انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 952 100 1

ماست

/mAst/

معنی ماست در لغت نامه دهخدا

ماست. (اِ) معروف است که جغرات باشد و بعضی جغرات چکیده را و بعضی دیگر مایه ای که بر شیر زنند ماست گویند. (برهان ). جغرات و گویند جغرات چکیده و گویند مایه ای که بر شیر زنند و لهذا کسی که مایه را برشیر زده ماست ببندد ماست بند گویند. (از آنندراج ). چغرات و شیری که بواسطه ٔ ماستینه بسته شده باشد. (ناظم الاطباء). خوراکی از انواع لبنیات که از شیر تهیه کنند. طریقه ٔ آن چنین است : شیر را گرم کنند و سپس با اندکی ماست مایه زنند و روی آن را گرم بپوشانند و درجایی نهند تا منعقد گردد و سفت شود. (فرهنگ فارسی معین ). سانسکریت ، مستو (سرشیر حامض ) ارمنی ، مچوم (شیر ترش )، مچنیم (چسبانیدن ، بستن ، منجمد شدن ). بلوچی ، مذغ ، مسته (بستن ، منجمد شدن )، مستغ (ماست ). افغانی ، ماسته (شیر دلمه شده ). کردی ، مازد (شیر دلمه )ایضاً کردی ، ماست (شیر بسته ). گیلکی ، یرنی و نطنزی ، ماست. فریزندی ، ماس . سمنانی ، مست . سنگسری ، موست . سرخه یی ، لاسگردی و شهمیرزادی ، ماست. بعضی پنداشته اند که ماست عربی است و از «مأس » مأخوذ است ، در قاموس آمده : «مأست الناقة، یعنی سخت شد به شتر گردآمدن شیر در پستان او». این معنی ربطی به «ماست » فارسی ندارد و باید دانست که ماست در عربی از فارسی مأخوذ است و عربی آن ، رائب است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). غمیم. رَثو. رَثیئَة. (منتهی الارب ). رائب. جغرات. چغرات. صغرات. صقره. صقرات. صغراط. صقراط. یُغَرد یغرت. یاقورد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). انواع دارد: ماست قالبی. ماست کیسه ای. ماست کوزه ای. ماست کاسه ای. ماست خیکی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
کرد از بهر ماست تیریه خواست
زانکه درویش بود و عاریه خواست.
شهید (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
الماست و الرائب و الشیراز کلها تبرد و تطفی و تنفخ. محمد زکریای رازی.(یادداشت ایضاً).
نزد او آن جوان چابک رفت
از غم ره گران و گوش سبک
با دو نان ، پر زماست ماست فروش
تاشکی برد پیش آن تاشک.
منطقی (یادداشت ایضاً).
از ایشان سبک اردشیر آب خواست
یکایک ببردندبا آب ماست.
فردوسی.
بیاورد زن خوان و بنهاد راست
برو تره و سرکه و نان و ماست.
فردوسی.
وز خس و از خار به بیگاه و گاه
روغن و پینو کنی و دوغ و ماست.
ناصرخسرو.
گفت با ماست خورده ام بسیار
صد ره و بیشتر نه خود یکبار.
سنائی.
کسی را که در خانه نه قالی باشد نه حصیر، نه نان و نه خمیر و نه گوشت و نه فطیر و نه ماست باشدش و نه پنیر. (بهاءالدین ولد).
دوغبایی بپز که از چپ و راست
دروی افتند چون مگس درماست.
سعدی.
غریبی گرت ماست پیش آورد
دو پیمانه آب است و یک چمچه دوغ.
(گلستان ).
یک صباحی بوقت ، شاگرد ماست بندی از در مدرسه ٔ بابا می گذشته و ظرفی ماست داشته. (مزارات کرمان ص 41، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مایه ام بنهاد مقداری که خواست
شیر بودم بعد از آنم کرد ماست.
بسحاق اطعمه.
- از سفیدی ماست تا سیاهی زغال ؛ در تداول عامه ، همه چیز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- رنگ کسی مثل ماست پریدن ؛ در تداول عامه ، از ترس شدید یا بیماری و یا شنیدن خبری موحش رنگ از صورت وی پریدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- گور ماست . رجوع به همین ماده شود.
- ماست بستن ؛ اِرابَة. ماست زدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماست زدن و ماست بندی شود.
- ماست به دهان مایه زدن (یا کردن ). رجوع به ترکیب ماست تو(ی ) دهن... شود.
- امثال
ماست به دهانش مایه زده اند (یا) مایه کرده اند؛ نظیر: آرد بدهنش گرفته. (امثال و حکم ص 1388).
- ماست تو(ی ) دهن کسی بودن ؛ به موقع از گفتن حرفی خودداری کردن. در مقام گفتار ساکت و صامت نشستن و در نتیجه فرصت را از دست دادن و گرفتار زیان مادی یا معنوی شدن ؛ وقتی فلانی داشت این میوه ها را به تو قالب می کردماست تو دهنت بود که بگویی لک زده هایش را نگذارند (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).
- ماست را هم نمی برد ؛ در تداول عامه ، بسیار کند است (چاقو، کارد) (فرهنگ فارسی معین ).
- ماست مالی . رجوع به همین ماده شود.
- ماست مالی کردن . رجوع به همین ماده شود.
- ماست موسیر ؛ موسیر را در آب می خوابانند و سپس در ماست داخل کنند. (فرهنگ فارسی معین ).
- ماست و چغندر ؛ ماست و لبو. نوعی پیش غذا که هنوز هم متداول است و برای تهیه ٔ آن نخست چغندر را به تنور پزند و سپس پوست کنده تکه تکه نمایند آنگاه آنها را در بشقابی تخت قرار دهند و روی آنرا با ماست نیم چکیده پوشانند و بر روی آن با نقش ونگار گرد دارچین و جز آن ریزند و بر سفره گذارند.
- ماست و شیره ؛ نوعی غذاست مردم تنگدست را و آن افزودن مقداری شیره بر ماست است که آن را تا حد لازم شیرین و مطبوع سازد آنگاه آنرا با نان خورند.
- ماست و لبو ؛ ماست و چغندر. رجوع به همین ترکیب شود.
- ماست ها را کیسه کردن ؛جا خوردن. ترسیدن از تهدید کسی. غلاف کردن و دم درکشیدن یا دست از کار خود برداشتن و جاخوردگی و ترس خودرا بخوبی نشان دادن ؛ تا صدای من بلند شد پسره ماستها را کیسه کرد و دست از شلوغ بازی برداشت و مثل آدم یک گوشه نشست. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). مرعوب شدن. ترسیدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- مو از ماست کشیدن ؛ سخت زیرک و بافراست بودن. سخت دقیق بودن ، در حساب و امثال آن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- امثال :
ماست چکیده به خایه می مالد ، مثل است. (آنندراج ).
ماست و دروازه هر دو می بندند، نظیر: بز و شمشیر هر دو درکمرند. (امثال و حکم ، ص 1388). یعنی این دو چیز را اختلاف بسیار است. و رجوع به امثال و حکم ج 1 ص 330 و 316 شود.
ماست و سیاه تخمه ؛ کار را مشکل کرده. (امثال و حکم ص 1388).
ماستی که ترش است از تغارش پیداست. (امثال و حکم ص 1388).
راست بیا راست برو ماست بخور سرنا بزن ؛ نظیر: با آن زبان خوشت یا پول فراوانت یا راه نزدیکت. (امثال و حکم ص 858).
عجب ماستی خریدیم که همه دوغ پتی بود؛ یعنی آنچه شد همه جز آن بود که می بیوسیدیم. (امثال و حکم ص 1090).
ماهی و ماست عزرائیل می گوید باز هم تقصیر ماست ؛ نظیر: لاتأکل السمک و تشرب اللبن. (امثال و حکم ص 1396).
|| علک رومی را نیز ماست می گویند که مصطکی باشد و آن صمغی است که خایند. (برهان ). مصطکی. (ناظم الاطباء). به این معنی تصرفی است در مصطکی. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).

ماسة. [ ماس ْ س َ ] (ع ص ) حاجة ماسة؛ یعنی حاجت سخت. (منتهی الارب ). حاجت سخت و مهم. (ناظم الاطباء). حاجت مهم. (از اقرب الموارد). || بینهم رحم ماسة؛ یعنی میان ایشان خویشی نزدیکی است. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی ماست به فارسی

ماست
( اسم ) خوراکی از انواع لبنیات که از شیر تهیه کنند . طریق. آن چنین است : شیر را گرم کنند و سپس با اندکی ماست مایه زنند و روی آن را گرم بپوشانند و در جایی نهند تا منعقد گردد بپوشانند و درجایی نهند تا منعقد گردد و سفت شود جغرات : غریبی گرت ماست پیش آورد دو پیمانه آبست و یک چمچه دوغ . ( گلستان .قر .۵۴ ) یا ماست و موسیر . موسیر را در آب می خوابانند و سپس در ماست داخل کنند . یا از سفیدی ماست تا سیاهی زغال . همه وهمه چیز . یا رنگ کسی مثل ماست پریدن . بر اثر رنج و محنت و مرگ یا شنیدن خبری موحش رنگ از صورتش پریدن : دندانهایش کلید شد . رنگش مثل ماست پرید ... یا ماست تو( ی ) دهن کسی بودن . از گفتن سخنی در موقع لازم خودداری کردن : وقتی فلانی داشت این میوه ها را بتو قالب می کرد ماست تو دهنت بود که بگویی لک زده هایش را نگذارد ? یا ماست را هم نمی برد . بسیار کند است ( چاقو کارد ) . یا ماست ها را کیسه کردن . از تهدید کسی ترسیدن جاخوردن : تا صدای من بلند شد پسره ماستها را کیسه کرد و دست از شلوغ بازی برداشت .
کسی که مای. ماست رابشیر زند تا ماست ببندد آنکه از شیرماست و کره درست کند : نبندد لب از جستجوی پنیر دهد ماست بندش اگر جوی شیر . ( ملاطغرا آنند .)
۱- عمل و شغل ماست بند .۲- (اسم ) مغاز. ماست بند .
دهی از دهستان بالاست که در شهرستان ارستان واقع است
( اسم ) آشی که در آن ماست کنند آش ماست .
شیراز شیر پالوده
(صفت و اسم) نوعی کاس. چینی یا سفالی یا بلوری است که حجم آن متوسط است و در آن ماست ریخته سر سفره گذارند .
( اسم ) ظرفی که در آن ماست تهیه کنند .
[ گویش مازنی ] /maast re kise dakaarden/ ماس پیلک
[soy yoghurt] [علوم و فنّاوری غذا] فراورده ای با بافت خامه ای که از شیر سویا تهیه می شود و جانشینی است برای پنیر خامه ای و خامۀ ترش
[flavoured yoghurt] [علوم و فنّاوری غذا] ماست حاوی طعم دهندۀ مجاز
عمل ماست مالی کردن : آری دخترجان . اینها ماست مالی و محض خالی نبودن عریضه است .
مداهنه
امری را که ممکن است موجب نزاع شود لاپوشانی کردن و آنرا مورد توجیه و تاویل قراردادن رفع و رجوع کردن .
( اسم ) مایه ای ازماست که بشیر زنند تا ببندد و ماست گردد .
[fruit yoghurt] [علوم و فنّاوری غذا] ماست حاوی قطعات یا پرک ها یا پورۀ میوه خواه به صورت لایه یا لایه های مجزا خواه به صورت مخلوطی همگن
[ گویش مازنی ] /maast no/ ظرفی چوبین و بزرگ که شیر را در آن مایه زنند
( صفت ) کسی که شغلش حمل و نقل ماست و رسانیدن تغارهای آن بدکانهای بقالی و لبنیات و خوار بار فروشی است .
عمل وشغل ماست کش .
عمل و شغل ماست کش
( مصدر ) حمل و نقل ماست را شغل خود قرار دادن .
بر غربی نخچوان بر چهارده فرسنگی شهر است و کوهی سخت بلند است و از سی چهل فرسنگ دیدار دهد و قله اش هرگز از برف خالی نبود
[ گویش مازنی ] /bogh baze maast/ ماست خیلی ترش

معنی ماست در فرهنگ معین

ماست
[ سنس . ] (اِ.) از انواع لبنیات است که با مایه زدن شیر بسته و سفت می شود. ،~ها را کیسه کردن کنایه از: ترسیدن و کنار رفتن یا با احتیاط عمل کردن .
(کَ دَ) (حامص .) رفع و رجوع کردن ، لاپوشی کردن .

معنی ماست در فرهنگ فارسی عمید

ماست
فراودۀ لبنی که از مایه زدن شیر گرم و بستن آن در اثر گرم ماندن تولید می شود.
آشی که در پختن آن ماست به کار می برند، آش ماست.
کسی که ماست مایه بزند، کسی که ماست درست می کند.
۱. [مجاز] سرسری انجام دادن کاری.
۲. [مجاز] پوشاندن عیب ونقص امری، لاپوشانی کردن.

ماست در دانشنامه ویکی پدیا

ماست
ماست یکی از انواع لبنیات است که از تخمیر شیر توسط نوعی باکتری به نام لاکتوباسیلوس حاصل می شود. از هر نوع شیری برای تهیه ماست می توان استفاده نمود؛ اما ماست های امروزی را اغلب از شیر گاو تهیه می کنند.
ماست بندی یک روستا در ایران است که در استان اصفهان واقع شده است. ماست بندی ۹۰ نفر جمعیت دارد.
ماست جوش . ماست جوش یا به زبان محلی قاطیق شر باسی غذایی دامغانی است
. مواد لازم:
. تره خرد شده ۴ قاشق غذاخوری . نعنای خشک ۲ قاشق غذاخوری . گردوی خرد شده ۲ قاشق غذاخوری . ماست ۲ لیوان . کشک ۲/۱ لیوان . تخم مرغ ۱ عدد . روغن ۳ تا ۴ قاشق غذاخوری . پیاز ۲ عدد . گوجه فرنگی ۱ کیلو . زردچوبه ۱ قاشق مرباخوری . فلفل قرمز به میزان لازم
طرز تهیه: گوجه فرنگی ها را در آب جوش می اندازیم و بعد از پوست کندن، رنده می کنیم. کشک، ماست و تخم مرغ را با همزن خوب مخلوط می کنیم تا شل شود. سپس آب (پوره) گوجه فرنگی را هم اضافه می کنیم. پیاز را خرد می کنیم و با روغن حدود یکی دو دقیقه تفت می دهیم تا کمی طلایی شود. سپس تره، نعنای خشک، گردو، زردچوبه و فلفل قرمز را اضافه می کنیم. بعد از اینکه کمی تفت دادیم، مخلوط ماست را اضافه می کنیم و می گذاریم چند جوش بزند. در آخر نمک غذا را اندازه می کنیم. بهتر است این غذا با نان خشک سرو شود. این، غذای مورد علاقه سردبیر است. امیدواریم شما هم از آن لذت ببرید. نکته: در سبزوار به جای ماست و کشک از کمِه استفاده می کنند که نوعی ماست خیلی سفت با طعم کشک است و بسیار خوشمزه می باشد.
ماست چکیده از آبگیری ماست معمولی درست می شود. این کار را با گذراندن ماست معمولی از صافی های پارچه ای انجام می دهند. امکان دارد مواد دیگری مثل موسیر را هم به این نوع ماست اضافه کنند.
ماست سل ها سلول های بزرگی هستند که به تعداد زیاد در بافت همبند یافت می شوند و سیتوپلاسم آنها حاوی گرانول های درشت و بازدوست می باشد.ماست سلها یک سلول طبیعی مغز استخوان است که از سلولهای چند استعداد میلیودی چند استعدادی مشتق شده است.
ماست سویا (انگلیسی: Soy yogurt) که گاهی سوی ماست، و یا توفو (واژه مرکب از ماست و پنیر سویا) هم نامیده می شود یک نوع فراورده لبنی و ماست است که ماده اصلی تشکیل دهنده آن شیر سویا است
ماست و خیار یکی از چاشنی های ایرانی است که مواد اصلی آن ماست و خیار است و در هر نقطه از ایران به سبک خاصی تهیه می شود.
برای تهیه ماست و خیار، خیار را بصورت نگینی خورد کرده و با ماست که می تواند ترکیبی از ماست ترش و ماست خامه ای باشد مخلوط می کنند. همچنین می توان پیاز ، سیر خرد شده و کاهو را هم به آن اضافه کرد. برای معطر شدن ماست و خیار از نعناع خشک، آویشن و گل محمدی هم استفاده می شود. همچنین می توان نمک و فلفل را نیز به مقدار دلخواه به آن اضافه کرد.
در بعضی از مناطق ایران به ماست و خیار گردو و کشمش هم اضافه می کنند.
ماست و موسیر (ماستُ موسیر) خوراک اشتها آوری است که با افزودن موسیر به ماست تهیه می شود.
ماست ویک (به هلندی: Mastwijk) یک منطقهٔ مسکونی در هلند است که در مونت فورت واقع شده است. ماست ویک ۴۳۰ نفر جمعیت دارد.
آش ماست یکی از انواع آش است که مواد اصلی آن را ماست، سبزی (گشنیز، جعفری و اسفناج) و برنج تشکیل می دهد. آش ماست از غذاهایی است که نه تنها ایرانی ها بلکه مردم افغانستان و حتی ترکیه نیز آن را طبخ و میل می کنند با این تفاوت که به آن تخم مرغ می زنند یا آن را با لوبیا سفید تهیه می کنند. در ایران نیز مردم تبریز بیش از همه این آش را می پزند و آن را در ایام خاص مانند ماه رمضان بیشتر مصرف می شود. برخی در آن بلغور می ریزند و معتقدند افزودن نصف به نصف برنج و بلغور طعم بهتری به این غذا خواهد داد.
کاسه ماست یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر دال پری استان ایلام قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، فسفات است.
تاقدیس کاسه ماست یک اندیس است که در حوالی شهر دال پری استان ایلام قرار دارد
مختصات: ۵۴°۰۰′۲۵.۵″ شمالی ۱۳۲°۰۸′۲۴″ غربی / ۵۴.۰۰۷۰۸۳° شمالی ۱۳۲.۱۴۰۰۰° غربی / 54.007083; -132.14000
پایگاه هوایی آبی ماست (به انگلیسی: Masset Water Aerodrome) یک فرودگاه همگانی است که یک باند فرود آب دارد. این فرودگاه در کشور کانادا قرار دارد و در ارتفاع ۰ متری از سطح دریا واقع شده است.
پاریس از آن ماست (فرانسوی: Paris nous appartient) فیلمی معمایی به کارگردانی ژاک ریوت است که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. این فیلم اولین ساخته بلند سینمایی ژاک ریوت و یکی از نخستین فیلم های موج نوی سینمای فرانسه محسوب می شود.
چه کسی بهتر از ماست (به هندی: Humse Badhkar Kaun) فیلمی محصول سال ۱۹۹۸ و به کارگردانی دیپاک آناند است. در این فیلم بازیگرانی همچون سونیل شتی، سیف علی خان، سونالی بندره، دیپتی بهاتناگار، رضا مراد، بینا بانرجی، مشتاق خان، موکش ریشی ایفای نقش کرده اند.
خورش ماست یا خورشت ماست غذایی بومی اصفهان است. این غذا از ماست چکیده، گوشت گردن گوسفند، زعفران و شکر تهیه می شود و در آن کمی زرشک و خلال بادام یا گردو و گاه گلاب می ریزند. این خورش به صورت سرد سرو می شود. این غذای حلیم مانند و کشسان، امروزه به عنوان دسر مصرف می شود.
این غذا معمولا با گوشت گردن گوسفند تهیه می شود اما برخی از گوشت مرغ استفاده می کنند. همچنین برخی آن را با سبک هندی تهیه کرده و از نمک و فلفل استفاده می کنند نه شکر و گلاب.
از تاریخچه خورش ماست اطلاعات چندانی در دست نیست اما دستکم بیش از یک سده است که در میهمانی های مجلل و بزرگ اصفهان دیده می شود. خورش ماست در قدیم یک غذای اصلی درباری بود ولی امروزه به عنوان دسر مصرف می شود.
فضا مکان ماست (به انگلیسی: Space Is the Place) فیلمی ۱۷۲ دقیقه ای به کارگردانی جان کانی با بازی سون را است.
مختصات: ۵۴°۰۱′۳۸″ شمالی ۱۳۲°۰۷′۳۰″ غربی / ۵۴.۰۲۷۲۲° شمالی ۱۳۲.۱۲۵۰۰° غربی / 54.02722; -132.12500
فرودگاه ماست (به انگلیسی: Masset Airport) یک فرودگاه همگانی با کد یاتا ZMT است که یک باند فرود آسفالت دارد و طول باند آن ۱۵۰۱ متر است. این فرودگاه در کشور کانادا قرار دارد و در ارتفاع ۶ متری از سطح دریا واقع شده است.
کی وی ال وای-تی وی ماست (انگلیسی: KVLY-TV mast) دکل مخابراتی به ارتفاع ۶۲۸٫۸ متر، است، که در شهر بلانچارد، داکوتای شمالی در ایالات متحده آمریکا مستقر می باشد. پروژه ساخت این سازه در سال ۱۹۶۳ تکمیل و افتتاح گردید.
کیک ماست (به انگلیسی: Yogurt Cake)، یکی از انواع کیک است که در آن ماست به عنوان یکی از مواد بکار برده می شود. این کیک هم بصورت پخته و هم بصورت نپخته وجود دارد. تهیهٔ بیشتر انواع کیک ماست بدین صورت است که در دستور معمولی کیک پنیر بجای پنیر، ماست بکار برده می شود. کیکی که به این طریق تهیه می شود نسبت به کیک پنیر دارای مزه ای سبک تر بوده و کمی ترش مزه تر است. در نوعی از کیک ماست که بصورت نپخته است، به ماست، شکر و خامه و اسانس افزوده شده و با استفاده از ژلاتین بصورت گرد یا اشکال دیگر در می آید. این کیک ممکن است با انواع میوه مانند توت فرنگی یا کیوی یا پرتقال تزیین شود. در نوع پختهٔ آن خمیر تارت بکار می رود. مواد این نوع کیک ماست را معمولاً ماست، شکر، خامه، تخم مرغ و پودر سیب زمینی تشکیل می دهند این مواد پس از مخلوط با یکدیگر در داخل خمیر تارت ریخته شده و داخل قالبِ پای در فر پخته می شوند.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ماست در جدول کلمات

ماست آبکی
ابدوغ
ماست چکیده
لور, لیر , لور

معنی ماست به انگلیسی

yoghurt (اسم)
ماست ، یوقورت
yogurt (اسم)
ماست ، یوقورت

معنی کلمه ماست به عربی

ماست
لبن

ماست را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ماست

خج ١٨:٤٠ - ١٣٩٧/٠٦/٠٦
ماست یا ماس کلمه ای کوردی است زیرا در ابتدا ماست در ناحیه کردستان شمالی تهیه شد - محل شانلی اورفا
|

پیشنهاد شما درباره معنی ماست



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات ماست   • خواص ماست برای مو   • تهیه ماست   • خواص ماست و اسفناج   • ماست و عسل   • ارزش غذایی ماست   • خواص ماست برای پوست   • خواص ماست ترش   • معنی ماست   • مفهوم ماست   • تعریف ماست   • معرفی ماست   • ماست چیست   • ماست یعنی چی   • ماست یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ماست
کلمه : ماست
اشتباه تایپی : lhsj
آوا : mAst
نقش : اسم
عکس ماست : در گوگل


آیا معنی ماست مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )