انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 953 100 1

مبرهن

/mobarhan/

مترادف مبرهن: آشکار، بارز، بدیهی، بین، روشن، مدلل، مستدل، مشخص، واضح، هویدا

متضاد مبرهن: ناآشکار، نامشخص، نامبرهن

برابر پارسی: آشکار، پدیدار، روشن

معنی مبرهن در لغت نامه دهخدا

مبرهن. [ م ُ ب َ هََ ] (ع ص ) به حجتهای روشن و به دلائل قاطع ثابت کرده شده. (غیاث ) (آنندراج ). برهان آورده شده و دلیل و حجت آورده شده ومدلل و برهانی و ثابت و راست و آشکارا و بین و واضح و هویدا. (ناظم الاطباء). مدلل. با برهان. برهان دار و ببرهان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
در هنر تو من آنچه دعوی کردم
صحبت من سخت روشن است و مبرهن.
فرخی (دیوان ص 270).
هیچ علمی از علم حساب مبرهن تر نیست. (جامعالحکمتین ، از فرهنگ فارسی معین ).
گردون ناکس ار نخرد فضل من رواست
نقصی چرا به فضل مبرهن درآورم.
خاقانی.
و این قیاسات و مقدمات معین و مبرهن شد، رسماً و طبعاً و عقلاً و شرعاً واجب آمد این... (سندبادنامه ص 30). و تا حقیقت این حال مبرهن شود و اسرار دعوی معین گردد. (سندبادنامه ص 129).
و مقالات و مطالعات ایشان مدون است و به حکایات و روایات مبرهن. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 309).

معنی مبرهن به فارسی

مبرهن
آشکار، مدلل، بادلیل وبرهان
( اسم ) ۱ - آشکار شده واضح . ۲ - با دلیل و برهان ثابت شده مدلل : ... هیچ علمی از علم حساب مبرهن تر نیست .

معنی مبرهن در فرهنگ معین

مبرهن
(مُ بَ هَ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - مدلل ، با دلیل و برهان . ۲ - آشکار، واضح .

معنی مبرهن در فرهنگ فارسی عمید

مبرهن
۱. آشکار.
۲. دارای دلیل و برهان، مدلل.

مبرهن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مبرهن

فر کیانی ١٨:٤٧ - ١٣٩٧/١٢/٠٣
مُبَرهنة، در فارسی مؤنت مُبرهن، از ریشه ی پارسیِ پَروَهان دار
|

شهریار آریابد ١٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠١/٣١
در پارسی " پروهان دار " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پرسپولیس قهرمان ١٥:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/١٤
واضح،آشکار
|

پیشنهاد شما درباره معنی مبرهن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مبرهن در جدول   • آنکه بر امری ثبات نورزد   • تلفظ مبرهن   • معنی زیادی   • انکه بر امری ثبات نورزد   • معنی کلمه سبزه زار   • واضح و مبرهن است که   • معنی خشمناک   • معنی مبرهن   • مفهوم مبرهن   • تعریف مبرهن   • معرفی مبرهن   • مبرهن چیست   • مبرهن یعنی چی   • مبرهن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مبرهن
کلمه : مبرهن
اشتباه تایپی : lfvik
آوا : mobarhan
نقش : صفت
عکس مبرهن : در گوگل


آیا معنی مبرهن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )