انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 986 100 1

مبالده

معنی مبالده در لغت نامه دهخدا

مبالدة. [ م ُ ل َ دَ ] (ع مص ) به شمشیر و چوب دستی زدن یکدیگر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یکدیگر را به عصا و شمشیر زدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی مبالده به فارسی

مبالده
به شمشیر و چوب دستی زدن یکدیگر را

مبالده را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مبالده

ابراهیم جباری منجیلی ٠٣:٢٥ - ١٣٩٦/١١/٠٨
با سلاح سرد به جان هم افتادن. مرافعه دو نفر با هم بوسیله عصا ، چوب دستی یا شمشیر
|

پیشنهاد شما درباره معنی مبالده



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صادق > برسلان
Dokhtare koli > Ladder
محمد قلی پور > it's not as if
> Ski poles
مصطفی لطفی > تولوا
مهیار تفوق > bioflocculation
DASY > caption
محمد ثابتی > boyka

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مبالده   • مفهوم مبالده   • تعریف مبالده   • معرفی مبالده   • مبالده چیست   • مبالده یعنی چی   • مبالده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مبالده
کلمه : مبالده
اشتباه تایپی : lfhgni
عکس مبالده : در گوگل


آیا معنی مبالده مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )