برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1151 100 1

مازیار

/mAziyAr/

معنی اسم مازیار

اسم: مازیار
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: māzyār) (= ماه ایزدیار، مازدیار) صاحبِ کوه ماز، (در اعلام) پسر ونداد هرمز از فرزندان سوخرای بزرگ، وی از سال 208 هجری قمری از جانب مأمون حاکم طبرستان، رویان و دماوند شد و در اندک مدتی سراسر طبرستان را به تصرف درآورد وی از سال 224 هجری قمری به دستیاری افشین از فرمان خلیفه سرپیچید و با بابک خرمدین پیمان بست ولی کوهیار برادر وی به امید اینکه خود بر طبرستان حکومت کند وسایل دستگیری مازیار را به دست عمال خلیفه فراهم ساخت مازیار به سال 255 هجری قمری در بغداد به قتل رسید - پسر قارون، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد

معنی مازیار در لغت نامه دهخدا

مازیار. (اِخ ) نام مردی است از حکام مازندران که در اصل از پارسیان ایران بوده و آیین زردشتی داشته و مازیار پسر قارن بوده که بعد از پدر به حمایت «بزیست ستاره شمر» فارسی پسر فیروز که خلیفه او را یحیی پسر منصور می خواند، از جانب خلیفه حکومت مازندران یافت و مولای امیرالمؤمنین از مأمون لقب یافت و بعد از تسلط در تبرستان خلع اطاعت خلیفه کرده بعد از مأمون ابراهیم معتصم در فکر استیصال او افتاده وبه عبداﷲبن طاهر والی خراسان حکمی نوشته آخرالامر اورا گرفته بند برنهادند و به بغداد بردند و معلوم شدکه مازیار با افشین که به حیدر بن کاوس معروف بوده معاهده دارند که خلیفه را خلع کنند و خلافت را به عجم باز گردانند لهذا خلیفه مازیار و افشین و بابک را در سال دویست و بیست و چهار هجری بکشت و بسوخت. (انجمن آرا) (آنندراج ). مازیار محمد قارن بن بنداد هرمز اسپهبد طبرستان پس از آنکه مملکت طبرستان به دست عمویش افتاد نزد مأمون آمد و مأمون او را بر دو شهر ازشهرهای طبرستان حکومت داد و به عمویش نوشت تا آن دورا به وی تسلیم کند مازیار رهسپار شد و چون خبر به عمویش رسید او را بخشم آورد و نگرانش ساخت و چنانکه گویی به استقبال وی می شتابد بیرون آمد تا مازیار را غافلگیر کند و بکشد اما مازیار به اشارت غلامی هوشمندکه از آن پدرش بود حربه در سینه عموی خود زد و او را بکشت و مملکت بدست وی افتاد و نامه ای به خلیفه نوشت و خود را مولای خلیفه خواند و چون کارش بالا گرفت خود را برتر از آن دانست که مولای امیرالمؤمنین گوید ونافرمانی آغاز کرد پس معتصم ، محمد بن ابراهیم را به جنگ وی فرستاد و به عبداﷲبن طاهر نوشت که او را با لشکر کمک دهد، پس محمد با وی به جنگ ایستاد و دره ها و پشته ها را بر وی گرفتند و مازیار شبانه بیرون رفت تا دست خود را در دست خویشاوندی از عبداﷲ نهاد و او را در سال 226 به بغداد آوردند پس تازیانه ها بر او زده شد تا مرد و در پهلوی بابک به دار زده شد. (از تاریخ یعقوبی ترجمه ٔ محمد ابراهیم آیتی ج 2 ص 502 و 503). در سنه اربع و عشرین و مأتین (224) مازیار بن قارن سوخرائی که حاکم بعضی از جبال طبرستان بود به اغوای افشین آغاز مخالفت نمود سبب این قضیه آنکه افشین می خواست که امارت ولایت خراسان متعلق به او شود و می دانست که تا عبداﷲبن طاهر به ...

معنی مازیار به فارسی

مازیار
پسر و نداد هرمز از فرزندان سوخرای بزرگ . مازیار از سال ۲٠۸ ه. ق . از جانب مامون حاکم طبرستان رویان و دماوند شد و در اندک مدتی سراسر طبرستان را بتصرف در آورد . وی از سال ۲۲۴ ه.ق . بدستیاری افشین از فرمان خلیفه سرپیچید و با بابک خرمی پیمان بست . ولی کوهیار برادر وی بامید اینکه خود بر طبرستان حکومت کند وسایل دستگیری مازیار را بسال ۲۲۵ ه.ق. در بغداد بقتل رسید.
از آبادیهای گرگان است
[ گویش مازنی ] /maaziyaar/ پسر قارن آخرین اسپهبد قارنوندیان و از سلسله ی خاندان سوخرا استقارنوندیان به گرشاه(جرشاه) ملقب بودندمازیار از نام آورترین شاهان این سلسله و سیاستمداران چیره دست بودهمه ی تبرستان را یک کاسه نمود و با احداث دژها و قلعه های فراوان و کاستن از نفوذ اعراب خشم خلیفه معتصم را برانگیختمرکز فرمان روایی مازیار در مرصی دره مازندران میانه ی آمل و ساری بوده استسرانجام با نیرنگ و خیانت برادرش کوهیار اسیر گردیده و به دستور معتصم کشته شد

مازیار در دانشنامه اسلامی

طبرستان منطقه ای وسیع در دشت ساحلی که کوه هایی دارد با بارش بسیار، زندگی در آن دشوار، کثیف و پرپشه، بیشتر غذایشان از برنج با ماهی و سیر و مرغ های آبی زیاد است، کشت زارهای کتان و قنب دارد، قصبۀ آن آمل است از شهرهایش؛ سالوس، میله، مامطر، ترنجس، ساریه، طمیسه، ممطیر، نامیه، تمیشه است.
درباره وجه تسمیه طبرستان در البلدان آمده است: «آنجا را طبرستان گفتند، زیرا مردمی از گیلان (جیلان) داخل آن جای شدند، در آن درختان بسیار بود، گفتند خوب است این درختان را با تبرها ببریم و در این زمین فرود آییم و آن را آباد کنیم، این کار را کردند و به زبان خود، آنجا را طبرستان نامیدند، به نام تبرها. بلاذری گوید: طبرستان هشت خوره است. از آنهاست خوره ساریه و آمل و از روستاهای آمل است، ارم خواست بالا، ارم خواست پایین و مهروان و اصبهبدان (اسپهبدان) و نامیه (نامشه) و طمیش، میان ساریه و شلنبه» همچنین در جای دیگر آمده است: «بلاد طبرستان مجاور گیلان و دیلمان و واقع بین ری و قومس (قومش) و دریا (بحر خزر) و شهرهای دیلم و گیلان است. طبرستان را مورخان عرب به مازندران اطلاق کرده اند. نام قدم این ایالت Tapuristan است و این نام را در- سکه های اسپهبدان (اخلاف ساسانیان) با حروف پهلوی و همچنین در مسکوکات حکام عرب آن ناحیه (که از جانب خلفای بغداد حکومت یافته اند) آمده است.»
حکومت های محلی مازندران
خاندان قارن از مدت ها پیش از شکست ساسانیان در کوه های مازندران و طبرستان حکومت مستقلی داشتند و سرکردگان آن خاندان خود را گرشاه یا اسپهبد می خواندند، اجداد مازیار از سلسه دهقانان قدیم حاکم بر طبرستان بودند به دلیل آنکه نسبشان به سوخرا می رسید به سوخرائیان و به سبب انتسابشان به خاندان کارن به قارن وند معروف اند، نسب این سلسله بدین قرار است: مازیار (مازیار از دو کلمه ماز و یار تشکیل شده، در زبان مازندرانی ماز به معنی دژ و یا ذنبور است که دراین جا منظور همان دژ می باشد و مازیار یعنی یاور و همراه دژها. چنانچه در وی در سراسر طبرستان دژهای بسیاری برای محافظت از مرزهایش ساخت که تا آن زمان این همه دژ در یک جا بی نظیر بود. نام مازیار مخفف کلمه ماه ایزد یار می باشد) پسر قارن، قارن پسر کاوه آهنگر ونداد هرمزد، ونداد هرمزد پسر فرخان و فرخان ...

مازیار در دانشنامه ویکی پدیا

مازیار
مازیار یا به گفتهٔ بلاذری، ماه یزدیار (درگذشتهٔ ۱۲ تیر ۲۱۸ خورشیدی) آخرین فرمانروای کارنوندیان، رهبر خیزش علیه چیرگی اعراب، و از جمله سلطه خلافت بنی عباس، بر ایران و همچنین یک ملی گرا بود.
شورش طبرستان
علویان طبرستان
مازیار پسر کارن دوم و از خاندان کارنوندیان، در اواخر سال ۲۲۴ه‍.ق/۸۳۸ میلادی، یعنی شش سال و اندی پس از آغاز خلافت معتصم ضد عباسیان قیام کرد. پایتخت مازیار شهریارکوه بود.
از دیگر جنبش هایی که حکومت عبدالله بن طاهر را با خطرات جدی مواجه ساخت، قیام مازیار بن قارن بود. این شخص از نوادگان ونداد و از بازماندگان سوخرا، یکی از شاهزادگان ساسانی، بود. پس از به دست گرفتن حکومت بخشی از طبرستان و جانشینی پدر توسط وی، به موجب اختلاف و سپس جنگی که میان او و اسپهبد شهریار بن شروین بروز کرد، مازیار به نزد مأمون گریخت و به واسطهٔ یکی از دوستانش که عبدالله بن سعیدالحرشی نام داشت، در درگاه مأمون پذیرفته شد و به دین اسلام درآمد. پس از گذشت چند ماه از اقامت مازیار در نزد خلیفه، اسپهبد شهریار بن شروین وفات یافت و فرزندش شاپور بن شهریار قدرت را در دست گرفت و ظلم و ستم بر مردم را در پیش گرفت. مردم طبرستان شکایت اقدامات ستم گرانهٔ شاپور را به نزد مأمون بردند و از وی استمداد طلبیدند. مأمون دو تن از سردارانش را برای سرکوب شاپور گسیل داشت اما آنان کاری از پیش نبردند. با توصیهٔ منجم خلیفه، مازیار به منظور آرام کردن اوضاع طبرستان، فرمان حکومت آن سرزمین را از خلیفه دریافت کرد. مازیار در مدتی کوتاه، موفق به جذب یاران زیادی برای خود و پیروزی در برابر شاپور شد.
افزایش قدرت او در آن ناحیه که اعمال خودسرانهٔ وی را به دنبال داشت، موجبات رنجش و مخالفت تعدای از بزرگان را فراهم نمود. آنان نیز به همین علت، شکایت خود از مازیار را در طی نامه ای به مأمون اعلام داشتند. در پی این اتفاق، مازیار توسط مأمون به بغداد فرا خوانده شد اما وی به بهانهٔ مقابله با دیلمیان، از اطاعت این فرمان سر باز زد. بدین جهت، می توان نقطهٔ آغاز جنبش وی را وقوع این رخداد که مصادف با سال ۲۱۴ ه‍.ق/ ۸۲۹ م بوده است، دانست، بر خلاف نظر دیگر که شروع خیزش مازیار را در سال ۲۲۴ ه‍.ق/ ۸۳۸ م می دانند. مازیار عده ای از قضات رویان و آمل را در راستای حفظ ظاهر و اظهار فرمانبردا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مازیار در دانشنامه آزاد پارسی

مازیار ( ـ۲۲۴ق)
والی طبرستان ، پسر قارن و نوادۀ ونداد هرمز، آخرین امیر از سلسلۀ قارن وندان طبرستان. از ۲۰۱ق به عنوان گروگان در دربار مأمون عباسی به سر می برد و پس از هفت سال به همراه موسی بن حفص به طبرستان آمد و بر سر تصاحب املاک خود با شهریار بن شروین به منازعه برخاست و برای شکایت از او، نزد خلیفه آمد و اعلام مسلمانی کرد و پس از فوت شهریار (۲۱۰ق) به طبرستان بازگشت و توانست بر بخش هایی از طبرستان چیره شود. مأمون در ۲۱۸ق فرمان حکومت تمام طبرستان را برای او فرستاد. مازیار، با وجود این که اسلام آورده بود، چندان تمایل به اسلام نداشت و با افزایش قدرتش در طبرستان به اذیت و آزار مسلمانان پرداخت وجمع کثیری از آنان را به زندان انداخت . دستور تخریب مساجد را صادر کرد و دوباره آیین زردشت را رواج داد و با این رفتار عملاً از فرمان معتصم خلیفۀ عباسی سرپیچی کرد، اما مغلوب سپاهیان خلیفه و قوای عبدالله بن طاهر شد. مازیار را به اسارت به سامرا آوردند و در ضمن راه نامه هایی را که به افشین نوشته بود از او گرفتند. معتصم دستور داد او را با ضربات تازیانه کشتند و در کنار جسد بابک به دار آویختند.

ارتباط محتوایی با مازیار

مازیار در جدول کلمات

ساخته مازیار پرتو با بازی بهمن مفید در سال 51
پخمه
ساخته مازیار میری با بازی شهاب حسینی و نگار جواهریان
حوض نقاشی
سریال مازیار میری با بازی اکبر زنجانپور | حسن پورشیرازی و گوهر خیراندیش
فرات
سریالی ساخته مازیار میری با بازی فرهاد اصلانی | افشین هاشمی | رضا بابک و آزاده صمدی
گاو صندوق
سریالی از مازیار میری با بازی افشین هاشمی | فرهاد اصلانی | رضا بابک | آزاده صمدی و••••
گاوصندوق

مازیار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حلما
مازیار = ماه یزد یار به معنی کسی که ایزد ماه نگهبان و نگهدار اوست . ( رجوع شود به نوشته های زرتشتی )
مازیار علینژاد
مازیار به معنی نگه دارنده ماز یا بعبارتی یار و یاور ماز که در زبان مازنی ماز به معنای زنبور است پس مازیار یعنی مرد زنبوردار
در روایتی دیگر در زمان قدیم دیواری در سرحدات شمالی جهت نفوذ دشمن کشیده شده بود که این دیوار ماز نامیده میشد که نام مازندران نیز گفته میشود از همینجاست ماز اندر آن و نگهبان دیوار مازیار نامیده میشد.
مازیار
مازیار به معنای ماه ایزدیار یهنی نگهبان و یاور ماه است...این اسم ریشه در اسامی زرتشتی دارد
مازیار
مازیار در معنی لغوی یعنی صخره
شهریار آریابد
رستاخیزگر و رهبر پایداری ایرانیان در برابر تازیان در تپورستان ( مازندران ) کهن پسر کارن و از خاندان بلند آوازه کارنوندیان.
جواد
شاید مزدایار بوده به مازیار تبدیل شده شاید هم مادیار بوده که به معنی یاورقوم ماد بوده به مازیار تبدیل شده
مازيار
مازيار يعنى ماه و ايزد يار، شخصى كه در گرفتارى ماه و خداوند به ياريش ميشتابند
مازیلر
مز در زبان کردی به معنای بزرگ است وکلمه ی مازیار به معنای یار بزرگ
مازیار ریاحی
مازیار یعنی مرد قوی، مردی که حاکم طبرستان بود و هست
مازیار
مازیار یعنی بزرگ این اسم برگرفته از ایران قدیمه
مازیار
یاور همه، یار مازندران، پادشاه مازندران، پسر کارن دوم
مازیار
یاور همه، یار مازندران، پادشاه مازندران، پسر کارن دوم
مرضیه
مازیار : (= ماه ايزديار، مازديار) 1- صاحبِ كوه ماز؛ 2- (اَعلام) پسر ونداد هرمز از فرزندان سوخراي بزرگ، وي از سال 208 هجري قمري از جانب مأمون حاكم طبرستان، رويان و دماوند شد و در اندك مدتي سراسر طبرستان را به تصرف درآورد وي از سال 224 هجري قمري به دستياري افشين از فرمان خليفه سرپيچيد و با بابك خرمدين پيمان بست. ولي كوهيار برادر وي به اميد اينكه خود بر طبرستان حكومت كند وسايل دستگيري مازيار را به دست عمال خليفه فراهم ساخت. مازيار به سال 255 هجري قمري در بغداد به قتل رسيد.
مازیار عباسی
ماه ایزدیار، یک سردار ایرانی
مازیار آزرمی
مازیار :(ماز آر) در گویش مازنی یعنی مرد زنبور دار ،ولی این نام از آیین زرتشتی وارد گویش مازنی شده، در آیین زرتشتی زنبور نماد حیات و طبیعت است .
مازیار =یار زنبور ، آورنده ی حیات ، نگهبان طبیعت
مازیار
یار باران و ابر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مازیار دانشگاه   • معنی مازیار   • مازیار ماهیگیر   • مازیار mahigir   • آهنگ های مازیار   • مازیار iran iran   • مازیار خواننده   • مازیار harf bezan   • مفهوم مازیار   • تعریف مازیار   • معرفی مازیار   • مازیار چیست   • مازیار یعنی چی   • مازیار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مازیار
کلمه : مازیار
اشتباه تایپی : lhcdhv
آوا : mAziyAr
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس مازیار : در گوگل

آیا معنی مازیار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )