انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1043 100 1

لهجه

/lahje/

مترادف لهجه: گویش، زبان، لسان، گفتار

برابر پارسی: گویش، سرزبان

معنی لهجه به فارسی

لهجه
زبان، طرزسخن گفتن وتلفظ، زبان ولغتی که سخن گویند
( اسم ) ۱- زبان لسان جمع : لهجات : لهج. من تیغ سلطانی است در فصل الخطاب تا نگوید کان زمان تیغ خطیبش یافتم . ( خاقانی . سج. ۲ ) ۹٠۷- گفتار . یا صراحت لهجه . صراحت . ۳- شعبه ای از یک زبان که با تغییراتی در ناحیه ای تکلم شود مثلا گیلکی کردی لری سمنانی لهجه هایی هستند از ایرانی جمع: لهجات . ۳- نحو. تکلم وضع سخن گفتن : خوش لهجه بد لهجه .
ناشتا شکن ٠ نهاری
[accent] [باستان شناسی، زبان شناسی] گونه ای از زبان که ویژگی های تلفظی آن موقعیت جغرافیایی یا جایگاه اجتماعی فرد را منعکس می کند
( صفت ) ۱ - آنکه سخن را بد ادا کند . ۲ - بد زبان بد دهان . ۳ - بد خواه بد نیت .
( صفت ) ۱ - کسی که طرز بیانش دلپسند باشد . ۲ - آنکه سخنش مطبوع باشد خوش زبان .
مطربان و مغنیان و آوازه خوانان
( صفت ) آن که آهنگ گفتارش مطبوع است شیرین سخن خوش زبان .
رک گوئی
[dialogue coach, dialogue director, dialect coach] [سینما و تلویزیون] فردی که طرز بیان کلمات و جملات یا لهجه ها را به بازیگر آموزش می دهد
منجی یا منجانی یکی از لهجه های ایرانی در منجاه یا منجان ( پامیر ) که با لهجه [ یودغه ] خویشاوند است .

معنی لهجه در فرهنگ معین

لهجه
(لَ جِ) [ ع . لهجة ] (اِ.) ۱ - زبان . ۲ - طرز سخن گفتن و تلفظ . ۳ - شعبه ای از زبان . ۴ - تلفظ واژه های یک زبان به شیوة خاص یک منطقه .

معنی لهجه در فرهنگ فارسی عمید

لهجه
۱. طرز سخن گفتن و تلفظ.
۲. [قدیمی] زبان و لغتی که انسان با آن سخن می گوید، زبان.
دارای لهجۀ زیبا.

لهجه در دانشنامه اسلامی

لهجه تهرانی ، صورت گفتاری فارسی نوشتاری معیار که در مکالمات روزمره مردم تهران ، و به تقلید از آن در سایر مناطق ایران ، بویژه در شهرهای بزرگ ، به کار می رود.
واژه تهرانی نباید این تصور را پیش آورد که فارسی تهرانی با گویش قدیم تهران ، قبل از انتقال پایتخت به آنجا، یکسان است . گویش قدیم تهران با گویش روستاهای شمیران یکسان بوده ، اما با گویش رازی قدیم آنگونه که در اشعار بندار رازی آمده ، تفاوتهایی داشته است . گویش تهرانی از خانواده گویشهای مرکزی ایران و به فارسی تهرانی نزدیکتر بوده است . نمونه های این گویش را در اشعار سِحْری تهرانی ، منقول در تذکره نصرآبادی و مجمع الفصحا ، می توان یافت . فارسی تهرانی امروزی نیز در معدودی از نوشته های معاصر، که عمداً به گویش تهرانی تقلیدی نوشته شده اند دیده می شود. فارسی تهرانی از نظر قواعد آوایی و صرفی و نحوی و واژگان با فارسی نوشتاری معیار دارای تفاوتهایی است که پاره ای از آن ها در فارسی سایر مناطق نیز وجود دارد.

لهجه در دانشنامه ویکی پدیا

لهجه
در زبان شناسی به گونه ای از طرز تلفظ های ویژه یک گروه زبانی لهجه می گویند. تقریباً در تمامی زبان های جهان، گروه هایی با لهجه های گوناگون وجود دارند. مجموعه تلفظ های ویژه یک گروه معمولاً قانونمند و مطابق ضوابط ثابتی صورت می گیرد. لهجه ها معمولاً با مناطق جغرافیایی ویژه ارتباط دارند.
زبان، گویش، لهجه
اگر مجموعه تلفظ های دو دسته از گویشوران یک زبان به گونه ای باشد که همدیگر را نسبتاً آسان بفهمند صحبت از لهجه می کنیم و اگر تفاوت های تلفظی یا دستوری به گونه ای باشد که درک متقابل با ایرادات و دشواری هایی روبرو باشد از گویش صحبت می کنیم یعنی در این حالت با دو گویش متفاوت از یک زبان روبرو هستیم.در گویش های مختلف بادستور زبان های متفاوتی برخورد می کنیم که فهم جملات را برای شخصی با گویش دیگر دچار مشکل میکند. مثلاً لهجه اصفهانی و گویش بوشهری در زبان فارسی.
هر گاه تفاوت بین دو گونه از یک زبان در سطح آوایی (فراگویی ) و تا حدودی در سطح واژگان (واژگان قاموسی) باشد می توان آن دو گونه را لهجه هایی از یک زبان نامید، البته می دانیم که اصطلاح لهجه را عمدتاً برای گونه جغرافیایی یا گونه اجتماعی به کار می برند، مثلاً لهجهٔ تهرانی، لهجهٔ بالاشهری، لهجهٔ پایین شهری و ...
ویکی پدیای انگلیسی، نسخه ۲۰ اکتبر ۲۰۰۶.
لهجهٔ خوزستانی یا جنوب غربی که به آن لهجهٔ آبادانی نیز می گویند یکی از لهجه های زبان فارسی است. این شیوهٔ سخن گفتن فارسی به دنبال آغاز فعالیت های نفتی در آبادان و مهاجرت اقوام ایرانی و غیر ایرانی (مانند انگلیسی ها، هندی ها و رانگونی ها) در دهه نخست قرن بیستم میلادی شکل گرفت. بنا به گزارش یرواند آبراهامیان بیشتر مهاجرین به آبادان از مناطق صنعتی شمال خوزستان و استان های بوشهر و فارس و چهارمحال بختیاری بودند. تقریباً از تمامی مناطق ایران در آبادان هیئت یا مسجد و حسینیه یافت می شود که این نشان دهندهٔ وسعت برخورد اقوام با یکدیگر است که از آنجا که عمدهٔ سکنهٔ اصلی از استان بوشهر و فارس به آبادان مهاجرت کرده بودند لهجهٔ آبادانی که آهنگی نزدیک به لهجهٔ بوشهری و سبک بیانی شبیه به لهجه های شیرازی و کازرونی دارد را بتوان ترکیبی از لهجه ها و گویش های مردم مناطق یادشده دانست ونیز تأثیر کلمات بیگانه در لهجهٔ محاوره ای مردم آبادان اندکی بیشتر از مردم سایر مناطق است.این لهجه بجز آبادان که در آن رواج عمومی دارد در شهرهای بندر ماهشهر، سربندر، امیدیه و بوشهر نیز کاملاً رایج است. گاهی از آن به عنوان لهجهٔ جنوبی نیز یاد می شود و در میان خوانندگان و ارباب ترانه جایگاهی خاص دارد.
بخور-->boxor
بپوش --> bopuš
پسر --> pesar: پسر ِ مجتبی --> peser'e moštebâ
بچه --> bece: بچه ها --> becâ
این لهجه که با فارسی محاوره ای معیار تفاوت چندانی ندارد بیشتر مبتنی بر کسره گرایی است و آوای حروف نیست چه در کلمه چه در ترکیب ممکن است بر حسب آوای پیشین یا پسین خود تغییر کند. مثلاً:
نشانه جمع در لهجهٔ آبادانی به صورت «آ» بیان می شود.
نشانهٔ مفعولی ((را)) در لهجهٔ خوزستانی، مانند گویش های لری جنوبی، دشتستانی و سایر لهجه های جنوبی پارسی به صورت زیر (e) بیان می شود و نیز که نشانه اضافه و وصف که در فارسی زیر (کسره) است در این گویش بیشتر حذف می شود که این اتفاق در لهجه شیرازی هم می افتد. حرف میانجی بین واک ها و نشانهٔ مفعولی که در لهجه خوزستانی، مثل دشتستانی، بیشتر گویش های جنوبی و شمالی لری، لهجه های جنوبی پارسی، کسره است آوای (n) می باشد. چند نمونه:
لهجه آبزاخی (آدیجیایی: Абдзахабзэ) این لهجه ای از زبان آدیغی است که پیوندهایی نیز با زبان کابارذی نیز دارد. لهجه آبزاخی پرگویشورترین لهجه زبان آدیغی محسوب می شود. این لهجه اغلب توسط مردمان چرکس که در جمهوری آدیغیه از توابع کشور روسیه ساکن می باشند بدان گفتگو می شود.
زبان های سرکسی
زبان آدیغی
لهجه آبزاخی
لهجه آرانی و بیدگلی یا آرونی بیدگلی بخشی از گویش شهر آران و بیدگل است که از زبان دهی و زبان فارسی قدیم گرفته شده است. در واقع بسیاری از واژه های اصیل فارسی در این گویش دیده می شود. این گویش به گویشهای یز جدی، اصفهانی و گویشهای مرکزی ایران بسیار نزدیک بوده و اشتراکات زیادی با آنها دارد.
پولت جوو باش: اگه پولدار باشی.
چس غریبه شیرین است: همان ضرب المثل مرغ همسایه غازه.
همش یه گو یه گاله: یکسان بودن نتیجه.
غالش را کندن: تمام کردن خوراکی
زبون خوش مارا از سوراخ میکشه بیرون: خوش زبانی و کلام نیکو گفتن
زبان مردم این شهر که در اصطلاح به آن زبان رایجی می گویند، از زبانهای پهلوی قدیم است که تا این زمان در سرتاسر شهرها و بخشهای حاشیه کویر (اردستان، نطنز، بادرود، زواره و ...) با اندک تفاوت در گویش، رایج است و با زبانهای دیگر ازمله زبان تاتی ایران وجوه مشابهی دارد.
بر طبق نوشته های احسان یارشاطر در دانشنامه ایرانیکا آران دارای یک گویش مرکزی است که بومی ها آن را زبان دهی می نامند و این گویش شبیه گویش بیدگلی و گویش جامعه یهودیان کاشان است. این گویش بیشتر در محله های دهنو و زیرده آران و بیدگل رایج است، اما در حال حاضر به تدریج جای خود را به گویش پارسی داده است.
به طور کلی گویشهای پهنه کاشان، خواه روستاهای درون کوهساران و خواه آبادیهای گسترده در کویر و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوری و آوایی اهمیت خاصی دارد. در سالهای اخیر تحقیقات پراکنده ای دربارهٔ زبان باستانی صورت گرفته که مفصل ترین آن در زمینه دستور زبان و فرهنگ واژگان، کتاب زبان کویر (کتاب اول) تألیف حسین (عباس) علیجانزاده آرانی است.
لهجه اراکی را در شهر اراک و حومه آن این لهجه را به صورت کمرنگ تر می توان مشاهده کرد. لهجه اراکی بسیار نزدیک به گویش لری می باشد. این لهجه با گویش های رایج بخش های جنوبی استان همدان و شمال شرق لرستان همچون ملایر، ازنا و بروجرد شباهت هایی دارد. قبل از پیدایش شهر اراک گویش های متفاوتی در منطقه وجود داشت، اما با مهاجرت گروه های مختلف و اسکان آن ها در شهر ترکیب خاصی از لهجه های مختلف به وجود آمد که امروزه به نام لهجه اراکی شناخته می شود.
چگونه اراکی صحبت کنیم
یکی از ویژگی های بارز گویش اراکی که ان را از لهجه معیار فارسی متمایز کرده، تبدیل، تخفیف و قلب شدن حروف است. در زیر برخی از تفاوت های آوایی حروف در لهجه اراکی نشان داده شده است.
در لهجه اراکی همانند لهجه های دیگر گاهی جایگزینی برای بعضی از لغت های رایج در فارسی معیار آورده شده است.
شعر زیر نمونه ای از اشعار محلی است که به لهجه اراکی سروده شده است.
لهجه اردی لهجه مردم بخش ارد از توابع شهرستان گراش در جنوب استان فارس می باشد. اردی یکی از لهجه های زبان اچمی می باشد که از زبان های فارسی تبار یعنی متعلق به شاخه جنوب غربی زبان های ایرانی است.
اطلاعات اهالی فرهنگ دوست بخش ارد
لهجه اصفهانی یکی از لهجه های زبان پارسی است. فارسی اصفهانی لهجه ای از فارسی معیار است که با آن تفاوت های آوایی، واژگانی و گهگاه ساخت واژه ای دارد. تفاوت لهجه اصفهانی با دیگر لهجه های زبان پارسی، هم در زیر و زبر آوایش واژه ها می باشد، و هم در آهنگ ادای جمله ها است. در لهجه اصفهانی، واژه هایی نیز بکار می رود که در دیگر لهجه ها کمتر بکار می روند یا فراموش کرده اند
واک ج dʒ در زیرلهجه برخی محله های اصفهان به صورت غلیظ dʒ یا واکی میان ج و ز zdʒ ادا می شود.
در فارسی اصفهانی، گاهی زبر æ به زیر ə دگرگون می شود. نمونه هایی از آن در جدول زیر آمده است:
لهجه کنونی مردم اصفهان بازمانده، دگرگون یافته و سائیدهٔ زبان پهلوی از دوره پارسی میانه می باشد. لهجه اصفهانی، به عنوان گونه محاوره ای ویژه مردمان اصفهان، از همان روزگار ساسانیان، در کنار زبان پهلوی (پارسیک) وجود داشته و پا به پای دیگر لهجه های پهلوی درگوشه و کنار سرزمین ایران و گویش های آغازین آنها، می بالیده است. در سده های نخست و دوم هجری، میان پارسی دری رایج در خراسان با پارسی رایج در مناطق مرکزی و جنوبی ایران برخی تفاوت های لهجه ای وجود داشته است. در پارسی رایج در خراسان وام واژه های پارتی بیشتر بوده و پارسی مناطق مرکزی و به ویژه جنوبی به پهلوی بیشتر همانندی داشته است. به دلیل اینکه لهجه اصفهانی، از لهجه های مرکزی ایران می باشد، می توان گفت که اصفهانی گونه محاوره ای از پهلوی بوده که در اصفهان به آن سخن گفته می شده است.
قدیمی ترین مآخذی که در آن به لهجه اصفهانی اشاره شده بهینه التقاسیم فی معرفه الاقالیم تألیف ابوعبدالله محمدبن احمدالمقدسی در سده چهارم هجری است. بر اساس نوشته های ابن مقفع در سده پنجم، مردم اصفهان هنوز با زبان پهلوی کمابیش آشنا بودند و به آن گفتگو می کردند.اوحدی اصفهانی، شاعر سده هشتم، چند غزل به گویش قدیمی اصفهانی سروده است که در دیوانش ثبت است و جزو فهلویات شناخته می شود:
و همچنین یک بیت دیگر
لهجه اوزی لهجه مردم شهر اوز در جنوب استان فارس می باشد. اوزی یکی از لهجه ها می باشد که از گویش های فارسی تبار یعنی متعلق به شاخه جنوب غربی زبان های ایرانی است.لهجه اوزی از گویش های به جا مانده از زبان فارسی پهلوی، مربوط به دوره ساسانیان و پیش از آن می باشد.
اطلاعات اهالی فرهنگ دوست فداغ (ر.ا)
لهجهٔ باصری یکی از لهجه های زبان فارسی است که توسط مردم باصری مورد استفاده قرار می گیرد و نزدیکی و اشتراکات بسیار زیادی به لهجه شیرازی دارد. مردم عامهٔ باصری در صحبت کردن اغلب کلماتی به کار می برند که ریشه ای در زبان های پارسی باستان و پهلوی دارد و واژه ها و ترکیب های ناآشنای عربی در آن به ندرت یافت می شود که علت اصلی آن زندگی مردم ایل باصری در کوهستان ها ،عدم یکجا نشینی و ارتباط کم با مناطق شهری بوده است که پیامد آن آلوده نشدن این لهجه به وام واژه های مختلف،به خصوص واژگان مربوط به زبان عربی،بوده است.
زبان های هندوایرانی
زبان های ایرانی
زبان های ایرانی غربی
زبان های ایرانی جنوب غربی
فارسی
باصری
لهجه باصری دارای ۲۰ همخوان /P/ , /b/ , /f/ , /v/ , /t/ , /d/ , /k/ , /g/ , /q/ , /c/ , /j/ , /s/ , /z/ , /m/ , /n/ , /l/ , /r/ , /h/ , /x/ , /y/ و ۶ واکه ساده /ā/ , /e/ , /o/ , /a/ , /i/ , /u/ و ۴ واکه مرکب /ua/ , /oe/ , /ow/ , /ey/ می باشد. تحقیقات در مورد وضع حاضر لهجه باصری نشان می دهد که در میان باصری ها میزان آشنایی با این لهجه در سنین بالاتر بیشتر می باشد.
عمدهٔ تفاوت های لهجه باصری با فارسی معیار در تلفظ و واژگان زبان فارسی می باشد و به ندرت تفاوت های ساختاری در آن یافت می شود.
اغلب فعل هایی که در فارسی رسمی تلفظ می شوند در لهجه باصری به صورتی دیگر مورد استفاده قرار می گیرند:
لهجه بوکانی یا گویش بوکانی، یکی از لهجه های زبان کردی سورانی است. این لهجه مورد توجه نویسندگان و شاعران کُرد در ایران و کردستان عراق است. این لهجه کردی سورانی از شناخته ترین و محبوب ترین لهجه های کردی است. عبدالرحمان شرفکندی لهجه بوکانی را استانداردترین لهجه برای خواندن و نوشتن کردی سورانی می داند. همچنین به باور استاد محمدامین شیخ الاسلامی مُکری ملقب به هیمن، در میان کردزبان های سوران، لهجه بوکانی مطلوب تر است برای نوشتن کردی و به همین دلیل در میان شهرهای کردستان، بوکان محل توجه است. لهجه بوکانی ترکیبی غلیظ و فصیح از کردی سورانی و لهجه مکریانی است.
بوکان
مکریان
حسن زیرک با به کاربردن این لهجه در آثارش، کمک شایانی به شناساندن و محبوبیت این لهجه کرد.
نمونه ای از تفاوت لهجه بوکانی با کردی سورانی، بیشترین تفاوت این لهجه با سایر لهجه های کردی سورانی تلفظ و نوع بیان واژه ها و کلمات است. در لهجه بوکانی، تلفظ کلمات آرام و کشیدگی آوایی کمتر دارد. این لهجه با آنکه خود زیر مجموعه لهجه مکریانی است اما در بسیاری موارد با لهجه مردم شهرهای سردشت، مهاباد، پیرانشهر، اشنویه متفاوت است.
لهجهٔ تبریز یکی از لهجه های زبان ترکی آذربایجانی و لهجهٔ کبار این زبان است.
ترکی
اغوز
زبان ترکی آذربایجانی
ترکی تبریزی
چند اواک مهم در لهجه تبریز که در رابطه با دیگر لهجه های ترکی و همچنین تجوید زبان عربی متفاوت می باشد عبارتند از:
اندام های سازندهٔ این دو آواک، زبان و لثهٔ بالاست. در تلفظ این دو آواک بست در محل نوک زبان به پشت دندان های پائین می چسبد دندان ها روی هم قرار گرفته، نفس حبس شده، کناره های زبان به دیوارهٔ دندان های کناری بالا می چسبند، به طوری که امکان فرار هوا از دو طرف زبان وجود ندارد نرم کام به بالا کشیده می شود و راه عبور هوا از طریق بینی به وسیلهٔ حبس نفس در گلو بسته می شود و جلو ی زبان به سخت کام چسبیده و هوای فشرده شده در گلو آزاد شده و فشار جریان هوا هنگام عبور از گذرگاه تنگ موجب سایش آن به دندان ها و نوک زبان می گردد و حرف ج ادا می شود حرف چ نیز چنین ادا می شود منتها نفس زیاد حبس نشده و غلظت گرفتن اندام های مذکور در ادای چ کم است و همچنین مدت چسبیدن زبان به سخت کام، کم است.
اندام های تولید کنندهٔ این آواک ها، انتهایی ترین قسمت عقب زبان و قسمت پایانی نرم کام هستند، عقب زبان که رو به روی زبان کوچک قرار دارد، بالا رفته و در مقابل نرم کام و در فاصلهٔ کمی از آن قرار می گیرد و بدین طریق مجرایی تنگ برای گذر هوا پدید می آید. نرم کام در موقعیت بالا قرار گرفته، راه عبور هوا تار آواها نقشی ندارند؛ بنابراین /x/ از طریق بینی بسته می شود. در تولید آواک مذکور واک دار است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

لهجه در دانشنامه آزاد پارسی

لَهجه (dialect)
گونه ای از یک زبان. لهجه ها معمولاً از نظر ویژگی هایی نظیر واژگان، دستور زبان، و تلفظ از یکدیگر متمایز می شوند. معمولاً هم به شکل شفاهی رواج دارند و تفاوت هایشان با زبان معیار بارز است. لهجه از دیدگاه علمی نیز زبان یک شخص یا گروه تعریف شده است که با زبان اعضای دیگر آن جامعه تفاوت دارد. لهجه ها بیشتر به گونه های زبانی مبتنی بر معیارهای جغرافیایی اطلاق می شود و این مفهوم از نظر اجتماعی ـ اقتصادی سایر گونه های زبانی نظیر لهجه های شغلی را دربرمی گیرد. در عصر حاضر با گسترش «لهجه شناسی»، مطالعۀ نظام مند گونه های محلی زبان ها مد نظر قرار گرفته است.

ارتباط محتوایی با لهجه

لهجه در جدول کلمات

لهجه
گویش
لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات
آرامی
از لهجه ها
لری

معنی لهجه به انگلیسی

accent (اسم)
لهجه ، تاکید ، تلفظ ، تشدید ، مد ، تکیهء صدا ، علامت تکیهء صدا ، طرز قرائت ، قوت ، صدا یا اهنگ اکسان ، ضربه
dialect (اسم)
لهجه ، گویش ، زبان محلی
intonation (اسم)
لهجه ، تلفظ ، طرز قرائت ، اهنگ ، زیر و بمی صدا ، تکیه صدا ، بیان با الحان
idiom (اسم)
لهجه ، زبان ویژه ، اصطلاح

معنی کلمه لهجه به عربی

لهجه
ترنيم , تعبير , لهجة
مفردة تخصصية

لهجه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

بهرام س ١٢:٣٩ - ١٣٩٧/٠٢/٣١
گویانه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

داوود > ماخون
محمد > انتلکتوئل
فاطمه محمدی منش > فاطمه
کایدمحمد > کاید
نازنین عظیمی > loose limbed
عاطفه موسوی > Associate
۰۹۳۶۲۷۲۷۵۹۵ ع > اجاره کردن
يازا > psy

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• چطور بدون لهجه صحبت کنیم   • لهجه یا لحجه   • لهجه چیست   • املای درست لهجه   • معنی لهجه   • آموزش لهجه تهرانی   • تغییر لهجه   • آموزش لهجه تهرانی mp3   • مفهوم لهجه   • تعریف لهجه   • معرفی لهجه   • لهجه یعنی چی   • لهجه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لهجه
کلمه : لهجه
اشتباه تایپی : gi[i
آوا : lahje
نقش : اسم
عکس لهجه : در گوگل


آیا معنی لهجه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )