] (ص نسب .)منسوب به قیصر، سلطنتی ، پادشاهی .

قیصری در دانشنامه ویکی پدیا

قیصری
قیصری به معنی «مربوط به قیصر» می تواند به موارد زیر اشاره کند:
داوود بن محمود قیصری، عارف قرن هشتم
اوسبیوس قیصری، اسقف قیصریه فلسطین
سمندر لرستانی
بردگوری سرخون قیصری ۲
بردگوری سرخون قیصری ۱
استان قیصریه
قیصریه (شهر)
قیصری کوتاه نوعی مدل مو است که در آن اندازه مو کوتاه، مستقیم، به سمت جلو و افقی است. کوتاهی مو به اندازه ۲ تا ۵ سانتی متر است. اسم این مدل مو از نام ژولیوس سزار گرفته شده است. این مدل مو در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ در میان پسران و مردان غربی و همچنین دختران نوجوان در دهه ۲۰۰۰ مرسوم بود.
جورج کلونی در دهه ۱۹۹۰
امینم اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰
بک استریت بویز و برایان لیترل در دهه ۱۹۹۰
انسینک، جاستین تیمبرلیک در اواخر دهه ۱۹۹۰
موی بدن انسان
مو | موی زیبا: زُِلف | زلفان | دسته ای از موی سر: گیس | گیسو | گیسوان | دستهٔ مو در جلو: کاکُل | موی آویخته: طُرّه | دستهٔ بلند: کمند
بی مو | کچل | تاس | کم مو | کوسه (بی ریش) | پرمو | پشمالود
اوسِبیوس قِیصَری یا اوسبیوس پامفیلی (Eusebius of Caesarea) (حدود ۲۶۳–۳۳۹ م) اسقف قیصریه فلسطین بود. از او به خاطر کتابی که در مورد تاریخ مسیحیت آغازین نوشت اغلب به عنوان «پدر تاریخ مسیحیت» یاد می کنند.
اوسبیوس به عنوان نخستین مورخ انجیلی شرح می دهد که چگونه اناجیل برگزیده شدند و مسیحیان اولیه در اورشلیم، انطاکیه، اسکندریه و روم آنها را پذیرفتند.
شرف الدین داود بن محمود ساوی قیصری یکی از پیروان و شارحان مشهور مکتب ابن عربی در سده هشتم هجری است. او را رومی الاصل دانسته اند. بخش عمده زندگانی و دوران تحصیل وی در کاشان و تحت تربیت عبدالرزاق کاشانی سپری شد. قیصری نزد عبدالرزاق شرح فصوص، تاویلات القرآن و اصطلاحات الصوفیه را خواند. رابطه شاگردی و ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قیصری را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دكتر ابوالحسن قيصري   • مجید قیصری   • گالری تصاویر دکتر قیصری   • کفش قیصری   • دکتر قیصری روانشناس   • ابن عربی   • دكتر قيصري خوبه ؟   • معنی قیصری   • مفهوم قیصری   • تعریف قیصری   • معرفی قیصری   • قیصری چیست   • قیصری یعنی چی   • قیصری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قیصری
کلمه : قیصری
اشتباه تایپی : rdwvd
آوا : qeysari
نقش : اسم فامیل
عکس قیصری : در گوگل

آیا معنی قیصری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )