انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1044 100 1

ماهیچه

/mAhiCe/

مترادف ماهیچه: عضله، کره، مایچه

معنی ماهیچه در لغت نامه دهخدا

ماهیچه. [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) ماهی خرد.(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || پارچه گوشت گرد و درازی مانا به ماهی. عضله. (ناظم الاطباء).عضله. موشک. موش گوشت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).بعضی گوشتهای بدن انسان و جانوران که دو سر آن باریک و شبیه به ماهی است. مایچه. (فرهنگ فارسی معین ).
- نیام ماهیچه ؛ (اصطلاح پزشکی ) پرده ای لیفی که مانند غلافی از خارج یک عضله را محدود می سازد. غلاف عضلانی. (فرهنگ فارسی معین ).
|| آنچه از خمیر به باریکی ریسمان مالند و پزند و آش ماهیچه معروف است. (برهان ). آن است که خمیر را به باریکی ریسمان مالند و آن را ماهیچه گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). خمیری که به باریکی ریسمان مالند و از آن آشی پزند که آش ماهیچه می گویند. (ناظم الاطباء) :
به خال نان که تا در سفره شد بی خورد و بی خوابم
به زلف رشته کزاین چرخ چون ماهیچه در تابم.
بسحاق اطعمه (از آنندراج ).
عیشی چه خوش است بورک و قلیه پیاز
عمری است دراز قد ماهیچه بناز.
بسحاق اطعمه (دیوان ص 97).
|| رشته های میده ٔ گندم که پخته با شیر و شکر می خورند به عربی اطریه گویند. (غیاث ). نوعی طعام است که اهل شام آن را اطریه گویند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). اطریه. (منتهی الارب ). || نام خوراکی است که از آب پز کردن گوشت ماهیچه ساخته می شود. (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). || در اصطلاح بنایان ، قسمتی ستبرتر که برپای دیوار و دیواره کنند تا آب به دیوار نفوذ نکند. قسمتی از بن دیوار که ستبرتر کنند در آنجا که دیوار به زمین پیوندد تا آب نزهد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). هرگاه منتهی الیه فصل مشترک یک سطح عمودی و سطح افقی را در ساختمان با مقداری گِل یا گچ یا سیمان پرکنند. بطوری که سطح عمودی بلافاصله به وسیله ٔ سطح افقی قطع نشود به نحوی که به جای یک زازیه ٔ قائمه بین سطح افقی و سطح عمودی دو زاویه ٔ منفرجه پدید آید و سطح عمودی با شیبی به سطح افقی پیوندد، آن را ماهیچه نامند. در پاشویه ٔ حوض و فصل مشترک دیواره و کف آن معمولاً ماهیچه می کشند و در گوشه های کف حوض بمنظور استحکام و جلوگیری از رفتن آب ، ماهیچه قرار می دهند به نحوی که کناره های پاشویه و کف حوض به حالت پخ درآید. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).

معنی ماهیچه به فارسی

ماهیچه
برخی ازگوشتهای بدن انسان یاحیوان که دارای دوسرباریک وشبیه بماهی کوچک است، بعربی عضله میگویند، درفارسی مایچه هم گفته شده
۱- ماهی کوچک. ۲- بعض گوشتهای بدن انسان و جانوران که دوسر آن باریک و شبیه بماهی است مایچه عضله . ۳- خمیری که بباریکی ریسمان مالند . یا آش ماهیچه . آشی که از خمیر مذکور پزند : بخال نان که تا در سفره شد بی خورد و بی خوابم بزلف رشته کز این چرخ چون ماهیچه درتابم . ( بسحاق اطعمه انجمن آنند .) یا نیام ماهیچه . پرده ای لیفی که مانند غلافی از خارج یک عضله را محدود میسازد غلاف عضلانی . یا ماهیچه ها . عضلات .
[core] [مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] بخشی از قالب که برای شکل دادن به قسمت های خالی و داخلی قطعۀ ریختگی همراه با قالب یا جداگانه ساخته می شود
[ گویش مازنی ] /maahiche/ نوعی گردن بند طلا
[myopathy] [علوم پایۀ پزشکی] هرگونه آسیب یا بیماری ماهیچه
[myopathic] [علوم پایۀ پزشکی] مربوط به ماهیچه آسیب
[alcoholic myopathy] [اعتیاد] ← ماهیچه آسیبی الکلی حاد
[acute alcoholic myopathy] [اعتیاد] حالتی ناشی از مصرف مفرط الکل که ویژگی آن تورم و درد و ضعف و چنگش ماهیچه هاست متـ . ماهیچه آسیبی الکلی alcoholic myopathy
[myositis,inflammatory myopathy, myitis, initis] [علوم پایۀ پزشکی] التهاب ماهیچه های ارادی
[proliferative myositis] [علوم پایۀ پزشکی] آماس خوش خیم همراه با رشد فزایندۀ تارتنده های درون ماهیچه های اسکلتی
[myositis fibrosa] [علوم پایۀ پزشکی] ماهیچه آماس در بافت همبند در درون خود ماهیچه
[myoplastic] [علوم پایۀ پزشکی] مربوط به بازسازی ماهیچه ها و جراحی ترمیمی آنها
[myoplasty] [علوم پایۀ پزشکی] جراحی ترمیمی ماهیچه
[myoglia, border fibrils] [علوم پایۀ پزشکی] ماده ای تارچه ای (fibrillar) که از یاخته های ماهیچه ای در دوران جنینی به وجود می آید
[myotome] [علوم پایۀ پزشکی] ابزاری برای بریدن یا شکافتن ماهیچه یا بافت ماهیچه ای
[myomectomy , myectomy] [علوم پایۀ پزشکی] برداشتن بخشی از ماهیچه
[myotomy] [علوم پایۀ پزشکی] بریدن یا شکافتن ماهیچه ها یا بافت های ماهیچه ای
[myotome] [علوم پایۀ پزشکی] گروهی از ماهیچه ها که آوَران های (afferents) یک عصب نخاعی آنها را عصب دهی می کند
[myorrhexis] [علوم پایۀ پزشکی] پاره شدن ماهیچه
[myotrophic] [علوم پایۀ پزشکی] 1. مربوط به افزایش وزن ماهیچه ها 2. مربوط به ماهیچه پروردگی
[myotrophy] [علوم پایۀ پزشکی] غذارسانی به ماهیچه در سطح مولکولی
[muscle fiber] [علوم پایۀ پزشکی] هریک از یاخته های ماهیچۀ اسکلتی یا ماهیچۀ قلب
[myofibril, muscle fibril,sarcostyle, myofibrilla] [علوم پایۀ پزشکی] هریک از رشته های بسیار باریکی که به صورت موازی با محور ماهیچه تار قرار دارند و با چشم غیرمسلح، به کمک برخی اسیدهای آشکارساز، دیده می شوند

معنی ماهیچه در فرهنگ معین

ماهیچه
(چِ) (اِ.) بافت قابل انقباضی که بر حسب حرکت اندام های بدن جانوران می شود.

معنی ماهیچه در فرهنگ فارسی عمید

ماهیچه
برخی از گوشت های بدن انسان یا حیوان که دارای دو سر باریک و شبیه ماهی کوچک است، عضله.

ماهیچه در دانشنامه ویکی پدیا

ماهیچه
دستگاه ماهیچه ای یا دستگاه عضله ای از ماهیچه ها تشکیل می شود. ماهیچه ها برای حرکت بدن استفاده می شوند. ماهیچه ها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل می کنند، حرکت بدن از انقباض و انبساط ماهیچه ها حاصل می شود. ماهیچه ها به نسبت شکل و اندازه ای که دارند تقسیم بندی می شوند، در بدن سه نوع ماهیچه وجود دارد:
ماهیچه های اسکلتی (مخطط) که در افراد معمولی حدود ۴۰٪ وزن بدن را تشکیل می دهد.
ماهیچه های صاف مانند ماهیچه های خودکار دیواره رگ ها، روده و معده که حدود ۱۰٪ از بدن را تشکیل می دهد.
ماهیچه های قلب ماهیچه قلب مخطط است ولی غیرارادی است. ما فقط یک ماهیچه مخطط منشعب و غیرارادی در بدن داریم که ماهیچه قلب است.
در ساختمان بافتی تارچه های ماهیچه ای در هر سارکومر دو نوع میوفیلامان (میوفیلامنت) قطور و نازک وجود دارد. ترکیب شدن و جابه جایی پروتئین هایی که در این میوفیلامان ها وجود دارند، اساس مولکولی انقباض ماهیچه ای و کوتاه شدن سارکومرها را تشکیل می دهند. هر یک از میوفیلامان های قطور که در بخش میانی سارکومر قرار دارند از صدها مولکول پروتئینی به نام میوزین ساخته شده اند. هر مولکول میوزین شبیه میلهٔ نازکی با یک سر کروی است که با زاویهٔ خاصی به صورت یک پل عرضی به یک میوفیلامان نازک می چسبد. میوفیلامان های نازک دارای سه نوع پروتئین اند: پروتئین اصلی آن ها اکتین نام دارد که مولکول های آن کروی و کوچک است که به صورت یک زنجیرهٔ دوتایی قرار گرفته اند. دو پروتئین دیگر تروپومیوزین و تروپونین نام دارند.
تروپونین دارای سه زیرواح این زیرواحدها عبارتند از تروپونینI,تروپونینT که به تروپومیوزین متصل می شود و ترومپونینC که به کلسیم متصل می شود.
تروپومیوزین به صورت مولکول های دراز و رشته ای است و هر یک از این مولکول ها روی چند مولکول اکتین را می پوشاند.
در مهندسی مکانیک، یک ماهیچه از گرد کردنِ گوشه بیرونی یا داخلی یک قطعه طراحی شده به وجود می آید. گوشهٔ بیرونی یا داخلی که دارای زاویه یا نوعی سطح مایل است، پَخ نامیده می شود. ماهیچه ها همچنین گرده نیز گفته می شوند. بر اساس هندسه ماهیچه ها، هنگامیکه بر روی گوشه خارجی خطی از تابع مقعر باشد در حقیقت بر روی گوشه داخلی خطی از تابع محدب قرار دارد.
تمرکز تنش یک مشکل برای قسمت های مکانیکی تحمل کننده بار به شمار می رود که می توان با بکار گیری ماهیچه ها در نقاط یا خطوطی که انتظار تنش زیاد می رود، آن را کاهش داد. ماهیچه با توزیع تنش روی محیطی گسترده تر باعث افزایش تحمل بار و مقاومت می شود.
برای ملاحظه در ایرودینامیک، ماهیچه ها برای کاهش پسای تداخلی مورد استفاده قرار می گیرند یعنی جایی که اجزای هواپیما مانند: بالها، پایه ها و بقیه قسمت ها به یکدیگر متصل می شوند.
در تولید، گوشه های مقعر گرد شده این اجازه را می دهند تا از فرزهای انگشتی برای بریدن و درآوردن قسمتی از ماده استفاده شود. در صورتی که فرز هم زمان برای درآوردن سطح منحنی های پیچیده استفاده شود، این کار کم شدن سیکل عملیات را در پی دارد.
شعاع (Radii) برای از بین بردن گوشه های تیز به کار می رود که ممکن است به راحتی آسیب ببیند یا هنگام استفاده کردن موجب جراحت شوند.
ماهیچه ها را می توان با استفاده از نرم افزارهای مدل سازی سه بعدیِ کنترل شده توسط کامپیوتر به سرعت برای قطعات طراحی کرد. هنگامی که این ویژگی ها در طراحی کامیپوتری قطعات لحاظ شوند، اغلب به طور اتوماتیک توسط کنترل عددی کامیپوتری ساخته می شوند. بسته های مختلف از اسم های متفاوتی برای عملیات یکسان استفاده می کنند. کتیا، وکتر ورکس، اوتودسک اینونتر و سالیدورکس برای اشاره به لبه های گرد شدهٔ مقعر و محدب از عنوان ماهیچه و برای بریدن زاویه ای لبه ها و گوشه های مقعر از عنوان پَخ استفاده می کنند.
ماهیچه آرَنجی (انگلیسی: Anconeus muscle) ماهیچه ای است در خلف مفصل آرنج. کارکرد آن باز کردن مفصل آرنجاست. این عضله در واقع ادامه ماهیچه سه سر بازویی بوده و در سطح پشتی مفصل آرنج در بالاترین قسمت ساعد قرار گرفته است. این ماهیچه هم مانند ماهیچه سه سر، آرنج را باز می کند.
سر ثابت آن سطح خلفی برجستگی خارجی استخوان بازو، و سر متحرک آن سطح خارجی زائده آرنجی و سطح خلفی استخوان زند زیرین است.» عصب گیری آن از شاخهٔ اصلی ماهیچهٔ سه سر بازویی از عصب رادیال می باشد.
ماهیچه آسیالامی یا عضله میلوهیویید (به انگلیسی: Mylohyoid muscle) نام یک جفت از عضلات گردن است. این عضلات در هر طرف از استخوان فک پایین به استخوان لامی متصل می شوند.
این عضله درهرطرف از خط میوهیوئید ماندیبول شروع می شود. سپس الیاف آن به جلو و خط وسط در ناحیه ساب منتال متمایل گردیده و با الیاف طرف مقابل در هم تنیده می شود وضمن اینکه سجاف (رافه) میلوهیوئید را ایجاد می کند به استخوان هیوئید متصل می شود. عصب این عضله بواسطه شاخه همنام خود که از آلوئولار اینفریور مشتق شده است تأمین می گردد.
این عضله از خط آسیالامی استخوان فک زیرین (مندیبل) شروع و به تنه استخوان لامی منتهی می شود. عصب آن از شاخه آسیالامی عصب آلوئولر پائینی است و عمکرد این عضله بالا بردن استخوان لامی و پشتیبانی از کف دهان است.
ماهیچه جناغی پستانکی
میوپاتی (Myopathy) یا ماهیچه آسیبی بیماری عضلانی به هر دلیلی است که در آن عضلات عملکرد خود را از دست می دهند. نتیجه میوپاتی ضعف عضلانی است.
التهاب یا برآمدگی ماهیچه های ارادی را ماهیچه آماس یا میوزیت (انگلیسی: Myositis) می گویند. زخم، داروها، عفونت یا اختلال های ایمنی بدن می توانند باعث ماهیچه آماس شوند.
ماهیچه آسیبی
درد ماهیچه
اگر یک نوع ویروس باعث ابتلا به ماهیچه آماس شود، معمولاً سایر علائم عفونت ویروسی نیز دیده می شوند مثل آبریزش بینی، تب، سرفه، گلودرد، تهوع و اسهال. امّا علائم عفونت ویروسی، چند روز یا چند هفته قبل از شروع علائم ماهیچه آماس، از بین می روند.
التهاب تعداد زیادی از عضلات را چندماهیچه آماس یا پلی میوزیت می گویند.
ماهیچه اَخم (انگلیسی: Corrugator supercilii muscle) (نام های دیگر: ماهیچه چین دهنده، ماهیچه بالای مژگانی) ماهیچه ای کوچک، باریک و هرمی شکل در نزدیکی چشم انسان است. کار آن پایین کشیدن ابرو و چین دادن ابرو به سمت میانی است.
خاستگاه این ماهیچه، انتهاء داخلی قوس فوق مژگانی، پیوندگاه آن پوست ابرو و عصب گیری اش از عصب چهره ای (فاسیال) است.
ماهیچه اسپلنیوس سری (انگلیسی: Splenius capitis muscle) و ماهیچه اسپلنیوس گردنی از عضلات لایه سطحی عضلات داخلی پشت در ناحیه گردن هستند. هر دو عضله اسپلنیوس از زوائد خاری مهره ها شروع شده و به صورت هفتی شکل به بالا و خارج، ادامه پیدا می کنند.
مبدأ عضله اسپلنیوس سری زوائد خاری مهره C7 تا T3 و منتهای آن استخوان اکسیپیتال و زائده ماستوئید استخوان تمپورال است. این عضله از عضله اسپلنیوس گردنی پهن تر است و عملکرد آن اکستنشن گردن، چرخاندن و خم کردن جانبی سر است.
ماهیچه اسپلنیوس گردنی (انگلیسی: Splenius cervicis muscle) و ماهیچه اسپلنیوس سری از عضلات لایه سطحی عضلات داخلی پشت در ناحیه گردن هستند. هر دو عضله اسپلنیوس از زوائد خاری مهره ها شروع شده و به صورت هفتی شکل به بالا و خارج، ادامه پیدا می کنند.
مبدأ عضله اسپلنیوس گردنی زوائد خاری زوائد خاری مهره های T6 تا T3 و منتهای آن زوائد عرضی سه مهره اول گردن است. این عضله از عضله اسپلنیوس سری باریک تر است و انقباض همزمان دو عضله موجب عقب کشیدن سر و اکستنشن گردن می شود. انقباض عضله یک طرف به تنهایی موجب چرخیدن و خم شدن به یک طرف سر و گردن می گردد.
ماهیچه های اسکلتی (به انگلیسی: Skeletal muscle) یا مخطّط گروهی از عضلات بدن هستند که اصطلاحاً حرکات ارادی را انجام می دهند. ماهیچه های اسکلتی از هزاران تار ماهیچه ای انقباض پذیر تشکیل شده است که به صورت موازی در کنار یکدیگر قرار گرفته و توسط غلافی از بافت همبند احاطه شده است. این عضلات حدود دو سوم وزن بدن را تشکیل می دهند.
ماهیچه های صاف
تماس عصبی-ماهیچه ای
این ماهیچه ها حاوی ۷۰٪ آب ،۲۰٪ پروتئین ۵٪ کربوهیدرات (به شکل گلیکوژن)، چربی ها و نمک ها هستند. بافت ماهیچه های اسکلتی از سلول های بزرگی (با طولی حدود ۱ الی 40 میلی متر و قطر ۱۰ الی ۸۰ میکرون) تشکیل شده است. سلول های ماهیچه های اسکلتی چند هسته یاخته ای هستند. غشا سلولی فیبر ماهیچه ای سارکولما نام دارد.
تماس عصبی ماهیچه ای (به انگلیسی: Neuromuscular junction) ناحیه ای است که هر صفحه انتهایی منشعب از نورون حرکتی تحتانی با قسمتی از غشاء یک فیبر عضله اسکلتی ارتباط سیناپسی ایجاد می کند. نورون های حرکتی آلفا که در ایجاد واحدهای حرکتی شرکت می کنند، دستور نهایی را از دستگاه عصبی مرکزی جهت ایجاد انقباض عضلانی صادر می کنند. نورون های حرکتی تحتانی در انتهای مسیر خود که به عضلات اسکلتی ختم می شوند، منشعب شده و با ایجاد صفحات انتهایی در مجاورت فیبرهای عضلانی، پیام های عصبی را به عضلات بدن جهت عمل حرکتی منتقل می کنند. آزاد شدن استیل کولین از انتهای عصب با تحریک گیرنده های نیکوتینی عضله موجب ورود کلسیم به داخل سارکولما و انقباض فیبرهای عضلانی می شود.
با رسیدن پیام عصبی به سلول عضلانی یا همان سارکوپلاسم (به انگلیسی: sarcoplasm) و غیر متعادل کردن غشای آن، سارکو لما (به انگلیسی: sarcolemma) از نظر بار الکتریکی این عدم تعادل از طریق فرو رفتگی هایی به نام لوله تی (به انگلیسی:t tubule) با افزایش آزاد شدن یون های کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی (به انگلیسی: Sarcoplasmic reticulum) درون سارکوپلاسم به درون تارچه یا میو فیبریل های عضلانی تعداد بیشتری از این یون ها به درون فضای ساکرومر در درون میوفیبریل می روند که در آنجا به پروتئین های تروپونین (به انگلیسی: troponin) که بر روی رشته های تروپومایوسین (به انگلیسی: tropomyosin) که خود بر روی رشته های پروتئینی اکتین (به انگلیسی: actin) قرار دارند چسبیده و پس از واکنش با آن ها منجر به حرکت کردن آن ها از سر جایشان می شوند که این حرکت منجر به آزاد شدن محل اتصال رشته های پروتئینی مایوسین (به انگلیسی: myosin) به اکتین می شود. پس از آزاد شدن محل اتصال زائده های موی شکلی (به انگلیسی: bulbous head) که بر روی رشته های پروتئینی مایوسین وجود دارند به درون محل های اتصال روی رشته های پروتئینی اکتین فرو رفته و اتصالی به نام پل متقاطع (به انگلیسی:cross bridge) را تشکیل می دهند. این حرکت منجر به آزاد شدن فسفات هایی که بر روی زائده های مایوسین قرار داشته اند می شوند، با آزاد شدن فسفات ها آدنوزین دی فسفات (ADP)هایی که تاکنون در سر این زائده ها ذخیره شده بودند واکنش داده و انرژی مورد نیاز برای حرکت این زائده ها را در یک جهت و به میزان ۴۵ درجه را فراهم می آورند با حرکت این زائده ها رشته های اکتینی که به این زائده ها ی مایوسینی متصل هستند نیز حرکت می کنند. با حرکت رشته های اکتینی و با کوتاه شدن نوار اچ (به انگلیسی: H band) عضله منقبض می شود این زنجیره از فرایندها تا حدی تکرار می شود که عضله به میزان انقباض لازم برسد. پس از هر حرکت یک آدنوزین تری فسفات (ATP) جدید به سوی سر زائده های مایوسینی آمده و در همین هنگام این زائده ها از رشتهٔ اکتین جدا می شوند. آدنوزین تری فسفات در سر زائده های مایوسینی توسط آنزیم ای تی پاز (به انگلیسی: atpase) به آدنوزین دی فسفات و یک فسفر (Pi) تجزیه می شود، اکنون زائده های مایوسینی آماده برای انقباض بعدی عضلانی می باشند. پس از پایان یافتن هر انقباض یون های کلسیم به رتیکولوم های ساکروپلاسمیک (به انگلیسی: Sarcoplasmic reticulum) ای در خارج از میوفیبریل که از آن ها به هنگام رسیدن پیام عصبی آزاد شده بودند باز می گردند.
ماهیچه بازویی یا براکیالیس (انگلیسی: Brachialis muscle) یکی از عضلات بازوست. عضلات بازو در دو دسته قرار می گیرند. عضله قسمت پشت یا خلف بازو که به آن عضله سه سر یا تری سپس می گویند و سه عضله در جلو یا قدام بازو قرار دارند که عبارتند از عضله بی سپس، عضله براکیالیس و عضله کوراکوبراکیالیس.موقعیت براکیالیس (رنگ قرمز در تصویر). Animation.   Still image.   دید بالایی-پایینی through the middle of upper arm. (Brachialis labeled at center left.)   Muscles of lower limb, including insertion of brachialis tendon. Cross section. (Brachialis labeled at bottom left.)   Left humerus. Anterior view.   Bones of left forearm. Anterior aspect.   Nerves of the left upper extremity.   Brachialis muscle (labeled in green text)
عضله بازویی در سطح عمقی بازو در زیر عضله دوسر بازویی و در واقع در بین عضله دوسر و استخوان بازو قرار دارد. این عضله به سطح جلویی استخوان بازو سپس به طرف پایین آمده و در زیر مفصل آرنج به قسمت بالایی و جلویی استخوان زند زیرین یا اولنا درست در محل زائده کورونویید متصل می شود. عصب آن از عصب موسکولوکوتانئوس می باشد و انقباض آن موجب فلکشن یا خم شدن مفصل آرنج می شود.
بازو
موقعیت براکیالیس (رنگ قرمز در تصویر). Animation.
درد عضله (به انگلیسی: Myalgia) یا درد ماهیچه، یکی از علائم بسیاری از بیماری ها و اختلالات است. شایع ترین عامل آن کار کشیدن زیاد یا کشیدگی گروهی از ماهیچه ها است و اگر دلیل آن فیزیکی نباشد، می تواند به دلیل عفونت ویروسی باشد.
جراحت
کار کشیدن زیاد از ماهیچه ها
کشیدگی شدید ماهیچه ها
شایع ترین عامل درد عضله کار کشیدن زیاد، جراحت یا کشیدگی ماهیچه ای است. با این حال می تواند نشان دهنده بسیاری از بیماری های دیگر یا واکنش بدن به واکسیناسیون باشد.
شایع ترین علل عبارتند از:
درد عضله معمولاً در موارد زیر اتفاق می افتد:
«موزه ماهیچه» (به انگلیسی: Muscle Museum) تک آهنگی از میوز است. این تک آهنگ در آلبوم شوبیز (آلبوم) قرار داشت.
نیام ماهیچه یا غلاف عضله (Aponeuroses) لایه هایی از تاندون های پهن و تخت هستند. عملکرد اصلی آن ها اتصال دادن ماهیچه ها با اندام هایی از بدن است که این ماهیچه ها با آن ها کار می کنند.
این نیام ها رنگی براق و سفیدنقره ای دارند و از نظر بافتی با تاندون ها همانندی دارند. به هنگام برش، نیام های ماهیچه حالتی کاغذی دارند و لایه به لایه جدا می شوند.
نواحی اصلی دارای نیام ضخیم ماهیچه ای عبارتند از ناحیه بطنی شکمی، ناحیه پشتی کمر، و نواحی کف دستی و کف پایی.
در نیام ماهیچه حضور رگ و عصب بسیار کم است.
کشش ماهیچه شامل فعال شدن مکان های تنش زا در طول یاخته ماهیچه ای می باشد. در فیزیولوژی، کشش ماهیچه همیشه به معنای کوتاه شدن طول ماهیچه نمی باشد، زیرا کشش ماهیچه می تواند بدون ایجاد تغییر در طول ماهیچه نیز رخ دهد برای مثال به هنگام نگه داشتن کتاب یا وزنه ای سنگین در یک سطح ثابت. پایان کشش ماهیچه در ادامهٔ سست شدن ماهیچه رخ می دهد و شامل بازگشت مکان های تنش زا در طول یاخته ماهیچه ای به حالت تنش زایی اندک می باشد. کشش ماهیچه را بر اساس دو متغیر می توان تعریف نمود که شامل طول کشش و میزان تنش می باشند. بر این اساس کشش ماهیچه می تواند هم درازا (به انگلیسی: isometric) یا هم تنش (به انگلیسی: isotonic) باشد. کشش ماهیچه ای هم درازا هنگامی رخ می دهد که درازای ماهیچه ثابت بماند، اما تنش آن تغییر کند. در مقابل، کشش ماهیچه ای هم تنش هنگامی رخ می دهد که درازای ماهیچه تغییر کند، اما تنش آن ثابت بماند. در ادامه، اگر کشش ماهیچه منجر به کوتاه شدن درازای آن گردد، کشش همگرا (به انگلیسی: concentric) نامیده می شود و اگر کشش ماهیچه منجر به افزایش درازی آن گردد، کشش واگرا (به انگلیسی: eccentric) نامیده می شود. اگرچه در واقعیت به هنگام جنبش جانوری هیچ کدام از دو متغیر (طول کشش و میزان تنش) ثابت نمی مانند. در مهره داران کشش ماهیچه اسکلتی دارای ریشه عصبی (به انگلیسی: neurogenic) می باشد، زیرا ماهیچه برای ایجاد کشش باید پیام عصبی از نورون حرکتی دریافت نماید. یک نورون حرکتی می تواند چندین یاخته ماهیچه ای را پی دهد و بنابراین سبب کشش هم زمان آن ها شود. این کشش ماهیچه اسکلتی حاصل حرکت لغزشی رشته های پروتئینی درون یاخته ماهیچه می باشد که در نگره لغزش رشته ای توضیح داده می شود. کششی که توسط ماهیچه تولید می گردد، بسته به بسامد پتانسیل عمل می تواند به سه نوع کشش ناگهانی، کشش افزایشی و کشش پایدار دسته بندی گردد. هنگامی که ماهیچه اسکلتی در حد متوسطی کشیده می شود تنش آن به بالاترین حد می رسد که در رابطهٔ کشش و تنش شرح می گردد. بر خلاف کشش ماهیچه اسکلتی که دارای ریشه عصبی می باشد، کشش ماهیچه قلب و ماهیچه صاف دارای ریشه یاخته ای (به انگلیسی: myogenic) می باشند به این معنا که کشش این دو نوع بافت ماهیچه ای توسط یاخته های ماهیچه ای خودشان برانگیخته می شوند و برای کشش نیازی به تحریک عصبی ندارند، گرچه دستگاه عصبی خودگردان بر روی کارکرد ایشان تأثیرگذار است. روش کارکرد ماهیچه قلب و ماهیچه صاف مشابه با ماهیچه اسکلتی می باشد.در نگارهٔ بالا: ۱. آکسون ۲. پایانه آکسون ۳. سارکومر ۴. تارچه می باشند.   فضای درون ساکرومر
با رسیدن پیام عصبی به سلول عضلانی یا همان سارکوپلاسم (به انگلیسی: sarcoplasm) و غیر متعادل کردن غشای آن به نام ساکرولما (به انگلیسی: sarcolemma) از نظر بار الکتریکی، این عدم تعادل از طریق فرو رفتگی هایی در سارکولما به نام لوله تی (به انگلیسی:t tubule) به عمق ساکرولما و در محلی که رتیکولوم های ساکروپلاسمیک حضور دارند نفوذ می کند و سبب آزاد شدن یون های کلسیم از این رتیکولوم های ساکروپلاسمیک می شود. با افزایش آزاد شدن یون های کلسیم از رتیکولوم های ساکروپلاسمیک (به انگلیسی: Sarcoplasmic reticulum) درون سارکولما به درون تارچه یا میوفیبریل های عضلانی تعداد بیشتری از این یون ها به درون فضای ساکرومر در درون میوفیبریل می روند که در آنجا به پروتئین های تروپونین (به انگلیسی: troponin) که بر روی رشته های تروپومایوسین (به انگلیسی: tropomyosin) که خود بر روی رشته های پروتئینی اکتین (به انگلیسی: actin) قرار دارند چسبیده و پس از واکنش با آن ها منجر به حرکت کردن آن ها از سر جایشان می شوند که این حرکت منجر به آزاد شدن محل اتصال رشته های پروتئینی مایوسین (به انگلیسی: myosin) به اکتین می شود. پس از آزاد شدن محل اتصال زائده های موی شکلی (به انگلیسی: bulbous head) که بر روی رشته های پروتئینی مایوسین وجود دارند به درون محل های اتصال روی رشته های پروتئینی اکتین فرورفته و اتصالی به نام پل متقاطع (به انگلیسی:cross bridge) را تشکیل می دهند. این حرکت منجر به آزاد شدن فسفات هایی که بر روی زائده های مایوسین قرار داشته اند می شوند، با آزاد شدن فسفات ها آدنوزین دی فسفات (ADP)هایی که تاکنون در سر این زائده ها ذخیره شده بودند واکنش داده و انرژی مورد نیاز برای حرکت این زائده ها را در یک جهت و به میزان ۴۵ درجه را فراهم می آورند با حرکت این زائده ها رشته های اکتینی که به این زائده ها ی مایوسینی متصل هستند نیز حرکت می کنند. با حرکت رشته های اکتینی و با کوتاه شدن نوار اچ (به انگلیسی: H band) عضله منقبض می شود این زنجیره از فرایندها تا حدی تکرار می شود که عضله به میزان انقباض لازم برسد. پس از هر حرکت یک آدنوزین تری فسفات (ATP) جدید به سوی سر زائده های مایوسینی آمده و در همین هنگام این زائده ها از رشتهٔ اکتین جدا می شوند. آدنوزین تری فسفات در سر زائده های مایوسینی توسط آنزیم ای تی پاز (به انگلیسی: atpase) به آدنوزین دی فسفات و یک فسفر (Pi) تجزیه می شود، اکنون زائده های مایوسینی آماده برای انقباض بعدی عضلانی می باشند. پس از پایان یافتن هر انقباض یون های کلسیم به رتیکولوم های ساکروپلاسمیک (به انگلیسی: Sarcoplasmic reticulum) ای در خارج از میوفیبریل که از آن ها به هنگام رسیدن پیام عصبی آزاد شده بودند بازمی گردند.
در نگارهٔ بالا: ۱. آکسون ۲. پایانه آکسون ۳. سارکومر ۴. تارچه می باشند.
فضای درون ساکرومر


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ماهیچه در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:عضله

ماهیچه در جدول کلمات

ماهیچه حلقوی
اسفنگتر
یکی از معروف ترین غذاهای ایرانی که معمولاً با ماهیچه یا ران مرغ صرف می کنند
زرشک پلو
یکی از معروف ترین غذاهای با ماهیچه یا ران مرغ ایرانی که معمولا مصرف می کنند
زرشک پلو

معنی ماهیچه به انگلیسی

brawn (اسم)
نیرو ، نیروی عضلانی ، گوشت ، ماهیچه
muscle (اسم)
نیروی عضلانی ، ماهیچه ، عضله ، پولک پولادین زره ، صدف دو کپهای ، صدف باریک دریایی و رودخانهای
torus (اسم)
طبق ، ماهیچه ، گچ بری بزرگ هلالی ته ستون

معنی کلمه ماهیچه به عربی

ماهیچه
قوة عضلية
عجل
هزة

ماهیچه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ماهيچه پسران كريم   • نام دستگاه انقباض ماهیچه در جدول   • خوراک ماهیچه   • ماهیچه اسکلتی   • ماهیچه بدن   • ماهیچه قلبی   • ماهیچه چیست   • انواع ماهیچه های بدن   • معنی ماهیچه   • مفهوم ماهیچه   • تعریف ماهیچه   • معرفی ماهیچه   • ماهیچه یعنی چی   • ماهیچه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ماهیچه
کلمه : ماهیچه
اشتباه تایپی : lhid]i
آوا : mAhiCe
نقش : اسم
عکس ماهیچه : در گوگل


آیا معنی ماهیچه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )