برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1278 100 1

لحظه

/lahze/

مترادف لحظه: آن، ثانیه، حین، دقیقه، دم، لمحه، نفس، وقت، وهله

برابر پارسی: دم، یکدم، یک نگاه

معنی لحظه در لغت نامه دهخدا

لحظة. [ ل َ ظَ ] (ع اِ) لحظه. یکبار نگاه کردن به گوشه ٔ چشم. || یک چشم بهم زدن. چشم زد. طرفه. دَم. آن :
گریزان دراین بیشه جستم پناه
رسیدستم این لحظه ایدر ز راه.
فردوسی.
که به باقی عمر یک لحظه
رو نتابم ز خدمتت پس از این.
مسعودسعد.
نبود باید می خواره را کم از لاله
که هیچ لحظه نگردد همی ز می هشیار.
مسعودسعد.
جانم ز تن جدا باد ارمن بهیچ وقت
یک لحظه جان ز مهر تو ای جان جدا کنم.
مسعودسعد.
صد فتح کنی بیشک و صد سال از این پس
در هند به هر لحظه ببینند اثر فتح.
مسعودسعد.
گر قصد کنی چو وهم یک لحظه
از جابلقا رسد به جابلسا.
مسعودسعد.
تراهر ساعتی از عزّ ملکی است
ترا هر لحظه ای از بخت جاه است.
مسعودسعد.
بیمار که اشارت طبیب را سبک دارد... هر لحظه ناتوانی بر وی مستولی گردد. (کلیله و دمنه ). و آدمی از آن روز که در رحم نطفه گردد تا آخر عمر یک لحظه از آفت نرهد. (کلیله و دمنه ).
ولی پادشه را که یک لحظه از سر
کله گم شود جز گدایی نیابی.
خاقانی.
هر لحظه زیر پای سگ پاسبان تو
صد جان بهم فشانم و بر تو به نیم جو.
خاقانی.
یک لحظه چون گوزنان هویی برآرم از جان
سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد.
خاقانی.
ایزد نخواست آنچه دلم خواست لاجرم
هر لحظه آهی از دل سوزان برآورم.
خاقانی.
گفتی نکنی خدمت سلطان نکنم نی
یک لحظه فراغت به دو عالم نفروشم.
خاقانی.
یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد
ما هم چنان لب بر لبی نابرگرفته کام را.
سعدی.
هر دم هوسی پزد و هر لحظه رایی زند. (گلستان سعدی ).
هر لحظه سر به جایی برمیکند خیالم
تا خود چه بر من آیدزین منقطع لگامی.
سعدی.
ما یکدل و تو شرم نداری که برآیی
هر لحظه به دستانی و هر روز به خویی.
سعدی.
همی گفت و هر لحظه ...

معنی لحظه به فارسی

لحظه
یکبارنگریستن باگوشه چشم، یک چشم بهم زدن، یکدم
۱- ( مصدر ) بگوش. چشم یک بار نگریستن . ۲- ( اسم ) یک چشم زدن دم آن جمع : لحظات : آدمی از آن روز که در رحم مصور گردد تا آخر عمر یک لحظه از آفت نرهد . یا لحظه به لحظه . دقیقه بدقیقه : حال او لحظه بلحظه آن به آن و خیم ترمیشد . یا لحظه تا لحظه . دقیقه بدقیقه زمان تا زمان : هر زمان آن خروش می افزود لحظه تا لحظه بیشتر می بود . ( هفت پیکر نظامی . ارمغان ۲۴۳ ) یا لحظه لحظه . دقیقه بدقیقه زمان زمان : و لحظه لحظه محبت اهل آن در درون دل وجان بنیاد می نهاد .
جاییست شیرناک بتهامه و منه یقال : اسد لحظه کما یقال اسد الشری .
( اسم ) ۱ - نصف لحظه نیم دقیقه . ۲ - یک دم .
یک دم یک نفس

معنی لحظه در فرهنگ معین

لحظه
(لَ ظَ یا ظِ) [ ع . لحظة ] (اِ.) ۱ - یک چشم به هم زدن . ۲ - یک دم . ج . لحظات .

معنی لحظه در فرهنگ فارسی عمید

لحظه
یک چشم به هم زدن، یک دم.

لحظه در دانشنامه ویکی پدیا

لحظه
لحظه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
لحظه (فیلم ۱۹۷۹)
لحظه (فیلم ۲۰۱۳)
لحظه (مجموعه تلویزیونی)
«گشتاور» (رومانیایی: Clipa) فیلمی در ژانر درام است که در سال ۱۹۷۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به سباستیان پاپایانی اشاره کرد.
اوت ۱۹۷۹ (۱۹۷۹-08)
لحظه (به هندی: Lamhaa) فیلمی محصول سال ۲۰۱۰ و به کارگردانی راهول دهولاکیا است. در این فیلم بازیگرانی همچون سانجی دات، بیپاشا باسو، انوپم کهیر، کونال کاپور، امان ورما، یاشپال شارما ایفای نقش کرده اند.
۱۶ ژوئیه ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-07-۱۶)
«گشتاور» (انگلیسی: The Moment) یک فیلم درام است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.
۲۱ آوریل ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-04-۲۱) (جشنواره فیلم ترایبکا)
لحظه نام یک مجموعه تلویزیونی ایرانی به نویسندگی و کارگردانی «محمد صالح علا» است که در سال ۱۳۵۶ از تلویزیون ملی ایران پخش شد. این مجموعه تلویزیونی، ۱۲۰ قسمت داشت.
ویدا قهرمانی
جمیله شیخی
مهری ودادیان
مهین دیهیم
آهو خردمند
محبوبه بیات
تانیا جوهری
جمشید لایق
کامران نوزاد
بهروز به نژاد
رضا رویگری
آتیلا پسیانی
علیرضا مجلل
خسرو شکیبایی
هوشنگ توکلی
جمشید گرگین
مسعود مهجور
رضا مختاری
گیسو خردمند
مهوش برگی
این مجموعه، دربارهٔ مسائل گوناگون روزمره جامعه بود.
لحظه ای جنون (فرانسوی: Un moment d'égarement) فیلمی ک ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

لحظه در جدول کلمات

لحظه
ان
لحظه ای
انی
لحظه ای درهم
مید
لحظه به لحظه
دمادم
لحظه حرکت ورزشکاران
استارت
لحظه و نفس
دم
لحظه کوتاه
ان
هر لحظه تغییر عقیده دهد
دمدمی

معنی لحظه به انگلیسی

spot (اسم)
نقطه ، موقعیت ، خال ، لکه ، لک ، مکان ، لحظه ، محل ، موضع ، زمان مختصر
instance (اسم)
مثل ، شاهد ، مثال ، نمونه ، مورد ، سرمشق ، لحظه
minute (اسم)
یادداشت ، دم ، مسوده ، پیش نویس ، لحظه ، ان ، دقیقه ، گزارش وقایع
moment (اسم)
دم ، اهمیت ، زمان ، هنگام ، لحظه ، ان ، موقع
instant (اسم)
دم ، لحظه ، وهله ، ان
flash (اسم)
خود ستایی ، جلوه ، برق ، فلاش ، تلالو ، لحظه ، فلاش عکاسی ، تشعشع ، روشنایی مختصر ، یک ان ، بروز ناگهانی
second (اسم)
لحظه ، ثانیه
trice (اسم)
دم ، لحظه

معنی کلمه لحظه به عربی

لحظه
ثانية , دقيقة , لحظة , هالة
الآن
لحظة

لحظه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه زهرا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
تَکزمان (پهلوی)
اَدیاپ (سنسکریت: اَدیاپی)
لَوَ، ایدانیم، اِنا (سنسکریت)
آژیرام (سنسکریت: اَچیرَم)
پردیس
و گذشته فعلها
سیدحسین اخوان بهابادی
یه لحظه یعنی یک دم، یک دقیقه و یک مدت کوتاه که در گویش شهرستان بهاباد به جای آن از کلمه ی یه لا /yala/استفاده می شود. مثال من یه لا برم مادرمو ببینم بیم.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لحظه   • تور لحظه آخری تایلند   • تور لحظه آخری داخلی   • تور لحظه آخری آنتالیا   • تورهای لحظه آخری استانبول   • تور لحظه آخری گرجستان   • تور لحظه آخری ارمنستان   • تور لحظه آخری مشهد   • مفهوم لحظه   • تعریف لحظه   • معرفی لحظه   • لحظه چیست   • لحظه یعنی چی   • لحظه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لحظه
کلمه : لحظه
اشتباه تایپی : gpzi
آوا : lahze
نقش : اسم
عکس لحظه : در گوگل

آیا معنی لحظه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )