انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1070 100 1

لذت

/lezzat/

مترادف لذت: التذاذ، حظ، خوشی، کیف، نعیم

متضاد لذت: الم

برابر پارسی: مزه، گوارایی، خوشی، برخورداری

معنی لذت در لغت نامه دهخدا

لذت. [ ل َذْ ذَ ] (ع اِ) طلی. (منتهی الارب ). خوشی. مقابل الم. ادراک ملائم من حیث هو ملائم. (بحر الجواهر). ادراک لذت ؛ ادراک ملائم است یعنی حالی که تن مردم را موافق باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به الم شود. جرجانی در تعریفات آرد: ادراک الملائم من حیث انه ملائم کطعم الحلاوة عند حاسة الذوق والنور عندالبصر و حضور المرجو عند القوة الوهمیة والامورالماضیة عندالقوة الحافظةتلتذ بتذکرها و قید الحیثیة الملائم من حیث انّه ملائم ، للاحتراز عن ادراک الملائم لامن حیث ملائمة فانه لیس بلذة کالدواء النافع المر. فانه ملائم من حیث انه نافع فلایکون لذة من حیث انه مر. اللّذه وصول ملائم الشی ٔو ادراکه لوصول ذلک. (حکمة الاشراق سهروردی چ کُربن ص 224). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: بالفتح والتشدید مقابلة للالم و هما بدیهیان و من الکیفیات النفسانیة فلا یعرفان بل انما یذکر خواصهما دفعاً للالتباس اللفظی. قیل اللذة ادراک و نیل لما هو عند المدرک کمال و خیر من حیث هو کذلک و الالم ادراک و نیل لما هو عندالمدرک آفة و شر من حیث هو کذلک. والمراد بالادراک العلم و بالنیل تحقق الکمال لمن یلتذ فان التکیف بالشی ٔ لایوجب الالم و اللذة من غیر ادراک فلا الم و لا لذّة للجماد بمایناله من الکمال والافة و ادراک الشی ٔ من غیر النیل لایؤلم و لایوجب لذّه کتصوّر الحلاوة والمرارة فاللذّة والالم لایتحققان بدون الادراک والنیل. و لما لم یکن لفظ دال علی مجموعهما بالمطابقة ذکرهما واخرالنیل لکونه خاصاً من الادراک و انما قال عندالمدرک لاّن الشی ٔ قدیکون کمالا و خیراً بالقیاس الی شخص و هولا یعتقد کمالیته فلایلتذ به بخلاف مااذا اعتقد کمالیته و خیریته و ان لم یکن کذلک بالنسبة الیه فی نفس الامر و الکمال والخیر ههنا اعنی المقیسین الی الغیر هو حصول شی ٔ لما من شأنه ان یکون ذَلک َ الشی ٔ له ای حصول شی ٔ یناسب شیئاً و یصلح له او یلیق به بالنسبة الی ذلک الشی ٔ والفرق بینهما ان ّ ذلک الحصول یقتضی برائة ما من القوة لذلک الشی ٔ فهو بذالک الاعتبار فقط ای باعتبار خروجه من القوة الی الفعل کمال و باعتبار کونه مؤثراً خیر و ذکرهما لتعلق معنی اللذة بهما و اخر ذکر الخیر لانه یفید تخصیصاً مالذلک المعنی و انما قال من حیث هو کذلک لان ّ الشی ٔ قد یکون کمالا و خیراً من وجه دون وجه کالمسک من جهت الرائحة و الطعم فادراکه من حیث الرائحة لذة و من حیث الطعم اَلم ٌ و هذان التعریفان اقرب الی التحصیل من قولهم اللذة ادراک الملائم من حیث هو ملائم والالم ادراک المنافر من حیث هو مناخر و الملائم کمال الشی ٔ الخاص به کالتکیف بالحلاوةوالدسومة للذائقة. والمنافر مالیس بملائم. قال الامام الرازی : کون اللذّة عین ادراک المخصوص لم یثبت بالبرهان فانا ندرک بالوجدان عند الاکل و الشرب و الجماع حالة مخصوصة هی لذة و نعلم ایضاً ان ّ ثمة ادراکاً للملائم الذی هو تلک الاشیاء و اما ان اللذة هل هی نفس ذلک الادراک او غیره و انما ذلک الادراک سبب لها و انه هل یمکن حصول اللذة بسبب آخر لذلک الادراک ام لا و انه هل یمکن حصول ذلک الادراک بدون اللذّة ام لا، فلم یتحقق شی ٔ من هذه الامور فوجب التوقف فی الکل و کذا الحال فی الالم. (فائدة): قال ابن زکریا الرّازی : لیست اللذّة امراً متحققاً موجوداً فی الخارج بل هی امر عدمی ّهو زوال اِلم کالا کل فانه دفع الم الجوع و الجماع فانه دفع الم دغدغةالمنی لاوعیته و لانمنع نحن جوازان یکون ذلک احد اسباب اللذة انما تنازعه فی انه دفع الالم فأن من المعلوم أن ّ اللذة امر وراء زوال الالم و فی انه لایمکن ان تحصل اللذّة بطریق آخر فأن ّ النظر الی وجه ملیح و العثور علی مال بغتة و الاطلاع علی مسئلة علمیة فجاةً تحدث اللذة مع انه لم یکن له الم قبل ذلک حتی یدفعها تلک الامور. (التقسیم ) اللذّة و الالم اماحسیان او عقلیان فاللذة الحسیة مایکون فیه المدرک (بالکسر) من الحواس والمدرک (بالفتح ) مایتعلق بالحواس والعقلیة ما یکون المدرک فیه العقل ، والمدرک من العقلیات و قس علی هذا الالم الحسی والعقلی. (فائدة): العوام ینکرون اللذة العقلیة مع انه اقوی من الحسیة بوجوه منها اِن اللذّة الغلبة المتوهمة و لوکانت فی امر خسیس ربما تؤثر علی لذات یظن انها اقوی اللذات الحسیة فان المتمکن علی الغلبة فی الشطرنج و النرد قد یعرض له مطعوم و منکوح فیرفضه و منها ان لذّة نیل الحشمة والجاه تؤثر ایضاً علیهما فانه قدیعرض له مطعوم و منکوح فی محبة حشمه فینفض الید بهما مراعاة للحشمة و منها ان الکریم یؤثر لذة ایثار الغیر علی نفسه فیما یحتاج الیه علی لذّة التمتع به و لیس ذلک فی العاقل فقط بل فی العجم من الحیوانات ایضاً فان من کلاب الصید من یقبض علی الجوع ثم یمسکه علی صاحبه و ربما حمله الیه والواضعة من الحیوانات تؤثر ما ولدته علی نفسها فاذا کانت اللذّات الباطنة اعظم من الظاهرةو ان لم تکن عقلیة فما قولک فی العقلیة هکذا یستفاد من شرح المواقف و شرح الاشارات والمطول و حواشیه والاطول فی بحث التشبیه. (فائدة): قال الحکماء الالم سببه الذّاتی تفرق اتصال فقط بالتجربة و انکره الامام الرازی فان من جرح یده بسکین شدیدة الحدّة لم یحس بالالم الا بعد زمان و لو کان ذلک سبباً لامتنع التخلف عنه و زاد ابن سینا سبباً آخر هو سوءالمزاج المختلف والتفصیل یطلب من شرح المواقف - انتهی. || مَزه. ج ، لذّات. (منتهی الارب ). خوشمزگی. بامزگی. خوشخواری. صاحب آنندراج گوید: به معنی مزه و طعم و با لفظ دانستن و شناختن و بخشیدن و دادن و دیدن و چشیدن و گرفتن و بردن و برداشتن و تراویدن مستعمل است :
دعوی کنی که شاعر دهرم و لیک نیست
در شعر تو نه حکمت و نه لذّت و نه چم.
شهید.
لذت انهار خمر اوست ما را بیحساب
راحت ارواح لطف اوست ما را بی سخن.
منوچهری.
که آرد از شجر بیرون که بخشد لذّت و بویش
که اندر شاخ چوب او را نگوئی بارور دارد.
ناصرخسرو.
ورت آرزوی لذت حسی بشتابد
پیش آر ز فرقان سخن آدم و حوا.
ناصرخسرو.
لذت علمی چو از دانا به جان تو رسد
زان سپس ناید بچشمت لذت جسمی لذیذ.
ناصرخسرو.
هوی را با هوس الفت تو دادی
برای لذت شهوت چشیدن.
ناصرخسرو.
مدح او گفتم بنظم و شکر او کردم به نثر
مغز و کامم بوی مشک و لذت شکر گرفت.
مسعودسعد.
اما می ترسیدم ، که از سر شهوت برخاستن و لذت نقد را پشت پای زدن کاری دشوار است. (کلیله و دمنه ). آن [شهد] لذتی حقیر چنین غفلتی عظیم بدو [مرد] راه داد. (کلیله و دمنه ).
درخت خرما از موم ساختن سهل است
و لیک از آن نتوان یافت لذت خرما.
خاقانی.
تو ندانی که چیست لذت عشق
تا بتو ناگهان فروناید.
خاقانی.
غدر چون لذت دزدی است نخست
کآخرش دست بریدن الم است.
خاقانی.
با لذّت طعنه ٔ تو دل را
فرموش شد آرزوی مرهم.
خاقانی.
صبح خیزان به یمن کز پی من خوان فکنند
شمه ٔ لذت آن خوان به خراسان یابم.
خاقانی.
چون دم اهل جنان کان به جنان شاید یافت
لذّت اهل خراسان به خراسان یابم.
خاقانی.
شرح غم تو لذت شادی به جان دهد
ذکر لب تو طعم شکر در دهان دهد.
ظهیرالدین فاریابی.
چو سعدی عشق پنهان دار و لذّت جوی و آسایش
بتنها عیش میراند که منظوری نهان دارد.
سعدی.
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر لذت نفس لذت نخوانی.
سعدی.
لذت وقتهای خوش قدر نداشت پیش من
گر پس از این دمی چنان یابم قدر دانمش.
سعدی.
لذّت انگور زن بیوه داند نه خداوند میوه. (گلستان سعدی ) خوان بزرگان اگر چه لذیذ است خورده ٔ انبان خود بالذّت تر. (گلستان سعدی ).
از دست غیبت تو شکایت نمیکنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور.
حافظ.
لذت یافتن از یافته به
جامی.
کس لذت این باده چه داند که نخورده ست.
؟
یک ذره درد عشق به عالم نمیدهند
چون لذت شراب محبت چشیده اند.
اسیری لاهیجی (از آنندراج ).
برند از سینه اعضا لذت دردش نهان از هم
که گیرند اهل خدمت رشوت پنهان ز یکدیگر.
واله هروی (از آنندراج ).
لذت بوسه رکاب از کف پای تو گرفت
که نیاید به میان ، پای شمار و عددی.
ابوطالب کلیم (از آنندراج ).
بیقراران بیشتر از وصل لذّت میبرند
شعله تا بر خویش می پیچد شرر در منزل است.
صائب.
میزداید زنگ از دل جلوه گاه یار هم
لذت دیدار از آئینه می بینیم ما.
صائب.
آنم که لبم چاشنی راز ندانست
مرغ نگهم لذّت پرواز ندانست.
طالب آملی.
زور؛ لذّت طعام. (منتهی الارب ). || می. (منتهی الارب ). شراب. شراب خوش خوار.(مهذب الاسماء). سیکی خوشگوار. || لذت (درفن خطابت ). رجوع به اساس الاقتباس چ مدرس رضوی از ص 555 به بعد شود. || (مص ) مزه یافتن. (تاج المصادر) (زوزنی ).

معنی لذت به فارسی

لذت
خوشی، گوارایی، ادراک خوشی، لذات جمع
( اسم ) ۱- خوشی مقابل الم : ای روح بخش بی بدل وی لذت علم و عمل باقی بهانه است و دغل کاین علت آمد و ان دوا . ( دیوان کبیر ۴ : ۱ ) توضیح .۱ در تداول آنرا بکسر اول تلفظ کنند . توضیح .۲ لذت و الم از بسیط ترین و مجردترین کیفیات نفسانی هستند و ازین رو تعریف آنها غیر ممکن است بعلاوه بتعریف نیازمندی ندارند زیرا همه کس آنها را می شناسد و هر لحظه ادراک کرده یا میتواند ادراک نماید . توضیح .۳ لذت عبارت از ادراک ملایم باطبع است در مقابل الم که ادراک منافر باطبع است . در اینکه لذت و الم از امور حقیقی ثابت و متقرر هستند یا از امور نسبی و اعتباری اختلاف است .زکریای رازی گوید : لذت والم خروج از حال طبیعی هستند . قطب الدین گوید : لذت ادراک و نیل باشد وصول چیزی را که نزد مدرک کمال چیز باشد . هر یک از لذت و الم بر چهار قسم است . بعبارت دیگر لذت و الم برحسب قو. مدرکه منقسم شوند به عقلی وهمی حسی خیالی . اخوان الصفائ گویند : لذت و الم دو نوعند : جسمانی و روحانی . خواج. طوسی گوید : لذت بر دو قسم است : لذت فعلی و لذت انفعالی . یا لذت انفعالی . لذتی است که در آن انفعال باشد مانند لذت زنان از معاشرت مردان و آن سریع الزوال است . یا لذت حسی . لذتی است مانند تکیف عضو لمس کننده بکیفیت ملموس و شامه بکیفیت مشموم و ذایقه بشیرینی و غیره . یا لذت خیالی . لذتی است مانند تخیل لذات حاصل یا آنچه که امیدوار بحصول آنند بر اثر پیروزی در انتقام و غیره . یا لذت شهوانی ( شهوی ) . لذتی که از مباشرت و آرمش حاصل شود . یا لذت عقلی . عبارت از مدرکات و اموری است که برای جوهر عقلی لذت آور است که کمال او باشد و رسیدن بکمال عقلی خود . یا لذت فعلی . لذتی است که در آن فعل باشد مانند لذت مردان از مباشرت زنان . یا لذت وهمی . توهمات نافع و آرزوهای شیرین راگویند توضیح .۴ لذت خوشیی است که پس از شناسایی و معرفت عارف را دست میدهد و ابن سینادر اشارات ذیل النمط التاسع فی مقامات العارفین بان اشاره کرده است : و چون ریاضت از این بگذرد و به نیل رسد سر باطن او آینه ای زدوده شود که در برابر حق داشته وواو در آن آثار حق مشاهدت میکند و گویی آن لذات بزرگ بروی میریزند و بخود خرم میباشد . ۲- مز. خوش .
( صفت ) ۱- آنچه تولید لذت و خوشی کند مسرت بخش : گردش در باغ لذت بخش است . ۲- مزه دهنده .
۱- تولید لذت و خوشی مسرت بخشی . ۲- مزه دادن .
( مصدر ) ۱- تولید لذت کردن لذت دادن خوشی دادن . ۲- مزه دادن .
( مصدر ) ۱- درک لذت و خوشی کردن . ۲- مز. خوش یافتن .
( مصدر ) ۱- ایجاد لذت و خوشی کردن . ۲- مز. خوش دادن .
( مصدر ) ۱- دارای لذت و خوشی بودن : روی خوش و آواز خوش دارندهریک لذتی بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آوازرا . ( سعدی لغ.) ۲ - مز. خوش داشتن .
( صفت ) ۱- آنکه یا آنچه ایجاد لذت و خوشی کند . ۲- آنچه مز. خوش دهد .
( صفت ) ۱- آنکه یا آنچه ایجاد لذت و خوشی کند . ۲- آنچه مز. خوش دهد .
[hedonics] [روان شناسی] شاخه ای از روان شناسی که به مطالعۀ افکار و احساسات خوشایند و ناخوشایند، به خصوص از جهت نقش آنها در انگیزش انسان ها می پردازد
[hedonist] [روان شناسی] معتقد به لذت گرایی
[hedonism] [روان شناسی] نظریه ای مبتنی بر این باور که لذت جویی و اجتناب از درد محرک اصلی رفتارهای انسان است متـ . روان شناسی لذت گرایانه روان شناسی لذت گرا hedonistic psychology
( صفت ) لذت بخش : مغز خود از مرتب. خوش برتر است برتر است از خوش که لذت گستر است . ( مثنوی لغ.)
لذت بخشی .
( مصدر )۱- خوشی یافتن : جان تو هرگز نیابد لذت از دین نبی تا دلت پر سهو و مغزت پر خمار است از نبید . ( ناصر خسرو .۲ ) ۹۴- مز. خوش یافتن .
پیروان اپیکور یا افیغورس یا ابیغورس قفطی آرد : و اما فرقه که نام آنان از آرائ ایشان گرفته شده است یعنی آرائی که اصحاب آن در آموختن فلسفه آنها را غرض و هدفی میدانستند که بدان توجه کرده اند و آن گروه پیروان افیغورس بودند و آنان را اصحاب لذت میخوانند .
[pleasure principle, pleasure-pain principle] [روان شناسی] اصلی که شوق ارضای غرایز را بر روان انسان ها حاکم می داند
[anhedonic] [روان شناسی] ویژگی فرد بی علاقه به زندگی و لذت های آن

معنی لذت در فرهنگ معین

لذت
(لَ ذَّ) [ ع . لذة ] (اِ.) خوشی .

معنی لذت در فرهنگ فارسی عمید

لذت
۱. ادراک خوشی.
۲. گوارایی.
۳. خوشی

لذت در دانشنامه اسلامی

لذت
یکی از گرایش های فطری انسان، گرایش به لذت و خوشی و راحتی است که با فرار از درد و رنج و ناراحتی، همراه است. معنای فطری بودن این گرایش آن است که ساختمان روح انسان طوری است که نمی تواند از لذت و خوشی صرف نظر کند و یا این که طالب رنج و مشقت و سختی باشد و از این روی خود به خود جزو قلمرو اخلاق نیست، یعنی نمی توان کسی را مذمت کرد که چرا طالب لذت و خوشی است یا کسی را مدح کرد برای این که طالب لذت است یا از درد و رنج می گریزد.
مساله سعادت جدای از لذت نیست، حقیقت سعادت، بازگشتن به این است که انسان لذت دائمی و فراگیر داشته باشد، خوشبختی و سعادت چیزی جز این نیست که انسان بتواند لذت دائمی و پایدار و همه جانبه ببرد، و این که لذت و سعادت را با هم ذکر می کنیم به خاطر همین است.واژه های کلیدی که در این موضوع قابل توجه است عبارت است از لذت، سعادت و خوشبختی فطرت، لذات دنیایی و لذات آخرتی، پایداری و حقیقت لذت ها و سعادت ها.
لذت و سعادت از دیدگاه قرآن کریم
با بررسی آیات قرآن کریم در ارتباط با لذت و سعادت انسان برای ارائه دیدگاه قرآن درمی یابیم که قرآن کریم نه تنها این میل طبیعی انسان را انکار نمی کند، بلکه یک سلسله از تعالیم خود را براساس آن مبتنی می کند، یعنی وقتی انسان را به پیروی از دستورهای خدا تشویق می کند وعده می دهد که اگر این راه را بپیمایید به لذت و سعادت می رسید، و همین طور کسانی را که از این راه سرپیچی می کنند به دوری از لذات و ورود به عذاب و درد و بدبختی، تهدید می کند. سراسر قرآن آکنده از بشارت به سعادت و لذت، و انذار از عذاب و شقاوت است. در همه مواردی که تعبیرهای سعادت، فلاح، فوز، فرح و امثال آنها در آیات به کار رفته معنایش همین است که چون طالب سعادت و فوز و کامیابی و خوشبختی است باید به دستورهای دینی عمل کند تا به آن فوز مطلوب برسد.علاوه بر بیانات کلی که در این زمینه هست و نیز انواع بشارت هایی (بشارت های قرآنی) که به نعمت اخروی و دنیوی داده شده یا انذارهایی (انذارهای قرآنی) که از عذاب های دنیوی و اخروی شده، در بعضی از موارد تعبیر (لذت) به کار برده شده است. در قرآن آمده است: «فیها ما تشتهیه الأنفس و تلذ الاعین؛ » و در جای دیگر قرآن آمده «وانهار من خمر لذه للشارین؛ » بهشتی که ما به شما وعده می دهیم و پاداش کارهای خیرتان می باشد جایی است که هرچه دلتان می خواهد در آنجا هست هرچه اشتها دارید (اشتها و شهوت از یک ماده است) هرچه دوست دارید و هرچه میل به آن دارید و هرچه چشم هایتان از آن لذت می برد در آنجا هست (وتلذ الاعین) پس، این که شما طالب لذت باشید عیبی ندارد و چون شما فطرتاً طالب لذت هستید خدا شما را به چیزی که لذت فوق العاده ای دارد وعده می دهد.قرآن در مدح کسانی که عبادت و شب زنده داری می کنند می فرماید: «فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین؛ یک چشم روشنی برای ایشان پنهان شده که دیگران اطلاع ندارند و هیچ کس نمی تواند بفهمد که آن چه چیزی است».تعبیر سعادت هم در یک مورد هست: «اما الذین سعدوا ففی الجنه؛ » و در مقابلش هم «فامّا الذین شقوا ففی النار لهم فیها زفیر و شهیق؛ » همین طور در اوصاف بهشت آمده است که (در آنجا رنج و سختی نیست، «لایمسنا فیها نصب و لایمسنا فیها لغوب؛ ») آن هم بعد منفی قضیه است. هریک از این گرایش ها مزدوج هستند: یک جهت اثباتی دارند و یک جهت غیراثباتی، یک قطب مثبت دارند و یک قطب منفی، لذت طلبی در مقابلش فرار از رنج و الم و سختی است. شما که طالب آن گونه زندگی هستید که خالی از رنج و مشقت باشد این زندگی در آخرت برای مومنین فراهم می شود. هم چنین تعبیر حیات در آیه «ولنحیینّه حیاة طیبه؛ » انسان را تشویق می کند که ایمان و عمل صالح داشته باشید تا خدای متعال حیات طیب و زندگی خوش و با لذتی به شما عطا فرماید. قرآن کریم مردم را به ایمان و عمل صالح دعوت می کند و به پاداش اخروی که لازمه اش سعادت و لذت است بشارت می دهد. پس چنین نیست که لذت طلبی فی حد نفسه یک امر نامطلوب باشد. پس مذمت لذت خواهی و لذت جویی برای چیست؟
علل نگرش منفی به لذت ها
مذمت هایی که درباره پیروی از لذت ها می شود از چند چیز نشات می گیرد. در این موضوع سه نکته قابل طرح است.
← نکته اول
...
در قرآن کریم به لذت آب میوه اشاره شده است.
فراورده های نوشیدنی از انگور و خرما ، نوشیدنی مطلوب و دل پسند است.«و من ثمرت النخیل و الاعنب تتخذون منه سکرا و رزقا حسنا...»و از میوه های درختان نخل و انگور، مسکرات (ناپاک) و روزی خوب و پاکیزه می گیرید؛ در این، نشانه روشنی است برای جمعیّتی که اندیشه می کنند!
از جمله عوامل شادابی و نشاط، کار و فعالیت می باشد که در دین مبین اسلام نیز مورد تاکید فراوان قرار گرفته است. اما کسانی که شاغل هستند ممکن است با دو سوال اساسی برخورد نمایند و لذا آن چنان که باید از کارشان لذت نبرند. از همین روی قصد ما از نوشتار حاضر ارائه راه حل برای آن دو سوال می باشد.
برای این که به شغلم علاقمند شوم چه کار باید بکنم؟
← تشریح سؤال
با این که دیگران از کارم راضی هستند ولی من احساس پوچی می کنم. چگونه این احساس را بر طرف نمایم؟برای حل این مشکل به نکات زیر توجه داشته باشید:
← پاسخ های سؤال دوم
۱. مرکز مشاوره مؤسسه امام خمینی (رحمة الله علیه)، چگونه از شغل خود لذت ببریم.۲. فلسفی، محمد تقی، گفتار فلسفی، ج۲۰.۳. حورایی، سید مجتبی، همه چیز با خدا ممکن است، دکلمه گران، چاپ هفتم، ۱۳۸۰.۴. حسینی، سید ابوالقاسم، اصول بهداشت روانی، نشر آستان قدس رضوی، چاپ سوم، ۱۳۸۰.۵. پریور، علی، دین و روان شناسی، انتشارات آسیا، ۱۳۶۲.۶. علی آبادی، علی رضا، مدیران جامعه اسلامی، نشر رامین، تهران، سوم، ۱۳۷۶.۷. پروا، مهدی، روان شناسی یکتا پرستی، شرکت سهامی انتشار، اول، ۱۳۸۰.۸. فکری، عبدالله. قانون مطلق معنویت، نشر ندای فرهنگ، تهران، ۱۳۷۷.۹. وزو، ایواناکو. ایجاد انگیزه برای کار و زندگی، ترجمه. سید غلامرضا موسوی مجد، انستیتیو ایزایوان، تهران.۱۰. گنجی، حمزه. روان شناسی کار، نشر ارسباران، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۹.
تمام لذت ها در بهشت است و این لذت ها انواع مختلف دارد که خداوند آنها را در قرآن ذکر می کند.
منظره های لذت بخش برای چشم، در بهشت:«... فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین...» «... در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید (هست). ..» " و فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین" - ظاهرا مراد از" ما تشتهیه الانفس- آنچه دلها هوس می کند" چیزهایی است که شهوت طبیعی بدان تعلق دارد، از قبیل چشیدنی ها، بوئیدنی ها، شنیدنی ها و لمس کردنی ها و خلاصه چیزهایی که انسان و حیوان در لذت بردن از آنها مشترکند. و مراد از" تلذذ چشمها" جمال و زینت است و قهرا منظور از آن، چیزهایی است که تقریبا اختصاص به انسانها دارد، مانند مناظر بهجت آور و رخساره های زیبا و لباس های فاخر. و به همین جهت تعبیر را تغییر داد. از آنچه که ارتباط به نفس دارد و مورد علاقه آن است تعبیر به شهوت و اشتهاء کرد و از آنچه ارتباط با چشم دارد تعبیر به لذت فرمود و لذائذ نفسانی هم در نزد ما انسانها منحصر در این دو قسم است.ممکن هم هست لذائذ روحی و عقلی را هم در لذائذ چشمها گنجاند، چون التذاذ روحی خود رؤیت و تماشای قلب است." و انتم فیها خالدون" این جمله هم خبر است و هم وعده و هم بشارت به اینکه شما مؤمنان الی الابد در این نعمت خواهید بود و معلوم است که علم به این بشارت، لذتی روحی می آورد که با هیچ مقیاسی قابل قیاس با سایر لذتها نیست و با هیچ مقداری تقدیر نمی شود.
نوشیدنی های لذیذ
شراب بهشت، لذت بخش برای نوشندگان آن:«فی جنت النعیم یطاف علیهم بکاس من معین بیضاء لذة للشربین.» «در باغ های پر نعمت با جامی از باده ناب پیرامونشان به گردش درمی آیند (باده ای) سخت سپید که نوشندگان را لذتی (خاص) می دهد.» «مثل الجنة التی وعد المتقون فیها انهـر من ماء غیر ءاسن وانهـر من لبن لم یتغیر طعمه وانهـر من خمر لذة للشربین...» «مثل بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده (چون باغی است که) در آن نهرهایی است از آبی که (رنگ و بو و طعمش) برنگشته و جوی هایی از شیری که مزه اش دگرگون نشود و رودهایی از باده ای که برای نوشندگان لذتی است...» می فرماید: " بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده در آن نهرهایی است از آب صاف و خالص که هیچگونه دگرگونی در بوی آن حاصل نشده است" (مثل الجنة التی وعد المتقون فیها انهار من ماء غیر آسن). " آسن" به معنی" بدبو" است، بنا بر این" ماء غیر آسن" یعنی آبی که بر اثر طول ماندن یا غیر آن بوی آن دگرگون نشده است، این نخستین قسمت از نهرهای بهشتی است که در آن صرفا آب زلال خوشبو و خوش طعم جاری است.سپس می افزاید: " و نهرهایی از شیر که طعم آن دگرگون نگشته است" (و انهار من لبن لم یتغیر طعمه). اصولا آنجا جای فساد و تباهی نیست و مواد غذایی بهشتی با گذشت زمان دگرگون نمی شود، این عالم دنیا است که به خاطر وجود انواع میکرب های مخرب مواد غذایی به سرعت به سوی فساد می رود.بعد به سراغ سومین قسمت از نهرهای بهشتی رفته، می گوید: " و نهرهایی از شراب طهور که مایه لذت نوشندگان است"! (و انهار من خمر لذة للشاربین).
بهشت محل تمام لذتها
تنها بهشت محل تامین تمامی خواسته ها و لذتها برای آدمی:«... فیها ما تشتهیه الانفس وتلذ الاعین...» «... در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید (هست). ..» تقدیم «فیها» می تواند به این مطلب اشاره داشته باشد که لذت های انسان، تنها در بهشت تامین می شود. در مجمع البیان می گوید: خدای سبحان در جمله" ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین" تمامی نعمت های بهشتی را در عبارتی کوتاه آورده که اگر تمامی خلائق جمع شوند و بخواهند انواع نعمت های بهشتی را توصیف کنند، نمی توانند وصفی پیدا کنند که در این عبارت کوتاه نباشد و دو صفت" ما تشتهیه الانفس" و" تلذ الاعین" شاملش نباشد. اشاره می کند که تمام نعمت های مادی و معنوی جهان در آن جمع است می فرماید: " در بهشت آنچه دل می خواهد و چشم از آن لذت می برد موجود است" (و فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین). به گفته مرحوم طبرسی در مجمع البیان اگر تمام خلایق جمع شوند تا توصیف انواع نعمت های بهشتی را کنند هرگز قادر نخواهند بود چیزی بر آنچه در این جمله آمده بیفزایند. چه تعبیری از این زیباتر و جامعتر؟ تعبیری به گستردگی عالم هستی و به وسعت آنچه امروز در ذهن ما می گنجد یا نمی گنجد، تعبیری که ما فوق آن تعبیری نمی توان یافت.جالب اینکه مساله خواست دل از لذت چشم جدا بیان شده است و این جدایی پرمعنی است: آیا از قبیل ذکر خاص بعد از عام است؟ از این جهت که" لذت نظر" اهمیت فوق العاده ای دارد که از لذات دیگر برتر و بالاتر است یا از این نظر که جمله" ما تشتهیه الانفس" لذات ذائقه و شامه و سامعه و لامسه را بیان می کند، ولی جمله تلذ الاعین بیانگر لذت چشم است.بعضی نیز عقیده دارند که جمله" ما تشتهیه الانفس" اشاره به تمام لذات جسمانی است، در حالی که جمله" تلذ الاعین" بیانگر لذات روحانی است، چه لذتی در بهشت بالاتر از اینکه انسان با چشم قلب به جمال بی مثال پروردگار نگاه کند که یک لحظه آن از تمام نعمت های مادی بهشت برتر است.بدیهی است هر قدر شوق یار بیشتر باشد لذت دیدار بیشتر است.
لذت گرایی یا اصالت لذت یعنی غایت انسان در اعمال و کردارش لذت بردن محض است؛ لذا باید بهر شکل و بهر طریقی که می تواند از مدت زمان محدود عمر خود برای لذت بردن استفاده کند؛ هدف مکاتب لذت گرا آن است که لذت بردن ارزش ذاتی دارد.
یکی از اصول اخلاقی که با بیشترین شهرت و گستردگی مورد اعتقاد واقع شده است، لذت گرایی است؛ لذت گرایی یعنی این اصل که چیزی به جز لذت خوب نیست.مراد از لذت گرایی این است که لذت تنها خوبی به عنوان غایت است؛ این که لذت در کنار دیگر اشیا به عنوان غایت خوب مطرح است نمی توان لذت گرایی دانست. باز این نظر که اشیائی هستند که، به عنوان وسیله خوب هستند، منافی با لذت گرایی نیست.بنابراین شاخصی که تفکری را در زمره لذت گرایان قرار می دهد این است که «لذت، تنها خوب به عنوان غایت یا خوب فی نفسه است». به این معنا که تنها خوبی که انسانها باید به منزله غایات کردارهای خویش برگزینند، لذت است.لذت گرایی بر آن است که لذت بردن فاعل عمل ارزش ذاتی دارد، و به عبارت دیگر سعادت عبارت است از برخورداری هرچه بیشتر فرد از لذت.استدلال پیروان این مکتب اخلاقی برای اثبات ارزش ذاتی لذت این است که انسان طبیعتاً طالب لذت است و از رنج و درد می گریزد.برای هر فرد خوشی و لذت خود او مطلوب است و هیچ کس رنج و ناراحتی خود را نمی خواهد.بر این پایه ارزش ذاتی و منشأ مطلوبیت لذت خود فرد است.در نتیجه کاری که برای فاعل اخلاقی لذت بخش باشد ارزش غیری مثبت دارد و باید صورت گیرد و کاری که برای فاعل وی رنج آور است ارزش غیری منفی دارد و نباید انجام گیرد.
مفاد لذت گرایی
لذت گرایی اولین نتیجه ای است که هرکس که درباره اخلاق آغاز به تفکر می کند به طور طبیعی به آن می رسد.اگر به زندگی روزمره خود نگاهی داشته باشیم می بینیم در زندگی از چیزهایی لذت می بریم و از چیزهایی لذت نمی بریم.این دو دسته امور هیچ گاه با هم اشتباه نمی شود. اما گاهی چیزهایی را در زندگی تصویب می کنیم. تمییز این حقیقت که ما چیزی را تصویب می کنیم (درست می دانیم) از این حقیقت که از آن لذت می بریم بسیار مشکل است.لذت گرایی هنجاری در حقیقت دیدگاهی است که معتقد است چیزهایی که از آنها لذت می بریم همانهایی هستند که آنها را تصویب می کنیم.
لذت گرایی هنجاری یا فرا اخلاقی
اولین نکته ای که در باره لذت گرایی قابل توجه است این است که لذت گرایی در دو حوزه از فلسفه اخلاق قابل طرح است؛ یکی لذت گرایی به عنوان نظریه ای در عداد نظریه های هنجاری و دیگری لذت گرایی در ساحت معرفت شناسی اخلاق و یا لذت گرایی فرا اخلاقی. این دو ساحت کاملاً از هم مجزا هستند.لزومی ندارد کسی که در باره خوبی لذت گراست و معتقد است خوب به معنای لذت است در باره صواب هم لذت گرا باشد. اتخاذ این رأی که عمل درست آن است که دست کم به اندازه هر بدیل دیگری غلبه لذت بر ألم را به وجود می آورد در حقیقت اتخاذ دیدگاهی درباره الزام است.اما همین شخص ممکن است در معنای خوبی لذت گرا نباشد. بر این اساس ممکن است کسی معنای خوبی را لذت بداند اما درباره صواب کلاً یک وظیفه گرا باشد.با اندک مسامحه ای می توان گفت کانت لذت گروی را در مورد معنای خوبی با وظیفه گرایی درباره صواب جمع کرده است.
اشتراکات مکاتب لذت گرا
...

لذت در دانشنامه ویکی پدیا

لذت
لذت (انگلیسی: Pleasure) فیلمی در ژانر درام رمانتیک به کارگردانی اوتو براور است که در سال ۱۹۳۱ منتشر شد.
لذت بعد از ظهر (انگلیسی: Afternoon Delight) فیلمی در ژانر کمدی-درام است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.
۲۱ ژانویه ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-01-۲۱) (Sundance)
۳۰ اوت ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-08-۳۰)
فلسفه عیاشی و خوشگذرانی (انگلیسی: Epicureanism) یا فلسفه لذت پرستی یک نظام فلسفی بر اساس آموزه های فیلسوف یونان باستان، اپیکور است که حدود ۳۰۷ سال پیش از میلاد مسیح پایه گذاری شد.
لذت دیوانگی فیلمی مستند به کارگردانی حنا مخملباف و بازیگری بی بی گل آصف، مرضیه مشکینی (همسر مخملباف) محسن و سمیرا مخملباف محصول سال ۲۰۰۳ است.
لذت دیوانگی فیلمی مستند به کارگردانی حنا مخملباف و بازیگری بی بی گل آصف، مرضیه مشکینی (همسر مخملباف) محسن و سمیرا مخملباف محصول سال ۲۰۰۳ است.
لذت رپر (انگلیسی: Rapper's Delight) ترانه ای است که در سال ۱۹۷۹ توسط گروه هیپ هاپ آمریکایی شوگرهیل گنگ به ضبط رسید. اگر چه این ترانه اولین آهنگ رپ نبود، اما عموماً در دنیا از آن به عنوان اولین ترانه رپ یاد می شود. این ترانه در فهرست ۵۰۰ ترانه رولینگ استون، در جایگاه ۲۵۱ قرار دارد، همچنین اباوت.کام و وی اچ وان آن را در جایگاه دوم از بزرگترین آهنگ های هیپ هاپ جای داده اند. این ترانه در فهرست بزرگترین آثار پخش شدهٔ قرن بیستم رادیوی عمومی ملی هم قرار دارد. در سال ۲۰۱۱ این ترانه به فهرست ملی ضبط اصوات کتابخانه کنگره افزوده شد. این ترانه همچنین در سال ۱۹۸۰ در جایگاه ۳۶ از ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد آمریکا قرار گرفت.
لذت زندگی (به فرانسوی: Le bonheur de vivre) یک تابلو نقاشی اثر آنری ماتیس است. این نقاشی به همراه دوشیزگان آوینیون پیکاسو از پایه های نوگرایی محسوب می شوند. بوم های به یادماندنی اولین بار در سال ۱۹۰۶ در جامعه هنرمندان مستقل به نمایش درآمد و رنگ های کادمیوم و اعوجاج فضایی آن موجب اعتراض و خشم عمومی شد.
در پس زمینه مرکزی تابلو چهره هایی دیده می شود که بسیار شبیه گروهی است که در نقاشی رقص (۱۹۰۹–۱۰) کشیده است. در نقاشی چندین زن و مرد برهنه در چشم اندازی با رنگ های زنده وجود دارد.
لذت زندگی (انگلیسی: Joy of Life) یک نقاشی رنگ روغن و مربوط به سال ۱۹۱۱ میلادی می باشد که توسط سوزان والادون طرح گردید. این اثر هنری امروزه در موزه متروپولیتن قرار دارد. نقاشی نشانگر زنانی است در حال حمام کردن در حالی که توسط یک مرد برهنه تماشا می شوند. این مرد تجسمی از فاسق والادون است. آندره اتر مدل این شخص برای والادون بود.
لذت سواری (به انگلیسی: Joy Ride) فیلمی محصول سال ۲۰۰۱ آمریکا به کارگردانی جان دال است. در این فیلم بازیگرانی همچون پل واکر، استیو زان، لیلی سوبیسکی، جسیکا بومن، استوارت استون، جیم بیور و جی هرناندس ایفای نقش کرده اند.
۵ اکتبر ۲۰۰۱ (۲۰۰۱-10-۰۵)
لوئیس توماس (پل واکر) دانشجوی دانشگاه برکلی است و قصد دارد تا برای دیدار با ونا (لیلی سوبیسکی) که دوست دوران کودکی اوست به سفر برود اما مادرش در نامه ای از او خواسته تا با سپردن وثیقه برادر بزرگتر خود فولر (استیو زان) را آزاد کند. او برادر خود را آزاد می کند و به سفر می روند در بین راه به خرید یک رادیو و فرستنده کوچک برای سرگرمی خودشان اقدام می کنند. آن ها در بین راه بایک راننده مرموز تماس رادیویی برقرار می کنند وبا او به قصد شوخی صحبت می کنند لوئیس (پل واکر) با تقلید صدای زنانه با این راننده مرموز قرار ملاقات برای شب می گذارد و از او شامپاین صورتی می خواهد. راننده به اشتباه، به جای مراجعه به اتاق آن ها به اتاق کناری می رود ویک تاجر را که درهتل مستقر بود را می کشد از آن پس لوئیس وفولر متوجه این شوخی احمقانه خودشان می شوند و راننده مدام آن ها را تعقیب می کند تا آن ها را بکشد و…
«سکس و لذت» (به ایتالیایی: Sesso e volentieri) فیلمی ایتالیایی به کارگردانی دینو ریسی است که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد.
از بازیگران آن می توان به لورا آنتونلی، گلوریا گویدا، مارگارت لی و ایلوش خوشابه اشاره کرد.
فرزندان لذت (انگلیسی: Children of Pleasure) فیلمی در ژانر کمدی رمانتیک، رمانتیک، و موزیکال به کارگردانی هری بومونت است که در سال ۱۹۳۰ منتشر شد.
«لحظه های لذت» (به انگلیسی: Moments of Pleasure) تک آهنگی از هنرمند اهل بریتانیا کیت بوش است که در سال ۱۹۹۳ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم کفش های قرمز قرار داشت.
لغزش تدریجی لذت (فرانسوی: Glissements progressifs du plaisir) فیلمی فانتزی به کارگردانی آلن رب-گریه محصول سال ۱۹۷۴ است.
۱۹۷۴ (۱۹۷۴) (فرانسه)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

لذت در جدول کلمات

لذت بردن
حظ
امام هشتم(ع) فرمودند چنین انسانی از زندگی خود لذت نمی برد
حسود

معنی لذت به انگلیسی

amusement (اسم)
گمراهی ، سرگرمی ، تفریح ، لذت ، گیجی ، پذیرایی ، فریب خوردگی ، نمایش
pleasure (اسم)
لذت ، کیف ، خوشی ، انبساط ، خوش وقتی ، عیش ، شهوترانی
delight (اسم)
حیرت ، لذت ، شوق ، خوشی ، طرب ، سرور
joy (اسم)
لذت ، خوشی ، طرب ، سرور ، فرح ، خرسندی ، مسرت ، حظ
enjoyment (اسم)
لذت ، خوشی ، برخورداری ، خوش وقتی
gratification (اسم)
لذت ، سر بلندی ، خشنودی
titillation (اسم)
هیجان ، لذت ، کیف ، غلغلک ، غلغلک اوری
frill (اسم)
لذت ، تزئینات ، چین ، حاشیه چیندار ، پیرایه ، افراط ، زوائد ، تجمل ، چیز بیخود یا غیر ضروری
delectation (اسم)
لذت ، صفاء ، حظ نفس
gusto (اسم)
لذت ، درک ، احساس ، طعم ، مزه ، ذوق

معنی کلمه لذت به عربی

لذت
ارضاء , بهجة , ذوق , رتوش , متعة
مبهج , ممتع
نعمة
تمتع به , متعة
بهجة , مذاق
باهتياج
ماسوشية
ماسوشية
ممتع
مذاق
مذاق
بهجة
ارض (فعل ماض)

لذت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ملیکا ١١:٠٧ - ١٣٩٥/٠٩/٢٩
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ناندا nãndã (سنسکریت: ناندی، نَندَ)
رَپَک (اوستایی)
اَوَس، کِلی، پریتی، priti پریتا، pritã پریا، pryã رَتی، نیرام (سنسکریت)
رَمیتا (سنسکریت: رَمیتَ)
دیشاگ (سنسکریت: دیشاگَجَ)
|

سارینا ١٥:٠١ - ١٣٩٦/٠٣/٢٩
لذت، طیف گسترده ای از حالات ذهنی است که انسان ها و دیگر حیوانات بعنوان چیزی مثبت، خوشی آور، یا باارزش تجربه می کنند. لذت شامل حالات ذهنی مشخص تری همچون شادی، تفنن، خوشی، خلسه، و رضامندی می باشد. در روانشناسی، اصل لذت، لذت را بعنوان یک ساز و کار بازخورد (مکانیسم فیدبک) مثبت توصیف می کند که موجودات زنده را در آینده به باز آفرینی شرایطی که لذت بخش یافته اند ترغیب می کند. بر اساس این نظریه، به همین ترتیب موجودات زنده برای اجتناب از شرایطی که در گذشته موجب رنج شده نیز انگیخته می شوند.
تجربهٔ لذت، تجربه ای ذهنی است و افراد مختلف، انواع و مقادیر متفاوتی از لذت را در شرایط یکسان تجربه خواهند کرد. بسیاری از تجربه های لذت بخش با ارضای محرکه های زیستی اساسی، همچون خوردن، ورزش یا رابطهٔ جنسی در ارتباط هستند. دیگر تجربه های لذت بخش با تجارب اجتماعی و محرکه های اجتماعی همچون تجربهٔ احساس فخر، سرشناسی، و خدمت در ارتباط هستند. تقدیر از بابت آثار و فعالیت های فرهنگی همچون هنر، موسیقی، و ادبیات اغلب لذت بخش هستند.
در سال های اخیر، پیشرفت های قابل توجهی در شناخت مکانیسم های مغز که زمینه ساز لذت هستند، صورت گرفته است. یکی از اکتشافات کلیدی توسط کنت بریج انجام شد که نشان داد لذت تجربه ای یگانه نیست. بلکه، لذت از چندین فرایند مغزی شامل علاقه، تمایل، و فراگیری تشکیل شده است که توسط شبکه های مغزی مجزا، هرچند همپوشان، پشتیبانی می شوند. بطور خاص این پژوهش با بهره گیری از واکنش های عینی لذت محور در انسان ها و دیگر حیوانات صورت گرفته است، مثلاً بررسی حالات چهرهٔ مربوط به 'علاقه' و 'عدم علاقه' به ذوقیات همسان میان انسان و بسیاری از دیگر پستانداران.
منابع [ویرایش]
Pleasure، مشارکت کنندگان ویکی پدیای انگلیسی، برداشت شده در ۶ فوریه ۲۰۱۲.
رده های صفحه: لذتاحساساتفرایندهای ذهنی
از ویکی پدیا
|

بهار ١٤:١٥ - ١٣٩٧/١٢/٠٥
خوش
|

جمشید احمدی ١٥:١٠ - ١٣٩٨/٠٥/١١
لذت همانا احساس گونه ای خوشی است که با خوشی های همیشگی اندکی یا بیشتر یا خیلی بیشتر در چندینگی(کمیت) و چگونگی (کیفیت)بالاتر جای دارد. بنابراین :
لذت = فراخوش/ فراخوشی
نمونه : لذت های زندگی = فراخوشیهای زندگی
|

آمستریدا نصیر ١٩:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/٣٠
کیف کردن، حس خوبی داشتن به چیزی
|

ب. الف. بزرگمهر ١٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣
سرخوش، برخوردار

سرخوش شدن یا برخوردار شدن بجای لذّت بردن
|

نی حب ١٩:٥٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠
لذت همانا احساس گونه ای خوشی است که با خوشی های همیشگی اندکی یا بیشتر یا خیلی بیشتر در چندینگی(کمیت) و چگونگی (کیفیت)بالاتر جای دارد. بنابراین :
لذت = فراخوش/ فراخوشی
نمونه : لذت های زندگی = فراخوشیهای زندگی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• لذت كردن از پشت   • اوج لذت زن چه موقع است   • لذت بردن زن از عقب   • اوج لذت در مردان   • لذت زنان از رابطه مقعدی   • لذت بردن زن از دخول   • علائم اوج لذت در زنان   • بهترین لذت برای مردان   • معنی لذت   • مفهوم لذت   • تعریف لذت   • معرفی لذت   • لذت چیست   • لذت یعنی چی   • لذت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لذت
کلمه : لذت
اشتباه تایپی : gbj
آوا : lezzat
نقش : اسم
عکس لذت : در گوگل


آیا معنی لذت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )