انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1065 100 1

لهراسپ

معنی اسم لهراسپ

اسم: لهراسپ
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: صاحب اسب تندرو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر اروندشاه از نژاد کیقباد پادشاه کیانی

معنی لهراسپ در لغت نامه دهخدا

لهراسپ. [ ل ُ ] (اِخ ) لهراسب. رجوع به لهراسب پادشاه کیانی شود.

معنی لهراسپ به فارسی

لهراسپ
از پادشاهان کیانی و پدر کی گشتاسب از پشت کی پشین و از تخمه قباد است . کیخسرو تخت پادشاهی بدو بخشید . او سرانجام سلطنت به گشتاسب واگذار کرده و خود به آتشگاه نوبهار بلخ رفت و بعبادت پرداخت . چون زردشت دین خود را آورد او آنرا پذیرفت و همچنان بعبادت روزگار میگذرانید تا در یکی از هجومهای ارجاسب تورانی بدست او کشته شد . پادشاهی لهراسب صد و بیست سال بود .

لهراسپ در دانشنامه ویکی پدیا

لهراسپ
لُهراسپ (به اوستایی: آئوروت اَسپَ) در اساطیر ایران، از پادشاهان کیانی است. کیخسرو پیش از مرگ، او را به پادشاهی ایران برگزید. تفویض تاج وتخت به لهراسپ با اعتراض پهلوانان و بزرگان به ویژه زال روبه رو شد ولی بالاخره با دلایلی که کیخسرو آورد بر این انتخاب، گردن نهادند. به استناد برخی گزارش های شاهنامه، در اصل بلخ کشور لهراسپ است. حدود قلمرو لهراسپ این گونه در شاهنامه ترسیم می گردد:
فردوسی. «اندر ستایش شاه محمود» شاهنامه ص ۹۷ بیت ۱۰ به بعد.
بهار، مهرداد. پژوهشی در اساطیر ایران. ۹۵
یوزف مارکوارت خاورشناس سرشناس آلمانی (در کتاب شهرهای ایران ترجمه احمد تفضلی ص۸۴)
همچنین لهراسب فرزند ارزان فرزند منوش فرزند کیپیشین فرزند کیقباد
کیخسرو چون از کار افراسیاب و توران فارغ گشته بود سال ها بر نیمی از آسیا فرمان راند تا به سن شصت سالگی رسید. دغدغهٔ کیخسرو یک چیز بود که آن را نمی توانست بین سران و نام داران افشا کند، به همین سبب می خواست از عالم غیب به او الهام گردد؛ که عاقبت به واسطهٔ سروش راه به او نشان داده شد. کیخسرو بعد از پنج هفته دعا و نیایش شبانه روزی، در کاخ را گشود و نام آوران از جمله زال، رستم، طوس، گودرز و دیگران در جلسه ای مهم گرد کیخسرو جمع شدند تا وصیت او را بشنوند. هر گوشه ای از کشور بزرگ ایران به نام سرداری ثبت و لاک ومهر شد تا اینکه نوبت ایران و تاج وتخت اش رسید که بسیار حساسیت برانگیز بود. آنگاه کیخسرو فردی نه چندان نام آور به نام لهراسپ را احضار در حضور جمع تاج وتخت ایران را به او تفویض نمود. این امر با اعتراض حضار مواجه شد. زال پیر سخنگو و نمایده جمع برخاست و چنین گفت:
در ظاهر، کیخسرو با ادله و براهین، همه را قانع نمود تا پادشاهی لهراسپ بر ایران (بلخ) را بپذیرند، اما زال که عادت داشت شاهان ایران با دست او تفویض گردند تلویحاً موضوع را پذیرفت. در ادامهٔ ماجرا در شاهنامه این زال و رستم است که دشمن شماره یک لهراسپ، گشتاسپ و اسفندیار هستند. فرجام کار ایران و زابل همان نبرد معروف میان رستم و اسفندیار است در نبرد این دو پهلوان عاقبت اسفندیار مقتول و رستم مجروح می شود.
لهراسپ فرمانروای سلسله چلاویان در حدود سال ۱۴۷۵ بود. او پسر و جانشین کیا حسین اول بود. اطلاعات چندانی از وی در تاریخ نیست. نوهٔ او کیا حسین دوم بعدها در تاریخ نامدار شده.
«پادشاهی لهراسپ» سیزدهمین داستانِ پادشاهان و چهارمین پادشاهی کیان در شاهنامهٔ فردوسی است که دورانِ صدوبیست سالهٔ پادشاهیِ لهراسپ را داستان می کند.
کیخسرو چون از کار افراسیاب و توران فارق گشته بود سال ها بر نیمی از آسیا فرمان راند تا به سن شصت سالگی رسید. دغدغهٔ کیخسرو یک چیز بود که آن را نمی توانست بین سران و نام داران افشا کند، به همین سبب می خواست از عالم غیب به او الهام گردد؛ که عاقبت به واسطهٔ سروش راه به او نشان داده شد. کیخسرو بعد از پنج هفته دعا و نیایش شبانه روزی، در کاخ را گشود و نام آوران از جمله زال، رستم، طوس، گودرز و دیگران در جلسه ای مهم گرد کیخسرو جمع شدند تا وصیت او را بشنوند. هر گوشه ای از کشور بزرگ ایران به نام سرداری ثبت و لاک ومهر شد تا اینکه نوبت ایران و تاج وتخت اش رسید که بسیار حساسیت برانگیز بود. آنگاه کیخسرو فردی نه چندان نام آور به نام لهراسپ را احضار در حضور جمع تاج وتخت ایران را به او تفویض نمود. این امر با اعتراض حضار مواجه شد. زال پیر سخنگو و نمایده جمع برخاست و چنین گفت:
در ظاهر، کیخسرو با ادله و براهین، همه را قانع نمود تا پادشاهی لهراسپ بر ایران (بلخ) را بپذیرند، اما زال که عادت داشت شاهان ایران با دست او تفویض گردند تلویحاً موضوع را پذیرفت. در ادامهٔ ماجرا در شاهنامه این زال و رستم است که دشمن شماره یک لهراسپ، گشتاسپ و اسفندیار هستند. فرجام کار ایران و زابل همان نبرد معروف میان رستم و اسفندیار است در نبرد این دو پهلوان عاقبت اسفندیار مقتول و رستم مجروح می شود.
زَریر نام پسر لهراسب و برادر گشتاسب است. این نام در اوستا زَیری وَیری آمده است که به معنی زرّین جوشن است. در یکی از جنگهای دینی ایرانیان با تورانیان پهلوانی بنام بیدرفش او را با تیری زهرآلود از پا در آورد.
پشوتن
برزین
قباد
جاماسپ
در زمان پادشاهی لهراسپ رتق و فتق امور کشور توسط فرزندش گشتاسپ سر و سامان می گرفت، در هر مرحله ای که نیاز می شد لهراسپ به وی مأموریت می داد تا گره از مشکلات، اغلب نظامی مرتفع گردد. واگذاری بی حد و حصر امور کشور به گشتاسپ، او انتظار داشت تا به مقام شایسته ای نیز مفتخر گردد، امّا هر بار سخن در این باره لهراسپ طرفه می رفت و عقیده داشت که او هنوز آداب کشورداری را خوب نیاموخته است. بلاتکلیفی گشتاسپ را تصمیم به خروج از کشور و پناهنده گشتن به روم نمود و یک شب پس از جدال لفظی، با گروهانش پدر را ترک و عازم آ ن دیار غریب شد. لهراسپ به محض اطلاع از خروج گشتاسپ، پشیمان شده زریر برادر کوچکتر را بدنبالش فرستاد تا از میانه راه او را باز گرداند:


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

لهراسپ در دانشنامه آزاد پارسی

لُهراسپ
(اوستایی : اَئوروَتَسپَه) به معنی تیزاسپ ، در شاهنامۀ فردوسی، پسر اورَند شاه ، پسر کِی پَشین ، پسر کِیقُباد و چهارمین فرمانروای کیانی. در زمان کِیخُسرو مأمور جنگ با آلان ها شد. کیخسرو در جریان روی گرداندن از امور سلطنت، تاج شاهی را بر سر لهراسپ نهاد. لهراسپ پس از غیبت کیخسرو بر تخت شاهی نشست و فرستادگانی به روم و چین و هند فرستاد و در بلخ شهرستانی پی افکند و آتشکدۀ آذَربُرزین مِهر را بنا کرد. او از دختر کاووس دو پسر یافت به نام های گَشتاسپ و زَریر. پس از درگیری با گشتاسپ سرانجام تاج و تخت شاهی را به او واگذاشت و خود در بلخ گوشه گزید و او با ظهور زَردُشت به آیین او گروید. چون گشتاسپ به زابُل رفت و لُهراسپ را با یارانی اندک در بلخ تنها گذاشت ، اَرجاسپ پسر خود کَهرَم را برای گرفتن انتقام از لهراسپ به بلخ فرستاد. کهرم، او را کشت.

ارتباط محتوایی با لهراسپ

لهراسپ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرسام آرامیس ٢٣:٥١ - ١٣٩٧/٠١/٢٥
دارنده برتری
|

گشتاسبی ٠٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٠
کی لهراسب کیانی جد قوم لر آریایی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

F > little
T_T > collect
A.M.R > School Things
فهیمه > لنیا
pardis choopani > eaten alive
مینا > it has always been you
آوین > آرن
فهیمه > لنا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لهراسب   • کیخسرو   • گشتاسب   • کیانیان   • اسفنديار   • لهراسبی   • معنی لهراسپ   • مفهوم لهراسپ   • تعریف لهراسپ   • معرفی لهراسپ   • لهراسپ چیست   • لهراسپ یعنی چی   • لهراسپ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لهراسپ
کلمه : لهراسپ
اشتباه تایپی : givhs~
عکس لهراسپ : در گوگل


آیا معنی لهراسپ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )