برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1159 100 1

متعلق

/mote'alleq/

مترادف متعلق: متصل، مرتبط، منتسب، مربوط، خویشاوند، منسوب، وابسته، خویش

برابر پارسی: از آن، وابسته، پیوسته

معنی متعلق در لغت نامه دهخدا

متعلق. [ م ُ ت َ ع َل ْ ل ِ ] (ع ص ) درآویزنده به چیزی. (آنندراج ). آویزان. (ناظم الاطباء). || علاقه دارنده و آویزان و آویخته و ملحق شده و پیوند شده و اتصال یافته. (ناظم الاطباء). بازبسته. وابسته : و از هیچ رو فائده رسان را فائده نمیداند و نفع را از هیچ ممر متعلق خواهش نمی سازد. (تاریخ بیهقی ادیب ص 309). وبه هیبت و شکوه ایشان آبادانی جهان و تألف اهواء متعلق باشد. (کلیله چ مینوی ص 4). و کسب ارباب حرفت وامثال و اخوات این معانی به عدل متعلق است. (کلیله و دمنه ). بقاء ذات تو به دوام تناسل ، متعلق است. (کلیله و دمنه ). اما طراوت خلافت به جمال انصاف و کمال معدلت بازبسته است و بدان متعلق. (گلستان ). غالب همت ایشان به معظمات امور مملکت متعلق باشد. (گلستان ).
عاشق گریختن نتواند ز دست شوق
هر جا که میرود متعلق به دامن است.
سعدی.
|| منسوب. قوم و خویش. (ناظم الاطباء). و رجوع به متعلقان شود.
- متعلق شدن ؛ منتسب شدن. مربوط شدن :
پروانه کیست تا متعلق شود به شمع
باری بسوزدش سبحات جلال دوست.
سعدی (کلیات چ مصفا ص 780).
|| علاقه دارنده. || به اندک چیز قناعت کننده. (منتهی الارب ). قولهم : لیس المتعلق کالمتأنق ، یعنی نیست شکیبا به چیز اندک مانند آن که بخورد هر چه خواهد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).

متعلق. [ م ُ ت َ ع َل ْ ل َ ] (ع اِ) جائی که در آن چیزی آویزان شده. || علاقه و دلبستگی. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح نحو) فعل یا شبه فعلی است که جار و مجرور و ظرف بدان تعلق دارد. (از اقرب الموارد).

متعلق. [ م ُ ت َ ع َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرمادوز شهرستان اهر است که 143 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ج 4 ص 484).

معنی متعلق به فارسی

متعلق
در آویزنده، آوی ان، پیوسته، آویخته
( اسم ) ۱ - در آویزنده بچیزی . ۲ - مرتبط متصل : ... حصول غرض هر دو صنف بوسیل. این فضیلت متعلق بود . ۳ - وابسته مربوط . ۴ - خویشاوند خویش : متعلقانش را که نظر در کار او بود و شفقت بروزگار او پندش دادند و بندش نهادند سودی نکرد . جمع : متعلقین .
دهی از شهرستان اهر

معنی متعلق در فرهنگ معین

متعلق
(مُ تَ عَ لِّ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - آویزان ، آویزنده . ۲ - پیوسته ، وابسته .

معنی متعلق در فرهنگ فارسی عمید

متعلق
۱. پیوسته، وابسته.
۲. [قدیمی] آویزان، آویخته.

متعلق در دانشنامه ویکی پدیا

متعلق
متعلق (Motaalleq) یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در شهر آبش احمد شهرستان کلیبر واقع شده است. بر اساس سرشماری ۱۳۸۵، جمعیت روستا۱۷۵ نفر در ۵۷ خانوار است. یک آمارگیری اخیر جمعیت را ۱۱۵ نفر در ۴۰ خانوار اعلام کرده است.
نام واقعی روستا متاللی (Mutalli) است. بنظر میاید تلفظ نادرست متعلق، که در جلد ۴ فرهنگ جغرافیایی ایران آورده شده است، در گرایش ضدّ ترکی ارتش شاهنشاهی ریشه دارد. ظاهراً گزارشگر میخواسته است نام روستا را به یک ریشه غیر ترکی نسبت دهد! در اواخر دهه ۱۳۲۰، بر اساس جلد چهارم فرهنگ جغرفیایی ایران، متعلق ۱۴۳ تن سکنه داشت معروفیت روستا به خاطر چشمه های آب گرم آن است. چشمه ها در فاصله یک کیلومتری روستا واقع شده اند، و دمای ظهور گرمترین آن ها ۶۸ درجه سانتیگراد است.
قبل از انقلاب اسلامی، اواخر تابستان هر سال چشمه های آب گرم تعدادی زیاد از ساکنین منطقه ارسباران را پذیرا می شدند. استحمام در چشمه ها رایگان بود.
یاقوت حموی هشتصد سال پیش، هنگام توصیف کلیبر، به رودی بزرگ در پایین شهر اشاره می کند که آب آن قادر به درمان مزمن ترین تبهاست. احتمال دارد وصف مذکور اشاره ای به چشمه متاللی باشد.
عکس متعلق
متعلق به شیطان (به انگلیسی: The Devil's Own) فیلمی است محصول سال ۱۹۹۷ و به کارگردانی آلن جی پاکولا است. در این فیلم بازیگرانی همچون هریسون فورد، برد پیت، روبن بلیدز، تریت ویلیامز، جرج هرن، میچل رایان، ناتاشا مک الهون، جولیا استایلز، سیمون جونز، دیوید اوهارا ایفای نقش کرده اند.داستان در رابطه با «فرانکی مک گویر» (برد پیت) یکی از مخوف ترین تروریست های ایرلندی است که به آمریکا آمده تا اسلحه خریداری کند. او در این مدت در خانه «تام اومئارا» (هریسون فورد) زندگی می کند، که یک افسر پلیس است و هیچ چیز دربارهٔ هویت واقعی مهمانش نمی داند.
۲۶ مارس ۱۹۹۷ (۱۹۹۷-03-۲۶) (ایالات متحده)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با متعلق

متعلق در جدول کلمات

متعلق به چیزی
وابسته
بنای آجری تاریخی در شهر ری متعلق به سده 75 هجری
برج طغرل
خرابه ای در آتن متعلق به قبل از میلاد مسیح
آکروپلیس
شرکت خودروساز سوئدی متعلق به جنرال موتورز امریکا
ساب
گیاهی دارویی | معطر متعلق به تیره نعناییان
ریحان مقدس
مربوط یا متعلق به اداره
عبور
یکی از غذاهای اصیل و معروف ایرانی که متعلق به جنوب ایران است و با پلو مصرف می شود
خورش بامیه
یکی از غذاهای مشهور ایران و متعلق به شهر تبریز
ک
از آثار معماری ارزشمند استان مازندران متعلق به قرن پنجم هجری در سوادکوه
قلعه لاجیم
از خوراکیهای معروف ایرانی و متعلق به شهر آبادان
سمبوسه

معنی متعلق به انگلیسی

dependent (صفت)
تابع ، وابسته ، مربوط ، متعلق ، موکول ، محتاج ، نامستقل
attached (صفت)
وابسته ، پیوسته ، ملازم ، دلبسته ، مربوط ، متعلق ، علاقمند
belonging (صفت)
متعلق ، وابسته ها
depending (صفت)
مربوط ، متعلق

متعلق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضاآپادانا
وابسته
جمشید احمدی
همپذیر/ هم پذیر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متعلق به من   • متعلقه   • تعلق داشتن   • مطلق   • مطعلق   • آبگرم متعلق کلیبر   • متعلغ   • متعلقات   • معنی متعلق   • مفهوم متعلق   • تعریف متعلق   • معرفی متعلق   • متعلق چیست   • متعلق یعنی چی   • متعلق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متعلق
کلمه : متعلق
اشتباه تایپی : ljugr
آوا : mote'alleq
نقش : صفت
عکس متعلق : در گوگل

آیا معنی متعلق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )