برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1222 100 1

لاکپشت

/lAkpoSt/

معنی لاکپشت در لغت نامه دهخدا

لاکپشت. [ پ ُ ] (اِ مرکب ) باخه. اسم فارسی سلحفاة است. (فهرست مخزن الادویه ). سوراخ پا. سولاخ پا. لاک. سنگپشت. کاسه پشت. کشتوک. کشف. کشو. شیلونه. خشک پشت. اولاکو (در دیلمان و گیلان ). به هندی کچهوا گویند. (غیاث ). چلچله (برهان ، ذیل همین لغت ). پوست لاک پشت دریائی یا صحرائی را رق گویند. (لغت محلی شوشتر، ذیل رق ).

معنی لاکپشت به فارسی

لاکپشت
وفقطسرودستهاوپاهاودمش از آن بیرون است، هرگاه، احساس خطرکنددست وپای خودرابداخل آن میکشد، حیوانی که بدنش دریک کاسه استخوا
باخه . اسم فارسی سلحفاه است

لاکپشت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shani
Turtle
میاحی
Turtleیاtortoise
محسن کشاورز
کیسل در گویش لری (kisal)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• لاک پشت ها در جدول   • غذای لاک پشت   • نام دیگر لاک پشت   • لاکپشت دریایی   • لاک پشت نینجا   • لاک پشت ها در حل جدول   • لاکپشت زمینی   • لاک پشت خانگی   • معنی لاکپشت   • مفهوم لاکپشت   • تعریف لاکپشت   • معرفی لاکپشت   • لاکپشت چیست   • لاکپشت یعنی چی   • لاکپشت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لاکپشت
کلمه : لاکپشت
اشتباه تایپی : gh;~aj
آوا : lAkpoSt
نقش : اسم
عکس لاکپشت : در گوگل

آیا معنی لاکپشت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )