انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 944 100 1

مالیخولیا

/mAlixuliyA/

مترادف مالیخولیا: سودا، وسواس، صبارا، صباره، ماخول، ماخولیا، خیال فام، جنون، وهم، توهم

معنی مالیخولیا در لغت نامه دهخدا

مالیخولیا. (معرب ، اِ) به معنی مالیخ است که کوفت و خلل دماغی و سودا و خیال خام باشد. گویند یونانی است. (برهان ). خلل دماغی و سودا و خیال خام و صحیح مالنخولیا به نون. (غیاث ). خلل دماغی و سودا و خیال خام و صحیح ملنخلیا است. (آنندراج ) . مصحف مالنخولیا. لاتینی ملنخولیا ، از یونانی ملغخولیا مرکب از ملنوس (سیاه ) و خله (خلط، صفرا) جمعاً به معنی خلط سیاه ، چون مرض مذکور سوداوی است ، لهذا به این اسم خوانده اند. این لغت به صور ماخولیا، ملنخولیا، مالیخ ، مالنخ و غیره درآمده است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). مصحف مالنخولیاست. سوداء. قسمی از جنون است و آن چنان است که در شخص افکار ردیه پیدا شود و حزن و خوف بر او غلبه کند و بسا باشد که فریاد کند وگفته های بی معنی و نامرتب گوید. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). گونه ای مرض عصبی است که با اختلال قوای عضلانی و دماغی همراه است و معمولاً در دنباله ٔ فلج عمومی یا تحت شکنجه ٔ شدید روحی و جسمی (محبوسانی را که شکنجه ٔ شدید می دهند) و یا بر اثر مرض صرع یا در اشخاص هیستریک و یا بطور مادرزادی پدید آید. مبتلایان به این مرض گاه از خوردن و آشامیدن خودداری می نمایند به نحوی که به حالت مرگ می رسند و گاهی خودکشی می کنند. برای معالجه ٔ این بیماران استراحت کامل و مسافرت به نقاط خوش آب و هوا و جدا بودن از افراد دیگر و از حوادث لازم است. این معالجه باید با تجویز داروهای مقوی قوای دماغی همراه باشد. خبط دماغ. صبارا. صباره. مالنخولیا. ماخولیا. ملنخولیا. مالیخ. مالنخ. (از فرهنگ فارسی معین ) :
از شراب آب روحانی و حیوانی بشست
روح نفسانیم را از نقش مالیخولیا.
سنائی (دیوان چ مصفا ص 22).
از تنور گرم مالیخولیای مهتری
حاسدان جاه او را خام سوز آمد فطیر.
سوزنی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
گربه کرده چنگ خود اندر قفص
نام چنگش درد و سرسام و مغص
حصبه و قولنج و مالیخولیا
سکته و سل و جذام و ماشرا.
(مثنوی چ رمضانی ص 201).
از این مالیخولیا چندان فروخواند که مرا بیش طاقت شنیدن نماند. (گلستان ). و رجوع به مالنخولیا شود. || به مجاز بر صاحب مرض نیز اطلاق کنند. (آنندراج ). || (اصطلاح روانشناسی ) یکی از عواطف مرکب است و آن از تذکر حالات مطبوع مفقود، و از اندوه فعلی که آنها را احاطه کرده است و غیره ترکیب شده. (روانشناسی از لحاظ تربیت ص 333).

معنی مالیخولیا به فارسی

مالیخولیا
( اسم ) ۱- گونه ای مرض عصبی است که با اختلال قوای عضلانی و دماغی همراه است و معمولا در دنبال. فلج عمومی یا تحت شکنج. شدید روحی وجسمی ( محبوسانی را که شکنج. شدید میدهند ) ویا بر اثر مرض صرع یا در اشخاص هیستریک و یا بطور مادر زادی پدید آید . مبتلایان باین مرض گاه از خوردن و آشامیدن خودداری مینمایند بنحوی که بحالت مرگ میرسند و گاهی خودکشی میکنند . برای معالج. این بیماران استراحت کامل و مسافرت به نقاط خوش آب و هوا و جدا بودن از افراد دیگر و از حوادث لازم است . این معالجه باید با تجویز داروهای مقوی قوای دماغی همراه باشد مالنخولیا خبط دماغ صبارا صباره . ۲- یکی از عواطف مرکب است و آن از تذکر حالات مطبوع مفقود واز اندوه فعلی که آنهارا احاطه کرده است و غیره ترکیب شده . توضیح ۱ مالنخولیا بصورتهای : مالیخولیا ماخولیا ملنخولیا مالیخ مالنخ و غیره در آمده .
[روان شناسی] ← سودازدگی

معنی مالیخولیا در فرهنگ معین

مالیخولیا
(اِ.) = ماخولیا: مأخوذ از یونانی ، نوعی بیمار مغزی که موجب ایجاد اوهام و خیالات می شود.

معنی مالیخولیا در فرهنگ فارسی عمید

مالیخولیا
بیماری روانی که عوارض آن عبارت است از افسردگی شدید، توّهم، هذیان، و مانند آن.

مالیخولیا در جدول کلمات

معنی مالیخولیا به انگلیسی

melancholia (اسم)
دل تنگی ، سودا ، افسردگی ، گرفتگی ، مالیخولیا
melancholy (اسم)
سودا ، مالیخولیا ، سودا زدگی ، نژندی
hyp (اسم)
سودا ، مالیخولیا
hypochondria (اسم)
سودا ، مالیخولیا ، حالت افسردگی ، مراق
hypo (اسم)
مالیخولیا ، تزریق زیر جلدی ، سوزن تزریق زیر جلدی ، هیپوسولفیت سدیم ، عامل محرک

معنی کلمه مالیخولیا به عربی

مالیخولیا
فرس , کآبة , وسواس

مالیخولیا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مالیخولیا

زهرا پناهی ١٧:٢٥ - ١٣٩٦/٠٨/٢١
شکاک
|

مونیکا ١٨:٣٣ - ١٣٩٧/٠٦/١٦
یک نوع بیماری عصبی است که باعث ایجاد توهم و هذیان گفتن و افسردگی شدید میشود.
|

شهریار آریابد ١٢:١٢ - ١٣٩٨/٠١/٢٧
در پارسی " سیاه دریم " گونه ای بیماری روانی که از پندار های خام برمی آید.در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی مالیخولیا



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مالیخولیا فیلم   • نام دیگر مالیخولیا   • درمان مالیخولیا   • مالیخولیای محبوب من   • معنی مالیخولیا   • خالق مالیخولیا   • مالیخولیا در جدول   • کتاب مالیخولیا   • مفهوم مالیخولیا   • تعریف مالیخولیا   • معرفی مالیخولیا   • مالیخولیا چیست   • مالیخولیا یعنی چی   • مالیخولیا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مالیخولیا
کلمه : مالیخولیا
اشتباه تایپی : lhgdo,gdh
آوا : mAlixuliyA
نقش : اسم
عکس مالیخولیا : در گوگل


آیا معنی مالیخولیا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )