برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1151 100 1

مبین

/mobayyen/

مترادف مبین: آشکارکننده، آشکار، روشن، هویدا، واضح، روشنگر | بیانگر، بیان کننده، نشان دهنده، نشانگر

برابر پارسی: بازگوکننده، آشکارکننده، روشنگر، گویا

معنی اسم مبین

اسم: مبین
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: mobin) (عربی) روشنگر، آشکار کننده، (درقدیم) آشکار، هویدا، روشن، (در قدیم) نورانی، روشن - آشکار، پیدا

معنی مبین در لغت نامه دهخدا

مبین. [ م ُ ب َی ْ ی ِ] (ع ص ) بیان کننده. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) || پیدا و آشکار کننده. (ناظم الاطباء).

مبین. [ م ُ ب َی ْ ی َ ] (ع ص ) بیان کرده شده. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || پیدا و آشکار کرده شده. (ناظم الاطباء). هویدا. آشکار. روشن :
گفتم تبرک مدح سلاطین مبین از آنک
سحر مبین به شعر مبین درآورم.
خاقانی.
سلیمان وار مهر حسبی اﷲ
مرا بر خاتم دل شد مبین.
خاقانی.
مخایل نجابت بر ناصیه ٔ او معین و دلایل شهامت بر جبین او مبین. (سندبادنامه ص 42).
قلب رقیق چند بپوشد حدیث عشق
هرچ آن به آبگینه بپوشی مبین است.
سعدی.
- مبین گردیدن ؛ آشکار گردیدن. روشن شدن : تا حقیقت این حال مبرهن شود و اسرار این دعوی مبین گردد. (سندبادنامه ص 129).
- مبین گشتن ؛ هویدا شدن. آشکار شدن : و لمعان انوار سروری در جبین او مبین گشته. (گلستان ).
|| نزد اصولیان نقیض مجمل است و آن لفظی است متضح الدلالة و همانطور که مجمل منقسم میشود به مفرد و مرکب مبین هم گاه در مفرد است و گاه در مرکب... و بالجمله مبین در مقابل مجمل و نقیض آنست. و آن است که دلالتش بر مراد آشکار باشد چه آنکه بنفسه بین باشد مانند «واﷲ بکل شی ٔ علیم » که افاده ٔ این جمله مر شمول علم حق را نسبت به تمام اشیاء از لغت و بنفسه است نه به امری خارج از لغت. و گاه به امری دیگر مبین و آشکار شده است مانند «اقیموا الصلوة» که بعد از بیان نحوه ٔ آن به فعل یا قول مبین شده است و همین طور است عام مخصص و بنابراین اطلاق ؛ مبین در نوع اول از باب مجاز و مسامحه است والا آنچه خود ظاهر باشد مبین نباشد ومبین آن باشد که خود مجمل بوده است و بواسطه ٔ امری دیگر مبین شده است مبین به کسر یا امری است که بوسیله ٔ آن مجملی بیان شود و چنانکه مُخصِص امری است که بدان عامی خاص شود. مُبَیَّن گاه قول است که مجمل آید و بعداً بوسیله کلمه یا جمله ٔ دیگر بیان شود مانند «صفراء فاقع لونه » که بیان حالت بقره را کند در «ان اﷲ یأمرکم ان تذبحوا بقرة» و مانند گفتار نبی «فیما سقت السماءالعشر» که بیان تفصیل زکوة است و فعل ...

معنی مبین به فارسی

مبین
آشکارکننده، واضح وروشن کننده، بیان کننده، آشکارکننده
( اسم ) آشکار کننده .
جدا کننده
[discriminant] [ریاضی] عبارتی جبری برحسب ضریب های یک معادلۀ چندجمله ای که اطلاعاتی دربارۀ ریشه های چندجمله ای به دست می دهد متـ . مبیّن چندجمله ای discriminant of a polynomial
[discriminant of a polynomial] [ریاضی] ← مبیّن
لوح محفوظ
[discriminant function] [ریاضی] تابعی که مبین معادلۀ مفروض باشد
(اسم ) اتومبیل ٠

معنی مبین در فرهنگ معین

مبین
(مُ) [ ع . ] (اِفا.) واضح کننده ، آشکار کننده .
(مُ بَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) بیان کننده ، آشکار کننده .
(مُ بَ یَّ) [ ع . ] (اِمف .) آشکار کرده شده .

معنی مبین در فرهنگ فارسی عمید

مبین
۱. بیان کرده شده.
۲. آشکار، واضح.
۱. بیان کننده.
۲. آشکار کننده.
۱. آشکارکننده.
۲. [قدیمی] واضح، روشن .

مبین در دانشنامه اسلامی

مبین
«مُبِین» یکی از اسامی و صفات قرآن است: «قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ»؛ از طرف خدا نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (سوره مائده/15)
«مبین» اسم فاعل از «ابان» به معنای لازم و متعدی (روشن و روشن کننده) می آید.
قرآن از این نظر که جداکننده حق و باطل و روشن کننده حلال و حرام، اوامر و نواهی و... است «مبین» نامیده شده است. کلمه «مبین» در قرآن پنج مورد به صورت نکره: (سوره نساء/174؛ سوره مائده/15؛ سوره حجر/1؛ سوره نمل/1؛ سوره یس/69)
و پنج مورد با «ال» تعریف (سوره یوسف/1؛ سوره شعراء/2؛ سوره قصص/2؛ سوره زخرف/2؛ سوره دخان/2) بکار رفته است.
مبین
معنی مُبِين: ظاهر و آشکار - روشن (کلمه مبين اسم فاعل از باب إفعال است که ماضي آن ابان - به معني ظاهر و جلوهگر شد - ميباشد . و معناي"تِلْکَ ءَايَاتُ ﭐلْکِتَابِ ﭐلْمُبِينِ " این است که : اين آيات بلند مرتبه و رفيع القدر آيات کتابي است که از ناحيه خداي سبحان بودنش ظ...
معنی تَأْتِيَ بِـ: بياوري - بياورد(مؤنث در جمله "تَأْتِي ﭐلسَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ")
معنی إِمَامٍ: پيشوا-راه اصلي(در جمله"إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ "يعني منزلگاه قوم لوط و قوم ايکه ، هر دو بر سر بزرگ راهي قرار داشت . مقصود از اين راه ، آن راهي است که مدينه را به شام وصل ميکند)
معنی أَيْکَةِ: کلمه ايکه به معناي درخت به هم پيچيده است ، و جمع آن ايک است ، و به طوري که گفته شده قوم ايکه در سرزميني پر درخت چون جنگل زندگي ميکردهاند که درختهايش سر به هم داده بود . اين مردم طايفه اي از قوم حضرت شعيب (عليهالسلام) بودند چون در جمله" انهما لبامام...
ریشه کلمه:
بين‌ (۵۲۳ بار)

تعبیر به «مُبِین» اشاره به این است که راستی تبدیل به اژدها شد، و چشم بندی، تردستی و سحر و مانند آنها نبود; بر خلاف، کاری که ساحران بعداً انجام دادند; زیرا در مورد آن می گوید: آنها چشم بندی کردند و عملی انجام دادند که تصور می شد مارهایی است که به حرکت در آمده است.
«مبین» از مادّه «ابانه» است و به طوری که بعضی از مفسران (آلوسی در روح المعانی) گفته اند: این ماده گاهی به ...


ارتباط محتوایی با مبین

معنی مبین به انگلیسی

explainer (اسم)
مبین

معنی کلمه مبین به عربی

مبین
تعبير

مبین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مبینا
آشکار _ چشمگیر _ پیدا
حسین فلاح
مُبین: هرآنچه که به دیدن درآید، چشمگیر، آشکارکننده، آشکار، آشکارا، روشن، هویدا، واضح، بازگوکننده، روشنگر، گویا، بیانگر، بیان کننده، نشان دهنده، نشانگر، . از بُن مضارع فارسی " بین" ساخته شده است و سپس بر پایه و قالب زبان عربی دگرگونی یافته است.
معین
اشکار پیدا
S....
آشکار .روشن
متین
این اسم نام خداست و در کتاب آسمانی ما آمده است
شیرین
نورانی و روشنگر
مبینا
روشنایی
کتایون
فسادگر
-♡-Mo
روشنایی دل
مبینا
روشنایی زیبای
مبین
اشکار کنند .روشن
امیرحسین
نامی از نامهای پروردگار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پشتیبانی مبین نت   • تمدید طرح مبین نت   • تعرفه های مبین نت   • قیمت مودم مبین نت   • شماره تماس مبین نت   • قیمت مبین نت   • خرید حجم مبین نت   • تغییر رمز مبین نت   • معنی مبین   • مفهوم مبین   • تعریف مبین   • معرفی مبین   • مبین چیست   • مبین یعنی چی   • مبین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مبین
کلمه : مبین
اشتباه تایپی : lfdk
آوا : mobayyen
نقش : اسم
عکس مبین : در گوگل

آیا معنی مبین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )