انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1001 100 1

لج افتادن

معنی لج افتادن در لغت نامه دهخدا

لج افتادن. [ ل َ اُ دَ ] (مص مرکب ) (...با کسی )، با وی بستیزه برخاستن. آغاز ستیزه کردن با کسی.

معنی لج افتادن به فارسی

لج افتادن
( مصدر ) لج افتادن با کسی . با وی بستیزه برخاستن .
با وی به ستیزه برخاستن آغاز ستیزه کردن با کسی .

لج افتادن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی لج افتادن



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لج افتادن   • مفهوم لج افتادن   • تعریف لج افتادن   • معرفی لج افتادن   • لج افتادن چیست   • لج افتادن یعنی چی   • لج افتادن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لج افتادن
کلمه : لج افتادن
اشتباه تایپی : g[ htjhnk
عکس لج افتادن : در گوگل


آیا معنی لج افتادن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )