برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1290 100 1

ماوا


مترادف ماوا: پناه، پناهگاه، ملاذ، ملجا، جایگاه، سامان، محل، مقام، موضع، منزل، مسکن، وثاق

برابر پارسی: آشیانه، پناهگاه، جا

معنی ماوا در لغت نامه دهخدا

مأوا. [ م َءْ ] (ع اِ) جای بودن و با لفظ دادن و ساختن و گرفتن و به مأوا شدن مستعمل. (آنندراج ). مسکن و منزل و خانه و لانه و جایگاه و مقام و جای اقامت و مکان و جای سکونت. (ناظم الاطباء). رسم الخطی از مأوی :
چنان پندارد آن مسکین در اینجا
کزین خوشتر نباشد هیچ مأوا.
ناصرخسرو.
هر زمان این شاهباز ملک را
ساعد اقبال مأوا دیده ام.
خاقانی.
در سیه کاری چو شب روی سپید آرم چو صبح
پس سپید آید سیه خانه به شب مأوای من.
خاقانی.
در این ژرف صحرا که مأوای ماست
خورشهای ما صید صحرای ماست.
نظامی.
گذشت از شما کیست از دام و دد
که دارد در این دشت مأوای خود.
نظامی.
ز رحمت بر او شب نیارست خفت
به مأوای خود بازش آورد و گفت...
سعدی (بوستان ).
و رجوع به مأوی شود.
- هشت مأوا ؛ هشت بهشت. هشت مأوی :
آن خط بیاموزتا برآیی
از چاه سقر تا به هشت مأوا.
ناصرخسرو (دیوان ص 42).
و رجوع به هشت بهشت و هشت مأوی شود.

مأوا. [ م َءْ ] (اِخ ) دهی از دهستان دروفرامان است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 240 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی ماوا به فارسی

ماوا
( اسم ) رسم الخطی در فارسی برای ماوی .
دهی از دهستان شهرستان کرمانشاه
ماوا کردن
اقامت کردن و منزل کردن
ماوا کردن

معنی ماوا در فرهنگ فارسی عمید

ماوا
۱. جایگاه، مَسکن.
۲. پناهگاه.

ماوا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ماندانا
پناهنده
علی قناد
خانه و پناه
امین
آرامشگاه
جایی که در ان احساس امنیت کامل دارید
شاهرخ
پناهگاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت ماوا   • ماوی   • ماوا نهاد   • معنی ماوا   • مفهوم ماوا   • تعریف ماوا   • معرفی ماوا   • ماوا چیست   • ماوا یعنی چی   • ماوا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ماوا
کلمه : ماوا
اشتباه تایپی : lh,h
عکس ماوا : در گوگل

آیا معنی ماوا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )