برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

لبیک

/labbeyk/

مترادف لبیک: آری، بلی

معنی لبیک در لغت نامه دهخدا

لبیک. [ ل َب ْ ب َ ] (ع صوت ) اجابت بادترا. ایستادم به فرمانبرداری. ایستاده ام فرمان ترا.مطیع ترا. ای اَنا مقیم ُ علی طاعتک و خدمتک ؛ اینک من در طاعت و خدمت ایستاده ام. نک من. اینک من. || آری. بلی. صاحب آنندراج گوید:... گاه بعد لبیک لفظ سعدیک نیز می آید و معنیش چنین باشد یاری میدهم یاری دادنی و این کلمه ٔ ایجاب است هرگاه مخدومی خادمی را به طلب ندا کند خادم در جواب گوید لبیک و حاجیان نیز این لفظ را در مقام عرفات بار بار میگویند. (آنندراج ) : پس گفتم ای قاسم : گفت لبیک. گفتم تندرستی و هستی. گفت هستم. (تاریخ بیهقی ص 173).
موکب طاهری آواز برآوردبلند
هر سویی از ظفر و نصرت لبیک بخاست.
مسعودسعد.
حج مپندار گفت لبیکی
جامه مفکن به آتش از کیکی.
سنایی.
انجم ماه وش آماده ٔ حج آمده اند
تا خواص از همه لبیک مثنا بینند (؟).
خاقانی.
تیغ از تو و لبیک نهانی از من
زخم از تو و تسلیم جوانی از من.
خاقانی.
پس از میقات حج ّ و طوف کعبه
جمار و سعی ولبیک و مصلی.
خاقانی.
به لبیک حجاج بیت الحرام
به مدفون یثرب علیه السلام.
سعدی.
هر دمش صد نامه صد پیک از خدا
یاربی زد شصت لبیک از خدا.
مولوی.
- دعوت حق را لبیک اجابت گفتن ؛ مردن.
- لبیک و سعدیک ؛ اسعاداً بعد اسعاد.

معنی لبیک به فارسی

لبیک
کلمهای که درپاسخ آوازدهنده ودرمقام تلبیه و، اجابت میگویند، یعنی قبول میکنم، اطاعت کردن امری
اجابت بادترا ایستاده ام فرمان ترا توضیح گاهی بعد لبیک لفظ سعدیک نیز میاید و منعش چنین باشد : یاری میدهم یاری دادنی و این کلمه ایجاب است . هرگاه مخدومی خادمی را بطلب ندا کند خادم در جواب گوید : لبیک و حاجیان نیز این لفظ را در مقام عرفات مکر میگوید : بلیک حجاج بیت الحرام بمدفون یثرب علیه السلام . ( سعدی . کلیات ) پس گفتم : ای قاسم . گفت : لبیک . گفتم : تندرستی و هستی ? گفت : هستم . دعوت حق را لبیک اجابت گفتن . مردن . یا لبیک زدن . ( مصدر ) جواب دادن . لبیک گفتن : آمد سوی مکه از عرفات زده لبیک عمره از تعظیم . ( ناصر خسرو ) یا لبیک زنان . در حال لبیک گفتن : آمد بدیار یار پویان لبیک زنان وبیت گویان . ( نظامی ) یا لبیک گفتن . لبیک زدن جواب دادان : هیچکسی از آن حضرت لبک اجابتی نگفت و اندیشه اعانتی نکرد . یا لبیک گویان . در حال گفتن لبیک : کعبه استقبالشان فرموده هم در بادیه پس همه ره با همه لبیک گویان آمده . ( خاقانی )
اجابت باد تو را
لبیک گفتن . جواب دادن
لبیک گفتن لبیک گویان
لبیک زدن . جواب دادن
در حال گفتن لبیک

معنی لبیک در فرهنگ معین

لبیک
(لَ بَّ) [ ع . ] (شب جم .) امر تو را اطاعت می کنم (ذکری که حاجیان در مراسم حج تکرار می کنند) .

معنی لبیک در فرهنگ فارسی عمید

لبیک
۱. (فقه) ذکری که حاجیان در مراسم حج در صحرای عرفات تکرار می کنند.
۲. [قدیمی] کلمه ای که در پاسخ آوازدهنده و در مقام تلبیه و اجابت می گویند.

لبیک در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:تلبیه

لبیک در جدول کلمات

لبیک آشفته
لکبی

لبیک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
لَبِیک-
ایستاده ام به فرمان تو،مطیع تواَم،گوش به فرمانم-چَشم،قبول کردن،پذیرفتن،آره،بله!
مجتبی عیوض صحرا
حاضرم،آماده ام،گوش به زنگ!
مجتبی عیوض صحرا
آتش به فرمان!
مجتبی عیوض صحرا
مطیع،حلقه به گوش!
کمال
فرمان تو راست
مهدی
وقتی میگیم لبیک یعنی من حاظرم وقتم مالم و تخصصم رو و هر چیزی که دارم برای کسی که گفتم لبیک در طبق اخلاص بزارم
ندا
گوش به فرمان بودن
مصیب
فرمانبر
سیدحسین اخوان بهابادی
بهترین نوع پاسخ در زبان عربی مانند جانِ دلم.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لبیک   • ثبت نام کربلا دانشجویی   • لبیک حامد زمانی   • ثبت نام عمره دانشجویی 95   • نتایج قرعه کشی عتبات دانشجویی 95   • نتایج قرعه کشی عتبات دانشگاهیان   • ثبت نام عتبات دانشگاهیان 94   • نتایج قرعه کشی عتبات دانشجویی 94   • مفهوم لبیک   • تعریف لبیک   • معرفی لبیک   • لبیک چیست   • لبیک یعنی چی   • لبیک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لبیک
کلمه : لبیک
اشتباه تایپی : gfd;
آوا : labbeyk
نقش : صوت
عکس لبیک : در گوگل

آیا معنی لبیک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )