انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1095 100 1

لنین

/lenin/

معنی لنین در لغت نامه دهخدا

لنین. [ ل ِ ] (اِخ ) ولادیمیر ایلیچ الیانوف. متولد در دهم آوریل 1870 م. در شهر سیمبیرسک اولیانو وسک کنونی ، کنار ولگا. پدر وی ایلانیکالائیویچ اولیانوف اصلاً از مردم طبقه ٔ دوم شهر آستراکان و معلم دبیرستان بود. لنین کودکی و جوانی را در ناحیه ٔ ولگا و ایالات سیمبیرسک ، کازان و سامارا گذراند و دانشکده ٔ حقوق کازان را به پایان رساند. در آغاز جوانی ، برادر مهترش الکساندر، وی را به مسلک های سیاسی تندرو آن زمان هدایت کرد و خود به جرم سیاسی در اول مارس 1887 م. گرفتار شد و خواهر او آنّا نیز همین سرنوشت را یافت. پس از اتمام تحصیل حقوق در 31 اوت 1893 م. به پترزبورگ پایتخت روسیه تزاری رفت. در 8 دسامبر 1895 م. به جرم سیاسی زندانی شد و 14 ماه در زندان ماند و در 17 فوریه ٔ 1897 م. او را به سیبری تبعید کردند و تا 29 ژانویه 1900 م. در تبعید بود. پس از آنکه آزاد شد در 16 ژوئیه ٔ 1900 م. از روسیه هجرت و در سال 1905 م. مردم روسیه را به تأسیس حکومت کارگران و دهقانان دعوت کرد و در پایان اکتبر 1905 م. به روسیه بازگشت ، اما بار دیگر در دسامبر 1907 ناچار شد به خارجه هجرت کند و در این دو سفر در فرانسه ، سویس ، آلمان ، انگلستان ، سوئد و فنلاند اقامت داشت و چندی نیز در دانمارک و چکوسلواکی بود و بیشتر در ژنو میزیست و در 1914 م. در جنگ اول بین الملل چندی در اتریش در زندان بود. سرانجام پس ازانقلاب روسیه در 27 مارس 1917 م. از شهر برن عازم روسیه شد و در سوم آوریل به دیار خود رسید و پس از کوششهای بسیار و زد و خوردهای حزبی ، در 26 اکتبر 1917 نخستین دولت شوروی سوسیالیستی را در روسیه تشکیل داد.وی در 21 ژانویه ٔ 1924 م. در شهر گورکی به سکته ٔ دماغی درگذشت و جسد مومیائی شده ٔ وی را در مسکو در میدان سرخ در مقبره ای که برای او ساخته بودند گذاشتند.

لنین. [ ل ُ ی ُ ] (اِخ ) اگوست. علامه ٔ فرانسوی ، مولد پاریس. وی را تألیفات و کارهای قابل ملاحظه ای درباره ٔ تاریخ و جغرافیای فرانسه است (1844-1911 م.).

معنی لنین به فارسی

لنین
بلند ترین قله کوهستان [ زا آلای ] واقع در بین جمهوری تاجیکستان و قرقیزستان . ارتفاع آن ۷۱۲۴ متر است .
علامه فرانسوی مولد پاریس
شهری است در تاجیکستان شوروی کنار مسیر دریا در دهانه دره فرغانه ۱۲۳/٠٠٠ تن سکنه صنایع : ابریشم بافی کفشدوزی پنبه بافی غدایی سرامیک سازی و کنده کاری روی چوب .
نامی که در سال ۱۹۲۴ به شهر پطرگراد داده اند و آن شهری است بزرگ به مغرب روسیه کنار دریای بالتیک .

لنین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جسد لنین   • جنازه لنین   • لنین و استالین   • پارچه لنین   • سخنان لنین   • قله لنین   • آرامگاه لنین   • جنایات لنین   • معنی لنین   • مفهوم لنین   • تعریف لنین   • معرفی لنین   • لنین چیست   • لنین یعنی چی   • لنین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لنین
کلمه : لنین
اشتباه تایپی : gkdk
آوا : lenin
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس لنین : در گوگل


آیا معنی لنین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )