انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1074 100 1

قیمومت

/qimumat/

مترادف قیمومت: وصایت، وکالت

برابر پارسی: سرپرستی

معنی قیمومت در لغت نامه دهخدا

قیمومت. [ ق َ م َ ] (ع اِمص ) سرپرستی. قیمی. قیم بودن. (فرهنگ فارسی معین ): هنوز بعض کشورهای ضعیف تحت قیمومت دولتهای بزرگند. قیمومت مانند «شیخوخت » در هیچیک از منابعی که در دسترس ماست دیده نمیشود و اصلاً این وزن به اجوف یایی اختصاص دارد و حال آنکه قیمومت واوی است و از واوی فقط چهار کلمه آمده است (در عربی ): «کینونت »، «دیمومت »، «هیعوعت » و «سیدودت ». (فرهنگ فارسی معین از حاشیه ٔ استادان محمد نورالحسن و محمد محیی الدین عبدالحمید و محمد الرفراف بر شرح رضی الدین بر شافیه ٔ ابن الحاجب چ قاهره 1358 هَ. ق. ج 1 ص 152). از سوی دیگر «قیمومیت » هم که مستعمل است درست نیست. (فرهنگ فارسی معین ). || (اصطلاح حقوق ) نوعی از ولایت است. در فرهنگ حقوقی آمده : ولایت بمعنی اخص (ولایت قهری ) و آن ولایت پدر و جدپدری و وصی منصوب از طرف یکی از آنهاست بر طفل و برغیررشید و مجنون بشرطی که عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد. محجوری که به صفات بالا نباشد ولایت را نسبت به او قیمومت نامند. (فرهنگ حقوقی جعفری لنگرودی ). راجع به قیمومت در هفت باب گفتگو میشود: 1 - محجورینی که برای آنها نصب قیم میشود. 2 - دادگاه صالح ونصب قیم. 3 - تکالیف و اختیارات قیم. 4 - نظارت دادستان در اعمال قیم. 5 - مسئولیت. 6 - عزل قیم. 7 - پایان قیمومت. برای شرح این هفت رجوع به حقوق مدنی تألیف امامی ج 5 صص 283 - 284 به بعد و قیمومیت شود

معنی قیمومت به فارسی

قیمومت
قیم بودن، قیمومیت درست نیست
( مصدر ) قیم بودن : هنوز بعض کشورهای ضعیف تحت قیمومت دولتهای بزرگند . توضیح قیمومت مانند شیخوخت در هیچیک از منابعی که در دسترس ماست دیده نمی شود و اصلا این وزن با جوف یابی اختصاص دارد و حال آنکه قیمومت واوی است و از واوی قفط چهار کلمه آمده است ( در عربی ) : کینونت دیمومت هیعوعت سیدودت ( رجوع شود بذیلی که از طرف استادان محمد نور الحسن و محمد محیی الدین عبد الحمید و محمد الرفراف به شرح رضی الدین بر شافیه این الحجاب نوشته شده قاهر ۱۳۵۸ ج ۱ ص ۱۵۲ ) - از سوی دیگر قیمومیت هم که مستعمل است درست نیست .

معنی قیمومت در فرهنگ معین

قیمومت
(ق مَ) [ ع . ] (مص ل .) قیم بودن .

معنی قیمومت در فرهنگ فارسی عمید

قیمومت
قیم بودن.

قیمومت در دانشنامه ویکی پدیا

قیمومت
قیمومت به معنی سرپرستی، قیّم بودن است. قـَیـِّم یعنی سرپرست و تکیه گاه. در حقوق بین الملل در دوران پس از جنگ جهانی اول این عبارت برای سرپرستی یک کشور توسط کشور دیگر به حکم جامعه ملل اطلاق می شد.
قیومیت بریتانیا بر فلسطین
استعمار
کلمات قیمومیت و قیومیت که هر دو مصدر مجعول هستند نیز در همین معنا استفاده شده اند. قیّومیت مصدر ساختگی (مجعول) به شکل عربی است که در متون فارسی مصطلح شده است و از ریشهٔ «قیّوم» است و نه «قیّم». در اصطلاح سیاسی، قیّومیت در معنی همین قیمومت به کار رفته است. قیمومیت هم گفته اند که رایج نیست و به همین ترتیب از لحاظ زبان شناسی محل اشکال است.
در اصطلاح سیاسی ظاهراً برای اشاره به وضعیت یک کشور استعمارگر به کار رفته است و کشور مستعمره یا اشغال شده را تحت قیمومت یا تحت قیومیت گفته اند.
«هنوز بعضی کشورهای ضعیف تحت قیمومت دولت های بزرگند.
قیمومت اقیانوس آرام جنوبی قیمومت بخشیده شده از سوی جامعه ملل بود که در پی جنگ جهانی اول به امپراتوری ژاپن واگذار شد. قیمومت اقیانوس آرام جنوبی شامل آبخوست های می شود که در شمال اقیانوس آرام قرار دارند. این آبخوست ها تا پیش از اشغال توسط امپراتوری ژاپن، بخشی از گینه نو آلمان متعلق به امپراتوری استعماری آلمان بودند. بر پایه قیمومت اقیانوس آرام جنوبی، تا هنگام جنگ جهانی دوم، ژاپن این آبخوست ها را به عنوان بخشی از امپراتوری استعماری ژاپن مدیریت کرد. در هنگام جنگ جهانی دوم این آبخوست ها به دست ایالات متحده آمریکا افتادند. پس از جنگ جهانی دوم، این آبخوست ها به عنوان یک قلمرو امانی از سوی سازمان ملل متحد با عنوان قلمرو تراست جزایر اقیانوس آرام به آمریکا سپرده شدند. این منطقه امروزه به چهار کشور مستقل پالائو، جزایر ماریانای شمالی، ایالات فدرال میکرونزی، و جزایر مارشال تقسیم شده اند.
آب سنگ حلقوی کواجالین در جزایر مارشال پایگاه اصلی در حمله به پرل هاربر و نبرد جزیره ویک بود.
از پالائو برای حمله به فیلیپین استفاده شد.
از سایپن برای پشتیبانی نبرد گوام استفاده شد.
تروک (تالاب چوک امروزی) در جزایر کارولین پایگاهی برای فرود آبی-خاکی در تاراوا و ماکین در جزایر گیلبرت و رابائول در قلمرو گینه نو در قیمومت استرالیا استفاده شد.
از ماجورو در جزایر مارشال برای حمله هوایی به جزیره هاولند استفاده شد.
آب سنگ حلقوی جالوئیت در جزایر مارشال که به عنوان پایگاه نیروی دریایی ژاپن برای تصرف نائورو و جزیره اُشِن (جزیره بنانا امروزی) استفاده شد.
در ژاپن، این قلمرو "قیمومت ژاپن بر آبخوست های دریاهای جنوبی" (به ژاپنی: 日本委任統治領南洋群島) نامیده می شود.
ژاپن منابع طبیعی کمی دارد. کمبود مواد خام در دوره اصلاحات میجی (۱۸۶۸ تا ۱۹۱۲) به معنای آن بود که توسعه امپراتوری استعماری ژاپن، یک نیاز سیاسی و اقتصادی است. در هنگام جنگ جهانی اول، امپراتوری استعماری ژاپن به تایوان، کره، جزایر ریوکیو در نیمه جنوبی آبخوست ساخالین، جزایر کوریل، و پورت آرتور (دالیان) گسترش یافت. سیاست نانشین-رن (دکترین توسعه جنوبی) که مورد پذیرش نیروی دریایی امپراتوری ژاپن بود بر این پایه بود که آسیای جنوب شرقی و اقیانوسیه بیشترین پتانسیل را برای توسعه اقتصادی و سرزمینی امپراتوری ژاپن دارند.
اتحاد ژاپن و بریتانیا در سال ۱۹۰۲ برای براوردن منافع مشترک امپراتوری بریتانیا و ژاپن در مقابل توسعه طلبی امپراتوری روسیه امضا شد. بخشی از مقررات، هر طرف را به پشتیبانی در هنگام جنگ با بیش از یک قدرت، مقید می کرد. اگرچه کشور امضاکننده برای کمک لزوماً نیازی به ورود به جنگ نداشت. در سال ۱۹۱۴ در نخستین ساعت های پس از اعلان جنگ امپراتوری بریتانیا به امپراتوری آلمان، امپراتوری ژاپن با اشاره به پیمان اتحاد ژاپن و بریتانیا، پیشنهاد کرد که به شرط دستیابی به قلمروهای امپراتوری آلمان در چین و اقیانوس آرام جنوبی به آن کشور اعلان جنگ کند. دولت امپراتوری بریتانیا رسماً از ژاپن درخواست کمک کرد تا یورش نیروی دریایی امپراتوری آلمان را در آب های محدوده چین خنثی کند. امپراتوری ژاپن به امپراتوری آلمان اولتیماتوم فرستاد و در آن خواستار خروج نیروهای آن کشور از چین، جزایر مارشال، جزایر ماریانا، و جزایر کارولین شد. امپراتوری آلمان به این اولتیماتوم پاسخی نداد و در ۲۴ اوت ۱۹۱۴ امپراتوری ژاپن، رسماً به امپراتوری آلمان اعلان جنگ کرد.
قیومیت عمومی برای آرام کردن غرب (انگلیسی: Protectorate General to Pacify the West) یا قیومیت بزرگ عمومی برای آرام کردن غرب یا قیمومت آن ژی (Anxi Protectorate) طی سال های ۶۴۰ تا ۷۹۰ میلادی، یک قیمومت است که در سال ۶۴۰ میلادی توسط دودمان تانگ برای کنترل کردن حوضه تاریم تأسیس شد.
دفتر مرکزی برای اولین بار در منطقه ژی (یک نوع تقسیم بندی سیاسی داخلی و تاریخی در کشور چین) (prefecture of Xi) که امروزه با نام منطقه تورفان شناخته می شود تأسیس شد ولی پس از آن به کوچه یا کوچا یا کوچار (Kucha or Kuche or Kuçar or Kuchar) منتقل شد و در بیش تر زمان ها در همین مکان باقی ماند.
چهار پادگان آن ژی (Four Garrisons of Anxi) در کوچا، ختن، کاشغر و قاراشهر (Karasahr) ایجاد گردیدند و طی سال های ۶۴۸ تا ۶۵۸ تحت قیومیت غربی قرار گرفتند. در ۶۵۹ میلادی سغد و فرغانه همانند تاشکند، سمرقند، بلخ، هرات و کابل به عنوان بخشی از قیومیت زیر نظر پادشاه گائوژونگ تانگ (Emperor Gaozong of Tang) قرار گرفتند.
قیمومت فرانسه بر سوریه و لبنان (به فرانسوی: Mandat français en Syrie et au Liban) و با اسم دیگر قیمومت فرانسه بر سوریه؛ یک نوع سیستم استعماری که بر سیاست و مجتمع سوریه تسلط داشت، از زمان شکست پادشاهی سوریه در جنگ میسلون در تاریخ ۲۴ ژوئن ۱۹۲۰ حاکم شد و در ۱۷ آوریل ۱۹۴۶، با خروج آخرین سرباز فرانسوی منقرض شد.
دولت سوریه
لبنان بزرگ
دولت العلویین
جبل الدروز
ایجاد مناطق زیر
پس از اینکه فرانسوی ها سوری ها را در جنگ میسلون شکست دادند، جنرال هانری گورو سوریه را در سال ۱۹۲۰ بر اساس طایفه و دین به شش دولت مستقل تقسیم کرد:
Timeline of the French Mandate period
قیومیت مناطق غربی (انگلیسی: Protectorate of the Western Regions) یک تقسیم بندی پادشاهی بود که از سوی دودمان هان در طی قرن های دوم پیش از میلاد تا قرن هشتم پس از میلاد بر روی بسیاری از ایالت های کوچک تر مستقل و پیشین در غرب چین (با اصالت غیرچینی) که در چین با نام مناطق غربی چین (Western Regions Chinese) شناخته می شود، اعمال شد.
مناطق غربی به طور عمده به مناطق غربی گذرگاه یومن (Yumen Pass) به خصوص حوضه تاریم اشاره دارد. بعدها این مناطق به عنوان شهر طلایی (Altishahr) (سین کیانگ جنوبی به جز جونغارستان) در نظر گرفته شد. پیش از این، مناطق غربی، به طور معمول برای آسیای مرکزی و در برخی موارد حتی بخش هایی از جنوب آسیا مورد استفاده قرار می گرفت.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قیمومت در دانشنامه آزاد پارسی

قِیمومَت
سرپرستی و ادارۀ امور صغار و محجورینی که ولی و وصی ندارند و قانون برای آن ها نماینده یا قیّم تعیین می کند. در قانون مدنی ایران، برای صِغاری که ولیّ خاص ندارند، مجانین و اشخاص غیررشید که رشد یا جنون آن ها متصل به زمان صِغَر آن ها بوده است و ولیّ خاص نداشته اند، قیم اختیار می شود. در مورد مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آن ها متصل به زمان صغر آن ها نباشد، هریک از ابوین مکلف است در مواردی که به موجب قانون باید برای اولاد آن ها قیم معیّن شود، مراتب را به دادستان حوزۀ اقامت خود اعلام کند تا نسبت به تعیین قیم اقدام شود. فقط کسی را محاکم و ادارات و دفاتر اسناد رسمی به قیمومت خواهند شناخت که نصب او مطابق قانون توسط دادگاه به عمل آمده باشد. طبق مادۀ ۱۲۳۱ قانون مدنی، اشخاص ذیل نباید به سمت قیمومت معیّن شوند: ۱. کسانی که خود تحت ولایت یا قیمومت هستند؛ ۲. کسانی که به علت ارتکاب جنایت یا سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری و نظایر آن به موجب حکم قطعی محکوم شده باشند؛ ۳. کسانی که حکم ورشکستگی آن ها صادر و هنوز عمل ورشکستگی آن ها تصفیه نشده است؛ ۴. کسانی که معروف به فساد اخلاقی باشند؛ ۵. کسی که خود یا اقربای طبقۀ اول او دعوایی بر محجور داشته باشد. زن نمی تواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمومت را قبول کند. در صورت محجور شدن زن، شوهر با داشتن صلاحیت برای قیمومت، بر دیگران مقدم است. پدر یا مادر محجور، مادام که شوهر نکرده باشد، با داشتن صلاحیت برای قیمومت، بر دیگران مقدم اند.
اختیارات و وظایفت قیم. مواظبت شخص مولّی علیه و نمایندگی قانونی او در کلیۀ امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است. طبق مادۀ ۱۲۳۵ قانون مدنی، قیم مکلف است قبل از مداخله در امور مولی علیه، صورت جامعی از همۀ دارایی او تهیه، و یک نسخه از آن را به امضای خود برای دادستانی ارسال کند. قیم نمی تواند به سمت قیمومت از طرف مولی علیه با خود معامله کند، مثلاً مال مولی علیه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد. در صورتی که پزشک، ازدواج مجنون را لازم بداند قیم با اجازۀ دادستان می تواند برای مجنون اقدام به ازدواج کند، و همین طور هرگاه طلاق زوجۀ مجنون لازم باشد به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه قیم طلاق می دهد. بعد از زوال قیمومت، قیم مسئول حفظ اموال محجور است تا به شخصی که باید آن را تصرف کند، انتقال دهد.
موارد عزل قیم. طبق مادۀ ۱۲۴۸ قانون مدنی، قیم در موارد زیر از سمت خود عزل می شود ۱. اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت است؛ ۲. اگر قیم مرتکب جنایت یا یکی از اعمال مادۀ ۱۲۳۱ شود؛ ۳. اگر قیم به علتی جز این ها محکوم به حبس شود و بدین جهت نتواند امور مالی مولی علیه را اداره کند؛ ۴. اگر قیم ورشکسته اعلان شود؛ ۵. اگر عدم لیاقت یا توانایی قیم در ادارۀ اموال مولی علیه معلوم شود.
خروج از قیمومت. محجور می تواند در موارد رفع حجر اعلام خروج از قیمومت را از دادگاه بخواهد و دادگاه پس از رسیدگی و احراز موجب، رفع حجر و خروج محجور را از تحت قیمومت اعلام می کند. پس از زوال علتی که موجب تعیین قیم شده است، قیمومت مرتفع می شود.

ارتباط محتوایی با قیمومت

معنی قیمومت به انگلیسی

mandate (اسم)
اختیار ، حکم ، تعهد ، فرمان ، قیمومت ، وکالتنامه
patronage (اسم)
حمایت ، سرپرستی ، سایه ، پشتیبانی ، قیمومت
tutelage (اسم)
سرپرستی ، قیمومت ، للگی ، تعلیم سرخانه
wardship (اسم)
سرپرستی ، قیمومت ، اداره و یا مقام قیمومت
protectorate (اسم)
قیمومت ، کشور تحتالحمایه
tutorship (اسم)
سرپرستی ، قیمومت ، للگی ، اموزانه ، معلمی
tutorage (اسم)
سرپرستی ، قیمومت ، للگی ، اموزانه ، معلمی

معنی کلمه قیمومت به عربی

قیمومت
انتداب

قیمومت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمومت مادر   • قیمومیت چیست؟   • تلفظ قیمومت   • قیم کیست   • دادخواست قیمومیت   • معنی قیمومیت   • شرایط قیمومت مادر   • شرایط قیم شدن مادر   • معنی قیمومت   • مفهوم قیمومت   • تعریف قیمومت   • معرفی قیمومت   • قیمومت چیست   • قیمومت یعنی چی   • قیمومت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قیمومت
کلمه : قیمومت
اشتباه تایپی : rdl,lj
آوا : qimumat
نقش : اسم
عکس قیمومت : در گوگل


آیا معنی قیمومت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )