برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1281 100 1

مبادی

/mabAdi/

مترادف مبادی: اصول، مقدمات، اساس ها، اصل ها، مدخل، اوایل، مبداها، آغازها | رعایت کننده، آشکارکننده، ظاهرکننده

برابر پارسی: درگاه‎ها

معنی مبادی در لغت نامه دهخدا

مبادی. [م َ ] (ع اِ) ج ِ مبداء. (دهار) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آغازها. (آنندراج ). آغازها و مبدأها و اصل و بنیاد. (ناظم الاطباء) : و هم مبادی و اوایل آگهی خود را از حواس گیرد. (مصنفات باباافضل ).
- مَبادی آداب ؛ آنکه مبدء و اصل و رسوم و آداب او نیک باشد. (ناظم الاطباء).
|| اعضاء رئیسه. (بحر الجواهر، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بر اعضای رئیسه ٔ بدن انسان اطلاق می شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 106). || در نظر عرفا عبارت از اموری است که سالک در مبداء مسیر خود باید رعایت کند، مانند صوم و صلوة و غیره و بالاخره آداب شرعی است که مبتدیان سلوک ناگزیر از رعایت آن میباشند. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ص 515). و رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفاء سیدجعفر سجادی شود. || (اصطلاح فلسفی ) آن چیزی است که احتیاج به برهان نداشته باشد بخلاف مسائلی که به برهان قاطع ثابت میشود. (از تعریفات جرجانی ). آنچه مسائل علم بر آن متوقف است. تحریر مباحث و تقریر مذاهب. چه هر بحث دارای نه جزء است. و بعضی وابسته به بعضی دیگر است و آن جزء مبادی اواسط و مقاطع است و آن مقدماتی است که ادله و حجج بدانها منتهی میشود. (از تعریفات ). آنچه مسائل علم موقوف بدانستن آنهاست. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 106). رجوع به ترکیبات کلمه ، مخصوصاً مبادی اولیه ، مبادی برهان ، مبادی تصدیقیه و تصوریه شود.
- مبادی اجسام ؛ عناصر اربعه اند. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ). و رجوع به ترکیب بعد شود.
- مبادی اربعه ؛ بر عناصر اربعه اطلاق می شود. (از فرهنگ علوم عقلی ).
|| بر علل اربعه (ماده ، صورت ، فاعل و غایت ) هم اطلاق می شود. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ). و رجوع به فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی شود.
- مبادی اشیاء ؛ ابتداء و علل اولیه ٔ اشیأاند. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ).
- مبادی افعال ؛ کلیه ٔ افعال اختیاری که از انسان صادر میشود مسبوق به مقدمات و مبادی چند است که آنها را مبادی عامه ٔ افعال مینامند و عبارتند از تصور فعل ، اعتقاد بنفع و جز آن. شوق اجماع یعنی اراده ٔ جازم و قوّت محرکه ٔ عضلات. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ). و رجوع به مبادی عام و عامه شود.
- مبادی انسان ؛ مراد از ...

معنی مبادی به فارسی

مبادی
جمع مبدا
( اسم ) آشکار کننده طاهر کننده . یا مبادی آداب . کسی که رسوم و آداب را در معاشرت مراعات کند .

معنی مبادی در فرهنگ معین

مبادی
(مَ) [ ع . ] (اِ.) جِ مبدأ. آغازها.
(مُ) [ ع . مبادی ] (اِفا.) آشکار کننده ، ظاهر کننده . ، ~ آداب کسی که رسوم و آداب را در معاشرت مراعات کند.

معنی مبادی در فرهنگ فارسی عمید

مبادی
۱. آشکار کننده، ظاهر کننده.
۲. [مجاز] رعایت کننده.
* مبادی آداب: کسی که آداب معاشرت را رعایت می کند.
= مبدٲ

مبادی در دانشنامه اسلامی

مبادی ء الوصول الی علم الاصول، تالیف علامه حلی، جمال الدین، ابو منصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی (۶۴۸- ۷۲۶ هجری قمری) است. این کتاب قواعد اصلی و مهم علم اصول است که به شکلی مختصر و مفید بیان شده است.
کتاب مبادی ء الوصول الی علم الاصول کتابی ارزشمند و گرانبها در علم اصول است و از زمان نگارش تا این زمان بسیار مورد توجه علمای شیعه قرار گرفته و تا کنون شرح ها و حواشی فراوانی بر آن نگاشته شده است.
مبادی ء الوصول الی علم الاصول، تالیف علامه حلی، جمال الدین، ابو منصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی (۶۴۸- ۷۲۶ هجری قمری) است. این کتاب قواعد اصلی و مهم علم اصول است که به شکلی مختصر و مفید بیان شده است.
کتاب مبادی ء الوصول الی علم الاصول کتابی ارزشمند و گرانبها در علم اصول است و از زمان نگارش تا این زمان بسیار مورد توجه علمای شیعه قرار گرفته و تا کنون شرح ها و حواشی فراوانی بر آن نگاشته شده است.
انگیزه نگارش
علامه حلی این کتاب را به درخواست «شیخ تقی الدین، ابراهیم بن محمد بصری» از شاگردان خود نگاشته است. وی تالیفات دیگری نیز در علم اصول بعد از این کتاب نگاشته است؛ مانند:۱- التهذیب، این کتاب تا قبل از معالم کتاب درسی حوزه های علمیه شیعه بوده و شرح های فراوانی بر آن نگاشته شده است.۲- شرح مختصر ابن حاجب، این کتاب بسیار ارزشمند و قابل توجه می باشد.۳- النهایة، این کتاب بسیار گسترده و در دو جلد بزرگ است.
ساختار و گزارش محتوا
علامه حلی در این کتاب با نقل نظریات دیگر علمای اصولی شیعه و سنی به بیان دیدگاه های اصولی خود پرداخته است.این کتاب شامل مباحث لغات، احکام، اوامر و نواهی، عموم و خصوص، مجمل و مبین، افعال، نسخ، اجماع، اخبار، قیاس، ترجیح، اجتهاد و استصحاب است.این کتاب به شیوه کتاب «منهاج الوصول فی معرفة علم الاصول»، نوشته قاضی القضات ناصرالدین بیضاوی (درگذشت سال ۶۸۵ هجری قمری) نگاشته شده است.
تقسیمات کتاب
... ...


مبادی در دانشنامه آزاد پارسی

(جمع مبدأ، به معنی بنیاد و آغاز) در اصطلاح منطق، مبدأها، مقدمات و بنیادهای هر علم. مبادی دو قسم است: ۱. مبادی عام، یعنی بنیادها، پایه ها و مقدماتی که در همه یا در برخی از علوم به کار می رود و بدان اتکا و از آن استفاده می شود، مثلِ «اجتماع نقیضین محال است»؛ ۲. مبادی خاص، یعنی پایه ها و مقدمات ویژۀ یک علم، مثل گزارۀ «دو مقدار مساوی با مقدار سوم، خود مساوی اند» که ازجمله مبادی ویژۀ علوم ریاضی است و تصورات و تصدیقات معلوم، که ذهن با اتکّا بدان ها و به دنبال تنظیم آن ها به کشف مجهول نایل می آید، مبادی خاص دانش منطق است.

معنی مبادی به انگلیسی

bases (اسم)
مبادی
abecedarian (صفت)
ابتدایی ، مبادی

معنی کلمه مبادی به عربی

مبادی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی قناد
قوانین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مبادی ذیربط   • تعریف مبادی تصوری و تصدیقی   • مبادی آداب بودن   • معنی مبانی   • معادی آداب   • آداب معاشرت   • مبادی العربیه pdf   • مفهوم مبادی   • معرفی مبادی   • مبادی چیست   • مبادی یعنی چی   • مبادی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مبادی
کلمه : مبادی
اشتباه تایپی : lfhnd
آوا : mabAdi
نقش : اسم
عکس مبادی : در گوگل

آیا معنی مبادی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )