برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1328 100 1

لنگ

/lang/

مترادف لنگ: ازار، فوطه، قطیفه | اعرج، چلاق، شل، ایست، درنگ، ماندن، وقفه | پا، پاچه، ران، عدل، لنگه، تک، طاق، فرد، زمان، گاه، وقت، هنگام

معنی لنگ در لغت نامه دهخدا

لنگ. [ ل ُ ] (اِ) فوطه. ازار. ایزار. بستنی. جامه ٔ حمام. میزر. جامه ای که در رفتن به گرمابه بر کمر بندند. پارچه ٔ مستطیل شکل که در گرمابه بر کمر بندند پوشیدن سفلای بدن را. با فعل بستن صرف می شود.
- امثال :
لنگ حمام است هر کس بست بست .
لنگ ملانصرالدین است .

لنگ. [ ل ِ ] (اِ) پا از بن بیغوله ٔ ران تا نوک ابهام قدم. پا باشد از انگشتان تا بیخ ران. (جهانگیری ). پا. || وظیف (در ستور). دست و پای ستور. ساق و ذراع چهارپا :
یکی مادیان تیز بگذشت خنگ
برش چون بر شیر و کوتاه لنگ.
فردوسی.
ز دریا برآمد یکی اسب خنگ
سرین گرد و چون گورو کوتاه لنگ.
فردوسی.
همان شب یکی کرّه ای زاد خنگ
برش چون بر شیر و کوتاه لنگ.
فردوسی.
- تا لنگ ظهر خوابیدن ؛ تا پس از زدن آفتاب خفتن.
- یک لنگ پا ایستادن .
- یک لنگه مرغ ؛ یک پای آن.
- امثال :
قسم مخور که باوره ، لنگ خروس برابره .
|| کعب پا را نیز لنگ گفته اند. (برهان ). برهان چنین نوشته ودر سامی فی الاسامی در لغات راجعه به آهو و از قبیل آن می نویسد: موقف و مخدم ، سپیدلنگ و از تتبعی که ممکن شد چنان دانم که لنگ به معنی جای دست برنجن و خلخال است از دست و پای. || این کلمه مزید مؤخر برخی کلمات واقع شود و افاده ٔ معانی خاص کند، چون :نیم لنگ. (فردوسی ). شتالنگ. بشلنگ. (اسم محل ). هفت لنگ. (ایلی از بختیاری ). چهارلنگ. (ایلی از بختیاری ). پشلنگ. پشت لنگ. اشتالنگ. لیولنگ. || پای. پایه. در گیلان سه پایه ٔ مطبخ را سه لنگه گویند. || لنگه. نیم بار. نصف بار. و رجوع به لنگه شود. || فرد. طاق. تک. مقابل زوج : دو جفت و لنگی ، یعنی دو زوج و یک فرد. و رجوع به لنگه شود.

لنگ. [ ل َ ] (اِ) به هندی قرنفل است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

لنگ. [ ل َ ] (اِ) لای ؟ لِه ؟ دُردی ؟ :
از لنگ و رنگ کون و دهان را به گرد خنب
کون لنگ خای کرد و دهان رنگ دوش کرد.
سوزنی.

لنگ. [ ل َ ] (ص )اَعرج. عَرجاء ...

معنی لنگ به فارسی

لنگ
( اسم ) هنگام وقت : هر روز تا لنگ ظهر می خوابد .
نام دهی جزئ دهستان ماسال بخش ماسال شاندارمن شهرستان طوالش .
[crank] [قطعات و مجموعه های خودرو] هریک از بخش های برون محور (offset) میل لنگ که سبب تبدیل حرکت رفت وبرگشت پیستون ها به حرکت چرخشی می شوند
[ گویش مازنی ] /leng/ پا - لنگ حمام
دهی از دهستانهای شفان بخش اسفراین شهرستان بجنورد .
( مصدر ) ۱- پرتاب کردن لنگ . ۲- ( زورخانه ) عملی که مرشد در گود زورخانه کند برای جدا کردن دو کشتی گیر از یکدیگر و آن چنانست که مرشد از جایگاه خویش لنگگ گرد کند و برسر دو کشتی گیر که گرم کشتی هستند اندازد تا آن دو بخوشی از هم جدا شوند . همچنین هنگامی که مرشد یا ورزشکار دیگری بخواهد بپهلوانی که مشغول هنر نمایی است احترام یا تواضع کند از بیرون گود برایش لنگ پرتاب می کند . ۳- ( توسعا ) میانجی شدن میان دو تن برای ایجاد صلح بین آنها . ۴- تسلیم شدن اظهار بندگی و اطاعت کردن .
( اسم ) قسمی آش که از آرد گندم میسازند و آنرا بر ران بره نهند ومثل رسن تابند و سپس بریان کنند و درگوشت پزند .
گریختن
( مصدر ) فوطه بر کمر بستن .
فوطه بر میان بستن گاه شستشو چنان که در حمام گره بستن لنگ .
[ گویش مازنی ] /lange ben/ پیش پا
( صفت ) آنکه لنگ بندد : سرو از جوش لاله و سنبل لنگ بند است زلف کاکل دار . ( محمد سعید اشرف آنند لغ.)
[ گویش مازنی ] /leng be tash/ دراز کردن پا به سوی آتش به هنگام خوابیدن
...

معنی لنگ در فرهنگ معین

لنگ
(لَ) (ص .) انسان یا حیوان که پایش آسیب دیده باشد و نتواند به درستی راه رود.
( ~ .) (اِ.) = لنگه : آلت تناسل مرد، شرم مرد، نره .
(لِ) (اِ.) (عا.) هنگام ، وقت .
( ~ .) (اِ.) ۱ - پا. ۲ - لنگه ، لنگه بار. ،~ ِ کسی در هوا بودن کنایه از: وضع مبهم و نابسامان داشتن .
(لُ) (اِ.) پارچه ای که در گرمابه به کمر بندند.
(لُ . اَ تَ)(مص م .)۱ - جدا کردن دو کشتی گیر در گود زورخانه با انداختن لنگ میان گود توسط مرشد. ۲ - کنایه از: اظهار فروتنی کردن و تسلیم شدن .
(لَ. دَ) (مص ل .) (عا.) معطل ماندن ، بیچاره شدن .
(لَ گُ) (ص مر.) آن که پا و دستش معیوب باشد.
(لَ) (اِمر.) میله ای است در موتور اتومبیل که ب ه روی دو محور حرکت می کند. دستة پیستون ها روی میل لنگ سوار است ، خاصیت این ابزار آن است که حرکت پیستون ها رادر حالت های مختلف تنظیم می کند.
(لَ) (اِ.) ۱ - کمان دان ، غلافِ کمان . ۲ - ترکش ، تیردان .

معنی لنگ در فرهنگ فارسی عمید

لنگ
۱. انسان یا حیوانی که پایش آسیب دیده و نتواند درست راه برود.
۲. پای آسیب دیده که بلنگد.
۳. خسته و وامانده: پای ما لنگ است و منزل بس دراز / دست ما کوتاه و خرما بر نخیل (حافظ: ۱۰۱۹).
۴. نیازمند به چیزی.
* لنگ کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه]
۱. آسیب رساندن به پای کسی، به گونه ای که بلنگد.
۲. [مجاز] کاری را تعطیل کردن.
۳. [مجاز] توقف کردن قافله میان راه.
۱. (زیست شناسی) یک پای انسان از بیخ ران تا سر انگشتان.
۲. نیمی از بار.
۳. یکی از چیزی که جفت باشد، مانند لنگۀ کفش، لنگۀ جوراب.
* لنگ کردن: (مصدر متعدی) (ورزش) در کُشتی، پای خود را به پای حریف بند کردن و او را به زمین زدن.
پارچه ای مستطیل شکل که در گرمابه و زورخانه به کمر می بندند.
* لنگ انداختن: (مصدر لازم)
۱. (ورزش) در زورخانه، پرتاب کردن لنگ از طرف مرشد میان دو کشتی گیر که در گود گرم کشتی هستند تا به خوشی از یکدیگر جدا شوند.
۲. [مجاز] تسلیم شدن و ترک نزاع کردن.
میله ای در اتومبیل به شکل مارپیچ که به واسطۀ حرکت دورانی آن که در اثر فشار دستۀ پیستون صورت می گیرد، اتومبیل به راه می افتد.
۱. ظرفی که کمان را در آن می گذارند، قربان، ترکش، تیردان.

لنگ در دانشنامه ویکی پدیا

لنگ
لنگ هم نگاشتی است برای اشاره به موارد زیر
لِنگ به معنای پا
لنگ (حرکت) به معنی نامتعادل
لنگ (صفت) به معنی جانداری که یک پایش نقص حرکتی داشته باشد
لُنگ حمام
لنگ (سازوکار) (به فرانسوی: manivelle )) بازویی است که رابط بین شفت دوار و همچنین بخش رفت و برگشتی است و می تواند حرکت رفت و برگشتی را به حرکت دایره ای تبدیل کند.
لنگ دارای قابلیت تغیر زاویه محدود است و یک انتهای آن به عضوی وصل است که حرکت خطی دارد و دیگر انتهای آن حرکت دایره ای دارد.
کاربرد لنگ می تواند از رابط بین پیستون و میل لنگ در انواع موتورهای درون سوز که شاتون نامیده می شود تا دریل مکانیکی و پدال دوچرخه نام برد.
اصطلاح لنگ بیشتر در مورد سامانه هایی که با نیروی بدن انسان به حرکت در می آیند کاربرد دارد ( مثلاً دریل یا دوچرخ)
لنگ یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در استان گیلان واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، لنگ ۴۵۸ نفر جمعیت دارد.
فهرست روستاهای ایران
لنگ آباد ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کهنوج در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان نخلستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۲۱ نفر (۱۰۷خانوار) بوده است.
لنگ(به انگلیسی: Long) شهری در ایالت اکلاهما کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۳۷۰ نفر بوده است.
فهرست شهرهای اکلاهما
لنگ بیچ (به انگلیسی: Long Beach) شهری در ایالت مر ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

لنگ در دانشنامه آزاد پارسی

لُنگ
پوششی مستطیلی از پارچۀ نخی با طرح چهارخانه و معمولاً به رنگ قرمز. از این پوشش به عنوان پارچۀ خشک کن در حمام ها استفاده می شود. در زورخانه ها نیز روی شلوار زورخانه پوشیده یا به عنوان زیرانداز در نقش عرق گیر و همچنین بر روی شانه ها استفاده می شود.

ارتباط محتوایی با لنگ

لنگ در جدول کلمات

لنگ آبی
شل
لنگ می زند
شل
خالق اثر بابا لنگ دراز
جین وبستر

معنی لنگ به انگلیسی

cripple (اسم)
عاجز ، لنگ ، چلاق ، زمین گیر
limp (اسم)
لنگ ، لنگی
lame (اسم)
لنگ
loincloth (اسم)
لنگ
wobbler (اسم)
لنگ ، لرزنده ، تلوتلو خور

معنی کلمه لنگ به عربی

لنگ
عرجة , قماش السحيف , کسيح
قماش السحيف , موسس
عقال
عرقوب , کسيح

لنگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
دم زنده
Long
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
پا.لنگه
Leng
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
معطل
Lang
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
پا
شهلا
لنگ : پارچه ای نخی که در زمان قدیم به عنوان حوله از آن استفاده می شد.///

لِنگ به معنی : نصف ///

لَنگ به معنی : معطل ماندن ///

لَنگ : لَنگ درگوییش زبان لری استان لرستان به معنی معطل ماندن است.///

لِنگ: لِنگ درگویش زبان لری استان لرستان به معنی نصف یا نصفه و پا است.///


شهلا
لُنگ: لُنگ حمام یا به اختصار لُنگ نوعی پوشش سنتی است که مردان ایرانی استفاده می‌کنند. لنگ به همراه قطیفه دو قطعه لباس برای خشک کردن بدن پس از استحمام هستند که لنگ لباس نیمه پائین بدن و قطیفه حوله‌ای بزرگ برای خشک کردن نیمه بالای بدن است. این پوشش در ناحیه اوراسیا به ویژه هند و بنگلادش نیز استفاده می‌شود.
علی سیریزی
لِنگ در گویش شهر سیریز به معنی پا می باشد
علی سیریزی
در گویش کرمانی ها با تلفظ لِنگ یعنی پا و با تلفظ لُنگ یعنی پارچه ای که در حمام به دور خود می بستند.
میلاد علی پور
لُنگ: به صورت محاوره به تیمِ های ورزشی پرسپولیس یا پیروزی می گویند. خصوصا تیمِ فوتبالِ آن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• لنگ پرسپولیس   • جوشاندن لنگ   • لنگ زن   • لنگ سوراخ   • معنی لنگ   • لنگ ماشین   • لنگ پرسپولیس ویکیپدیا   • لنگ پا   • مفهوم لنگ   • تعریف لنگ   • معرفی لنگ   • لنگ چیست   • لنگ یعنی چی   • لنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لنگ
کلمه : لنگ
اشتباه تایپی : gk'
آوا : lang
نقش : صفت
عکس لنگ : در گوگل

آیا معنی لنگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )