برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

متر

/metr/

مترادف متر: واحد طول، چهارده گره

برابر پارسی: گَز

معنی متر در لغت نامه دهخدا

متر. [ م َ ] (ع مص ) سرگین انداختن. (آنندراج ). سرگین انداختن و ریخ زدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بریدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر) (ازاقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دراز کشیدن رسن و مانند آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کشیدن. (تاج المصادر). کشیدن ریسمان و مانند آن را. (ناظم الاطباء)؛ متر الحبل و نحوه. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || گائیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جماع کردن با زن خود. (ناظم الاطباء)؛ متر المراءة؛ نکحها. (از ذیل اقرب الموارد). متر امرأته ؛ جماع کرد با زن خود. (ناظم الاطباء). || انداختن. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

متر. [ م ُ ت ِرر ] (ع ص ) برنده. (از منتهی الارب ). قطع کننده. (ناظم الاطباء).

متر. [ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از اندازه ٔ طول که عبارت است ازیک چهل میلیون جزء از دایره ٔ نصف النهار و مساوی است به پانزده گره و سه ربع گره یعنی یک ربع گره از گزشاه که اندازه ٔ معمولی این زمان است کوتاه تر می باشد. (ناظم الاطباء). واحد طول در دستگاه متری است که به تخمین برابر با «یک چهل میلیونیم » نصف النهار زمین است. این واحد به سال 1889 م. در کنفرانس اوزان و مقادیر در پاریس اختیار شد. در اکتبر سال 1960 م. در کنفرانس دیگر تجدیدنظر شد و اندازه ٔ آن 1650763/73 برابر طول موج تابش حاصل از تغییر سطح انرژی بین 2p10، 5d5 ایزتوب کریپتون 8636Kr در خلأ انتخاب شد. هر 39/37 اینج یک متر است. (از فرهنگ اصطلاحات علمی ). واحد اساسی اندازه گیری طول و معادل است با 1650763/73 طول موج تابش حاصل از تغییر میان سطوح 2p10 ,5d5 اتم کریپتون در خلأ. (از لاروس ). متر در ابتدا به صورت یک ده میلیونیم ربع دایره ٔ نصف النهار زمین مار بر پاریس تعریف می شد. به علت تردیدهایی که در اندازه گیری محیط زمین پیدا شد، متر را بعد از آن با فاصله ٔ موجود میان دو خط موازی حک شده ٔبر روی میله ای از آلیاژ پلاتین و ایریدیوم مضبوط دردفتر بین المللی اوزان و مقادیر پاریس تعریف کردند که در درجه ٔ حرارت یخ در حال ذوب شدن نگاه داشته شده باشد. از روی این نمونه های دیگری ساخته و به کشورهای مختلف برده اند. در 1961 م. متر را چنین تعریف کردند: 1650763/ ...

معنی متر به فارسی

متر
مقیاس طول مطابق۱۴گره وربع گره ازذرع ایرانی
( اسم ) ۱ - واحد اساسی طول در فرانسه که در بسیاری از ممالک دیگر ( از جمله ایران ) پذیرفته شده و آن معادل است با ۱/۴٠،٠٠٠،٠٠٠ محیط نصف النهار کر. زمین یک گز ( باصطلاح اخیر ) ( یک ذرع ۱/٠۴ متر است ) . یا متر مربع . واحد مساحت مسطح برابر مربعی که هر ضلع آن مساوی یک متر باشد . یا متر مکعب . واحد مساحت حجم برابر مکعبی که هر ضلع آن مساوی یک متر باشد . ۲ - آلتی از چوب یا چرم و غیره که روی آن به سانتیمتر و میلیمتر مدرج شده و بوسیل. آن اشیائ را اندازه گیرند .
برنده
[surveyor's tape] [مهندسی نقشه برداری] نوار مدرجی که در نقشه برداری برای اندازه گیری فاصله به کار می رود
( اسم ) دستگاهی است که آنرا برای تعیین مقدار مقاومت مجهول یک جسم هادی بکار میبرند.
آلتی برای اندازه گرفتن حرارتهای بسیار
( اسم ) دستگاهی که در تاکسی نصب کنند تا مقدار مسافتی را که تاکسی برای حمل مسافر پیموده معین کند و مسافر از روی آن مبلغی را که بعهد. وی تعلق گیرد بپردازد .
[-centimeter line, H I line, neutral hydrogen line] [نجوم ] خط طیفی گسیل شده از اتم هیدروژن خنثی یا جذب شده در آن با بسامد 1420 مگاهرتز متـ . خط هیدروژن hydrogen line
نام یکی از اسبابهای غوطه ور که برای سنجش سنگینی
( اسم ) یک دهم متر
( اسم ) دستگاهی است برای اندازه گرفتن نیروی رادیوم و آن بوسیله تغییر شکل دادن امواج بصورت نیروی میکانیکی - که تو ...

معنی متر در فرهنگ معین

متر
(مِ) [ فر. ] (اِ.) ۱ - نواری باریک و درجه - بندی شده از فلز، پارچه یا جنس دیگر که برای اندازه گیری طول و عرض اشیاء استفاده می شود. ۲ - واحد طول که تقریباً برابر است با یک چهل میلیونیم نصف النهار زمین . ، ~مربع واحد سطح و آن مربعی است به ضلع یک متر. ،
( ~. مِ) [ فر . ] (اِمر.) یک دهم متر.
(مِ) [ فر. ] (اِ.) واحد اندازه گیری طول معادل یک صدم متر.
(مِ) [ فر. ] (اِ.) یک دهم سانتی متر و یک هزارم متر.

معنی متر در فرهنگ فارسی عمید

متر
۱. (ریاضی) واحد اندازه گیری طول برابر با ۱۰۰ سانتی متر.
۲. [مجاز] ابزاری درجه بندی شده و نواری شکل و باریک برای اندازه گیری طول که انواع مختلف دارد.
دستگاهی که برای اندازه گرفتن مقاومت الکتریکی یک جسم رسانا، اهم سنج.
دستگاهی در تاکسی ها برای تعیین مسافت و کرایه ، مسافت سنج.
ابزاری برای اندازه گیری کمیت هایی چون دما، رطوبت، فشار، و انتقال نتیجۀ آن از راه دور، دورسنج.
وسیله ای برای سنجش سنگینی نسبی به کار می رود و بر روی اصل ارشمیدس ساخته شده، چگالی سنج.
واحد اندازه گیری طول، معادل یک دهم متر.
واحد اندازه گیری طول، معادل یک صدم متر.
ابزاری برای اندازه گیری میزان اختلاف فشار یک محیط و فشار جو، فشارسنج.
واحد اندازه گیری طول، معادل یک هزارم متر.
ابزاری برای اندازه گیری توان الکتریکی، وات سنج.
دستگاهی برای اندازه گیری اختلاف پتانسیل بین دو نقطه از یک مدار الکتریکی، ولت سنج.
ابزاری برای اندازه گیری میزان حرارت اجسام، گرماسنج.

متر در دانشنامه ویکی پدیا

متر
متر (به فرانسوی: mètre)، یکای طول متریک و برابر با ۳۹٫۳۷ اینچ و ۱۰۰ سانتیمتر و یک هزارم کیلومتر و ۱۰۰۰ میلی متر است. لغت متر از واژه یونانی μέτρον به معنی اندازه گیری آمده است. متر یکای اصلی طول در دستگاه SI با نماد m است. تعریف آن به صورت مسافتی است که نور در کسری از ثانیه (یک بر روی ۲۹۹٬۷۹۲٬۴۵۸) می پیماید به عبارت دیگر نور هر ثانیه ۲۹۹٬۷۹۲٬۴۵۸ متر می پیماید.
Wikipedia contributors, "Metre," Wikipedia, The Free Encyclopedia, https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Metre&oldid=673732147 (accessed August 5, 2015).
در گذشته به صورت فاصله دو نشانه بر روی میلهٔ پلاتین-ایریدیوم (که در ابتدا به صورت یک ده میلیونیم فاصلهٔ میان قطب شمال جغرافیایی زمین و خط استوای در دمای صفر مطلق گذرنده از پاریس محاسبه گردید) این نمونه هم اکنون در اداره بین المللی اوزان و ابعاد در سور در حومه پاریس نگهداری می شود و اینک با مراجعه به ثانیه و سرعت نور که در خلاء برابر ۲۹۹٬۷۹۲٬۴۵۸ متر بر ثانیه است تعریف می شود.
در جدول زیر ضرایب متر در سامانه SI نشان داده شده است. ضرایبی که پررنگ نشان داده شده اند پرکاربردترند، همچنین در کاربرد روزانه عباراتی مانند «۳۰ سانتی متر»، «۳۰ متر» و «۳۰۰ متر»، بیشتر استفاده می شوند تا عباراتی نظیر «۳ دسی متر»، «۳ دکامتر» و «۳ هکتومتر». برای فاصله های بسیار طولانی هم بجای مگامتر، گیگامتر و … از یکاهایی مانند یکای کیهانی، سال نوری و پارسک استفاده می کنیم.
عبارت میکرون نیز معمولاً بجای میکرومتر به کار می رود. همچنین آنگستروم به عنوان ۱۰-۱۰ متر به کار می رود.
عکس متر
متر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
متر نام یک سبزی در افغانستان است
گالوانومتر
مولتی متر
کیلومترشمار
در تئوری موسیقی، متر عبارت است از گروه های دوتایی، سه تایی، چهارتایی اصوات ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با متر

متر در جدول کلمات

از مهمترین و زیباترین آثار باستانی گیلان که برجی به ارتفاع 12 متر و در منطقه قاسم آباد واقع شده است
قلعه بندبن
این برج با ۱۶۳ طبقه قابل استفاده و ۸۲۸ متر ارتفاع | در حال حاضر بلندترین سازه و آسما نخراش ساخته شده به دست انسان است
برج خلیفه
این منظره دیدنی با ارتفاع چهار هزار و 400 متر در استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد | منطقه ای کوهستانی و سرشار از زیبایی های طبیعی را در نوار شمالی این استان پدید آورده است
کوه دنا
برجی زیبا و باستانی با ارتفاع ۱۲ متر در قاسم اباد گیلان
قلعه بندبن
ده هزار متر مربع
هکتار
صد متر مربع
ار
قلّه ای در شمال تهران و به ارتفاع ۳۹۶۲ متر میباشد
توچال
مخفف «سانتی متر مکعب»
سی سی
واحد اندازه گیری و وزن معادل 28 سانتی متر مکعب و 28 گرم
اونس

معنی متر به انگلیسی

meter (اسم)
نظم ، اندازه ، مقیاس ، اندازه گیر ، وسیله اندازهگیری ، مصرف سنج ، وزن شعر ، متر ، کنتور
metre (اسم)
وسیله اندازهگیری ، وزن شعر ، متر ، کنتور

متر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
سنجه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تاریخچه متر   • فروش متر   • انواع متر   • سانتی متر   • متر چگونه اختراع شد   • تعریف متر   • متر چیست   • نرم افزار متر   • معنی متر   • مفهوم متر   • معرفی متر   • متر یعنی چی   • متر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متر
کلمه : متر
اشتباه تایپی : ljv
آوا : metr
نقش : اسم
عکس متر : در گوگل

آیا معنی متر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )