انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 912 100 1

معنی لج افتادن در لغت نامه دهخدا

لج افتادن. [ ل َ اُ دَ ] (مص مرکب ) (...با کسی )، با وی بستیزه برخاستن. آغاز ستیزه کردن با کسی.

معنی لج افتادن به فارسی

لج افتادن
( مصدر ) لج افتادن با کسی . با وی بستیزه برخاستن .
با وی به ستیزه برخاستن آغاز ستیزه کردن با کسی .

لج افتادن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی لج افتادن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فاضل لیاقتی > refers
Sunmi > Tuna
Sunmi > House sit
توحید > کپه اقلی
Sunmi > Laundry Basket
Aynaz > Organiz
حسین صناعی > get on well with
Sunmi > Cushions

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لج افتادن   • مفهوم لج افتادن   • تعریف لج افتادن   • معرفی لج افتادن   • لج افتادن چیست   • لج افتادن یعنی چی   • لج افتادن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لج افتادن
کلمه : لج افتادن
اشتباه تایپی : g[ htjhnk
عکس لج افتادن : در گوگل


آیا معنی لج افتادن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )