انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1039 100 1

متافیزیک

/metAfizik/

مترادف متافیزیک: مابعدالطبیعه، ماوراء الطبیعه، حکمت الهی، الهیات

معنی متافیزیک در لغت نامه دهخدا

متافیزیک.[ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) بعد از فیزیک. زیرا در آثار ارسطو این معرفت بعد از فیزیک (طبیعت ) قرار دارد. دانشی غیرمسبوق به علل اولی.مبادی اولیه. (از لاروس ). مابعدالطبیعه. علم نظری. حکمت نظری. حکمت الهی. الهیات. اصول مجرد و معنوی. و رجوع به حکمت و مابعدالطبیعه در همین لغت نامه شود.

معنی متافیزیک به فارسی

متافیزیک
مابعدالطبیعه، حکمت ماورائ الطبیعه، حکمت الهی، عالم معقولات(الهیات، معقولات، شناسایی علل واصول اولیه)

معنی متافیزیک در فرهنگ معین

متافیزیک
(مِ) [ فر. ] (اِ.)حکمت ماوراءالطبیعه ، مابعدالطبیعه .

معنی متافیزیک در فرهنگ فارسی عمید

متافیزیک
= مابعدالطبیعه

متافیزیک در دانشنامه اسلامی

«متافیزیک» لغتی است یونانی و مرکب است از دو کلمه «متا» یعنی ما بعد و «فیزیک» یعنی طبیعت، و «متافیزیک» یعنی مابعدالطبیعه. فیزیک به معنای طبیعیات است در مقابل الاهیات و ریاضیات، و متافیزیک به معنای فلسفه امروزی، یعنی علمی که درباره موجود "بما هو موجود" بحث می کند، و ترانس فیزیک یا ماوراء طبیعت علمی است که پیرامون خدا و موجودات ماورایی حرف می زند. اما رابطه بین فیزیک و متافیزیک رابطه بین جزء و کل است، و رابطه بین آن با ترانس فیزیک رابطه علت با معلول خود است.
لفظ فیزیک در قدیم و جدید در اصطلاحات مختلفی به کار رفته است که در این نوشتار به طور اختصار به آن می پردازیم:واژه فیزیک به علمی اطلاق می شود که در مورد پدیدارهای طبیعت مادی از قبیل حرکت، ثقل، فشار، حرارت، نور، صدا، برق و... تحقیق می کند. بحث در این موضوعات، غیر از موضوع ترکیب اجسام است؛ زیرا ترکیب اجسام و تغییراتی که عارض آن می شود، فقط در علم شیمی مورد بحث است. اما دانشمندان جدید، دو علم فیزیک و شیمی را تحت یک عنوان می نامند و آن عبارت است از: "علوم فیزیکی. علوم فیزیکی در مقابل علوم طبیعی و زیستی است که موجودات زنده را مورد بحث قرار می دهد. فیزیکی منسوب به فیزیک است و به اموری اطلاق می شود که متعلق به پدیدارهای طبیعت مادی است. این اصطلاح در مقابل غیبی است؛ زیرا امر غیبی تعلق به پدیدارهایی که مربوط به حوزه حس و تجربه است ندارد، بلکه متعلق به چیزی است که برتر از این پدیدارها است. نیز این اصطلاح در مقابل روحی است؛ زیرا فیزیکی، چنان که گفته اند، متعلق به پدیدارهای مادی ای است که تابع قانون حتمیّت و جبر علمی است. اما روحی متعلق به پدیدارهای نفسانی است که به آزادی متصف می شوند.همچنین فیزیکی در مقابل ریاضی یا نظری است؛ زیرا فیزیکی متعلق به ظواهر اجسام حقیقی است، و ریاضی یا نظری متعلق به معانی مجرد است ".
جمیل صلیبا و صانعی دره بیدی، منوچهر، فرهنگ فلسفی، ص۵۰۷، چاپ اول، انتشارات حکمت، تهران، ۱۳۶۶ ه ش.    
بنابر قول صحیح مترادف قرار دادن دو واژه ماوراء الطبیعه و مابعدالطبیعه خطایی است که افراد ناآگاه مرتکب شده اند؛ چرا که مابعدالطبیعه بر اساس محل ذکر این علم بعد از مبحث طبیعیات در کتاب ارسطو بوده و ماوراءالطبیعه بر اساس وجود مضامین ماورایی در خود علم است؛ بنابراین، رابطه بین فیزیک (طبیعیات) و متافیزیک (مابعدالطبیعه) در علوم این است که متافیزیک عهده دار اثبات موضوع علم طبیعیات است، و بسیاری از اصول موضوعه علوم در این علم اثبات می شود، و در مقابل علوم دیگر، در اثبات برخی از مقدمات براهین فلسفی، فلسفه را یاری می کنند.
رابطه بین عالم فیزیک با عالم متافیزیک
در جهان خارج بین عالم فیزیک و عالم متافیزیک رابطه جزء و کل است و نسبت بین آن ها عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی موضوع علم فیزیک بخشی از موضوع متافیزیک است؛ چون موضوع علم فیزیک مادیات است و موضوع متافیزیک مطلق هستی است، که هم شامل مادّیات (طبیعت) می شود، هم شامل ماوراء طبیعت.
رابطه بین فیزیک و ترانس فیزیک
...

متافیزیک در دانشنامه ویکی پدیا

متافیزیک
مابعدالطبیعه یا متافیزیک یا متاگیتیک شاخه ای از فلسفه است که به پژوهش دربارهٔ چیستی و کُنه وجود، زندگی و جهان به عنوان یک کل می پردازد. متافیزیک را ریشهٔ فلسفه می دانند؛ بدین معنا که فیلسوفان نخستین عمدتاً به این حوزه از فلسفه می پرداخته اند. در فلسفهٔ معاصر، به مباحث مابعدالطبیعی با شَکّاکیت بسیار نگریسته اند. تلفظ صحیح مابعدالطبیعه، مابَعدالطبیعه است و تلفظ مابُعدالطبیعه اشتباه است.
مسائلی که در باب چیستی خدا و هستی هستند؛ همچون هستی شناسی، وجود خدا و عدم وجود خدا
مسائلی که در باب چیستی انسان هستند؛ همچون جبر و اختیار
مسائلی که در باب چیستی جهان هستند؛ همچون ثبات و تغییر، و ذهن و ماده
مسائلی را که در این شاخهٔ فلسفه مطرح اند، می توان به سه دستهٔ اصلی تقسیم کرد:
یکی از نکات مهمی که بعضاً مورد غفلت قرار می گیرد، مسئلهٔ اعتبار مابعدالطبیعه است؛ یعنی بود و نبودش محل بحث و گفتگوی فیلسوفان است. بر این اساس می توان فیلسوفان را به دو دسته مابعدالطبیعی مثبت و مابعدالطبیعی انتقادی تقسیم کرد.
از دیرباز، فیلسوفان مابعدالطبیعی مثبت کوشیده اند با طرح نظام هایی مابعدالطبیعی، به ترسیم تصویری ذهنی کلی از جهان بپردازند.
عکس متافیزیک
متافیزیک یا مابعدالطبیعه کتابی از فیلسوفِ یونانی، ارسطو است. آنچه به اصطلاح مابعدالطبیعه نامیده می شود در هیئتی که هم اکنون داراست، کتابی یکدست نیست، بلکه مجموعه ای است از درس هایی که در دوره های گوناگون ارائه شده است. از همین جا معلوم می شود که چرا در این کتاب برخی مسئله های یکسان به چندین صورت متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است. عنوان این اثر را که اصولاً از محل قرار گرفتن آن در آثار ارسطویی (بعد از طبیعیات) اخذ کرده اند، احتمالاً یکی از مشائیانی که قبل از آندرونیکوس زندگی می کرده است به او داده است و این عنوان، محتوای کتاب را نیز از آن جهت که ارسطو بر خلاف افلاطون، مابعدالطبیعه اش را بر پایهٔ طبیعیاتش تأسیس می کند، به صورتی کاملاً درست نشان می دهد.
اغراض مابعدالطبیعه
ابونصر فارابی
ابن سینا گفته است که کتاب مابعدالطبیعه ارسطو را چهل بار بدون اینکه آن را بفهمد خوانده است. متافیزیکِ ارسطو به تبیین فلسفه مَشّاء می پردازد و یکی از منابع اصلی نوافلاطونیان و فلاسفه اسلامی است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

متافیزیک در دانشنامه آزاد پارسی

مِتافیزیک (Metaphysics)
(یا: مابَعْدالطَّبیعه؛ مشتق از واژۀ یونانی مِتا به معنی «فراتر» و «بَعد»، و فوسیکه۱ به معنی «طبیعت») در اصطلاح، فلسفۀ اولی، حکمت الهی، علمِ کلی یا الهیات به معنی عام و خاص. این واژه را نخست آندرونیکوس رودسی۲ برای نامیدن کتاب هایی از ارسطو به کار برد که درپی کتاب هایی که طبیعت را بررسی می کردند، طبقه بندی شده بودند. مابعدالطبیعه به یک معنا به شناخت واقعیات غیرمادی نظیر خدا، نفس و غیره که فراسوی واقعیات طبیعی شمرده می شوند، به شیوه ای عقلی و نه با اتکا به وحی و الهام دینی، اطلاق می شود. این واژه همچنین به معنای دانش نخستین و برتر یا فلسفۀ اولی است که موضوعش امر مطلق یا بنیان نامشروط موجودات است. معنای دیگر آن مطالعۀ ماهیت یا وجود حقیقی چیزها، فراسوی نمودهای آن هاست، که به این معنا همان وجودشناسی است، یا به تعبیر ارسطو شناخت موجود بِما هُوَ موجود (شناخت موجودات از حیث موجود بودن شان). این واژه در فلسفه های متأخر، گاه به معنایی تحقیرآمیز برای دلالت بر هرگونه نظریه پردازی بی محتوا و غیرواقعی به کار می رود. پرسش هایی که در مابعدالطبیعه مطرح می شوند از این گونه اند: چیزهایی که ادراک می کنیم واقعی هستند یا وهمی؟ آیا جهان خارجیِ مستقل از آگاهی وجود دارد؟ آیا واقعیت واحد است یا کثیر؟ مادی است یا روحانی؟ آیا در عالم، نظم حاکم است یا بی نظمی؟ آیا جهان هستی حادث است یا قدیم؟ مابعدالطبیعه با فیلسوفان قبل از سقراط آغاز شد. آن ها می خواستند بدانند که آیا واقعیت بر یک بنیان استوار است یا بر چند بنیان. تالس۳، هراکلیتوس۴ و پارمنیدس به بنیان هایی یگانه برای چیزها یگانه گرایی (مونیسم) و فیثاغورس، آناکساگوراس۵، و امپدوکلس۶ به بنیان هایی چندگانه (پلورالیسم) معتقد بودند. در فلسفۀ جدید، اسپینوزا و هگل، یگانه گرا۷، دکارت و کانت دوگانه گرا۸ و لایب نیتس چندگانه گرا۹ بودند. پرسش دیگر مابعدالطبیعه این است که آیا این جوهرها، صرف نظر از واحد یا کثیر بودن شان، مادی اند یا غیرمادی. از این حیث فیلسوفان به دو گروه ماتریالیست و ایده آلیست تقسیم می شوند. از ماده گرایان مشهور می توان اتمیست۱۰ های یونان باستان، هابز و مارکس را نام برد و در میان نظریه های کنونی دربارۀ طبیعت انسان، می توان به رفتارگرایی تحلیلی۱۱ و نظریۀ هویت عصبی ذهن۱۲ اشاره کرد. از مشهورترین ایده آلیست ها نیز می توان پارمنیدس، افلاطون، بارکلی، فیشته و هگل را نام برد. مسئلۀ مهم دیگر در مابعدالطبیعه، بحث ثبات و تغییر یا حرکت و سکون و شیوۀ تبیین آن است. ماتریالیست ها با دیدگاهی مکانیستی تغییر را با فعل وانفعال ذرات مادی تبیین کرده اند، در حالی که ایده آلیست ها با دیدگاهی غایت گرایانه۱۳، علت نهایی حرکت و تغییر را ذاتی روحانی و معمولاً فوق طبیعی (مُثُل افلاطون، خدای وحدت جوهری۱۴ اسپینوزا، مطلق هگل) می دانند. ارسطو دیدگاهی طبیعت گرایانه داشت و معتقد بود هر چیزی در عالم روبه غایتی که در طبیعتش نهفته است، حرکت می کند. در عصر جدید، تجربه گرایانِ شکاکی نظیر هیوم با حمله به مابعدالطبیعه، مفاهیم جوهر، واقعیت، نفس و علیت را فاقد موضوع و اثبات ناپذیر دانستند. هیوم کتاب های مابعد طبیعی را شایستۀ آن دانست که به آتش سپرده شوند. کانت نیز امکان شناخت مابعد طبیعی به معنای سنتی یا جزمی آن را نفی کرد. از نظر او نومِن یا نفس الامر ناشناختنی است، و علم ما فقط بر پدیدارها و نمودها تعلق می گیرد. انقلاب کپرنیکی کانت توجه فلسفه را از عین به ذهن معطوف کرد و فیشته و هگل نیز به فعالیت خلاق ذهن، عقل و اگو بیش از عالم طبیعت توجه کردند. اما مارکس و پوزیتیویست ها به شدت از این نظام انتقاد کردند. از آن پس، بسیاری از فیلسوفان معاصر بر این عقیده اند که فقط علوم طبیعی قادرند ماهیت واقعیت را به درستی بکاوند. فیلسوفان تحلیلی و زبانی نیز وظیفۀ حقیقی پژوهش فلسفی را تحلیل زبان می دانند. از مکتب های فلسفی معاصر، پدیدار شناسی و اگزیستانسیالیسم گرچه گرایش های مابعد طبیعی از خود نشان می دهند، اما رویکرد آن ها به اگو و جهانی که با آن در پیوند است با رویکردهای قبلی در همین زمینه ها تفاوت هایی آشکار دارد. استراسون۱۵ مابعدالطبیعه را به دو گونۀ توصیفی و انتقادی تقسیم می کند. اولی به توصیف چارچوب های بنیادی مفاهیم حاکم بر اندیشه بسنده می کند و دومی به بازنگری در شیوه های ناکارآمد اندیشیدن می پردازد. حذف گرایی۱۶ در فلسفۀ ذهن و افسون زدایی۱۷ پسا مدرنیستی از عینیت و حقیقت، نمونه های برجستۀ آن اند.
phusikeAndronicos of RhodesTalesHeraclitusAnaxagorasEmpedoclesmonistdualistpluralistontologyanalytical behaviourismneural identity theory of mindteleologicpantheistic GodStrawsoneliminativismdisenchantment

متافیزیک در جدول کلمات

متافیزیک
ما بعدالطبیعه
از بنیانگذاران متافیزیک یونانی
هراکلیتوس

متافیزیک را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی ١٣:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٢
بنام پروردگار یکتا
با سلام، متافیزیک عبارتی یونانی که از دو کلمه متا به معنی بعد، پس از ،و فیزیک به معنی طبیعت تشکیل شده است. معنی ان به عربی ما بعد الطبیعه میباشد که با ماورا الطبیعه فرق دارد ارسطو پس از اینکه در خصوص مسایل مربوط به علوم طبیعی و یا طبیعت مطا لعه نمودکه به مطالعات فیزیکی معروف هست سپس به سوی فلسفه روی اورد و مطالعاتی در این خصوص انجام داد و بدون نام گذاری این تحقیقات از دنیا رفت ، دانشمندان یونانی عبارت متا فیزیک را برای ان تحقیقات مناسب و با مسما تشخیص و ان را برای تحقیقاتی که ارسطو پس از مطالعه در علوم تجربی یا طبیعت انجام داده بود نهادند، یعنی مطالعات بعد از فیزیک. دانشمندان عرب نیز انرا به ما بعد الطبیعه ترجمه کردند ، نکته مهم اینجاست که خیلی از دانشمندان و اساتید حتی دانشگاه متا فیزیک را امری غیر مادی و مربوط به عالم غیب ویا عالم لاهوتی و مجرد تعبیر میکنند که درست نیست و متا فیزیک مربوط به مطالعات فلسفی و عالم ناسوت هست و عبارت ماورا الطبیعه که با ان عبارت فرق دارد به معنی متا فیزیک نیست و مربوط به عالم غیب و مجرد هست که از توان بشر خارج هست و فقط در ید قدرت ۱۴ معصوم ( ع ) بوده و لاغیر با تشکر.
|

جمشید احمدی ١٧:٤٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
فرافیزیک
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آموزش متافیزیک   • متافیزیک و ماورالطبیعه   • متافیزیک در قرآن   • متافیزیک و علوم غریبه   • متافیزیک و روح   • کتاب متافیزیک   • متافيزيك و طلسم   • رشته متافیزیک   • معنی متافیزیک   • مفهوم متافیزیک   • تعریف متافیزیک   • معرفی متافیزیک   • متافیزیک چیست   • متافیزیک یعنی چی   • متافیزیک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متافیزیک
کلمه : متافیزیک
اشتباه تایپی : ljhtdcd;
آوا : metAfizik
نقش : اسم
عکس متافیزیک : در گوگل


آیا معنی متافیزیک مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )