انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1018 100 1

لعنت

/la'nat/

مترادف لعنت: دعای بد، سب، سنه، فریه، لعن، نفرین

متضاد لعنت: آفرین، دعا

برابر پارسی: نفرین، دشنام، فرنه

معنی لعنت در لغت نامه دهخدا

لعنت. [ ل َ ن َ ] (ع اِمص ) لعنة. اسم است لعن را. قال اﷲتعالی : أن لعنةاﷲ علی الظالمین. (قرآن 44/7).ج ، لعان ، لعنات. راندگی. (منتهی الارب ). فربه. (صحاح الفرس ). نفرین. بهل. بهلة. رِجس. بُعد. رجم. سب ّ. (منتهی الارب ). ضد برکت. (قاموس کتاب مقدس ). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: به فتح لام و سکون عین ، اسم است از لعن و لعن در اصل لغت به معنی راندن است و شرعاًدور ساختن خداست بنده را از در رحمت خود در این جهان به قطع توفیق از بنده و در جهان دیگر به مبتلی ساختن بنده را به عقوبت کما وقع فی المفردات. و این تعریف در حق کفار بود، اما درباره ٔ مؤمنان لعنت عبارت است از فرودآوردن بنده از پایه ٔ نیکان و مقام صلحا هکذا وقع فی جامع الرموز فی کتاب الایمان :
چو او آفریدم بکردمش رد
همی لعنتش جاودان می سزد.
فردوسی.
مزد یابدهرکه او بر دشمنش لعنت کند
دشمنش لعنت فزون یابد ز ابلیس لعین.
فرخی.
چون معمای مسعدی برسید دیگر روز با من خالی داشت. این خلوت دیری بکشید و بسیار نومیدی کرد و بگریست و گفت : لعنت بر این بدآموزان باد. (تاریخ بیهقی ص 337). میترسم که ناگاه... چون لعنت که بر ابلیس فرودآمد به سر من فرودآیند. (تاریخ بیهقی ).
چون نیندیشی که می بر خویشتن لعنت کنی
از خرد بر خویشتن لعنت چرا داری روا.
ناصرخسرو.
چو لعنت کند بربدان بدکنش
همی لعنت او بر تن خود کند.
ناصرخسرو.
وآنگه تو گرد بوحنیفه نگردی
بر فلک مه برند لعنت و فریاد.
ناصرخسرو.
نه بدان لعنت است بر ابلیس
کو نداند همی یمین ز یسار
بل بدان لعنت است کاندر دین
علم داند به علم نکند کار.
سنائی.
سنگ باران ابر لعنت باد
بر زن نیک تا به بد چه رسد.
خاقانی.
یزدانش ز لعنت آفریده
وز تربیتش جهان پشیمان.
خاقانی.
میخواست او نشانه ٔ لعنت کند مرا
کرد آنچه خواست ، آدم خاکی بهانه بود.
خاقانی.
صد لعنت باد بر وجودش
بر امت او هزار چندان.
خاقانی.
به لعنت باد تا باشد زمانه
تبارش تیر لعنت را نشانه.
نظامی.
نیکوان رفتند و سنتها بماند
وز لئیمان ظلم و لعنتها بماند.
مولوی.
مگر کآن سیه نامه ٔ بی صفا
به دوزخ رود لعنت اندر قفا.
سعدی.
نماند ستمکار بدروزگار
بماند بر اولعنت پایدار.
سعدی (بوستان چ یوسفی ص 69).
التعان ، تلاعن ؛ لعنت خواندن بر یکدیگر. ملاعنة، لعان ؛ لعنت خواندن شوی و زن بر یکدیگر. (منتهی الارب ). ابتهال ؛ لعنت کردن یکدیگر را.
- به لعنت خدا نیرزیدن ؛ به هیچ نیرزیدن.
- امثال :
خودم کردم که لعنت بر خودم باد.
سنگ از جایش پا می شود بد میگوید (یا) تف و لعنت میکند.
لعنت به دکانداری که مشتری خود را نشناسد.
لعنت به کار دست پاچه .
لعنت به همکار بد.
|| (مص ) نفرین کردن. || از صورت بگردانیدن. (ترجمان القرآن جرجانی ). || (اِ) عذاب.
- لعنةاﷲ ؛ نفرین خدای :
صبغةاﷲ نام آن رنگ لطیف
لعنةاﷲ بوی آن رنگ کثیف.
مولوی.

لعنة. [ ل ُ ع َ ن َ ] (ع ص ) بسیار لعنت کننده مردم را. ج ، لعن. (منتهی الارب ).

لعنة. [ ل ُ ن َ ] (ع ص ) آنکه بسیار لعنت کنند بر وی. (منتهی الارب ). آنکه مردمان بر او لعنت کنند. (مهذب الاسماء).

معنی لعنت به فارسی

لعنت
یکبارنفرین کردن، لعن، عذاب، دشنام ونفرین
( اسم ) نفرین کردن لعن جمع : لعان لعنات : ابلیس بسبب این یاس هدف لعنت ابدی شد . یا به لعنت حق نمی ارزد . هیچ نمی ارزد . یابه لعنت خدا گرفتار شدن . بر اثر ستمکاری به بیچارگی افتادن : الهی بلعنت خدا گرفتار شود . یا به لعنت شیطان نمی ارزد . هیچ نمی ارزد . یا لعنت بر ... . بر ... نفرین باد .
( مصدر ) لعنت گفتن کسی را . ۱- لعنت کردن . ۲- بد گفتن ناسزا گفتن : چو دینارش ندادم لعنتم گفت که شرم از روی مردانت چو زن باد . ( سعدی لغ.)
( اسم ) نامه ای که در آن لعنت مندرج باشد : و لعنت نامه نوشتند و نفرین کردند که بعد ازین خراج نخواهند و از هم کینه دردل ندارند .
( مصدر ) لعنت کردن بر کسی . نفرین کردن بر او لعن کردن : بدانست ( آدم ) که قابیل او را ( هابیل را) گم کرد برو لعنت کرد .
نفرین کردن . لیط

معنی لعنت در فرهنگ معین

لعنت
(لَ نَ) [ ع . لعنة ] (اِمص .) نفرین ، دشنام .

معنی لعنت در فرهنگ فارسی عمید

لعنت
۱. از خدا خواستن که کسی را از لطف ورحمت خود دور کند، لعن، نفرین.
۲. عذاب.
۳. دشنام.
نوشته ای که در آن لعن و نفرین نوشته شده باشد.

لعنت در دانشنامه اسلامی

لعنت
معنی لَّعَنَتْ: لعنت كرد (کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی لَّعْنَةَ: دور بودن از رحمت (کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی نَبْتَهِلْ: مباهله کنیم - یکدیگر را لعنت کنیم
معنی لُعِنَ: لعنت شد(کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی لَعْنَتِي: لعنت من (کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی لُعِنُواْ: لعنت شدند(کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی لَعَنَهُ: او را لعنت کرد (کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی لَعَنَهُمُ: آنان را لعنت کرد (کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی نَلْعَنَهُمْ: آنان را لعنت مي کنيم(کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی مَلْعُونَةَ: لعنت شده (کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
معنی يَلْعَنُ: لعنت می کند (کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است)
معنی ﭐلْعَنْهُمْ: آنان را لعنت کن (کلمه لعن به معناي دور کردن ملعون از رحمت است )
ریشه کلمه:
لعن‌ (۴۱ بار)
این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
از سنت های شیعی، فرستادن درود و سلام بر امام حسین علیه السلام و لعنت بر قاتلان او هنگام آب نوشیدن است. لعن به معنای طرد از رحمت و دور کردن است. عرب، هرگاه کسی تمرد می کرد او را از خود طرد می کردند تا گناهان او دامنگیرشان نشود.
امام صادق علیه السلام به نقل داود رقی، آب خواست و نوشید و چشمانش اشگبارشد، سپس فرمود: لعنت خدا بر قاتل حسین، هرگز بنده ای نیست که آب بنوشد و حسین را یاد کند و قاتل او را لعنت کند، مگر آن که خداوند برای او صد هزار حسنه می نویسد و صد هزار سیئه از او محو می کند...: «ما من عبد شرب الماء فذکر الحسین ولعن قاتله الا کتب الله له مائة الف حسنة و حط عنه ماة الف سیئة...».
و این، جزء فرهنگ عاشورایی مردم شده است و بر سقاخانه ها می نویسند: «آبی بنوش و لعنت حق بر یزید کن ». لعنت بر یزید و ابن زیاد و شمر و دیگر عاملان و مباشران و زمینه سازان حادثه عاشورا و قتل امام حسین علیه السلام در زیارتنامه های متعددی از جمله در زیارت عاشورا و وارث آمده است: «اللهم العن یزید خامسا و العن عبیدالله بن زیاد و ابن مرجانة و عمر بن سعد و شمرا و آل ابی سفیان و آل زیاد و آل مروان الی یوم القیامة ».
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
برائت به "معنای با دشمنان خدا دشمنی کردن و از آنان برائت و بیزاری جستن" در کنار ولایت (یعنی دوستی با دوستان خدا)، از فروع دین و از واجبات عملی اسلام است.
زندگی مکتبی یک مسلمان ایجاب می کند که خطّ فکری و سیاسی خود را در جامعه و نسبت به حق و باطل مشخص کند و پیرو جناح حق و مطیع «ولیّ خدا» باشد و با دشمنان دین و امامت و رهبری صالح، ستیز و دشمنی داشته باشد نه آن که بی طرف بماند.
بی تفاوت نبودن در برابر جنایتکاران و همسویی با رسول خدا، ایجاب می کند که یک شیعه عاشورایی نسبت به ستمگران، بغض و عداوت و تبری داشته باشد و کسانی را که قرآن لعن کرده است، مورد لعن قرار دهد. لعن، نشان اوج تنفر و انزجار از چهره های ملعون است.
به امام صادق علیه السلام گفتند: فلانی دوستدار شما است، امّا در بیزاری و برائت از دشمنان شما ضعیف است و ناتوان. حضرت فرمود: «هیهات! دروغ می گوید کسی که مدّعیِ ولایتِ ماست، ولی از دشمنان ما «برائت» ندارد».
در عصر امام حسین علیه السلام، حق در وجود آن حضرت متجلی بود و باطل در چهره یزید. یک مسلمان متعهّد، می بایست که «تولّی» با او و «تبرّی» از دشمنانش داشته باشد. یاران امام با شجاعت از فرزند پیامبر حمایت و نصرت می کردند و مخالف جبهه یزید و ابن زیاد بودند. سخنان و رجزها و اشعارشان این را نشان می دهد.
ابوالشعثاءِ کندی در رجز خویش هنگام نبرد، چنین می گوید:
                      
خدایا من یاور «حسین» و واگذارنده «ابن سعد»م.

لعنت در دانشنامه ویکی پدیا

لعنت
لعنت یا لعن در اصل به معنی راندن است و در ادیان ابراهیمی به معنی دور شدن یا دور کردن بنده از رحمت خداوند یا قرار گرفتن در معرض عذاب الهی است.
نفرین
لعن انسان ها به معنای تقاضای قطع رحمت از درگاه خداوند برای طرف مقابل است. اما لعن به معنای محروم شدن از رحمت،لطف و برکات خداوند در دنیا و آخرت است. البته، باید توجّه داشت لعن الهی به این معنی نیست که خداوند در قالب الفاظ و به کار بردن لفظ لعن به اراده لعنت می­­پردازد؛ بلکه به مفهوم فعل طردی خدا، و به معنای دور ساختن ملعونان از رحمت خویش است که ملعون بر اثر آن، از رحمت الهی محروم می ­شود.
لعنت (به انگلیسی: Damn) (به صورت نوشتاری .DAMN) چهارمین آلبوم استودیویی رپر آمریکایی کندریک لامار می باشد.
هنسون (هالیوود، کالیفرنیا)
ویندمارک (سانتا مونیکا، کالیفرنیا)
نو اکسکیوزش (سانتا مونیکا، کالیفرنیا)
استودیوهای جانگل سیتی (شهر نیویورک، نیویورک)
«لعنت به پلیس» (به انگلیسی: Fuck tha Police) یک ترانه اعتراضی از گروه رپ گانگستری اِن.دابلیو.اِی و از آلبوم مستقیم بیرون کامپتن است. این ترانه به خاطر شعر اعتراضی و جنجال برانگیزاش معروف است. «لعنت به پلیس» در رده بندی «۵۰۰ ترانهٔ برتر همهٔ دوران» نشریهٔ رولینگ استون، جایگاه چهارصد و بیست و پنجم را به خود اختصاص داده است.
ان.دابلیو.ای
۴۱ ثانیه (از ۵:۴۳)
پیامد انتشار این ترانه، فرستادن نامهٔ هشدار از سوی اف بی آی به شرکت پخش کنندهٔ آن بود.
لعنت به من نام چهارمین آلبوم مازیار فلاحی است که در چهارم شهریور ۱۳۹۲ منتشر گردید.
نوازندگان این اثر میلاد نودست، سیاوش امامی، امیر توسلی، داوود جعفری، ناصر پورالحسنی، پژمان فرهمند، بابک ایمانی، مهدی جوانبخت، کاوه تسعیری، مهرداد عالمی و مازیار فلاحی می باشند. ترانه ها نیز توسط مازیار فلاحی، امین بامشاد، یاحا کاشانی و میلاد نودست سروده شده است.
لعنت درخت انجیر از معجزات عیسی در رسولان است که در متی و مرقس آمده ولی در یوحنا یا لوقا نیامده است. طبق مرقس، عیسی پس از بازگشت پیروزمندانه به اورشلیم و پیش از تطهیر معبد، یک درخت انجیر را به دلیل بی ثمر بودن لعنت کرد، فردای آن روز، آن درخت خشکید. متی هر دو رخداد را در یک روز می داند.
از ویکی پدیای انگلیسی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

لعنت در جدول کلمات

نفرین و لعنت کردن
لعن

معنی لعنت به انگلیسی

curse (اسم)
فحش ، سب ، دشنام ، بلاء ، نفرین ، لعنت
cuss (اسم)
فحش ، نفرین ، لعنت
damnation (اسم)
لعن ، لعنت ، لعنت شدگی
malediction (اسم)
لعن ، لعنت ، بد گویی
execration (اسم)
تنفر ، نفرت ، زشتی ، نفرین ، لعنت ، مایهءنفرت

معنی کلمه لعنت به عربی

لعنت
لعنة
لعنة
عن , لعنة

لعنت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی لعنت

محمدپارسا ١٠:٥٢ - ١٣٩٦/٠٣/١١
1ـ محکومیت به بدبختی و سیه روزی از سوی خدا؛ یعنی دور ماندن از لطف و رحمت او.
2 ـ واژه ای که با آن بدبختی را برای کسی از خدا آرزو می کنیم .
|

شهرام زندی ١٥:٥٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
راندن و دورساختن
|

پیشنهاد شما درباره معنی لعنت



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عرفان > thats terrible
داوین ص > داوین
بی بهار > Untested
نوشین > Good order
امیرحمیدی > راه خارج شهر
امیرحمیدی > همبستگی
الف > facilities
سپهر رضوانیان > sharing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متن اهنگ لعنت امیر عباس گلاب   • امیر عباس گلاب لعنت متن   • اهنگ امیر عباس گلاب لعنت   • دانلود لعنت امیر عباس گلاب   • متن لعنت امیرعباس گلاب   • دانلود اهنگ محمدرضا گلزار بگو اره   • متن آهنگ لعنت امیر عباس گلاب   • دانلود اهنگ زیبای لعنتی امیر عباس گلاب   • معنی لعنت   • مفهوم لعنت   • تعریف لعنت   • معرفی لعنت   • لعنت چیست   • لعنت یعنی چی   • لعنت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لعنت
کلمه : لعنت
اشتباه تایپی : gukj
آوا : la'nat
نقش : اسم
عکس لعنت : در گوگل


آیا معنی لعنت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )