انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 896 100 1

معنی ماده در لغت نامه دهخدا

مادت. [ مادْ دَ ] (ع اِ) مادّه. ماده. مایه. اساس. بنیاد. مدد پیاپی. فزونی پیوسته. وسیلت. سبب : مادت معیشت من آن بود که هر روز یگان دوگان ماهی می گرفتمی و بدان روزگار کرانه می کرد و مرا بدان سد رمقی حاصل می بود. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 83). چنانکه آب دریا را بمدد جویها مادت حاصل آید. (کلیله ودمنه چ مینوی ص 197). چنانکه نور چراغ بمادت روغن و فروغ آتش بمدد هیزم. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 199).
در دولت عم بود مرا مادت طبعم
آری ز دماغ است همه قوت اعصاب.
خاقانی.
جهان به پرچم و طاس و رماح او نازد
کز این دو مادت نور و ظلام او زیبد.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 853).
تا معلوم و مقرر شود که خار فتنه مادت تشویش ملک و دولت باشد. (سندبادنامه ص 203). و رجوع به ماده و مادة شود. || (اصطلاح فلسفی ) ماده. (فرهنگ فارسی معین ). اصل هر چیز. مقابل صورت : و هر پذیرایی که صورت اندروی بود و جز صورت بود آن را مادت خوانند. (دانشنامه ، از فرهنگ فارسی ایضاً). رجوع به ماده (معنی فلسفی )شود.

مادة. [ مادْ دَ ] (ع اِ) (از «م دد») افزونی پیوسته. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از غیاث ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، مواد. (ناظم الاطباء). ماده. مادت. و رجوع به همین مواد شود.

ماده. [ دَ / دِ ] (ص اِ) مقابل نر. (آنندراج ). مؤنث و هر حیوانی که دارای آلات تأنیث باشد و بزاید. ج ، مادگان. (ناظم الاطباء). در لهجه ٔ مرکزی ، به کسر دال [ دِ ]. پهلوی ، «ماتک » (مؤنث ). کردی ،«مادک » (گاومیش ماده ). کردی دخیل ، «ماده » (مؤنث )... مقابل نر. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). جانوری که فرزند آورد یا تخم کند. انثی. مقابل نر :
ماده گفتا هیچ شرمت نیست ویک
چون سبکساری نه بد دانی نه نیک.
رودکی.
همان ماده آهنگ بهرام کرد
بغرید و چنگش به اندام کرد.
فردوسی.
صد اشتر همه ماده و سرخ موی
صد استر همه بارکش راهجوی.
فردوسی.
کدام آهو افکنده خواهی به تیر
که ماده جوان است و همتاش پیر.
فردوسی.
اکنون جهان چنان شود از عدل و داد او
کاهو بره مثل مکد از ماده شیر، شیر.
فرخی.
بایتگین... با خویشتن صد و سی تن طاووس آورده بود نر و ماده. (تاریخ بیهقی ). فرمود مراتا از آن طاووسان چند نر و ماده با خویشتن آرم. (تاریخ بیهقی ). پنج پیل می آوردند سه نر و دو ماده. نرهابا برگستوانهای دیبا... و مادگان با مهدهای زر و کمرها و ساختهای مرصع به جواهر. (تاریخ بیهقی ادیب ص 524). آورده اند که شیری ماده با دو بچه در بیشه ای وطن داشت. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 335). نر گفت تابستان است و در دشت علف فراخ ، این دانه نگاه داریم تا زمستان... ماده هم بر این اتفاق کرد... نر غایب بود چون باز رسید دانه اندکتر دید... ماده هرچند گفت نخورده ام سودنداشت. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 378). ماده چون آن بدید اضطراب کرد. (کلیله و دمنه ).
یکی دبه درافکندی بزیر پای اشترمان
یکی برچهره مالیدی مهار ماده ٔ ما را.
عمعق (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
گر ز مردی دم زنم ای شیرمردان بشنوید
زانکه چون خرگوش گاهی ماده و گاهی نرم.
خاقانی.
بانو کند شکار ملوک ارچه مرد نیست
آری که باز ماده به آید گه شکار.
خاقانی.
شاهان چه زن چه مرد در ایام مملکت
شیران چه نر چه ماده بهنگام کارزار.
خاقانی.
گه ماده و گه نری چه باشد
گر مرد رهی نه چون زغن باش.
عطار.
ترکیبها:
- ماده آهو. ماده استر. ماده بز. ماده بوم. ماده پلنگ. ماده پیل. ماده خر. ماده خرگوش. ماده خوک. ماده سگ. ماده سوسمار. ماده شتر. ماده شیر. ماده گاو. ماده گاومیش. ماده گوزن. ماده مرال. ماده میش.... رجوع به جزء دوم هریک از این کلمه ها شود.
|| انسانی که فرزند آورد. زن. مؤنث. مقابل نر. ج ، مادگان :
هرآن کریم که فرزند او بلاده بود
شگفت باشد و آن از گناه ماده بود.
رودکی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 455).
چو فرزند باشد به آئین و فر
گرامی بدل بر چه ماده چه نر.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 1 ص 68).
بد از من که هرگز مبادم نشان
که ماده شد از تخم نرّه کیان.
فردوسی (شاهنامه ایضاً).
یکیت گوید کاین خلق بی شمار همه
ز روزگار بزاید ز ماده ای و نری.
ناصرخسرو (دیوان ص 485).
صبابرقع گشاده مادگان را
صلا در داده کارافتادگان را.
نظامی (خسرو و شیرین چ وحید ص 126).
مادگان در کده کدو نامند
خامشان پخته ، پخته شان خام اند.
(نظامی هفت پیکر چ وحید ص 192)
|| این کلمه گاه به اشیاء و جمادات و ستارگان نیز اطلاق شود :
مهر بهتر ز ماه لیک به لفظ
ماده آمد یکی و دیگر نر.
سنائی.
دیده ٔ هفت نهانخانه ٔ چرخ
که در آن خانه چه ماده چه نر است.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 846).
نر ماده اند چون پره ٔ قفل از آن مقیم
می بند زاید از عمل ناصوابشان.
خاقانی.
|| پرده ای است در موسیقی :
پرده ٔ راست زند نارو بر شاخ چنار
پرده ٔ ماده زند قمری بر نارونا.
منوچهری.
پس علی الرسم به هر پرده ، چون پرده ٔ ماده و پرده ٔ عراق و پرده ٔ عشیرا ... بجای آرم. (قابوسنامه ).

ماده. [ دِه ْ ] (ع ص ) (از «م ده ») ستایشگر. ج ، مُدَّه ْ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مادِح. (اقرب الموارد). و رجوع به مادح شود.

ماده. [ مادْ دَ / مادْ دِ ] (از ع ، اِ) از مادة عربی. اصل هر چیز. مایه. ج ، مواد. (غیاث ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
- ماده ٔ الحاد ؛ اصل و ریشه ٔ کفر : ماده ٔ فساد و الحاد و کفر و عناد در آن نواحی منحسم و منقطع گشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 291).
- ماده ٔ طمع ؛ اساس و اصل چشم داشت : حالی کوچ کرد و به بلخ رفت تا ماده ٔ طمع ایشان از آن نواحی منقطع گردد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 297).
- ماده ٔ عناد ؛ اصل دشمنی ، و رجوع به شاهد اول ترکیب ماده ٔ الحاد شود.
- ماده ٔ فساد ؛ اصل و علت فساد. ریشه ٔ فساد. و رجوع به شاهد اول ترکیب ماده ٔ الحاد شود.
- ماده ٔ کفر ؛ اصل بی دینی.و رجوع به شاهد اول ترکیب ماده ٔ الحاد شود.
- ماده ٔ محنت ؛ اصل وعلت سختی و بدبختی و شدائد : و قریب بیست سال مدد این فتنه و ماده ٔ این محنت در تزاید بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 10). چه بیشتر را با اعضاء و اجزای آدمی می گداختند و در بازار می فروختند و جمعی را بدان علت بگرفتند... و همه را بهلاک آوردند وماده ٔ آن محنت ، منقطع نمی شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 327).
- ماده ٔ مدد ؛ اصل و ریشه و منشاء آن : فایق را فرمود تا بر راه قومس به جانب ری روانه شود و ماده ٔ مدد اعوان و انصار مؤیدالدوله منقطع گرداند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 68).
|| (اصطلاح فلسفی ) جوهری است جسمانی که تحقق و فعلیت آن به صورت و محل توارد صور متعاقبه می باشد. فرق ماده با موضوع این است که موضوع بدون عروض عارض ، متحقق الحصول است و ماده بدون صورت متحصل نمی شود. به امری که قابل تبدیل به چیزی دیگر باشد ماده گویند مانند آب که ماده ٔ هواست به اعتبار آنکه قابل تبدیل به هواست. «المادة لاتتکون بماهی مادة بل اذ کانت مادة متکونة فمن جهةماهی مرکبة من مادة و صورة» . بر اجزاء وجودی و ترکیب کننده و به وجود آورنده ٔ هر چیزی ماده گویند. مانند چوب و آهن و غیره که ماده ٔ سخت اند. گاه ماده گویند و هیولای اولای اجسام را می خواهند که در تمام اجسام هست و محل توارد و تعاقب صور است و آن غیر از ماده بمعنی عناصر اربعه است. (فرهنگ علوم عقلی ) :
چه گویی از چه عالم را پدید آورد از اول
نه ماده بود و نه صورت نه بالا بود نه پهنا.
ناصرخسرو.
- ماده ٔ آخرت ؛ مراد از ماده ٔ آخرت که از مصطلحات کلامی است و صدرالدین نیز بکار برده است امری است که در آخرت محشور می شود که گاه اجزاء اصلیه و در لسان اخبار «عجب الذنب » گویند. صدرالدین گوید: مراد آخرت وآنچه محشور می شود قوت خیال است که هیولای صور آخرت است و آنچه نفس انسانی درین عالم کسب می کند اثری در خیال خواهد گذاشت و خیال ملتبس به صوری می شود که بعد از رفع حجاب با صور مکتسب و حال و حاصل در آن نمودارمی شود. (فرهنگ علوم عقلی ).
- مادة المواد ؛ به امری گویند که در تمام موجودات جهان یکسان است و مورد صور متعاقبه است و بازوال صورت و حصول صورتی دیگر باقی است و آن را هیولاء عالم هم گویند. در کلمه ٔ برهان در بیان «برهان فصل و وصل » ثابت شد که هیولا که امر بالقوه ٔ اجسام است در تمام اجسام و کائنات هست و یکسان است و از لحاظ وجودی اضعف وجود است و از این جهت گویند: «هیولی الاولی ماشمت رائحة الوجود». (فرهنگ علوم عقلی ص 510).
- مادّه ٔ اَولی ̍ ؛ مایه ٔ نخستین. نخستین مایه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مراد هیولای اولی است که بعضی از حکما آن را قدیم می دانند. (فرهنگ علوم عقلی ).
- ماده ٔ بسیط ؛ مراد از ماده ٔ بسیطهیولای اولی است. (فرهنگ علوم عقلی ). و رجوع به ترکیب قبل شود.
- ماده ٔ جسمانی ؛ مراد ماده ٔ خارجی عینی است ، هریک از عناصر اربعه ماده ٔ جسمانی اند و ماده ٔ جسمانی بطور مطلق اطلاق بر هیولای اولی هم می شود و گاه مقابل ماده ٔ عقلی است. (فرهنگ علوم عقلی ).
- ماده ٔ خاص ؛ مراد از ماده ٔ خاص چیزی است که قابل تبدیل به صور خاص باشد با حفظ صور نوعیه خود، مانند «منی » که قابل تبدیل بصورت انسانی است و در عین حفظ صورت نوعیه قابل تبدیل به جماد و نبات نیست و از همین جهت است که ماده ٔ خاص گویند و به عبارت دیگر «منی » از آنجهت که منی انسان است و او را صورت منوی است قابل تبدیل به جماد و نبات نیست مگر بعد از طی مراحل کمال و زوال صورت نوعیه که از جهت وجود هیولای اولای بسیط که درتمام اشیاء موجود است قابل تبدیل به چیزی دیگر شود.(فرهنگ علوم عقلی ص 511). مقابل ماده ٔ عام. و رجوع به ترکیب بعد شود.
- ماده ٔ عام ؛ این ماده در مقابل ماده ٔ خاص است و آن هیولای اولای عالم است که قابل تبدیل بصور و اشکال مختلف است ، توضیح آنکه اگر در حرکات و تبدلات عالم خارج و جهان جسمانی بنگریم ، مشاهده خواهیم کرد که گاه تحولات حاصله در نوع واحد از موالید است چنانکه نهالی در اثر تبدلات خاص کیفی و کمی مراحلی را طی کرده و بمرحله ٔ کمال ممکن خود که باروری باشد می رسد و در تمام مراحل تحولات خود وحدت نوعیه آن محفوظ است نهایت بعد از رسیدن به کمال ممکن خود یا متوقف می شود که این فرض محال است و یا دگرگون شود و صورت نوعیه ٔ خود را از دست بدهد، و مسلم است که این گونه تبدلات خللی بصورت نوعیه ٔ اشیاء متبدل وارد نمی سازد بلکه مراحل کمال ممکن خود را طی می کند و گاه تحولات حاصله موجب تبدیل نوعی به نوعی دیگر است چنانکه آب تبدیل به هوا شود و هوا تبدیل به آب و خاک و آتش و بالاخره هریک تبدیل به عنصری دیگر و گاه تحولات طاریه با وسائل و ید صناعی انجام می شود نه برحسب تبدلات طبیعی چنانکه نجار از چوب اشیاء مختلف به اشکال متفاوت می سازد و اگر خوب بنگریم در می یابیم که ماده در تمام اشیاء عالم جسمانی یکی است و آن را ماده ٔعام و مادة المواد و هیولای اولی نامند و در هریک ازانواع نیز با حفظ صورت نوعیه ماده ای هست که مراتب کمال همان نوع را با حفظ صورت نوعیه طی می کند و مادام که آن ماده در اثر تبدلات خاص نوعی خود به مرحله ای نرسیده است که خلع صورت نوعی کند و تبدلاتش در مراتب همان نوع باشد ماده ٔ خاص همان نوع خواهد بود لکن این ماده غیر از ماده ٔ به معنای هیولای اولی است زیرا این ماده ماده ٔ محض نیست بلکه متلبس بصورت نوعیه ٔ خاصی می باشد و همینطور موجودی که خود نوعی از انواع موالید است و با دست صناعی متحول و متبدل به اشکال مختلف گردد و چون قابل تبدل و تحول به اشکال مختلف است ماده ٔ عام است. (فرهنگ علوم عقلی ص 511-512). مقابل ماده ٔ خاص. و رجوع به ترکیب قبل شود.
- ماده ٔ عقلیه ؛ مراد از ماده ٔ عقلیه جنس است که ماده ٔ عقلی است و فصل صورت عقلی است. (فرهنگ علوم عقلی ص 512).
- ماده ٔ قریب ؛ ماده ٔ قریبه. و رجوع به ترکیب بعد شود.
- ماده ٔ قریبه ؛ هر امری در جریان حرکت و تحولات جسمانی و طبیعی ناچار مراحلی را طی می کند و تلبس آن به بعضی از صور متعاقبه مقدم و نزدیک تر از تلبس آن بصورت انسانی است و بنابراین نطفه نسبت به انسان کامل العیار و الاعضاء ماده ٔ بعید است و نسبت به جنین ماده ٔ قریب است و بالجمله ماده ٔ قریب ماده ای است که در قابلیت صورت احتیاج به انضمام چیزی دیگر نداشته باشد. (فرهنگ علوم عقلی ص 512).
- ماده ٔ مرکب ؛ اجزاء ترکیب کننده ٔ هر امری را ماده ٔ مرکبه ٔ آن گویند چنانکه اجزاء ترکیب کننده ٔ داروئی هریک ماده ٔ آن است. و هریک از آن مواد خود نیز مرکب اند از عناصری و بالجمله ماده ٔ مرکب مقابل ماده بسیط است. (فرهنگ علوم عقلی ص 512). و رجوع به اسفار شود.
- ماده ٔ مرکبه ؛ ماده ٔ مرکب. رجوع به ترکیب قبل شود.
|| (اصطلاح منطقی ) در نزد منطقیین ماده عبارت است از کیفیت نسبت بین محمول و موضوع. بنابراین تعریف این کیفیت منحصر خواهد بودبه وجوب و امتناع و امکان خاص. زیرا اگر انفکاک محمول از موضوع محال باشد این نسبت را واجبه گویند و آن را مادة الوجوب خوانند. یا اینکه انفکاک محمول از موضوع محال نیست در این صورت به دو قسم تقسیم می شود یکی اینکه یا ثبوت نسبت برای موضوع محال است بنابراین نسبت را ممتنعه خوانند و آن را مادة الامتناع گویند.یا اینکه ثبوت نسبت برای موضوع محال نیست در این صورت آن نسبت را ممکنه و آن را مادة الامکان الخاص نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1327).
- ماده ٔ قضیه ؛ نسبت نفس الامری میان موضوع و محمول را ماده می نامند و دو طرف قضیه یعنی موضوع و محمول را ماده ٔ ترکیب کننده ٔ قضیه گویند و بالاخره مراد از ماده ٔ قضیه در فن منطق همان نسبت نفس الامری است و صورت ذهنی که حاکی از نسبت نفس الامری است جهت معقوله ٔ قضیه و لفظی که بواسطه ٔ آن بیان مادة قضیه شود، جهت ملفوظه گویند. (فرهنگ علوم عقلی ص 512). و رجوع به اساس الاقتباس ص 75 و 129 شود.
|| (اصطلاح طب قدیم ) هر ریم و چرکی که در تن پدید آید و آماس کند با درد و بی درد، هر رطوبت و خلط که در جائی از تن گردآید. ریم و خون که در ریشی گرد آید. در تداول عامه چرک و خون بهم آمیخته از قرحه. (از یادداشتهای به خطمرحوم دهخدا) : اما بسیاری نفث ، نشان پختن ماده بود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت ایضاً). و از آن «خام » و هم «رسیده » باشد و خام آن باشد که هنوزصلب بود و رسیده آنکه نرم و روان شده باشد و ماده را تا نرسیده است جراحان نشتر نزنند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت ایضاً). و اگر ماده خامتر باشد ضماد ازکرنب پخته و برگ بادیان پخته و کوفته سازند و آنجا که خشکی غلبه دارد یا ماده ٔ علیت سخت غلیظ باشد... (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت ایضاً).
- ماده کردن سردمل (جراحت ) ؛ به چرک نشستن دمل (جراحت و غیره ). چرک کردن.
|| (اصطلاح فیزیکی ) چیزی دارای وزن که فضائی را اشغال کند و به یکی از اشکال جامد، مایع، گاز یا بخار درآید. (فرهنگ فارسی معین ). در علم فیزیک جوهری بسیط که دارای وزن و قابلیت تقسیم و شکل پذیری به گونه های مختلف است. (از لاروس ). || (اصطلاح حقوقی ) هریک از بندهای یک قانون ، اساسنامه ، آئین نامه ، لایحه و غیره. (فرهنگ فارسی معین ). فقره . بند (در کتاب یا قوانین یا عهود یا حساب ). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || در اصطلاح این لغتنامه به هریک از لغات مستقل اطلاق می گردد: رجوع به ماده ٔ بعد... رجوع به ماده ٔ قبل...

معنی ماده به فارسی

ماده
( اسم ) ۱- اصل هر چیز مایه جمع : مواد . ۲- الف - جوهری است جسمانی که تحقق و فعلیت آن بصورت و محل توارد صور متعاقبه میباشد . ب - امری را که قابل تبدیل بچیزی دیگر باشد ماده گویند. مانند آب که ماد. هواست باعتبار آنکه قابل تبدیل بهواست . ج - اجزائ وجودی و ترکیب کننده و بوجود آورند. هر چیزی را ماده گویند مانند چوب و آهن و غیره که ماد. تختاند . د - هیولای اولا یاجسام را گویند که در هم. اجسام میباشد و محل توارد و تعاقب صور است و آن غیراز ماده بمعنی عناصر اربعه است جمع : مواد . یا ماد. آخرت . امریست که در آخرت محشور میشود و آنرا گاه اجزائ اصلیه نامند و در لسان اخبار عجب الذنب گویند . یا ماد. اولی . مراد هیولای اولی است که بعض حکیمان آنرا قدیم دانند . یا ماد. بسیط . مراد هیولای اولی است . ماد. جسمانی . الف - مراد ماد. خارجی عینی است . هر یک از عناصر اربعه ماد. جسمانی اند . ب - بطور مطلق اطلاق برهیولای اولی میشود . ج - گاه در مقابل ماد. عقلی بکار میرود . یا ماد. خاص . چیزیست که قابل تبدیل بصور خاص باشد با حفظ صور نوعیه مانند منی که قابل تبدیل بصورت انسانی است و در عین حفظ صورت نوعیه قابل تبدیل به جماد و نبات نیست و بدین جهت آنرا ماد. خاص گویند ماقبل ماد. عام . یا ماد. عام . هیولای اولای عالم است که قابل تبدیل بصور و اشکال مختلف میباشد . توضیح اگر در حرکات و تبدلات عالم خارج و جهان جسمانی بنگریم مشاهده خواهیم کرد که گاه تحولات حاصله در نوع واحد از موالید است چنانکه نهالی بر اثر تبدلات خاص کیفی و کمی ممکن خود - که باروری باشد - میرسد و در هم. مراحل تحولات خود وحدت نوعی. آن محفوظ است نهایت بعد از رسیدن بکمال ممکن خود یا متوقف می شود - که این فرض محال است - و یا دگرگون میگردد و صورت نوعی. خود را از دست میدهد . مسلم است که این گونه تبدلات خللی بصورت نوعی. اشیائ متبدل وارد نمی سازد بلکه آنها مراحل کمال ممکن خود را طی میکنند . گاه تحولات حاصله موجب تبدیل بنوعی دیگر است چنانکه آب تبدیل بهوا شود و هوا تبدیل باب و خاک و آتش و عاقبت هر یک تبدیل بعنصری دیگر گردد . گاه تحولات طاریه با وسایل و ید صناعی انجام میشود نه بر حسب تبدلات طبیعی چنانکه نجار از چوب اشیائ مختلف باشکال متفاوت می سازد . اگر نیک بنگریم در مییابیم که ماده در هم. اشیائ عالم جسمانی یکی است و آنرا ماد. عام و ماده المواد و هیولای اولی نامند و در هر یک از انواع نیز باحفظ صورت نوعیه ماده ای هست که مراتب کمال همان نوع را با حفظ صورت نوعیه طی میکند و مادام که آن ماده بر اثر تبدلات خاص نوعی خود به مرحله ای نرسیده است که خلع صورت نوعی کند و تبدلاتش در مراتب همان نوع باشد ماد. خاص همان نوع خواهد بود لکن این ماده غیر از ماد. بمعنای هیولای اولی است زیرا این ماده ماد. مخصوص نیست بلکه متلبس بصورت نوعی. خاصی میباشد وهمین طورموجودی که خود نوعی از انواع موالید است و با دست صناعی متحول و متبدل باشکال مختلف گردد و چون قابل تبدیل و تحول باشکال مختلف است ماد. عام است مقابل ماد. خاص . یا ماد. عقلی ( عقلیه ) . مراد جنس است که ماد. عقلی است و فصل صورت عقلی است . یا ماد. قریب ( قریبه ) . هر امری در جریان حرکت و تحولات جسمانی و طبیعی ناچار مراحلی راطی میکند و تلبس آن ببعضی از صور متعاقبه مقدم ونزدیک تر از تلبس آن بصورت انسانی است . بنابر این نطفه نسبت بانسان کامل العیار و الاعضائ ماد. بعید است و نسبت به جنین ماد. قریب است . بالجمله ماد. قریب ماده ایست که در قابلیت صورت احتیاج بانضمام چیزی دیگر نداشته باشد . یا ماد. قضیه . نسبت نفس الامری میان موضوع و محمول را ماده نامند و دو طرف قضیه - یعنی موضوع ومحمول - را ماد. ترکیب کنند. قضیه گویند و بالاخره مراداز ماد. قضیه در منطق همان نبست نفس - الامری است و صورت ذهنی را - که حاکی از نسبت نفس الامری است - جهت معقول. قضیه و لفظی را که بواسط. آن بیان ماد. قضیه شود جهت ملفوظه گویند . یا ماد. قیاس . مقدمات قیاس یا ماد. مرکب . اجزائ ترکیب کنند. هر امری را ماد. مرکب. آن امر گویند چنانکه هر یکاز اجزائ ترکیب کنند. دارویی ماد. آنست و هر یک از آن مواد خود نیز مرکبند از عناصری . بالجمله ماد. مرکب مقابل ماده بسیط است . ۳- چیزی دارای وزن که فضایی را اشغال کند و بیکی از اشکال جامد مایع گاز یا بخار در آید . ۴- هر یک از بندهای یک قانون اساسنامه آیین نامه لایحه و غیره . یا ماده اش مستعد است . آماد. اجرای اعمال زشت و ناپسند ( مثلا منازعه یا دیگران ) است .
در اصطلاح این لغتنامه به هر یک از لغات مستقل اطلاق میگردد
[event] [ورزش] هریک از واحدهای رقابتی یک ورزش یا رشته که نشان ها بر پایۀ آن اهدا می شود
[gynodiocious] [زیست شناسی] ویژگی گیاهانی که گل های ماده و نرمادۀ آنها بر روی پایه های مختلف قرار دارند
[gynomonoecious] [زیست شناسی] ویژگی گیاهانی که گل های ماده و نرمادۀ آنها بر روی یک پایه قرار دارند
اسم هیولای اولی
روستایی از شیب کوه
( اسم ) عبارت از آنست که مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی بحساب ابجد با تاریخ واقعه ای تطبیق کند مثلا: بهائ الحق والدین طاب مثواه امام سنت و شیخ جماعت ... بطاعت قرب ایزد می توان یافت قدم در نه گرت هست استطاعت . بدین دستور تاریخ وفاتش برون آر از حروف ( قرب طاعت ) . ( حافظ . ۲ - ۳۶۱ ) که معادل ۷۸۲ ه ق . است .
[ گویش مازنی ] /maade telaa/ طلایی که عیارش بالا باشد
زنی که همه دختر زاید
[Athyriaceae] [زیست شناسی- علوم گیاهی] تیره ای از سرخس سانان که دارای پهنک های منقسم شانه ای با حاشیۀ دندانه دار هستند و قاعدۀ برگ هایشان پولک دار است
زن صفت مانند زن سست عهد و پیمان شکن
[materialism] [باستان شناسی، جامعه شناسی] در تاریخ و جامعه شناسی، به ویژه پس از انتشار نظریات مارکس، اشاره ای است نه به یک نظام فراگیر جهانی بلکه به روشی که رفتارهای اجتماعی را بر پایۀ روابط و ساختارهای مادّی مانند ساختارهای اقتصادی جامعه توضیح می دهد
[historical materialism] [باستان شناسی، جامعه شناسی] محور اصلی فلسفۀ مارکسیستی تاریخ که بر پایۀ آن معماری کامل یک جامعه و نیز قوانینی که بر تحولات آن حاکم است به واسطۀ روابط و ساختارهای مادی و نحوۀ تطور آن دریافت پذیرتر و تحلیل پذیرتر است، به عبارت دیگر، در طول تاریخ، نیروه...
[cultural materialism] [باستان شناسی، جامعه شناسی] نظریه ای کلان در انسان شناسی که بر پایۀ آن بسیاری از ابعاد فرهنگی انسان را می توان با معیارهای مادّی توضیح داد
[ گویش مازنی ] /maade go/ گاو ماده
دهی به چهار فرسخی مغرب شهر داراب
درد و تهمت بر (?) بود
( مصدر ) ماده کردن دمل ( جراحت ) . بچرک نشستن دمل ( جراحت و غیره ) چرک کردن .
( اسم ) تصحیف ( پرد. باده )
روز آخر ماه سلخ
علتی که بدان فرج زن باماسد و چون بر مرد شود خصیه باماسد و آن را قبح ماده هم گویند .

معنی ماده در فرهنگ معین

ماده
(دِّ) [ ع . مادة ] (اِ.) ۱ - اصل هر چیزی . ۲ - آن چه که وزن داشته باشد و فضا را اشغال کند.
(دِ) [ په . ] (ص .) مقابل نر.
( ~.) (اِمر.) مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی که به حساب ابجد تاریخ واقعه ای را نشان دهد.
( ~ دِ) از نواهای موسیقی قدیم .
(نَ رُ دِ) (اِمر.) ۱ - نرینه و مادینه . ۲ - نوعی دگمه که بخشی ازآن در بخش دیگر فرو می رود.

معنی ماده در فرهنگ فارسی عمید

ماده
جنسی از جانوران که می تواند بچه بزاید یا تخم بگذارد.
۱. مایه و اصل هرچیز، اصل چیزی، آنچه قوام چیزی به آن است.
۲. (فیزیک) چیزی که جرم دارد، فضا را اشغال می کند و به صورت جامد، مایع، یا گاز است.
بیت یا مصراعی که مجموع حروف آن به حساب ابجد مطابق با تاریخ واقعه ای باشد.

ماده در دانشنامه ویکی پدیا

ماده
ماده در چند معنی به کار می رود:
ماده (جنس) (♀) که تشدید ندارد و واژه ای فارسی است.
مادّه (فیزیک) ، (جمع: مواد) که تشدید دارد و واژه ای عربی است.
ماده (قانونی) ، (جمع: مواد) در اسناد حقوقی استفاده شده و واژه ای عربی است.
ماده به طور کلی تمام آن چیزی است که اشیاء فیزیکی شامل آن می شوند. معمول ترین تعریفی که از ماده وجود دارد این است که ماده هرچیزی است که حجم و جرم داشته باشد. به هر حال هنوز میان دانشمندان دربارهٔ تعریف دقیق ماده اتفاق نظر وجود ندارد. تا پیش از سدهٔ بیستم میلادی، اصطلاح ماده شامل ماده معمولی تشکیل شده از اتم ها بود و دیگر پدیده های انرژی مانند نور یا صدا را در بر نمی گرفت. این مفهوم از ماده، اکنون به هر گونه چیزی که دارای جرم، حتی در حالت سکون، گسترش یافته ولی این تعریف ها نارسا است زیرا جرم یک شیء خود می تواند در نتیجهٔ حرکت و تعامل انرژی های (احتمالاً بدون جرم) بوجود آید؛ بنابراین، یک تعریف جهانی، و یک مفهوم اساسی وجامع برای آن در فیزیک امروز هنوز در دست نیست. واژهٔ ماده نیز آزادانه به عنوان یک اصطلاح کلی برای هر چیز یا تمام اشیاء فیزیکی قابل مشاهده استفاده می شود.
همهٔ چیزهایی را که در زندگی روزمره می توانیم لمس کنیم از اتم ها تشکیل شده اند. این ماده های ساخته شده از اتم ها، که آن ها هم به نوبهٔ خود از تعامل ذرات زیراتمی شکل گرفته اند معمولاً از یک هسته، محتوی پروتون و نوترون، و ابری از الکترون در مدار پیرامون هسته ساخته شده اند.
به طور معمول، از نظر علم، این ذرات کامپوزیت را ماده می انگارد زیرا آنها هر دو شرط جرم و حجم را دارند. در مقابل، ذرات بدون جرم، مانند فوتون ها، ماده در نظر گرفته نمی شوند، چرا که آنها نه جرم و نه حجم دارند. با این حال، تمام ذرات با جرم هم، دارای حجم (به معنی کلاسیک) نیستند، زیرا ذرات بنیادی مانند کوارک ها و لپتونها (که گاهی اوقات با ماده برابرند) «ذراتی نقطه ای» در نظر گرفته شده اند که اندازه و حجم مؤثری ندارند. با این وجود، کوارک ها و لپتون ها با هم «ماده معمولی» را تشکیل می دهند، و اثر متقابل آنهاست که به ایجاد حجم مؤثر در ذرات مرکب که ماده معمولی را می سازند کمک می کند.
ماده ۳۰۱ قانون کیفری ترکیه، ماده ای قانونی است که با تعریفش از «خیانت به هویت ترکی و جمهوری ترکیه» باعث دستگیری یا تعقیب قضایی بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران ترکیه شده است. این ماده، هرگونه زیر سؤال بردن هویت ترکی، تبار و موجودیت تاریخی ترک ها را از ترک های عثمانی گرفته تا دیگر اقوام ترک زبان را جرم می داند. با استناد به این قانون معمولی ترین انتقادها از عملکرد تبار ترک، حتی در گذشته های بسیار دور، توهین محسوب شود. این قانون دست سیستم قضایی را برای دستگیری بسیاری از روشنفکران و نویسندگان ترک را به اتهام خیانت به هویت ترکی به خوبی باز گذاشته است. در سال ۲۰۰۸ پس از فشارهای بین المللی این قانون کمی اصلاح گردید. هرچند بسیاری این اصلاحات را صوری و ناکافی می دانند.
سابستنس پی (به انگلیسی: Substance P) با فرمول شیمیایی C63H98N18O13S یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم 36511 است. که جرم مولی آن ۱۳۴۷٫۶۳ گرم بر مول می باشد.
ماده آلی ماده ای از ترکیبات آلی است که از بقایای ارگانیسمهای مرده از جمله گیاهان و جانوران و موادِ زائد و دورریختنیِ آنها در محیط زیست بوجود آمده است.
ساختار عمومیِ مواد آلی از سلولز، تانن، کیوتین و لیگنین به همراهِ دیگر پروتئین های گونه گون، چربی و کربوهیدرات ایجاد شده است.
ماده آهسته واکنش آنافیلاکسی یا SRS-A مجموع و مخلوطی از لکوترین های دی ۴ سی۴ و ای۴ است که توسط ماست سلها در هنگام آنافیلاکسی ترشح شده و موجب التهاب می گردد. این ماده درون بازوفیل ها نیز وجود دارد و موجب انقباضی آهسته و طولانی مدت در ماهیچه های صاف درون برونش شده و تنگی برونش ها را در بیماری آسم بدنبال دارد.
ماده اولیه یا ماده خام، به ماده ای گفته می شود که در کاربری انسان یا برای کاربری در صنعت به عنوان ماده پایه برای فرآوری محصولات و ساختمان ها بکار می رود.این واژه بیشتر به ماده ای دلالت می کند که از زیست بوم بدست آید و فرآوری و پردازش نشده باشد.ماده هایی چون شیرابه، سنگ آهن، تخته و نفت خام ماده اولیه نامیده می شوند.استفاده از ماده های خامی مانند ترکه یا تکه چوب، توسط گونه هایی از جانوران مانند پرنده ها برای ساخت لانه را می توان به عنوان نمونه ای از کاربرد مواد خام توسط جانورانی غیر از انسان نام برد.
ماده بارور(به انگلیسی: Fertile material) در فناوری هسته ای به موادی گفته می شود که به خودی خود تمایلی به شکافت هسته ای ندارند ولی با جذب نوترون اضافی شکافت پذیر می شوند.
ماده بانان، روستایی از توابع بخش درودزن شهرستان مرودشت در استان فارس ایران است.
ماده باوری یا ماتریالیسم (به انگلیسی: Materialism) یا ماده گرایی به دیدگاهی گفته می شود که بر این باور است که هر آنچه در هستی وجود دارد ماده یا انرژی است و همهٔ چیزها از ماده تشکیل شده اند و همهٔ پدیده ها (از جمله آگاهی) نتیجهٔ برهم کنش های مادی است. به عبارت دیگر، ماده تنها چیز است و واقعیت عملاً همان کیفیت های در حالِ رخ دادنِ ماده و انرژی است. ماتریالیسم یک مکتب فلسفی می باشد که در مقابل مکتب ایده آلیسم مطرح شده است. شاخه های مهم آن ماده باوری مکانیکی و ماده باوری دیالکتیکی می باشند. ماتریالیسم مکانیک را فویرباخ بنیان گذاری کرد و ماده باوری دیالکتیک را مارکس.
از دیدگاه مکاتب فلسفی ای که حقیقت را منحصر در ماده نمی دانند ماده باوری ایدئولوژی حس گرایی در مقابل عقل گرایی است و با رئالیسم در تقابل قرار می گیرد؛ و از آنجا که پیش فرض آن منحصر بودن شناخت بر حس پنجگانه و انحصار هستی در ماده است اتفاقاً مکتبی ایده آلیسم به حساب می آید.
ماده گرایی تاریخی یا ماتریالیسم تاریخی یعنی درک و تحول و برخورد ماتریالیستی و دیالکتیکی با جامعه و تاریخ بشری جزء لاینفک فلسفه مارکس است. ماتریالیسم تاریخی علمی است که عام ترین قوانین مربوط به تکامل جامعه انسانی و طرق تحول آن را مطالعه می کند و در حقیقت بیان دیالکتیکی ماتریالیسم در زندگی اجتماعی چگونگی تکامل تاریخ جامعه است.
واقعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی یا تاریخی دارای پیچیده گی نامحدودی است. برای بدست آوردن واقعیت اینچنین متغیر و پیچیده، فقط می توان از ساده کردن آن توسط یک شِما (طرح کلی) استفاده کرد؛ و اگر این کار به طور کامل پاسخگو نبود، باید دینامیک محرک آن را فهمید. این همان کاری ست که مارکس بوسیلهٔ تئوری ماتریالیسم تاریخی اش انجام داد: فهم پذیر ساختن توسعهٔ تاریخی بشر بدون اینکه در دام ساده انگاری بیفتد. متد مارکس انچنان که او ان را تعریف می کند، وسیله ای برای فهم بهتر است. اصول جزمی ای نیست برای از برداشتن و به کار بستن بدون تطبیق دادن با وضعیت مشخص.
ماتریالیسم تاریخی ابزاری اساسی برای فهم گذشته، حال وآیندهٔ بشر است، و این همه با هدف پیشبرد حرکتی مفید، و تحت تأثیر قرار دادن حال و آینده با عملی انقلابی ست.
ماتریالیسم تاریخی (به انگلیسی: Historical Materialism) روشی برای تحلیل جامعه، اقتصاد، و تاریخ می باشد که بار اول توسط کارل مارکس مطرح شد. مارکس خودش از این اصطلاح استفاده نکرد و بجای آن از عنوان تصور ماتریالیسی از تاریخ (به انگلیسی: the materialist conception of history) استفاده می کرد. ماتریالیسم تاریخی به دنبال عواملی که باعث توسعه و تغییر در نحوه تأمین ضروریت های معاش در جوامع انسانی می شود، می گردد. در این نظریه ویژگی های جامعه مانند طبقات اجتماعی، ساختارهای سیاسی و ایدولوژی ها نتیجه فرعی فعالیت های اقتصادی جامعه قلمداد می شوند. کارل مارکس در پیشگفتار کتاب «در نقد اقتصاد سیاسی» چنین بیان می کند:
تحقیقاتم در این زمینه مرا به این نتیجه رساند که نه مناسبات حقوقی و نه اشکال سیاسی هیچ یک را نمی توان به تنهائی، یا بر پایه خود و یا بر پایه باصطلاح فرایند شکوفا شدن عام ذهن بشر، درک کرد. بلکه، برعکس، این مناسبات و اشکال ریشه در شرایط مادی حیات - که کل آنها را هگل، به پیروی از سرمشق متفکرین انگلیسی و فرانسوی قرن هیجدهم، مشمول و مدلول اصطلاح «جامعه مدنی» قرار می دهد - دارند؛ اما آناتومی این جامعه مدنی را باید در اقتصاد سیاسی جستجو کرد. مطالعه اقتصاد سیاسی را در پاریس شروع کردم. اما به دستور آقای گیزو از آنجا تبعید شدم، به بروکسل نقل مکان کردم و مطالعات اقتصادیم را در این شهر ادامه دادم. نتیجه کلی که به آن رسیدم، و از آن پس به اصل راهنمای من در مطالعات بعدیم تبدیل شد، بطور خلاصه به شرح زیر است:
انسان ها در روند تولید اجتماعی موجودیت خود ناگزیر با یکدیگر وارد مناسباتی می شوند. این مناسبات، مناسبات تولیدی آنهاست، که از خواست و اراده ایشان مستقل و متناظر با مرحله معینی از رشد نیروهای تولیدی آنهاست. مجموعه این مناسبات ساختار اقتصادی جامعه یعنی آن زیربنای واقعی را تشکیل می دهد که بر آن روبنائی حقوقی و سیاسی سر برمی کشد، و متناظر با آن اشکال معینی از آگاهی اجتماعی شکل می گیرد. شیوه تولید حیات مادی انسان هاست که چند و چون پروسه کلی حیات اجتماعی، سیاسی و فکری آنها را تعیین می کند. آگاهی انسان ها نیست که چگونگی موجودیت شان را تعیین می کند، بلکه چگونگی موجودیت اجتماعی آنهاست که آگاهی شان را تعیین می کند. در مرحله ای از پروسه رشد جامعه، نیروهای تولید مادی آن با مناسبات تولیدی یا مِلکی (که صرفاً اصطلاحی حقوقی برای بیان همان مناسبات تولیدی است) موجودش، که تا آن زمان چارچوبی برای عملکرد این نیروها فراهم می آورده اند، دچار تناقض می شوند، و این مناسبات از اشکالی برای رشد نیروهای تولیدی مبدل به قیودی بر دست و پای آنها می شوند. آنگاه دوران انقلاب اجتماعی فرامی رسد. تغییر شالوده اقتصادی جامعه دیر یا زود به تحول کل روبنای عظیم آن می انجامد.
در بررسی این گونه تحولات همواره باید تمیز گذارد میان تحول مادی شرایط اقتصادی تولید، که با دقت علوم طبیعی قابل تعیین است، و اشکال حقوقی، سیاسی، مذهبی، هنری، فلسفی، و در یک کلام ایدئولوژیکی که انسان ها در قالب آن بر این تعارض آگاهی می یابند و با مبارزهٔ خود کار آن را یکسره می کنند. همان طور که هیچ کس را بر مبنای آنچه خود دربارهٔ خویش می گوید قضاوت نمی کنند، چنین دوره تحولی را نمی توان بر مبنای آگاهی خود این دوره قضاوت کرد. بلکه، برعکس، این آگاهی را باید بر مبنای تناقضات حیات مادی، بر مبنای تعارض موجود میان نیروهای تولیدی اجتماعی و مناسبات تولیدی، توضیح داد.
از زمان مارکس این نظریه توسط بسیاری از متفکران مارکسیستی اصلاح و گسترش یافته است و امروزه اشکال گوناگونی پیدا کرده است.
ماده باوری حذف گرا موضعی در ماتریالیستی در فلسفه ذهن است. ادعای اصلی در این شاخه این است که فهم باور عرفی مردم از ذهن (که به نام روانشناسی عامیانه شناخته می شود) غلط است و کلاس های مشخصی از حالات ذهنی که بسیاری از مردم به آن باور دارند اصلاً وجود ندارد. برخی از حذف گراها برا این باورند که هیچ پایهٔ عصبی برای بسیاری از مفاهیم روزمره روانشناسی مانند "باور" و "تمایل" وجود ندارد زیرا چنین مفاهیمی بسیار ضعیف تعریف شده اند. به جای آن آن ها بر این باورند که مفاهیم روانشناختی رفتار و تجربه تنها بر اساس این که چقدر خوب می توان آنها را به سطح بیولوژیکی کاهش داد قضاوت شوند. نسخه های دیگر از ماده باوری حذف گرا عدم وجود حالات ذهنی مانند درد و ادراک تصویری را در خود دارند. حذف گرایی در تقابل با ماتریالیسم کاهش گرا است که در آن بر این باورند که حالت ذهنی به خوبی تعریف شده است و پیشرفت های بعدی جزئیات بیشتر آن را نشان می دهد. حذف گرایی در مورد یک کلاس از موجودیت ها بر این باور است که آن موجودیت ها اصلاً وجود ندارند. به طور مثال تمام فرم های ماتریالیسم در مورد موجودیت "روح" حذف گرا هستند، شیمی دان های مدرن در مورد "فلوژیستون" حذف گرا هستند و نیز فیزیک مدرن در مورد "اتر" حذف گراست. ماتریالیسم حذف گرا ایده نسبتاً جدیدی(۱۹۶۰-۱۹۷۰) است که که نسبت به وجود کلاس خاصی از حالات ذهنی مانند "باور"،"تمایل" و حس سوبژکتیو درد حذف گرا است. نسخه های بسیار متداول حذف گرایی در باره "تمایلات گزاره ای"(propositional attitudes) توسط پاول و پاتریشیا چرچلند ارائه شده است. همچنین حذف گرایی در مورد "کیفیات ذهنی" توسط دنیل دنت و جرج ری ارائه شده است. از آنجا که ماتریالیسم حذف گرا بر این عقیده است که پیشرفت علم نشان خواهد داد که هیچ پایه ای برای پدیده های ذهنی وجود ندارد باید منتظر پیشرفت علم در این زمینه ها بماند.
ماده باوری دیالکتیکی یا ماتریالیسم دیالکتیکی (به انگلیسی: Dialectical materialism) نام یک فلسفه مارکسیستی در جهان بینی مارکسیسم-لنینیسم است. فلسفه مارکسیستی پایه تئوریک جهان بینی مارکسیستی-لنینیستی است.
در وهله نخست معرفت شناسی به شمار می آید، یعنی نظریه شناخت یا دانش. هدف اصلی این فلسفه تجربه گرایی است، یعنی دیدگاهی از شناخت که در آن سوژه شناسنده با ابژه واقعی رویارو می شود و به یاری انتزاع ذات آن را آشکار می سازد، و از این پیش فرضِ رویارویی سرراست اندیشه با واقعیت، و پیش فرض بیشتر بی میانجی سوژه نسبت به ابژه، در پی تضمین های بیرونی حقیقت شناخت بر می آید. ماده گرایی دیالکتیکی در برابر مفهوم شناخت همچون بینش، مفهوم شناخت همچون تولید و همچون کردار نظری را قرار می دهد، و بنابراین، می توان گفت که خود نظریه کردار نظری است.
مارکس دیالکتیک را تنها با رویدادهای تاریخ و جامعه همساز می دید و انگلس بود که دامنه دیالکتیک را به حوزه طبیعت گسترش داد. اما انگلس مدعی نشد که ماده گرایی تاریخی را می توان از ماده باوری دیالکتیکی استنتاج کرد. این کار را پلخانف کرد که نخستین بار این اصطلاح را به کار برد؛ و نیز لنین، که آن را چنان تفسیر کرد که ماهیت جهان با آرزوهای انقلابی سازگار در آید. استالین باز هم آن را بیشتر دستکاری کرد و از آن یک جهان شناسی سیاسی بیرون کشید. کتاب «تکامل دید یگانه انگار از تاریخ» (۱۸۹۵) از پلخانف، و «ماده باوری و آمپریوکریتیسیسم» (۱۹۰۹) از لنین، و «ماده گرایی دیالکتیکی و تاریخی» (۱۹۳۹) از استالین، پله به پله مراحل تحول ماده باوری دیالکتیکی را به یک فلسفه حزبی بیان می کنند. برخی از متفکران مارکسیست تنها مارکس را مرجع می شناسند.
ماده باوری فرهنگی یا ماده گرایی فرهنگی یا ماتریالیسم فرهنگی یک نظریه کلان در انسان شناسی و استوار بر این اصل می باشد که اکثر ابعاد فرهنگی انسان را می توان از خلال اشکال مادی فرهنگ توضیح داد.
ماده تاریخ کلمه یا کلماتی معنی دار است که به حساب جمل مساوی با یک تاریخ مشخص و مورد نظر می شود. به عبارت دیگر ماده تاریخ آن است که مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی به حساب ابجد با تاریخ واقعه ای تطبیق کند. مانند شعر زیر که «قرب طاعت» معادل ۷۸۲ ه‍. ق. است.
...
ماده تاریخ ذکر تاریخی است به شعر و یا گاهی نثر در قطعه ای کوتاه برای واقعه های گوناگون اعم از جلوس یا فوت و یا قتل پادشاهی و یا مرگ و قتل امیر٬ وزیر٬ شاعر٬ حکیم و مانند آن ها. معمولاً شعری که از این راه پدید می آید قطعه ای کوتاه است که شاعر در یکی دو بیت آخر آن تاریخ مورد نیاز را ذکر می کند و بیت های پیشین از آن را برای تمهید می آورد و معمولاً این مقدمه برای معرفی و بیان وجه اهمیت کسی یا واقعه ای گفته می شود که تاریخ آن ذکر گردیده است. اصطلاحاً تاریخ گویی به این نحو را ماده تاریخ سازی می گویند.
در گذشته حتی برخی از اسامی، اشارات و محاسبات نجومی را به حساب جمل بکار می بردند. جرجی زیدان در آداب اللغه می گوید: کان اهل الحساب فی صدر الاسلام یستخدمون به حروف الهجا کما نستخدم الارقام الهندسیه. مسلمین برای هر حرف از حروف ابجد شماره ای قائل شده اند و حساب جمل را تشکیل داده اند. بدرالدین محمد ابونصر فراهی می گوید:
ماده تاریک (به انگلیسی: Dark Matter)، نوعی از ماده است که فرضیه موجود آن در اخترشناسی و کیهان شناسی ارائه شده است تا پدیده هایی را توضیح دهد که به نظر می رسد ناشی از وجود میزان خاصی از جرم باشند که از جرم موجود مشاهده شده در جهان بیشتر است. مادهٔ تاریک به طور مستقیم با استفاده از تلسکوپ قابل مشاهده نیست، مشخصاٌ مادهٔ تاریک نور یا سایر امواج الکترومغناطیسی را به میزان قابل توجهی جذب یا منتشر نمی کند. به بیان دیگر مادهٔ تاریک به سادگی ماده ای است که واکنشی نسبت به نور نشان نمی دهد. در عوض، وجود و ویژگی های مادهٔ تاریک را می توان به طور غیرمستقیم و از طریق تأثیرات گرانشی اش بر روی ماده مرئی، تابش و ساختار بزرگ مقیاس جهان نتیجه گرفت. طبق داده های تیم مأموریت پلانک در سال ۲۰۱۳ و بر پایه مدل استاندارد کیهان شناسی، کل جرم-انرژی موجود در جهان شناخته شده شامل ۴٫۹٪ ماده معمولی، ۲۶٫۸٪ مادهٔ تاریک و ۶۸٫۳٪ انرژی تاریک تشکیل شده است. یعنی مادهٔ تاریک ۲۶٫۸٪ کل ماده موجود در جهان را تشکیل می دهد و انرژی تاریک و مادهٔ تاریک روی همرفته ۹۵٫۱٪ از کل محتویات جهان را تشکیل می دهند.
اختر-فیزیک دانان فرضیه مادهٔ تاریک را مطرح نمودند تا اختلاف میان جرم محاسبه شده برای اجرام غول پیکر آسمانی توسط دو روش استفاده از تأثیرات گرانشی آنها و یا استفاده از مواد درخشان درون آنها (ستارگان، گاز، غبار) را توضیح دهند. این فرضیه نخستین بار توسط یان اورت در سال ۱۹۳۲ برای توضیح سرعت های مداری ستارگان در کهکشان راه شیری و توسط فریتز زوییکی در سال ۱۹۳۳ برای توضیح شواهد مربوط به «جرم گمشده» در سرعتهای مداری کهکشانها در خوشه های کهکشانی، مطرح گردید. در پی آن بسیاری از مشاهدات دیگر نیز مطرح گشت که دلالت بر وجود مادهٔ تاریک در جهان داشتند. از جمله این مشاهدات می توان به مشاهده سرعتهای چرخشی کهکشانها توسط ورا روبین در دهه های ۱۹۶۰–۱۹۷۰، همگرایی گرانشی اجسام پس زمینه توسط خوشه های کهکشانی همچون خوشه گلوله، الگوهای ناهمسانگردی دما در تابش زمینه کیهانی اشاره نمود. کیهان شناسان توافق نظر دارند که مادهٔ تاریک عمدتاً از نوعی ذره زیراتمی ناشناخته تشکیل شده است. جستجو برای یافتن این ذره با استفاده از وسایل گوناگون یکی از تلاشهای اصلی فیزیک ذرات بنیادی است.
اگرچه وجود مادهٔ تاریک به طور عمومی توسط جامعه علمی مورد پذیرش قرار گرفته است، اما نظریه های جایگزینی نیز برای گرانش ارائه شده اند. مثلاً می توان به دینامیک نیوتونی اصلاح شده (مخفف انگلیسی: MOND) و یا گرانش تانسور-بردار-اسکالر (مخفف انگلیسی: TeVeS) اشاره نمود که سعی در توضیح این مشاهدات غیرمعمولی بدون نیاز به معرفی جرم اضافی را دارند.
ماده تاریک (به انگلیسی: Dark Matter) نام یک سریال علمی تخیلی کانادایی است که توسط Joseph Mallozzi و Paul Mullie بر مبنای کتاب کامیکی به همین نام ساخته شده است. تا کنون سیزده قسمت از این سریال تولید و پخش شده است و در تاریخ اول سپتامبر ۲۰۱۵ سریال برای سیزده قسمت فصل دوم تمدید شد.
ماده تاریک داغ (HDM) شکلی از ماده تاریک است که از ذراتی تشکیل شده که با سرعتهای فرانسبیتی حرکت می کنند.
ماده تاریک ماده ای است که با تابش الکترومغناطیس برهم کنشی ندارد و به همین دلیل تاریک است. دلیل ادعای وجود داشتن آن برای توضیح چگونگی شکل گیری خوشه ها و ابرخوشه ها پس از مه بانگ است. داده های به دست آمده از منحنی های چرخش کهکشان ها نشان می دهد که نزدیک به ۹۰٪ جرم یک کهکشان قابل دیدن نیست و تنها می توان از طریق آثار گرانشیاش آن را ردیابی نمود.
ماده تاریک داغ نمی تواند توضیح دهد که چرا کهکشان های منفرد پس از مه بانگ شکل گرفته اند. برای توضیح ساختارها در مقیاس کوچک در گیتی به ماده تاریک سرد یا ماده تاریک گرم نیاز است.
ماده تاریک سرد(به انگلیسی: Cold Dark Matter) که به اختصار CDM خوانده می شود، شکلی فرضی از ماده است که برهمکنش بسیار ضعیفی با تابش الکترومغناطیسی دارد(تاریک) و بیشتر ذرات آن در مقایسه با سرعت نور به آهستگی حرکت می کنند(سرد). گمان می رود که ۸۰٪ ماده موجود در جهان ماده تاریک است و ماده باریونی (معمولی) که تشکیل دهنده ستارگان و سیارات است تنها ۲۰٪ از کل ماده جهان است.
ماده تاریک گرم (WDM) شکلی فرضی از ماده تاریک است که از نظر ویژگی ها بین ماده تاریک داغ و ماده تاریک سرد قرار می گیرند. عمومی ترین نامزدهای ماده تاریک گرم، نوترینوهای استریل و گراویتون ها هستند. ذرات سنگین با برهم کنش ضعیف (WIMP) هم وقتی به صورت غیرگرمایی تولید شوند، می توانند نامزدی برای ماده تاریک گرم بودن باشند، هرجند که به طور عمومی، ذرات سنگین با برهم کنش ضعیف که از راه گرمایی ایجاد می شوند، نامزد ماده تاریک سرد بودن هستند.
استان مالِسی-اِ-ماده (به آلبانیایی: Rrethi i Malësisë së Madhe) نام یکی از استان های سی وشش گانه کشور آلبانی است.
ببر ماده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ببر ماده (فیلم ۱۹۲۷)
ببر ماده (فیلم ۱۹۹۲)
اندرکنش(برهم کنش) نور با ماده (interaction of light with matter ) از آنجا که نور دارای میدان الکتریکی و مغناطیسی می باشد این میدانها با ماده بر هم کنش نشان می دهند. میدان مهم میدان الکتریکی است چون با الکترونهای کوچک که در ترکیبات مواد شرکت دارند بر هم کنش دارد. این الکترونها همصدا وهماهنگ باموج نور وارده نوسان می نمایند و می توانند تأثیر یا تغییر در عبور نور از میان یک ماده به چند طریق انجام دهند.
پخش کردن ( Scattering ) موج نور از مسیر اصلی منحرف می شود.
بازتاب( Reflection ) موج به داخل محیطی خارج از ماده برمیگردد.
تراگسیل ( Transmission ) موج از ماده با کمترین تغییر شدت عبور می نماید.
جذب(درشم) ( Absorption ) مهم ترین پروسه در خیلی جاها جذب می باشد که انرژی موج نور در ماده باقی می ماند. مقدار زیادی از انرژی باعث ایجاد حرارت و تغییر در خواص ماده می شود.
پیش ماده یا پریکرسر (انگلیسی: Precursor) به ترکیبی در شیمی گفته می شود که در واکنش شیمیایی شرکت کرده و ترکیب نویی را می سازد. تعریف پیش ماده اما در زیست شیمی کمی متفاوت است و به ترکیبی گفته می شود که ترکیب دیگری را در مسیر سوخت و ساز پیش ببرد.
کنترل پیش ماده در داروسازی اهمیت بسیاری دارد.
ماده سرخس(نام علمی: Athyrium) نام یک سرده از تیره ماده سرخسیان است.
در فیزیک یک فاز ماده، یک حالت مشخص و متمایز از یک ماده است. در زندگی روزمره، چهار فاز ماده قابل مشاهده اند: جامد، مایع، گاز و پلاسما. البته ماده فازهای دیگری مانند چگالش بوز-اینشتین و چگالی فرمیونی هم دارد ولی این حالت ها و حالت های دیگر ماده فقط در شرایط خاص مشاهده می شوند.
بیشترین مادۀ قابل مشاهده در جهان به صورت پلاسما است.
«گرگ ماده» (به انگلیسی: She Wolf) (به اسپانیایی: Loba) آلبومی از هنرمند اهل کلمبیا شکیرا است که در ۹ اکتبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-10-۰۹) منتشر شد.
«She Wolf»
«Did It Again»
«Give It Up to Me»
«Gypsy»
مالسی-ا-ماده شهری در کشور آلبانی و مرکز استانی به همین نام
مقدار ماده، کمیتی است که بیان کنندهٔ نسبت حجم یک مجموعه از ذرات بنیادی مانند اتم ها، مولکول ها و الکترون ها به حجم یکی از آن ها است. مقدار ماده با تعداد ذرات بنیادی موجود در ماده متناسب است.
در سیستم استاندارد بین المللی واحدها (سیستم SI)، یکای مقدار ماده، مول است. یک مول، مقداری از هر ماده است که تعداد ذرات بنیادی آن (مولکول یا اتم) برابر با تعداد اتم های موجود در ۱۲ گرم از کربن-۱۲ است. این تعداد، عدد آووگادرو نامیده شده و برابر است با ۱۰۲۳ × ۶٫۰۲۲۱۴۱۹۹.
هوخ ماده (به هلندی: Hoogmade) یک منطقهٔ مسکونی در هلند است که در کاخ ان براسم واقع شده است. هوخ ماده ۱٬۴۶۰ نفر جمعیت دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ماده

ماده در جدول کلمات

ماده آرایشی سنتی چشم
سرمه
ماده آرایشــی مژه ها
ریمل
ماده ا ی طبی که از زغال سنگ میگیرند
امونیاک
ماده اصلی در اکثر پودرهای خاموش کننده
جوش شیرین
ماده اولیه
ماتریال
ماده اولیه اصلی تولید ماکارونی
قاب
ماده اولیه تولید دینامیت و «تی ان تی»
ترینیترو گلیسرین
ماده اولیه قانون اساســی
اصل
ماده اولیه نجاری
چوب
ماده ای شیمیایی درچای
تانن

معنی ماده به انگلیسی

abscess (اسم)
ورم چرکی ، دمل ، ابسه ، دنبل ، ماده ، خراج
article (اسم)
ماده ، عمل ، شرط ، اسباب ، مقاله ، بند ، گفتار ، فقره ، فصل ، حرف تعریف ، متاع ، کالا ، چیز
material (اسم)
ماده ، جسم ، جنس
matter (اسم)
ماده ، جوهر ، امر ، مطلب ، چیز ، خیم ، جسم ، اهمیت ، ذات ، ماهیت ، موضوع ، نکته
female (اسم)
ماده ، زن ، مؤنث ، جنس ماده ، نسوان ، مونی ، جانور ماده
substance (اسم)
دوام ، خلاصه ، ماده ، جوهر ، استحکام ، جسم ، جنس ، مفهوم ، مفاد ، ذات ، شیی ، ماده اصلی
stuff (اسم)
ماده ، چرند ، کالا ، چیز ، جنس ، پارچه
point (اسم)
پست ، ماده ، معنی ، نقطه ، سر ، قله ، هدف ، جهت ، درجه ، نوک ، فقره ، ممیز ، اصل ، لبه ، پایان ، مرحله ، موضوع ، نکته ، امتیاز بازی ، نمره درس
clause (اسم)
ماده ، شرط ، جزء ، بند ، فصل ، قضیه ، جزئی از جمله
provision (اسم)
ماده ، شرط ، بند ، قید ، اغذیه ، علوفه ، توشه ، تهیه ، قوانین ، تدارک ، شرط کردن
paragraph (اسم)
ماده ، بند ، فقره ، سرسطر ، پاراگراف ، پرگرد
res (اسم)
ماده ، چیز ، شیء ، شیء بخصوص
woman (اسم)
ماده ، کلفت ، زن ، رفیقه ، بانو ، مؤنث ، جنس زن ، زنانگی
metal (اسم)
ماده ، جسم ، فلز ، ماده مذاب

معنی کلمه ماده به عربی

ماده را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ماده

آرش ١٤:٣٨ - ١٣٩٦/٠٧/٢٥
لازم است به داشتن و یا نداشتن علامت تشدید روی حرف �د� دقت شود؛ چرا که �ماده� و �مادّه�، دو کلمه‏ با معانی متفاوت هستند.
|

شهریار آریابد ١٦:٥٢ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
در پهلوی " ماتک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
ماتکان = مواد
|

پیشنهاد شما درباره معنی ماده



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ماده زن   • تعریف فلسفی ماده   • خواص ماده   • انسان ماده   • ماده و نر   • ماده قانونی   • ماده شیمی   • ماده فیزیک   • معنی ماده   • مفهوم ماده   • تعریف ماده   • معرفی ماده   • ماده چیست   • ماده یعنی چی   • ماده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ماده
کلمه : ماده
اشتباه تایپی : lhni
آوا : mAdde
نقش : اسم
عکس ماده : در گوگل


آیا معنی ماده مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )