انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1044 100 1

ماده

/mAdde/

مترادف ماده: جرم، هیولی، اصل، مایه، ریشه، علت، سبب، انثی، لاج، لاس، ماچه، مادینه، مونث، حیوان بچه زا، بند، فصل، آب، پیله، دمل ، امر، موضوع

متضاد ماده: ذکور

برابر پارسی: مایه، بند

معنی ماده در لغت نامه دهخدا

مادت. [ مادْ دَ ] (ع اِ) مادّه. ماده. مایه. اساس. بنیاد. مدد پیاپی. فزونی پیوسته. وسیلت. سبب : مادت معیشت من آن بود که هر روز یگان دوگان ماهی می گرفتمی و بدان روزگار کرانه می کرد و مرا بدان سد رمقی حاصل می بود. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 83). چنانکه آب دریا را بمدد جویها مادت حاصل آید. (کلیله ودمنه چ مینوی ص 197). چنانکه نور چراغ بمادت روغن و فروغ آتش بمدد هیزم. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 199).
در دولت عم بود مرا مادت طبعم
آری ز دماغ است همه قوت اعصاب.
خاقانی.
جهان به پرچم و طاس و رماح او نازد
کز این دو مادت نور و ظلام او زیبد.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 853).
تا معلوم و مقرر شود که خار فتنه مادت تشویش ملک و دولت باشد. (سندبادنامه ص 203). و رجوع به ماده و مادة شود. || (اصطلاح فلسفی ) ماده. (فرهنگ فارسی معین ). اصل هر چیز. مقابل صورت : و هر پذیرایی که صورت اندروی بود و جز صورت بود آن را مادت خوانند. (دانشنامه ، از فرهنگ فارسی ایضاً). رجوع به ماده (معنی فلسفی )شود.

مادة. [ مادْ دَ ] (ع اِ) (از «م دد») افزونی پیوسته. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از غیاث ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، مواد. (ناظم الاطباء). ماده. مادت. و رجوع به همین مواد شود.

ماده. [ دَ / دِ ] (ص اِ) مقابل نر. (آنندراج ). مؤنث و هر حیوانی که دارای آلات تأنیث باشد و بزاید. ج ، مادگان. (ناظم الاطباء). در لهجه ٔ مرکزی ، به کسر دال [ دِ ]. پهلوی ، «ماتک » (مؤنث ). کردی ،«مادک » (گاومیش ماده ). کردی دخیل ، «ماده » (مؤنث )... مقابل نر. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). جانوری که فرزند آورد یا تخم کند. انثی. مقابل نر :
ماده گفتا هیچ شرمت نیست ویک
چون سبکساری نه بد دانی نه نیک.
رودکی.
همان ماده آهنگ بهرام کرد
بغرید و چنگش به اندام کرد.
فردوسی.
صد اشتر همه ماده و سرخ موی
صد استر همه بارکش راهجوی.
فردوسی.
کدام آهو افکنده خواهی به تیر
که ماده جوان است و همتاش پیر.
فردوسی.
اکنون جهان چنان شود از عدل و داد او
کاهو بره مثل مکد از ماده شیر، شیر.
فرخی.
بایتگین... با خویشتن صد و سی تن طاووس آورده بود نر و ماده. (تاریخ بیهقی ). فرمود مراتا از آن طاووسان چند نر و ماده با خویشتن آرم. (تاریخ بیهقی ). پنج پیل می آوردند سه نر و دو ماده. نرهابا برگستوانهای دیبا... و مادگان با مهدهای زر و کمرها و ساختهای مرصع به جواهر. (تاریخ بیهقی ادیب ص 524). آورده اند که شیری ماده با دو بچه در بیشه ای وطن داشت. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 335). نر گفت تابستان است و در دشت علف فراخ ، این دانه نگاه داریم تا زمستان... ماده هم بر این اتفاق کرد... نر غایب بود چون باز رسید دانه اندکتر دید... ماده هرچند گفت نخورده ام سودنداشت. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 378). ماده چون آن بدید اضطراب کرد. (کلیله و دمنه ).
یکی دبه درافکندی بزیر پای اشترمان
یکی برچهره مالیدی مهار ماده ٔ ما را.
عمعق (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
گر ز مردی دم زنم ای شیرمردان بشنوید
زانکه چون خرگوش گاهی ماده و گاهی نرم.
خاقانی.
بانو کند شکار ملوک ارچه مرد نیست
آری که باز ماده به آید گه شکار.
خاقانی.
شاهان چه زن چه مرد در ایام مملکت
شیران چه نر چه ماده بهنگام کارزار.
خاقانی.
گه ماده و گه نری چه باشد
گر مرد رهی نه چون زغن باش.
عطار.
ترکیبها:
- ماده آهو. ماده استر. ماده بز. ماده بوم. ماده پلنگ. ماده پیل. ماده خر. ماده خرگوش. ماده خوک. ماده سگ. ماده سوسمار. ماده شتر. ماده شیر. ماده گاو. ماده گاومیش. ماده گوزن. ماده مرال. ماده میش.... رجوع به جزء دوم هریک از این کلمه ها شود.
|| انسانی که فرزند آورد. زن. مؤنث. مقابل نر. ج ، مادگان :
هرآن کریم که فرزند او بلاده بود
شگفت باشد و آن از گناه ماده بود.
رودکی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 455).
چو فرزند باشد به آئین و فر
گرامی بدل بر چه ماده چه نر.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 1 ص 68).
بد از من که هرگز مبادم نشان
که ماده شد از تخم نرّه کیان.
فردوسی (شاهنامه ایضاً).
یکیت گوید کاین خلق بی شمار همه
ز روزگار بزاید ز ماده ای و نری.
ناصرخسرو (دیوان ص 485).
صبابرقع گشاده مادگان را
صلا در داده کارافتادگان را.
نظامی (خسرو و شیرین چ وحید ص 126).
مادگان در کده کدو نامند
خامشان پخته ، پخته شان خام اند.
(نظامی هفت پیکر چ وحید ص 192)
|| این کلمه گاه به اشیاء و جمادات و ستارگان نیز اطلاق شود :
مهر بهتر ز ماه لیک به لفظ
ماده آمد یکی و دیگر نر.
سنائی.
دیده ٔ هفت نهانخانه ٔ چرخ
که در آن خانه چه ماده چه نر است.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 846).
نر ماده اند چون پره ٔ قفل از آن مقیم
می بند زاید از عمل ناصوابشان.
خاقانی.
|| پرده ای است در موسیقی :
پرده ٔ راست زند نارو بر شاخ چنار
پرده ٔ ماده زند قمری بر نارونا.
منوچهری.
پس علی الرسم به هر پرده ، چون پرده ٔ ماده و پرده ٔ عراق و پرده ٔ عشیرا ... بجای آرم. (قابوسنامه ).

ماده. [ دِه ْ ] (ع ص ) (از «م ده ») ستایشگر. ج ، مُدَّه ْ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مادِح. (اقرب الموارد). و رجوع به مادح شود.

ماده. [ مادْ دَ / مادْ دِ ] (از ع ، اِ) از مادة عربی. اصل هر چیز. مایه. ج ، مواد. (غیاث ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
- ماده ٔ الحاد ؛ اصل و ریشه ٔ کفر : ماده ٔ فساد و الحاد و کفر و عناد در آن نواحی منحسم و منقطع گشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 291).
- ماده ٔ طمع ؛ اساس و اصل چشم داشت : حالی کوچ کرد و به بلخ رفت تا ماده ٔ طمع ایشان از آن نواحی منقطع گردد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 297).
- ماده ٔ عناد ؛ اصل دشمنی ، و رجوع به شاهد اول ترکیب ماده ٔ الحاد شود.
- ماده ٔ فساد ؛ اصل و علت فساد. ریشه ٔ فساد. و رجوع به شاهد اول ترکیب ماده ٔ الحاد شود.
- ماده ٔ کفر ؛ اصل بی دینی.و رجوع به شاهد اول ترکیب ماده ٔ الحاد شود.
- ماده ٔ محنت ؛ اصل وعلت سختی و بدبختی و شدائد : و قریب بیست سال مدد این فتنه و ماده ٔ این محنت در تزاید بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 10). چه بیشتر را با اعضاء و اجزای آدمی می گداختند و در بازار می فروختند و جمعی را بدان علت بگرفتند... و همه را بهلاک آوردند وماده ٔ آن محنت ، منقطع نمی شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 327).
- ماده ٔ مدد ؛ اصل و ریشه و منشاء آن : فایق را فرمود تا بر راه قومس به جانب ری روانه شود و ماده ٔ مدد اعوان و انصار مؤیدالدوله منقطع گرداند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 68).
|| (اصطلاح فلسفی ) جوهری است جسمانی که تحقق و فعلیت آن به صورت و محل توارد صور متعاقبه می باشد. فرق ماده با موضوع این است که موضوع بدون عروض عارض ، متحقق الحصول است و ماده بدون صورت متحصل نمی شود. به امری که قابل تبدیل به چیزی دیگر باشد ماده گویند مانند آب که ماده ٔ هواست به اعتبار آنکه قابل تبدیل به هواست. «المادة لاتتکون بماهی مادة بل اذ کانت مادة متکونة فمن جهةماهی مرکبة من مادة و صورة» . بر اجزاء وجودی و ترکیب کننده و به وجود آورنده ٔ هر چیزی ماده گویند. مانند چوب و آهن و غیره که ماده ٔ سخت اند. گاه ماده گویند و هیولای اولای اجسام را می خواهند که در تمام اجسام هست و محل توارد و تعاقب صور است و آن غیر از ماده بمعنی عناصر اربعه است. (فرهنگ علوم عقلی ) :
چه گویی از چه عالم را پدید آورد از اول
نه ماده بود و نه صورت نه بالا بود نه پهنا.
ناصرخسرو.
- ماده ٔ آخرت ؛ مراد از ماده ٔ آخرت که از مصطلحات کلامی است و صدرالدین نیز بکار برده است امری است که در آخرت محشور می شود که گاه اجزاء اصلیه و در لسان اخبار «عجب الذنب » گویند. صدرالدین گوید: مراد آخرت وآنچه محشور می شود قوت خیال است که هیولای صور آخرت است و آنچه نفس انسانی درین عالم کسب می کند اثری در خیال خواهد گذاشت و خیال ملتبس به صوری می شود که بعد از رفع حجاب با صور مکتسب و حال و حاصل در آن نمودارمی شود. (فرهنگ علوم عقلی ).
- مادة المواد ؛ به امری گویند که در تمام موجودات جهان یکسان است و مورد صور متعاقبه است و بازوال صورت و حصول صورتی دیگر باقی است و آن را هیولاء عالم هم گویند. در کلمه ٔ برهان در بیان «برهان فصل و وصل » ثابت شد که هیولا که امر بالقوه ٔ اجسام است در تمام اجسام و کائنات هست و یکسان است و از لحاظ وجودی اضعف وجود است و از این جهت گویند: «هیولی الاولی ماشمت رائحة الوجود». (فرهنگ علوم عقلی ص 510).
- مادّه ٔ اَولی ̍ ؛ مایه ٔ نخستین. نخستین مایه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مراد هیولای اولی است که بعضی از حکما آن را قدیم می دانند. (فرهنگ علوم عقلی ).
- ماده ٔ بسیط ؛ مراد از ماده ٔ بسیطهیولای اولی است. (فرهنگ علوم عقلی ). و رجوع به ترکیب قبل شود.
- ماده ٔ جسمانی ؛ مراد ماده ٔ خارجی عینی است ، هریک از عناصر اربعه ماده ٔ جسمانی اند و ماده ٔ جسمانی بطور مطلق اطلاق بر هیولای اولی هم می شود و گاه مقابل ماده ٔ عقلی است. (فرهنگ علوم عقلی ).
- ماده ٔ خاص ؛ مراد از ماده ٔ خاص چیزی است که قابل تبدیل به صور خاص باشد با حفظ صور نوعیه خود، مانند «منی » که قابل تبدیل بصورت انسانی است و در عین حفظ صورت نوعیه قابل تبدیل به جماد و نبات نیست و از همین جهت است که ماده ٔ خاص گویند و به عبارت دیگر «منی » از آنجهت که منی انسان است و او را صورت منوی است قابل تبدیل به جماد و نبات نیست مگر بعد از طی مراحل کمال و زوال صورت نوعیه که از جهت وجود هیولای اولای بسیط که درتمام اشیاء موجود است قابل تبدیل به چیزی دیگر شود.(فرهنگ علوم عقلی ص 511). مقابل ماده ٔ عام. و رجوع به ترکیب بعد شود.
- ماده ٔ عام ؛ این ماده در مقابل ماده ٔ خاص است و آن هیولای اولای عالم است که قابل تبدیل بصور و اشکال مختلف است ، توضیح آنکه اگر در حرکات و تبدلات عالم خارج و جهان جسمانی بنگریم ، مشاهده خواهیم کرد که گاه تحولات حاصله در نوع واحد از موالید است چنانکه نهالی در اثر تبدلات خاص کیفی و کمی مراحلی را طی کرده و بمرحله ٔ کمال ممکن خود که باروری باشد می رسد و در تمام مراحل تحولات خود وحدت نوعیه آن محفوظ است نهایت بعد از رسیدن به کمال ممکن خود یا متوقف می شود که این فرض محال است و یا دگرگون شود و صورت نوعیه ٔ خود را از دست بدهد، و مسلم است که این گونه تبدلات خللی بصورت نوعیه ٔ اشیاء متبدل وارد نمی سازد بلکه مراحل کمال ممکن خود را طی می کند و گاه تحولات حاصله موجب تبدیل نوعی به نوعی دیگر است چنانکه آب تبدیل به هوا شود و هوا تبدیل به آب و خاک و آتش و بالاخره هریک تبدیل به عنصری دیگر و گاه تحولات طاریه با وسائل و ید صناعی انجام می شود نه برحسب تبدلات طبیعی چنانکه نجار از چوب اشیاء مختلف به اشکال متفاوت می سازد و اگر خوب بنگریم در می یابیم که ماده در تمام اشیاء عالم جسمانی یکی است و آن را ماده ٔعام و مادة المواد و هیولای اولی نامند و در هریک ازانواع نیز با حفظ صورت نوعیه ماده ای هست که مراتب کمال همان نوع را با حفظ صورت نوعیه طی می کند و مادام که آن ماده در اثر تبدلات خاص نوعی خود به مرحله ای نرسیده است که خلع صورت نوعی کند و تبدلاتش در مراتب همان نوع باشد ماده ٔ خاص همان نوع خواهد بود لکن این ماده غیر از ماده ٔ به معنای هیولای اولی است زیرا این ماده ماده ٔ محض نیست بلکه متلبس بصورت نوعیه ٔ خاصی می باشد و همینطور موجودی که خود نوعی از انواع موالید است و با دست صناعی متحول و متبدل به اشکال مختلف گردد و چون قابل تبدل و تحول به اشکال مختلف است ماده ٔ عام است. (فرهنگ علوم عقلی ص 511-512). مقابل ماده ٔ خاص. و رجوع به ترکیب قبل شود.
- ماده ٔ عقلیه ؛ مراد از ماده ٔ عقلیه جنس است که ماده ٔ عقلی است و فصل صورت عقلی است. (فرهنگ علوم عقلی ص 512).
- ماده ٔ قریب ؛ ماده ٔ قریبه. و رجوع به ترکیب بعد شود.
- ماده ٔ قریبه ؛ هر امری در جریان حرکت و تحولات جسمانی و طبیعی ناچار مراحلی را طی می کند و تلبس آن به بعضی از صور متعاقبه مقدم و نزدیک تر از تلبس آن بصورت انسانی است و بنابراین نطفه نسبت به انسان کامل العیار و الاعضاء ماده ٔ بعید است و نسبت به جنین ماده ٔ قریب است و بالجمله ماده ٔ قریب ماده ای است که در قابلیت صورت احتیاج به انضمام چیزی دیگر نداشته باشد. (فرهنگ علوم عقلی ص 512).
- ماده ٔ مرکب ؛ اجزاء ترکیب کننده ٔ هر امری را ماده ٔ مرکبه ٔ آن گویند چنانکه اجزاء ترکیب کننده ٔ داروئی هریک ماده ٔ آن است. و هریک از آن مواد خود نیز مرکب اند از عناصری و بالجمله ماده ٔ مرکب مقابل ماده بسیط است. (فرهنگ علوم عقلی ص 512). و رجوع به اسفار شود.
- ماده ٔ مرکبه ؛ ماده ٔ مرکب. رجوع به ترکیب قبل شود.
|| (اصطلاح منطقی ) در نزد منطقیین ماده عبارت است از کیفیت نسبت بین محمول و موضوع. بنابراین تعریف این کیفیت منحصر خواهد بودبه وجوب و امتناع و امکان خاص. زیرا اگر انفکاک محمول از موضوع محال باشد این نسبت را واجبه گویند و آن را مادة الوجوب خوانند. یا اینکه انفکاک محمول از موضوع محال نیست در این صورت به دو قسم تقسیم می شود یکی اینکه یا ثبوت نسبت برای موضوع محال است بنابراین نسبت را ممتنعه خوانند و آن را مادة الامتناع گویند.یا اینکه ثبوت نسبت برای موضوع محال نیست در این صورت آن نسبت را ممکنه و آن را مادة الامکان الخاص نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1327).
- ماده ٔ قضیه ؛ نسبت نفس الامری میان موضوع و محمول را ماده می نامند و دو طرف قضیه یعنی موضوع و محمول را ماده ٔ ترکیب کننده ٔ قضیه گویند و بالاخره مراد از ماده ٔ قضیه در فن منطق همان نسبت نفس الامری است و صورت ذهنی که حاکی از نسبت نفس الامری است جهت معقوله ٔ قضیه و لفظی که بواسطه ٔ آن بیان مادة قضیه شود، جهت ملفوظه گویند. (فرهنگ علوم عقلی ص 512). و رجوع به اساس الاقتباس ص 75 و 129 شود.
|| (اصطلاح طب قدیم ) هر ریم و چرکی که در تن پدید آید و آماس کند با درد و بی درد، هر رطوبت و خلط که در جائی از تن گردآید. ریم و خون که در ریشی گرد آید. در تداول عامه چرک و خون بهم آمیخته از قرحه. (از یادداشتهای به خطمرحوم دهخدا) : اما بسیاری نفث ، نشان پختن ماده بود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت ایضاً). و از آن «خام » و هم «رسیده » باشد و خام آن باشد که هنوزصلب بود و رسیده آنکه نرم و روان شده باشد و ماده را تا نرسیده است جراحان نشتر نزنند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت ایضاً). و اگر ماده خامتر باشد ضماد ازکرنب پخته و برگ بادیان پخته و کوفته سازند و آنجا که خشکی غلبه دارد یا ماده ٔ علیت سخت غلیظ باشد... (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت ایضاً).
- ماده کردن سردمل (جراحت ) ؛ به چرک نشستن دمل (جراحت و غیره ). چرک کردن.
|| (اصطلاح فیزیکی ) چیزی دارای وزن که فضائی را اشغال کند و به یکی از اشکال جامد، مایع، گاز یا بخار درآید. (فرهنگ فارسی معین ). در علم فیزیک جوهری بسیط که دارای وزن و قابلیت تقسیم و شکل پذیری به گونه های مختلف است. (از لاروس ). || (اصطلاح حقوقی ) هریک از بندهای یک قانون ، اساسنامه ، آئین نامه ، لایحه و غیره. (فرهنگ فارسی معین ). فقره . بند (در کتاب یا قوانین یا عهود یا حساب ). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || در اصطلاح این لغتنامه به هریک از لغات مستقل اطلاق می گردد: رجوع به ماده ٔ بعد... رجوع به ماده ٔ قبل...

معنی ماده به فارسی

ماده
( اسم ) ۱- اصل هر چیز مایه جمع : مواد . ۲- الف - جوهری است جسمانی که تحقق و فعلیت آن بصورت و محل توارد صور متعاقبه میباشد . ب - امری را که قابل تبدیل بچیزی دیگر باشد ماده گویند. مانند آب که ماد. هواست باعتبار آنکه قابل تبدیل بهواست . ج - اجزائ وجودی و ترکیب کننده و بوجود آورند. هر چیزی را ماده گویند مانند چوب و آهن و غیره که ماد. تختاند . د - هیولای اولا یاجسام را گویند که در هم. اجسام میباشد و محل توارد و تعاقب صور است و آن غیراز ماده بمعنی عناصر اربعه است جمع : مواد . یا ماد. آخرت . امریست که در آخرت محشور میشود و آنرا گاه اجزائ اصلیه نامند و در لسان اخبار عجب الذنب گویند . یا ماد. اولی . مراد هیولای اولی است که بعض حکیمان آنرا قدیم دانند . یا ماد. بسیط . مراد هیولای اولی است . ماد. جسمانی . الف - مراد ماد. خارجی عینی است . هر یک از عناصر اربعه ماد. جسمانی اند . ب - بطور مطلق اطلاق برهیولای اولی میشود . ج - گاه در مقابل ماد. عقلی بکار میرود . یا ماد. خاص . چیزیست که قابل تبدیل بصور خاص باشد با حفظ صور نوعیه مانند منی که قابل تبدیل بصورت انسانی است و در عین حفظ صورت نوعیه قابل تبدیل به جماد و نبات نیست و بدین جهت آنرا ماد. خاص گویند ماقبل ماد. عام . یا ماد. عام . هیولای اولای عالم است که قابل تبدیل بصور و اشکال مختلف میباشد . توضیح اگر در حرکات و تبدلات عالم خارج و جهان جسمانی بنگریم مشاهده خواهیم کرد که گاه تحولات حاصله در نوع واحد از موالید است چنانکه نهالی بر اثر تبدلات خاص کیفی و کمی ممکن خود - که باروری باشد - میرسد و در هم. مراحل تحولات خود وحدت نوعی. آن محفوظ است نهایت بعد از رسیدن بکمال ممکن خود یا متوقف می شود - که این فرض محال است - و یا دگرگون میگردد و صورت نوعی. خود را از دست میدهد . مسلم است که این گونه تبدلات خللی بصورت نوعی. اشیائ متبدل وارد نمی سازد بلکه آنها مراحل کمال ممکن خود را طی میکنند . گاه تحولات حاصله موجب تبدیل بنوعی دیگر است چنانکه آب تبدیل بهوا شود و هوا تبدیل باب و خاک و آتش و عاقبت هر یک تبدیل بعنصری دیگر گردد . گاه تحولات طاریه با وسایل و ید صناعی انجام میشود نه بر حسب تبدلات طبیعی چنانکه نجار از چوب اشیائ مختلف باشکال متفاوت می سازد . اگر نیک بنگریم در مییابیم که ماده در هم. اشیائ عالم جسمانی یکی است و آنرا ماد. عام و ماده المواد و هیولای اولی نامند و در هر یک از انواع نیز باحفظ صورت نوعیه ماده ای هست که مراتب کمال همان نوع را با حفظ صورت نوعیه طی میکند و مادام که آن ماده بر اثر تبدلات خاص نوعی خود به مرحله ای نرسیده است که خلع صورت نوعی کند و تبدلاتش در مراتب همان نوع باشد ماد. خاص همان نوع خواهد بود لکن این ماده غیر از ماد. بمعنای هیولای اولی است زیرا این ماده ماد. مخصوص نیست بلکه متلبس بصورت نوعی. خاصی میباشد وهمین طورموجودی که خود نوعی از انواع موالید است و با دست صناعی متحول و متبدل باشکال مختلف گردد و چون قابل تبدیل و تحول باشکال مختلف است ماد. عام است مقابل ماد. خاص . یا ماد. عقلی ( عقلیه ) . مراد جنس است که ماد. عقلی است و فصل صورت عقلی است . یا ماد. قریب ( قریبه ) . هر امری در جریان حرکت و تحولات جسمانی و طبیعی ناچار مراحلی راطی میکند و تلبس آن ببعضی از صور متعاقبه مقدم ونزدیک تر از تلبس آن بصورت انسانی است . بنابر این نطفه نسبت بانسان کامل العیار و الاعضائ ماد. بعید است و نسبت به جنین ماد. قریب است . بالجمله ماد. قریب ماده ایست که در قابلیت صورت احتیاج بانضمام چیزی دیگر نداشته باشد . یا ماد. قضیه . نسبت نفس الامری میان موضوع و محمول را ماده نامند و دو طرف قضیه - یعنی موضوع ومحمول - را ماد. ترکیب کنند. قضیه گویند و بالاخره مراداز ماد. قضیه در منطق همان نبست نفس - الامری است و صورت ذهنی را - که حاکی از نسبت نفس الامری است - جهت معقول. قضیه و لفظی را که بواسط. آن بیان ماد. قضیه شود جهت ملفوظه گویند . یا ماد. قیاس . مقدمات قیاس یا ماد. مرکب . اجزائ ترکیب کنند. هر امری را ماد. مرکب. آن امر گویند چنانکه هر یکاز اجزائ ترکیب کنند. دارویی ماد. آنست و هر یک از آن مواد خود نیز مرکبند از عناصری . بالجمله ماد. مرکب مقابل ماده بسیط است . ۳- چیزی دارای وزن که فضایی را اشغال کند و بیکی از اشکال جامد مایع گاز یا بخار در آید . ۴- هر یک از بندهای یک قانون اساسنامه آیین نامه لایحه و غیره . یا ماده اش مستعد است . آماد. اجرای اعمال زشت و ناپسند ( مثلا منازعه یا دیگران ) است .
در اصطلاح این لغتنامه به هر یک از لغات مستقل اطلاق میگردد
[event] [ورزش] هریک از واحدهای رقابتی یک ورزش یا رشته که نشان ها بر پایۀ آن اهدا می شود
[gynodiocious] [زیست شناسی] ویژگی گیاهانی که گل های ماده و نرمادۀ آنها بر روی پایه های مختلف قرار دارند
[gynomonoecious] [زیست شناسی] ویژگی گیاهانی که گل های ماده و نرمادۀ آنها بر روی یک پایه قرار دارند
اسم هیولای اولی
روستایی از شیب کوه
( اسم ) عبارت از آنست که مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی بحساب ابجد با تاریخ واقعه ای تطبیق کند مثلا: بهائ الحق والدین طاب مثواه امام سنت و شیخ جماعت ... بطاعت قرب ایزد می توان یافت قدم در نه گرت هست استطاعت . بدین دستور تاریخ وفاتش برون آر از حروف ( قرب طاعت ) . ( حافظ . ۲ - ۳۶۱ ) که معادل ۷۸۲ ه ق . است .
[ گویش مازنی ] /maade telaa/ طلایی که عیارش بالا باشد
زنی که همه دختر زاید
[Athyriaceae] [زیست شناسی- علوم گیاهی] تیره ای از سرخس سانان که دارای پهنک های منقسم شانه ای با حاشیۀ دندانه دار هستند و قاعدۀ برگ هایشان پولک دار است
زن صفت مانند زن سست عهد و پیمان شکن
[materialism] [باستان شناسی، جامعه شناسی] در تاریخ و جامعه شناسی، به ویژه پس از انتشار نظریات مارکس، اشاره ای است نه به یک نظام فراگیر جهانی بلکه به روشی که رفتارهای اجتماعی را بر پایۀ روابط و ساختارهای مادّی مانند ساختارهای اقتصادی جامعه توضیح می دهد
[historical materialism] [باستان شناسی، جامعه شناسی] محور اصلی فلسفۀ مارکسیستی تاریخ که بر پایۀ آن معماری کامل یک جامعه و نیز قوانینی که بر تحولات آن حاکم است به واسطۀ روابط و ساختارهای مادی و نحوۀ تطور آن دریافت پذیرتر و تحلیل پذیرتر است، به عبارت دیگر، در طول تاریخ، نیروه...
[cultural materialism] [باستان شناسی، جامعه شناسی] نظریه ای کلان در انسان شناسی که بر پایۀ آن بسیاری از ابعاد فرهنگی انسان را می توان با معیارهای مادّی توضیح داد
[ گویش مازنی ] /maade go/ گاو ماده
دهی به چهار فرسخی مغرب شهر داراب
درد و تهمت بر (?) بود
( مصدر ) ماده کردن دمل ( جراحت ) . بچرک نشستن دمل ( جراحت و غیره ) چرک کردن .
[female connector] [مهندسی مخابرات] اتصال دهنده ای که اتصال های آن درون حفره ای تعبیه شده است و اتصال دهندۀ نر به درون این حفره فرومی رود و اتصال هایشان به هم وصل می شود؛ هدف از این سازوکار، ایجاد اتصال الکتریکی محکم و مطلوب بین اتصال دهندۀ نر و ماده است
ناقه
هیفم هیق

معنی ماده در فرهنگ معین

ماده
(دِّ) [ ع . مادة ] (اِ.) ۱ - اصل هر چیزی . ۲ - آن چه که وزن داشته باشد و فضا را اشغال کند.
(دِ) [ په . ] (ص .) مقابل نر.
( ~.) (اِمر.) مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی که به حساب ابجد تاریخ واقعه ای را نشان دهد.
( ~ دِ) از نواهای موسیقی قدیم .
(نَ رُ دِ) (اِمر.) ۱ - نرینه و مادینه . ۲ - نوعی دگمه که بخشی ازآن در بخش دیگر فرو می رود.

معنی ماده در فرهنگ فارسی عمید

ماده
جنسی از جانوران که می تواند بچه بزاید یا تخم بگذارد.
۱. مایه و اصل هرچیز، اصل چیزی، آنچه قوام چیزی به آن است.
۲. (فیزیک) چیزی که جرم دارد، فضا را اشغال می کند و به صورت جامد، مایع، یا گاز است.
بیت یا مصراعی که مجموع حروف آن به حساب ابجد مطابق با تاریخ واقعه ای باشد.

ماده در دانشنامه ویکی پدیا

ماده
ماده در چند معنی به کار می رود:
ماده (جنس) (♀) که تشدید ندارد و واژه ای فارسی است.
مادّه (فیزیک)، (جمع: مواد) که تشدید دارد و واژه ای عربی است.
ماده به طور کلی همهٔ چیزهایی است که اشیاء فیزیکی را شامل می شوند. معمول ترین تعریفی که از ماده وجود دارد این است که ماده هرچیزی است که حجم و جرم داشته باشد. به هر حال هنوز میان دانشمندان دربارهٔ تعریف دقیق ماده اتفاق نظر وجود ندارد. تا پیش از سدهٔ بیستم میلادی، اصطلاح ماده شامل مادهٔ معمولی تشکیل شده از اتم ها بود و دیگر پدیده های انرژی مانند نور یا صدا را در بر نمی گرفت. این مفهوم از ماده، اکنون به هر گونه چیزی که دارای جرم، حتی در حالت سکون، گسترش یافته ولی این تعریف ها هنوز نارسا است زیرا جرم یک شیء خود می تواند در نتیجهٔ حرکت و تعامل انرژی های (احتمالاً بدون جرم) به وجود آید؛ بنابراین، یک تعریف جهانی، و یک مفهوم اساسی و جامع برای آن در فیزیک امروز هنوز در دست نیست. واژهٔ ماده نیز آزادانه به عنوان یک اصطلاح کلی برای هر چیز یا تمام اشیاء فیزیکی قابل مشاهده استفاده می شود.
فلزها
سرامیکها
بسپارها (پلیمرها، مواد آلی)
کامپوزیتها
همهٔ چیزهایی را که در زندگی روزمره می توانیم لمس کنیم از اتم ها تشکیل شده اند. این ماده های ساخته شده از اتم ها، که آن ها هم به نوبهٔ خود از تعامل ذرات زیراتمی شکل گرفته اند معمولاً از یک هسته، محتوی پروتون و نوترون، و ابری از الکترون در مدار پیرامون هسته ساخته شده اند.
به طور معمول، از نظر علم، این ذرات کامپوزیت را ماده می انگارد زیرا آن ها هر دو شرط جرم و حجم را دارند. در مقابل، ذرات بدون جرم، مانند فوتون ها، ماده در نظر گرفته نمی شوند، چرا که آن ها نه جرم و نه حجم دارند. با این حال، تمام ذرات با جرم هم، دارای حجم (به معنی کلاسیک) نیستند، زیرا ذرات بنیادی مانند کوارک ها و لپتونها (که گاهی اوقات با ماده برابرند) «ذراتی نقطه ای» در نظر گرفته شده اند که اندازه و حجم مؤثری ندارند. با این وجود، کوارک ها و لپتون ها با هم «مادهٔ معمولی» را تشکیل می دهند، و اثر متقابل آنهاست که به ایجاد حجم مؤثر در ذرات مرکب که ماده معمولی را می سازند کمک می کند.
امروزه معمولاً مواد را از نظر حالت، به پنج دسته جامد، مایع، گاز، پلاسما و چگالش بوز-اینشتین (که ماده ای فوق العاده سرد است) تقسیم می کنند.
ماده ۳۰۱ قانون کیفری ترکیه، ماده ای قانونی است که با تعریفش از «خیانت به هویت ترکی و جمهوری ترکیه» باعث دستگیری یا تعقیب قضایی بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران ترکیه شده است. این ماده، هرگونه زیر سؤال بردن هویت ترکی، تبار و موجودیت تاریخی ترک ها را از ترک های عثمانی گرفته تا دیگر اقوام ترک زبان را جرم می داند. با استناد به این قانون معمولی ترین انتقادها از عملکرد تبار ترک، حتی در گذشته های بسیار دور، توهین محسوب شود. این قانون دست سیستم قضایی را برای دستگیری بسیاری از روشنفکران و نویسندگان ترک را به اتهام خیانت به هویت ترکی به خوبی باز گذاشته است. در سال ۲۰۰۸ پس از فشارهای بین المللی این قانون کمی اصلاح گردید. هرچند بسیاری این اصلاحات را صوری و ناکافی می دانند.
ماده ۳۰۱- کسانی که به تحقیر ملت ترک، حکومت جمهوری ترکیه، سازمانها و ارگانهای حکومتی بپردازند محاکمه و مجازات می شوند
۱. شخصی که به صورت علنی به تحقیر ملت ترک، حکومت جمهوری ترکیه، مجلس ملی کبیر ترکیه، دولت جمهوری ترکیه و دستگاههای قضائی حکومت بپردازد به شش ماه تا یک سال حبس مجازات خواهد شد.
۲. فردی که به صورت علنی به تحقیر ارتش یا نیروی انتظامی حکومت دست بزند طبق تبصره یک مجازات خواهد شد.
سابستنس پی (به انگلیسی: Substance P) با فرمول شیمیایی C63H98N18O13S یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم 36511 است. که جرم مولی آن ۱۳۴۷٫۶۳ گرم بر مول می باشد.InChI=1S/C63H98N18O13S/c1-37(2)33-45(57(89)74-41(53(68)85)27-32-95-3)73-52(84)36-72-54(86)46(34-38-15-6-4-7-16-38)78-58(90)47(35-39-17-8-5-9-18-39)79-56(88)42(23-25-50(66)82)75-55(87)43(24-26-51(67)83)76-59(91)49-22-14-31-81(49)62(94)44(20-10-11-28-64)77-60(92)48-21-13-30-80(48)61(93)40(65)19-12-29-71-63(69)70/h4-9,15-18,37,40-49H,10-14,19-36,64-65H2,1-3H3,(H2,66,82)(H2,67,83)(H2,68,85)(H,72,86)(H,73,84)(H,74,89)(H,75,87)(H,76,91)(H,77,92)(H,78,90)(H,79,88)(H4,69,70,71)/t40-,41-,42-,43-,44-,45-,46-,47-,48-,49-/m0/s1 YKey: ADNPLDHMAVUMIW-CUZNLEPHSA-N YInChI=1/C63H98N18O13S/c1-37(2)33-45(57(89)74-41(53(68)85)27-32-95-3)73-52(84)36-72-54(86)46(34-38-15-6-4-7-16-38)78-58(90)47(35-39-17-8-5-9-18-39)79-56(88)42(23-25-50(66)82)75-55(87)43(24-26-51(67)83)76-59(91)49-22-14-31-81(49)62(94)44(20-10-11-28-64)77-60(92)48-21-13-30-80(48)61(93)40(65)19-12-29-71-63(69)70/h4-9,15-18,37,40-49H,10-14,19-36,64-65H2,1-3H3,(H2,66,82)(H2,67,83)(H2,68,85)(H,72,86)(H,73,84)(H,74,89)(H,75,87)(H,76,91)(H,77,92)(H,78,90)(H,79,88)(H4,69,70,71)/t40-,41-,42-,43-,44-,45-,46-,47-,48-,49-/m0/s1Key: ADNPLDHMAVUMIW-CUZNLEPHBU
InChI=
ماده آلی ماده ای از ترکیبات آلی است که از بقایای ارگانیسمهای مرده از جمله گیاهان و جانوران و موادِ زائد و دورریختنیِ آن ها در محیط زیست به وجود آمده است.
زیست توده
گیاخاک
بافت (زیست شناسی)
زیست مولکول
کشاورزی آلی
ترکیب آلی
ساختار عمومیِ مواد آلی از سلولز، تانن، کیوتین و لیگنین به همراهِ دیگر پروتئین های گونه گون، چربی و کربوهیدرات ایجاد شده است.
موجودات زنده از ترکیبات آلی تشکیل شده اند. آن ها در طیِ زندگی به ترشح یا دفع مواد آلی (همچون برگ و ریشه) در محیط زیستِ خود می پردازند و پس از مرگ، بدنهٔ آن ها با عمل باکتریایی و قارچی به ترکیباتِ ساده تر شکسته می شود. مواد آلیِ طبیعی می تواند تا حد زیادی متفاوت باشد. "
ماده آهسته واکنش آنافیلاکسی یا SRS-A مجموع و مخلوطی از لکوترین های دی ۴ سی۴ و ای۴ است که توسط ماست سلها در هنگام آنافیلاکسی ترشح شده و موجب التهاب می گردد. این ماده درون بازوفیل ها نیز وجود دارد و موجب انقباضی آهسته و طولانی مدت در ماهیچه های صاف درون برونش شده و تنگی برونش ها را در بیماری آسم بدنبال دارد.
شوک آنافیلاکسی
ماده اولیه یا ماده خام، به ماده ای گفته می شود که در کاربری انسان یا برای کاربری در صنعت به عنوان ماده پایه برای فرآوری محصولات و ساختمان ها بکار می رود.این واژه بیشتر به ماده ای دلالت می کند که از زیست بوم بدست آید و فرآوری و پردازش نشده باشد.ماده هایی چون شیرابه، سنگ آهن، تخته و نفت خام ماده اولیه نامیده می شوند.استفاده از ماده های خامی مانند ترکه یا تکه چوب، توسط گونه هایی از جانوران مانند پرنده ها برای ساخت لانه را می توان به عنوان نمونه ای از کاربرد مواد خام توسط جانورانی غیر از انسان نام برد.
ماده بارور(به انگلیسی: Fertile material) در فناوری هسته ای به موادی گفته می شود که به خودی خود تمایلی به شکافت هسته ای ندارند ولی با جذب نوترون اضافی شکافت پذیر می شوند.
ماده بانان، روستایی از توابع بخش درودزن شهرستان مرودشت در استان فارس ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان رامجرد دو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۸ نفر (۳۸خانوار) بوده است.
مادّه گرایی، مادّه باوری یا ماتریالیسم (به انگلیسی: Materialism)، به دیدگاهی گفته می شود که بر این باور است که هر آنچه در هستی وجود دارد ماده یا انرژی است و همهٔ چیزها از ماده تشکیل شده اند و همهٔ پدیده ها (از جمله آگاهی) نتیجهٔ برهم کنش های مادی است. به عبارت دیگر، ماده تنها چیز است و واقعیت عملاً همان کیفیت های در حالِ رخ دادنِ ماده و انرژی است. ماتریالیسم یک مکتب فلسفی می باشد که در مقابل مکتب ایده آلیسم مطرح شده است. شاخه های مهم آن ماده باوری مکانیکی و ماده باوری دیالکتیکی می باشند. ماتریالیسم مکانیک را فویرباخ بنیان گذاری کرد و ماده باوری دیالکتیک را مارکس.
رئالیسم انتقادی
ماده باوری فرهنگی
ماده باوری دیالکتیکی
ماده باوری حذف گرا
هستی
ماده باوری تاریخی
تجرد
طبیعت گرایی متافیزیکی
طبیعت گرایی (فلسفه)
فیزیکالیسم
فلسفه ذهن
انرژی کوانتومی
خودپرستی عقلایی
تنزیه
از دیدگاه مکاتب فلسفی ای که حقیقت را منحصر در ماده نمی دانند، مادّه باوری، ایدئولوژی حس گرایی در مقابل عقل گرایی است و با رئالیسم در تقابل قرار می گیرد؛ و از آنجا که پیش فرض آن منحصر بودن شناخت بر حس پنجگانه و انحصار هستی در مادّه است، اتفاقاً، مکتبی ایده آلیسم، به شمار می آید.
اشیای بی نهایت زیاد و متنوعی انسان را احاطه کرده است که برخی از آن ها از کوچک ترین ذرات اتم گرفته تا عظیم ترین ستارگان کیهانی بی جان هستند و برخی دیگر از ساده ترین موجودات تک سلولی گرفته تا بغرنج ترین و رشدیافته ترین جانوران که انسان باشد جان دارند. این اشیاء بی نهایت متفاوت دارای خواص گوناگون هستند. بشر در طول تاریخ و در نتیجهٔ آزمایش های پیاپی خود با پیشرفت دانش وگسترش فعالیت های پراتیک خویش کم کم دریافت که هر قدر هم اشیاء و خواص شان گوناگون باشد با این همه آن ها دارای مبانی مشترکی هستند. در دوره های باستان گروهی از فلاسفهٔ یونان باستان این مبنای مشترک یا اساس جهان و پایه واقعیت را این یا آن شیء مثلاً آب یا آتش می دانستند. نزد متفکران باستانی چین و هند نظیر همین عوامل دو، چهار یا پنجگانه بوده است و در ایران کهن نیز عقیده مربوط به وجود چهار آخشیج (یا عنصر ماه): آب، هوا، آتش، خاک یا طبایع چهارگانه: گرمی، خشکی، سردی و تری با رخنه از منابع هندی و یونانی رایج بوده است.
زروانیان، «زروان بیکران» یا گیتی ماده را عنصر نخستین می دانستند که تمام موجودات از آن پا به عرصهٔ وجود نهاده اند. دمکریت فیلسوف بزرگ یونان باستان می گفت اصل جهان از یک عنصر تجزیه ناپذیر است که از ترکیب آن، اشیاء مختلف پدید می آید و آن را «اتم» (ا به معنای نفی، تم از واژه بریدن و قطع کردن) یا «بخش ناپذیر» (در اصطلاح فلسفی ما ـ جزءِ لایَتَجَزی) نامید.
کتاب اتم و ماده (اتم ها و مواد) (به انگلیسی: Atoms And Materials) نوشتهٔ کایل کِرکلند (به انگلیسی: Kyle Kirkland))، یکی از کتاب های مجموعهٔ شش جلدی است از همین نویسنده که تحت عنوان فیزیک در جهان ما (به انگلیسی: Physics in Our World) منتشر شده است.
فصل اول: فیزیک اتمی و مولکولی
این کتاب توسط سارا ایزدیار و علی هادیان به فارسی ترجمه شده و در ۱۵۲ صفحه، در شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و با بهای ۱۲ هزار تومان توسط انتشارات مازیار در سال ۱۳۹۶ منتشر و روانه بازار کتاب شده است.
خبرگزاری آنا در مقاله ای در معرفی مجموعهٔ فیزیک در جهان ما نوشته است که این مجموعه کتاب شش جلدی به توصیف چگونگی تأثیر فیزیک بر فناوری و جامعه می پردازد و به افراد کمک می کند تا طبیعت و رفتار جهان و اجزای مختلف و اثر متقابل آن ها بر یکدیگر را بفهمند. هر یک از شش جلد شامل یکی از عناوین اصلی فیزیک است. در هریک از کتاب های این مجموعه ابتدا مفاهیم اصلی و سپس کاربردها توضیح داده می شوند. گرچه فیزیک با ریاضی آمیخته است ولی تمرکز مطالب بیشتر بر معانی است تا ریاضیات و تنها ساده ترین معادلات آمده اند. برای فهم مطالب این کتاب نیاز نیست خواننده ریاضیات بداند ولی گاهی درک درست از جبر مقدماتی مفید است. از موضوعات قابل طرح در کتاب که عملاً نامحدودند تنها به نمونه هایی اکتفا شده و متأسفانه به ناچار خیلی از کاربردهای جالب توجه را نیامده، ولی با این حال طیف گسترده ای از مواد مورد بررسی قرار گرفته است.
خانه کتاب در معرفی مختصر کتاب آورده که موضوع آن در مورد ماده در ابتدایی ترین سطح آن یعنی اتم و اجزایش و البته دربارهٔ کاربرد مواد در فناوری و در جامعه است. اندازه مواد می تواند بسیار کوچک باشد مثل باریکه ذرات یا خیلی بزرگ باشد مانند قطعات بتونی که هر کدام به دلایل خاص خود اهمیت دارند. ذرات ریز ماده در پزشکی به سوی بافت سرطانی پرتاب می شوند تا آن را از بین ببرند و هسته های کوچک در مهندسی شکافته می شوند تا الکتریسیته تولید کنند، یا مهیب ترین سلاح های زمان خود را پدیدآورند. کتاب حاضر با هدف بررسی ابعاد گوناگون اتم و ماده به رشته تحریر درآمده است. خبرگزاری آنا در مقاله ای شرح داده که کتاب راجع به ماده در ابتدایی ترین سطح آن یعنی اتم و اجزایش و همچنین در مورد کاربرد مواد در فناوری و در جامعه بحث می کند. هرچه دانش ما از مواد بیشتر می شود مواد جدیدتری می سازیم و این که چه موادی داریم تعیین می کند چه چیزهایی می توانیم بسازیم. مثلاً با اینکه خیلی پیش از ساخت موتور جت در مورد جریان های سریع می دانستیم ولی برای ده ها سال آلیاژ مقاوم نداشتیم تا موتور جت بسازیم. بعداً که آلیاژهایی با قابلیت تحمل دماهای فوق العاده بالا کشف شدند، موتور جت هم ساخته شد. الان هم مهندسین برای تحقق رؤیای ساخت آسانسور فضایی با همان مشکل روبرو هستند: نبود یک مادهی مقرون به صرفه با مقاومت زیاد و وزن کم. وقتی دانش ما از مواد بیشتر بشود می توانیم موتورهای قویتر و برج های بلندتری بسازیم. بدین ترتیب هدف اصلی در این کتاب آن است که خواننده تشویق بشود تا ببیند دانش ما از فیزیک مواد چگونه به دست آوردهای بشری در همهٔ زمان ها مربوط است. چگونه پزشکان از باریکه های ذرات برای درمان سرطان استفاده می کنند؟ چگونه تصویر روی صفحه تلویزیون ظاهر می شود؟ چگونه با استفاده از باریکه های الکترونی فلزات را دقیقتر جوش می دهیم؟ چگونه دستگاه های مکانیکی و الکترونیکی با فناوری نانو ساخته می شوند؟ چه عاملی موشک ها را که فاقد پیستون و توربین اند به حرکت درمی آورد؟ همجوشی و شکافت هسته ای چیست؟ جلیقهٔ ضد گلوله از چه موادی ساخته می شود؟
استان مالِسی-اِ-ماده (به آلبانیایی: Rrethi i Malësisë së Madhe) نام یکی از استان های سی وشش گانه کشور آلبانی است.
Wikipedia contributors, "Malësi e Madhe District," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Malësi_e_Madhe_District&oldid=175239053
ببر ماده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ببر ماده (فیلم ۱۹۲۷)
ببر ماده (فیلم ۱۹۹۲)
اندرکنش(برهم کنش) نور با ماده (interaction of light with matter ) از آنجا که نور دارای میدان الکتریکی و مغناطیسی می باشد این میدانها با ماده بر هم کنش نشان می دهند. میدان مهم میدان الکتریکی است چون با الکترونهای کوچک که در ترکیبات مواد شرکت دارند بر هم کنش دارد. این الکترونها همصدا وهماهنگ باموج نور وارده نوسان می نمایند و می توانند تأثیر یا تغییر در عبور نور از میان یک ماده به چند طریق انجام دهند.
پخش کردن ( Scattering ) موج نور از مسیر اصلی منحرف می شود.
بازتاب( Reflection ) موج به داخل محیطی خارج از ماده برمیگردد.
تراگسیل ( Transmission ) موج از ماده با کمترین تغییر شدت عبور می نماید.
جذب(درشم) ( Absorption ) مهم ترین پروسه در خیلی جاها جذب می باشد که انرژی موج نور در ماده باقی می ماند. مقدار زیادی از انرژی باعث ایجاد حرارت و تغییر در خواص ماده می شود.
پیش ماده یا پریکرسر (انگلیسی: Precursor) به ترکیبی در شیمی گفته می شود که در واکنش شیمیایی شرکت کرده و ترکیب نویی را می سازد. تعریف پیش ماده اما در زیست شیمی کمی متفاوت است و به ترکیبی گفته می شود که ترکیب دیگری را در مسیر سوخت و ساز پیش ببرد.
سنتز شیمیایی
دگرگشت
کنترل پیش ماده در داروسازی اهمیت بسیاری دارد.
ماده سرخس(نام علمی: Athyrium) نام یک سرده از تیره ماده سرخسیان است.
در فیزیک، حالت ماده (State of matter)، یکی از چهار حالت متمایز ماده است که فقط در اثر تغییر دما یا فشار، قابل تبدیل به یکدیگر هستند. در زندگی روزمره، چهار حالت ماده قابل مشاهده اند: جامد، مایع، گاز و پلاسما.
البته ماده حالت های دیگری مانند چگالش بوز-اینشتین و چگالی فرمیونی هم دارد اما این حالت ها تنها در شرایط خاصی مشاهده می شوند.
حالت ماده را نباید با فاز ماده یکی دانست.
بیشترین مادهٔ قابل مشاهده در جهان، پلاسما است.
«گرگ ماده» (به انگلیسی: She Wolf) (به اسپانیایی: Loba) آلبومی از هنرمند اهل کلمبیا شکیرا است که در ۹ اکتبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-10-۰۹) منتشر شد.
مالسی-ا-ماده شهری در کشور آلبانی و مرکز استانی به همین نام
مقدار ماده، کمیتی است که بیان کنندهٔ نسبت حجم یک مجموعه از ذرات بنیادی مانند اتم ها، مولکول ها و الکترون ها به حجم یکی از آن ها است. مقدار ماده با تعداد ذرات بنیادی موجود در ماده متناسب است.
در سیستم استاندارد بین المللی واحدها (سیستم SI)، یکای مقدار ماده، مول است. یک مول، مقداری از هر ماده است که تعداد ذرات بنیادی آن (مولکول یا اتم) برابر با تعداد اتم های موجود در ۱۲ گرم از کربن-۱۲ است. این تعداد، عدد آووگادرو نامیده شده و برابر است با ۱۰۲۳ × ۶٫۰۲۲۱۴۱۹۹.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ماده

ماده در جدول کلمات

ماده آرایشی سنتی چشم
سرمه
ماده آرایشــی مژه ها
ریمل
ماده ا ی طبی که از زغال سنگ میگیرند
امونیاک
ماده اصلی در اکثر پودرهای خاموش کننده
جوش شیرین
ماده اولیه
ماتریال
ماده اولیه اصلی تولید ماکارونی
قاب
ماده اولیه تولید دینامیت و «تی ان تی»
ترینیترو گلیسرین
ماده اولیه قانون اساســی
اصل
ماده اولیه نجاری
چوب
ماده ای شیمیایی درچای
تانن

معنی ماده به انگلیسی

abscess (اسم)
ورم چرکی ، دمل ، ابسه ، دنبل ، ماده ، خراج
article (اسم)
ماده ، عمل ، شرط ، اسباب ، مقاله ، بند ، گفتار ، فقره ، فصل ، حرف تعریف ، متاع ، کالا ، چیز
material (اسم)
ماده ، جسم ، جنس
matter (اسم)
ماده ، جوهر ، امر ، مطلب ، چیز ، خیم ، جسم ، اهمیت ، ذات ، ماهیت ، موضوع ، نکته
female (اسم)
ماده ، زن ، مؤنث ، جنس ماده ، نسوان ، مونی ، جانور ماده
substance (اسم)
دوام ، خلاصه ، ماده ، جوهر ، استحکام ، جسم ، جنس ، مفهوم ، مفاد ، ذات ، شیی ، ماده اصلی
stuff (اسم)
ماده ، چرند ، کالا ، چیز ، جنس ، پارچه
point (اسم)
پست ، ماده ، معنی ، نقطه ، سر ، قله ، هدف ، جهت ، درجه ، نوک ، فقره ، ممیز ، اصل ، لبه ، پایان ، مرحله ، موضوع ، نکته ، امتیاز بازی ، نمره درس
clause (اسم)
ماده ، شرط ، جزء ، بند ، فصل ، قضیه ، جزئی از جمله
provision (اسم)
ماده ، شرط ، بند ، قید ، اغذیه ، علوفه ، توشه ، تهیه ، قوانین ، تدارک ، شرط کردن
paragraph (اسم)
ماده ، بند ، فقره ، سرسطر ، پاراگراف ، پرگرد
res (اسم)
ماده ، چیز ، شیء ، شیء بخصوص
woman (اسم)
ماده ، کلفت ، زن ، رفیقه ، بانو ، مؤنث ، جنس زن ، زنانگی
metal (اسم)
ماده ، جسم ، فلز ، ماده مذاب

معنی کلمه ماده به عربی

ماده را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرش ١٤:٣٨ - ١٣٩٦/٠٧/٢٥
لازم است به داشتن و یا نداشتن علامت تشدید روی حرف �د� دقت شود؛ چرا که �ماده� و �مادّه�، دو کلمه‏ با معانی متفاوت هستند.
|

شهریار آریابد ١٦:٥٢ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
در پهلوی " ماتک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
ماتکان = مواد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ماده زن   • تعریف فلسفی ماده   • خواص ماده   • انسان ماده   • ماده و نر   • ماده قانونی   • ماده شیمی   • ماده فیزیک   • معنی ماده   • مفهوم ماده   • تعریف ماده   • معرفی ماده   • ماده چیست   • ماده یعنی چی   • ماده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ماده
کلمه : ماده
اشتباه تایپی : lhni
آوا : mAdde
نقش : اسم
عکس ماده : در گوگل


آیا معنی ماده مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )