انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 892 100 1

معنی متغیر در لغت نامه دهخدا

متغیر. [ م ُ ت َ غ َی ْ ی ِ ] (ع ص ) برگردنده از حال خود. (آنندراج ). دگرگون شده و از حال خود برگردیده. برگردیده از حالی به حالی. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). بگردانیده. بگشته. بگردیده. دیگرگون شده. گردان. گردیده. گشته. برگشته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : علامت کژی باطن او آن است که متلون و متغیر پیش آید. (کلیله و دمنه ).
- متغیرالطعم ؛ طعم بگشته. طعم بگردانیده. طعم بگردیده. مزه گردانیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| بی قرار وناپایدار. || مخالف و نامناسب. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). || آشفته و مضطرب و سرگردان و سرگشته و پریشان و حیران. (ناظم الاطباء).
- متغیرحال ؛ دگرگون حال : چرا چنین متغیرحالی. (انیس الطالبین ص 160).
|| علامت یا عبارتی که می توان از نظر عددی مقادیر مختلفی به آن نسبت داد . (فرهنگ اصطلاحات علمی ). (در اصطلاح ریاضی )، (الف ) کمیتی است که بتواند جمیع مقادیر واقع بین دو مقدار معین یا بعضی از مقادیر واقع بین دو مقدار را دارا بشود. مثال : طول ستون جیوه در گرماسنج و دستگاه میزان فشار هوا میتواند تغییرکند و از این جهت متغیرند. در معادله ٔ:
R2 = y2 + X2 ؛ X , y مقادیر متغیرند.
(ب ) علامتی است که نشانه ٔ مقدار تغییرپذیر است. (ج ) شکل انتزاعی کمیت تغییر کننده است. (فرهنگ فارسی معین ).
- متغیر تابع (دراصطلاح ریاضی ) ؛ متغیری است که تغییرش بستگی به تغییر متغیر مطلق داشته باشد. (از فرهنگ فارسی معین ).
- متغیر مستقل (در اصطلاح ریاضی ) ؛ متغیر مطلق. رجوع به ترکیب بعد شود.
- متغیرمطلق (در اصطلاح ریاضی ) ؛ متغیری است که تغییرش بستگی به تغییر دیگر نداشته باشد. متغیر مستقل. (فرهنگ فارسی معین ).
|| اصلاح شده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). || خشمناک و آن که بسرعت خشمناک گردد. (ناظم الاطباء).

معنی متغیر به فارسی

متغیر
دگرگون، کسی یاچیزی که تغییرحال پیداکندودگرگون شود، آشفته وخشمگین
( اسم ) ۱ - آنکه یا آنچه که حالش دگرگون شود بر گردنده از حال خود . ۲ - خشمگین عصبانی جمع : متغیرین . ۳ - الف - کمیتی است که بتواند جمیع مقادیر واقع بین دو مقدار معین یا بعضی از مقادیر واقع بین دو مقدار را دارا شود . مثال : طول ستون جیوه در گرماسنج و میزان فشار هوا میتواند تغییر کند و ازین جهت متغیرند . ب - علامتی است که نشان. مقدار تغییر پذیر است . ج - شکل انتزاعی کمیت تغییر کننده است . یا متغیر تابع . متغیری است که تغییرش بستگی به تغییر مطلق داشته باشد . یا تغییر مستقل . یا تغییر مطلق . تغییری است که تغییرش بستگی بتغییر دیگر نداشته باشد متغیر مستقل
[free variable] [ریاضی] متغیری که مقید به سور نیست و بنابراین می توان ثابتی را به جای آن قرار داد
[adjoint variable] [فیزیک] هر کمیت همیوغ مربوط به مختصات تعمیم یافته در سامانه های دینامیکی کلاسیک
[blocked call held] [مهندسی مخابرات] متغیری در نظریۀ صف بندی که بیانگر شماره گیری دوبارۀ کاربر در مواجهه با انسداد برخوانی است
[blocked call delayed] [مهندسی مخابرات] متغیری در نظریۀ صف بندی که بیانگر در نوبت ماندن کاربر به علت مسدود شدن برخوانی و ناممکن بودن تکمیل فوری برخوانی است
[blocked call released] [مهندسی مخابرات] متغیری در نظریۀ صف بندی که بیانگر شماره گیری دوبارۀ کاربر پس از اندکی درنگ در مواجهه با انسداد برخوانی است
[bound variable] [ریاضی] متغیری که مقید به سور است و نمی توان یک ثابت به جای آن قرار داد
[hidden variable] [فیزیک] هر پارامتر فرضی آزاد دسترس ناپذیری که با وارد کردن آنها در نظریۀ کوانتومی ماهیت غیرتعینی این نظریه متعین می شود
[continuous variable] [آمار] متغیری که محدودیتی جز محدودیت ناشی از دقت اندازه گیری در اختیار کردن مقدار نداشته باشد
[explanatory variable] [روان شناسی، علوم سلامت] در همه گیرشناسی، متغیری که می توان در آن، براساس علیت، رابطه یا پیامد مشاهده شده را توصیف کرد
[ordinal variable] [آمار] متغیری که با مقیاس ترتیبی اندازه گیری می شود
[random variable] [آمار، ریاضی] تابعی حقیقی مقدار و اندازه پذیر روی فضای احتمال
[discrete random variable] [آمار] نوعی متغیر تصادفی که مقادیر آن شمارا باشد
[Orionvariable] [نجوم ] ← متغیر سحابی
[dichotomous variable, binary data] [آمار] متغیری کیفی با تنها دو برآمد ممکن
[categorical variable] [آمار] متغیری که مقادیر ممکن آن، سطوح کیفی مختلف باشند
[nebular variable] [نجوم ] هر متغیر فورانی وابسته به سحابی متـ . متغیر جباری Orion variable
(مصدر) ۱ - دگرگون شدن حال کسی یا چیزی: در آن وقت آدم بمکه بود هوای جهان متغیر شد ... غضب او در تزاید و رنگ او متغیر شده . ۲ - خشمگین شدن عصبانی شدن .
(مصدر) ۱ - دگرگون شدن حال کسی یا چیزی: همچون از وی پرسی گوید : ... من نه آنم که تودیدی و او همانست لکن حالش متغیر گشت ... ۲ - خشمگین شدن .
[discrete variable] [آمار] متغیری که مجموعۀ مقادیر ممکن آن شمارا باشد

معنی متغیر در فرهنگ معین

متغیر
(مُ تَ غَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - دگرگون شده ، تغییر حال یافته . ۲ - آشفته ، مضطرب .

معنی متغیر در فرهنگ فارسی عمید

متغیر
۱. ویژگی کسی یا چیزی که تغییر پیدا کند و دگرگون شود، دگرگون.
۲. آشفته و خشمگین.
۳. ناراحت و نگران.

متغیر در دانشنامه ویکی پدیا

متغیر
متغیر در ریاضیات به نمادهایی گفته می شود که داده هایشان تغییر می کند.
ستاره متغیر نام یک نوع ستاره است که به مرحله ناپایداری رسیده است.
متغیر (برنامه نویسی) یک متغیر (Variable) یک مکان در حافظه(آدرس حافظه) است که دارای یک نام نمادین با عنوان شناسه (Identifier) می باشد و می تواند حاوی مقدار (Value) باشد.
در برنامه نویسی رایانه، یک متغیر (به انگلیسی: Variable) یک مکان در حافظه (آدرس حافظه) است که دارای یک نام نمادین با عنوان شناسه (به انگلیسی: Identifier) می باشد و می تواند حاوی اطلاعات یا یک مقدار معلوم یا مجهول که به آن ارزش (به انگلیسی: Value)گفته می شود باشد. به زبان دیگر، متغیر در برنامه نویسی به فضایی که برای ذخیره داده ها کنار گذاشته شده است می گویند.
متغیرها (Variables) نقشی عمده و بنیادی در مسیر کاهش و مدیریت پیچیدگی در بسیاری از زمینه های گوناگون علمی نظیر ریاضیات، آمار و احتمالات، علوم کامپیوتر، علوم وب، و علوم محاسباتی بر عهده دارند. در مقایسه یا مفاهیم ثابت منطق متغیرها به تنهایی بی معنا می باشند.
متغیّرهای آبی درخشان (به انگلیسی: Luminous Blue Variables) که در زبان انگلیسی اختصاراً LBVs نامیده شده و همچنین با نام متغیرهای اس ماهی طلایی شناخته می شوند، دسته ای ازستارگان متغیر نام دارند. آنان هم چنین گروهی از فراغول ها هستند.
این اجرام به قدری درخشانند که دیگر انواع فراغول ها را تحت الشعاع خود قرار می دهند. جرم همهٔ این ستارگان، از حد HD یا حد هامفریس - دیویدسن، که حدود ۴۰ جرم خورشیدی است بیش تر است. آن ها همگی ستارگانی با رنگ آبی مایل به سفید هستند.
متغیر آرآر شلیاقی نام دسته ای از ستارگان متغیر است که دوره مشخصی دارند و به عنوان روشی برای فاصله یابی میان کهکشانی استفاده می شود. این نوع ستاره بیشتر در خوشه کروی یافت می شود.
نام این متغیر برگرفته از نام ستاره آرآر شلیاق است که در شلیاق قرار دارد.
این ستارگان در رده بندی در دسته A (و به ندرت F) قرار می گیرند، جرم آنها نصف جرم خورشید است.
این ستارگان مشابه متغیر دلتا قیفاوسی انگاشته می شوند.
متغیرهای آروی ثوری نوعی از ابرغول های متغیر هستند. تغییرات آن در درخشندگی وجود دارد همچنین در رده بندی ستارگان نیز تغییر می کنند. در درخشان ترین حالت ستاره در رده F یا G قرار می گیرد. اما در حالت پایین در رده K یا M قرار می گیرد. دوره آن بین ۳۰ تا ۱۵۰ روز طول می کشد. این گونه متغیرها دو دسته تقسیم می شوند
RVa:این متغیرها، میانگین قدر ظاهریشان تغییر نمی کند
این متغیرها به نام ستاره آروی گاو که یک ستاره متغیر نوع RVb است، نام گذاری شده اند. دوره آروی گاو بین ۱۳.۳ تا ۹.۸ است که دوره آن ۷۸.۷ روز طول می کشد.
RVb: میانگین قدر ظاهری این متغیرها به صورت تناوبی تغییر می کند. دوره این تغییرات از حدود ۶۰۰ تا ۱۵۰۰ روز است.
متغیر ابزاری (به انگلیسی: Instrumental variable) برای تخمین اثر تصادفی تعدادی از متغیرهای x روی متغیر دیگری مثل y, یک ابزار متغیر سومی است مانند z است که y را فقط از طریق اثر خودش روی x تحت تأثیر قرار می دهد.
برای مثال فرض کنید که یک پژوهشگر تمایل دارد اثر تصادفی سیگار کشیدن را روی سلامت عمومی بررسی می کند. همبستگی بین سلامتی و سیگار کشیدن نشان می دهد که اثر تصادفی سیگار کشیدن روی سلامتی ضعیف نیست. دیگر متغیرها ممکن است هر دو تندرستی و سیگار کشیدن را تحت تأثیر قرار دهد. کنترل کردن آزمایش ها روی سیگار کشیدن در جمعیت عمومی بسیار پرهزینه است. محقق ممکن است که برای تخمین اثر تصادفی سیگار کشیدن روی سلامتی از طریق داده های مشاهده شده با استفاده از نرخ مالیات برروی محصولات توتون به عنوان ابزاری برای سیگار کشیدن در یک رگرسیون سلامتی تخمین بزند.
ازآنجایی که مالیات بر توتون روی سیگار کشیدن اثرگذار است بنابراین روی سلامتی نیز اثر دارد، همبستگی بین مالیات بر توتون و سلامتی نشان می دهد که عوامل مؤثر بر سیگار کشیدن تغییر می یابد یک تخمین از اثر سیگار کشیدن روی سلامتی ممکن است از طریق همبستگی بین پارامترهای سیگار کشیدن و مالیات ایجاد شده باشد.
متغیرهای اَشتِکار (به انگلیسی: Ashtekar variables) مجموعه ای از متغیرهای کانونیک هستند که راهی نامعمول برای بازنویسی متغیرهای کانونیک متریک در قاچهای فضایی سه بعدی بر حسب یک میدان پیمانه ای اس یو(۲) و متغیرهای مکملش، نمایش می دهد. متغیرهای اشتکار نمایشی اتصالی از نسبیت عام کانونیک عرضه می کنند که منجر به نمایش حلقه ای نسبیت عام کوانتومی شد. این متغیرها در سال ۱۹۸۶ توسط اَبهِی اَشتِکار معرفی شدند.
در علوم رایانه، متغیر ایستا یا استاتیک (به انگلیسی: static) متغیری است بین تمام نمونه های کلاسی که آن متغیر در آن تعریف شده، به اشتراک گذاشته می شود. به زبان دیگر، متغیر ایستا یک بار و برای تمام طول عمر برنامه تعریف می شود و مقدار دهی آن از هر کدام از نمونه های کلاسی که آن متغیر در آن تعریف شده، باعث می شود تمام نمونه های دیگر نیز به مقدار جدید دسترسی داشته باشند.
بسیاری از زبان های برنامه نویسی از جمله سی و جاوا و زبان های هم خانواده به آن ها، از پیشوند static برای تعریف متغیرهای ایستا استفاده می کنند.
متغیرهای بتا قیفاووسی که به ستاره های بتا کلب اکبر  هم معروفند، ستاره های متغیری هستند که نوسانات سریع و کمی در روشنایی خود دارند. این نوسانات به دلیل ارتعاشاتی بر سطح این ستاره ها رخ می دهد. تصور می شود آهنی که درون این ستاره ها و در دمای ۲۰۰ هزار درجه کلوین هست، ویژگی های غیرمعمولی داشته باشد که عامل این ارتعاشات است. این ستاره ها اغلب ستاره های آبی-سفیدِ داغی هستند که در رده طیفی B قرار دارند و نباید آن ها را با متغیرهای قیفاووسی که به خاطر دلتا قیفاووس نام گذاری شده اند، اشتباه گرفت. متغیرهای قیفاووسی، ستاره های ابرغول سفید هستند.
متغیرهای پنهان(در مقابل متغیرهای مشاهده شده)در آمار، متغیرهای هستند که بصورت مسقیم قابل مشاهده نیستند اما از میان متغیرهای دیگر که قابل مشاهده هستند توسط یک الگوی ریاضی استنباط می شوند. آنها همچنین بعضی وقت ها تحت عنوان متغیرهای پنهان، پارامترها ی مدل، متغیرهای فرضی یا ساختارهای فرضی شناخته می شوند.. استفاده متغیرهای پنهان در علوم اجتماعی متداول است، اقتصاد، پزشکی و تا حدی روبوتیک اما تعریف دقیق یک متغیر پنهان در این رشته ها کمی متفاوت است. مثال های از متغیرهای پنهان در حوزه اقتصاد عبارتند از کیفیت زندگی، اطمینان کار، روحیه، خوشحالی و اصول محافظه کاری: اینها متغیرها هستند که مستقیماً نمی توان آنها را سنجید. با این وجود یک مدل اقتصادی را می توان از پیوند این متغیرهای پنهان با متغیرهای مشاهده شده (از قبیل تولید ناخالص داخلی) بدست آورد و مقادیر متغیرهای پنهان را از متغیرهای مشاهده شده محاسبه و استنباط نمود.
در آمار و احتمال متغیر تصادفی متغیری است که مقدار آن از اندازه گیری برخی از انواع فرآیندهای تصادفی بدست می آید. بطور رسمی تر، متغیر تصادفی تابعی است از فضای نمونه به اعداد حقیقی. بطور مستقیم متغیر تصادفی توصیف عددی خروجی یک آزمایش است (مثل برآمدهای ممکن از پرتاب دو تاس (۱و۱) و (۱و۲) و غیره).
متغیرهای تصادفی به دو نوع گسسته (متغیر تصادفی که ممکن است تعداد محدود یا توالی نامحدودی از مقادیر را بگیرد) و پیوسته (متغیری که ممکن است هر مقدار عددی در یک یا چند بازه را بگیرد) طبقه بندی می شوند. مقادیر ممکن یک متغیر تصادفی می تواند نشان دهندهٔ برآمدهای آزمایشی که هنوز انجام نشده یا مقادیر بالقوهٔ یک کمیت که مقدارهای موجود آن نامطمئن هستند (مثلا درنتیجه اطلاعات ناقص یا اندازه گیری نادقیق) باشد. یک متغیر تصادفی می تواند بعنوان یک کمیت که مقدارش ثابت نیست و مقادیر مختلفی را می تواند بگیرد در نظر گرفته شود و توزیع احتمال برای توصیف احتمال اتفاق افتادن آن مقادیر استفاده می شود.
متغیرهای تصادفی معمولاً با اعداد حقیقی مقداردهی می شوند؛ ولی می توان انواع دلخواهی مانند مقدارهای بولی، اعداد مختلط، بردارها، ماتریس ها، دنباله ها، درخت ها، مجموعه ها، شکل ها، منیوفیلدها، توابع و فرآیندها را درنظر گرفت. عبارت المان تصادفی همه این نوع مفاهیم را دربرمی گیرد.
متغیرهای تصادفی که با اعداد حقیقی مقداردهی می شوند، در علوم برای پیش بینی براساس داده های بدست آمده از آزمایش های علمی استفاده می شوند. علاوه بر کاربردهای علمی، متغیرهای تصادفی برای آنالیز بازیهای قمار و پدیده های تصادفی بوجود آمدند. در چنین مواردی تابعی که خروجی را به یک عدد حقیقی می نگارد معمولا یک تابع همانی یا بطور مشابه یک تابع بدیهی است و بطور صریح توصیف نشده است. با این وجود در بسیاری از موارد بهتر است متغیر تصادفی را بصورت توابعی از سایر متغیرهای تصادفی درنظر بگیریم که دراینصورت تابع نگاشت استفاده شده در تعریف یک متغیر تصادفی مهم می شود. بعنوان مثال، رادیکال یک متغیر تصادفی با توزیع استاندارد (نرمال) خود یک متغیر تصادفی با توزیع کی دو است. شهود این مطلب بدین صورت است که تصور کنید اعداد تصادفی بسیاری با توزیع نرمال تولید کرده و از هرکدام رادیکال بگیریم و سپس هیستوگرام داده های بدست آمده را بکشیم در اینصورت اگر داده ها به تعداد کافی باشند، نمودار هیستوگرام تابع چگالی توزیع کی دو را با یک درجه آزادی تقریب خواهد زد.
متغیرهای چرخشی بیضی گون دسته ای از ستاره های متغیر هستند. آنها سامانه های دوتایی نزدیک بهم ای هستند که ستاره هایش بیضی گون است. این متغیرها گرفتی نیستند اما در قدر ظاهری آن ها نوساناتی رخ می دهد. این تغییر روشنایی به دلیل تغییر در ناحیه ای است که نور از آن تابیده می شود و برای رصدگر قابل دیدن است. به طور معمول این نوسانات در روشنایی از یک دهم قدر تجاوز نمی کند.
پرنورترین متغیر چرخشی بیضی گون، ستاره بی ژوبین یا سماک اعزل در صورت فلکی دوشیزه است.
در برنامه نویسی رایانه، متغیر خودکار (به انگلیسی: Automatic variable) به متغیری گفته می شود که وقتی جریان اجرای برنامه وارد حوضه متغیر می شود، حافظه سیستم به صورت خودکار به آن متغیر تخصیص می یابد و با خارج شدن جریان برنامه از حوضه متغیر، متغیر مورد نظر به شکل خودکار آزاد شده و فضای آن به سیستم پس داده می شود. اصطلاح متغیر محلی هم گاهی اوقات مترادف با اصطلاح متغیر خودکار استفاده می شود اما آنها مجزا هستند و با هم تفاوت دارند. هرچند که در بسیاری از زبان های برنامه نویسی، آنها مشابه هم هستند، اما متغیر محلی عمومیت بیشتری دارد، بیشتر متغیرهای محلی، متغیر خودکار هم هستند، اما متغیر ایستای محلی هم وجود دارد که با خارج شدن جریان اجرای برنامه از حوضه متغیر، نابود نشده و همچنان در حافظه باقی می ماند. این قضیه درباره زبان برنامه نویسی سی صادق است. در مورد متغیرهای محلی ایستا، تخصیص حافظه به شکل ایستا صورت می گیرد و در کل زمان اجرای برنامه ثابت است و به شکل خودکار نیست. اما به این متغیرها فقط می توان در حوضه ای که تعریف شده اند دسترسی داشت.
یک متغیر دلتا قیفاووسی به ستاره متغیری گفته می شود که در این کلاس قرار گرفته باشد. بین قدر مطلق و دوره تناوب نور این گروه ستارگان رابطه مشخصی وجود دارد. از این رو می توان به راحتی از طریق داشتن تناوب قدر ظاهری به قدر مطلق آن را رسید و از طریق مقایسه، فاصله این ستارگان را بدست آورد. این کار روشی معمول در اندازه گیری فاصله بین کهکشانی است.
محدوده دوره تناوب دلتا قیفاووسی های کلاسیک بین چند روز تا ماه ها است و شعاع آن ها تا چند میلیون کیلومتر (۳۰٪) تغییر می کند. از لحاظ طیفی این گروه ستارگان در رده F۶ – K۲ قرار می گیرد. این ستارگان پنج تا بیست برابر خورشید جرم و تا ۳۰٬۰۰۰ برابر خورشید درخشندگی دارند.
به خاطر داشتن قدر مطلق زیاد این ستارگان معمولاً در خارج گروه محلی نیز دیده می شود. تلسکوپ فضایی هابل یک متغیر دلتا قیفاووسی را در ان جی سی ۴۶۰۳ یافت کرده است که این کهکشان ۱۰۰ میلیون سال نوری با زمین فاصله دارد.
فقط ۷۰۰ متغیر دلتا قیفاووسی کلاسیک در کهکشان راه شیری یافت شده اند و چندهزار دلتا قیفاووسی نیز در خارج از کهکشان راه شیری یافت شده اند. معروف ترین مثال های آن: اتا دلو، ستاره قطبی و دلتا قیفاووس هستند.
در علوم رایانه، متغیر سراسری به متغیری گفته می شود که در تمامی ماژول ها و توابع برنامه نویسی مقدار خود را نگه دارد. در حالت معمول با اجرای یک تابع و یا یک ماژول متغیرهایی در درون آن مقداردهی می شوند که اگر این متغیرها از نوع محلی باشند با خروج از تابع یا ماژول مقداری که در آن ها مقداردهی شده بود از بین می رود اما چنانچه این متغیرها سراسری باشند با خروج از تابع و یا ماژول مقدار آن نگهداری شده و می توان دوباره مقادیر آن را فراخوانی نمود.
متغیر فرانحوی (به انگلیسی: Metasyntactic variable) در علوم رایانه به متغیری گفته می شود که برای توصیف نحو به کار می رود. برای مثال برای نمایش آرگومان های یک تابع در مستندات برنامه نویسی اش از یک متغیرفرانحوی استفاده می شود.
بسیاری از متغیرهای فرانحوی عبارت های بی معنی مانند فوبار هستند که به خاطر یکتایی شان انتخاب شده اند.
در علوم رایانه، متغیر محلی به متغیری گفته می شود که در هنگام به پایان رسیدن ماژولها و توابع برنامه نویسی که این متغیر در آن به کار برده شده است، مقدار خود را از دست می دهد. در حالت معمول با اجرای یک تابع و یا یک ماجول متغیرهایی در درون آن مقداردهی می شوند که اگر این متغیرها از نوع محلی باشند با خروج از تابع یا ماژول مقداری که در آن ها مقداردهی شده بود ازبین می رود اما چنانچه این متغیرها سراسری باشند با خروج از تابع و یا ماژول مقدار آن نگهداری شده و می توان دوباره مقادیر آن را فراخوانی نمود.
متغیرهای محیطی (به انگلیسی: Environment variable) مجموعه ای از مقادیر نام گذاری شده هستند که می توانند نحوه رفتار کردن فرایندهای در حال اجرا را تغییر داده و بر روی آنها اثر بگذارند. متغیرهای محیطی، از فرایند والد به فرایندهای فرزند به ارث می رسند. این متغیرها بخشی از محیط عملیاتی هستند که فرایند در آن اجرا می شود. به عنوان مثال، یک فرایند در حال اجرا می تواند مقدار متغیر TEMP را بخواند تا محل مناسبی برای ذخیره کردن فایل های موقت خود پیدا کند؛ یا همینطور می تواند با خواندن متغیرهای HOME و USERPROFILE، ساختار دایرکتوری که متعلق به کاربر صاحب فرایند است را پیدا کند. این متغیرها در شکل مدرن خود در سال ۱۹۷۹ و در نسخه ۷ یونیکس معرفی شدند و از آن موقع تا کنون در تمامی نسخه های یونیکس از لینوکس تا مک اواس ده بکار گرفته شده اند.
هر کمیتی را که بتوان به صورت مستقیم و تجربی اندازه گیری کرد 'متغیر مشاهده پذیر یا متغیر مشاهده عینی می گوییم. به عنوان مثال مکان یک ذره یک متغیر مشاهده پذیر است چون مستقیماً قابل اندازه گیری است امّا تکانه یک ذره مشاهده پذیر فیزیکی نیست چرا که به واسطه یک فرمول ریاضی مفهوم آن خلق می شود و نمی توان آن را مستقیم در طبیعت اندازه گرفت. این مفهوم ابتدا یک مفهوم آماری بود که به دلیل بنیان مکانیک کوانتومی بر پایه آمار در فیزیک بیان شد. در علم آمار متغیر مشاهده پذیر یا کمیّت مشاهده پذیر کمیّتی است که بتوان آن را به شکل مستقیم مشاهده کرد و اندازه گرفت. این مفهوم در مقابل مفهوم متغیر پنهان در آمار قرار دارد.
متغیر میانجی (انگلیسی: Mediation) یک مدل میانجیگری مدلی است که به دنبال شناسایی و توضیح ارتباط بین متغیر مستقل و متغیر وابسته با استفاده از یک متغیر فرضیه سوم شناخته شده به عنوان متغیر میانجی می باشد.
تابلوی پیام متغیر (انگلیسی: Variable-message sign) تابلویی است که اطلاعات لحظه ای تردد را نمایش می دهد و همچنین کاربران را از وضعیت هوا و اطلاعات مهم دیگر آگاه می سازد.
تغییر متغیر یکی از روش های کلی در حل مسائل ریاضی است. این روش بخصوص در حل انتگرالها به کار می رود. در این روش متغیر پیچیده و دشوار را با متغیری که حالت مسئله را ساده تر کند عوض می کنیم.
خازن متغیر خازنی است که ظرفیت آن می تواند به صورت الکترونیکی یا مکانیکی به دلخواه تغییر کند.
خازن واریابل (به انگلیسی: variable capacitor): نوعی از خازن متغیر است که بیشتر در رادیوها استفاده میشود و برای تغییر فرکانس نوسان ساز داخلی بکار میرود و معمولا در ظرفیتهای ۴۰ تا ۵۰۰ پیکوفاراد ساخته میشود.
بسته به ظرفیت، خارنهای متغیر به دسته های مختلفی تقسیم می شوند:
خازن تریمر (به انگلیسی: Trimmer capacitor): از این نوع خازن متغیر بیشتر برای تنظیم دقیقتر فرکانس نوسان سازهای رادیویی استفاده می گردد و معمولا در ظرفیتهای ۲ تا ۴۰ پیکوفاراد ساخته می شود.
دیود واریکپ (به انگلیسی: Varicap diode): از اسم این قطعه پیداست که یک نوع دیود است و نه خازن، ولی چون با تغییر ولتاژ بین دو سر آن می توان ظرفیت خازنی آن را تغییر داد، از آن به عنوان خازن در مدارهای نوسان سازهای رادیویی استفاده می شود و به دلیل تغییر کم ظرفیت این قطعه توسط ولتاژ، بیشتر در مدارهای فرکانس بالا (وی اچ اف-یواچ اف-اس اچ اف) مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا در ظرفیتهای ۱ تا ۶۰ پیکوفاراد ساخته میشود
اکثراً در مسائل فیزیک راجع به وضعیت هایی بحث می شود که در آنها جرم اشیا مورد نظر در خلال حرکت ثابت است، در حالی که در بسیاری از موارد چنین نیست. مانند قطرات باران که در حین سقوط قطره های ریزتر را جمع می کنند، که به افزایش جرمشان می انجامد. موشک ها با سوزاندن سوخت خود و با بیرون دادن گازهای حاصل خودشان را به جلو می رانند. به این ترتیب موشک ها در حین شتاب گرفتن جرم از دست می دهند، و این تغییر جرم بر حرکتشان تاثیر می گذارد.
ستارهٔ متغیّر (به انگلیسی: Variable star) به ستاره ای گفته می شود که به مرحلهٔ ناپایداری رسیده باشد.
صندوق سرمایه گذاری با سرمایه متغیر صندوق سرمایه گذاری است که پیوسته سهام جدید منتشر می کند تا از محل وجوه حاصل از فروش سهام جدید در سایر اوراق بهادار سرمایه گذاری نمایند. این صندوقها متغیر بوده و هر لحظه آمادگی بازخرید سهام منتشره خود را به قیمت ارزش خالص دارایی NPV دارد. یکی از بهترین مزایای صندوق سرمایه گذاری (عمدتا با سرمایه متغیر) قابلیت بازخرید سهام صندوق؛ توسط خود صندوق است که باعث افزایش درجه نقدشوندگی شده و واحدهای سرمایه گذاری این صندوقها را در ردیف اوراق بهادار شبه نقد قرار داده و جانشین پول می نمایند. صندوق سرمایه گذاری با سرمایه متغیر بیشتر در کشورهای توسعه یافته رواج دارد که هر در کشور دارای اصلاحات و قوانین متفاوتی است.
این لنزها بگونه ای ساخته شده اند که هنگام استفاده، کاربر قابلیت تغییر فاصله کانونی در محدوده طراحی شده را دارد. بشکلی که در مواردی محدوده ای از لنز زاویه باز تا لنز زاویه بسته را پوشش می دهد. به عنوان مثال لنز 28 - 300 با f3.5-5.6، تنوع این لنز ها بیشتر در دوربین قطع کوچک می باشد و در دوربین قطع متوسط بسیار کمتر است. مشکلی که استفاده کنندگان این گونه لنزها با آن روبرو بودند افت کیفیتی بود که به علت تعدد عدسی های بکار رفته ایجاد می شد. همچنین امکان داشتن دیافراگم های باز در این لنز ها نبود. ولی امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی مشکل افت کیفیت تا حد زیادی حل شده است. همچنین امروزه لنزهای با محدوده فاصله کانونی نسبتاً زیادی با دیافراگم های باز ساخنه شده است. مانند لنز 24 - 70 یا f2.8، یا لنز 70 - 200 با f2.8
لیسه نئون متغیر (نام علمی: Nembrotha kubaryana) یک گونه از لسیه های دریایی رنگارنگ است. این لیسه دریایی، یک شکم پای نرم تن دریایی است که در تیره Polyceridae قرار دارد. مترادف نام علمی این جانور Nembrotha nigerrima می باشد.
در نظریهٔ محاسبه، یک ماشین متناهی متغیر، یک ماشین متناهی غیر قطعی است که انتقال های آن به انتقال های وجودی و عمومی تقسیم می شود. به طور مثال، فرض کنید A یک ماشین متغیر باشد.
برای انتقال وجودی ( q , a , q 1 ∨ q 2 ) {\displaystyle (q,a,q_{1}\vee q_{2})} ،
Aبه طور غیر قطعی، با خواندن a تغییر به یکی از حالتهای یا را انتخاب می کند؛ بنابراین مانند یک ماشین غیر قطعی منظم رفتار می کند.
برای یک انتقال عمومی ( q , a , q 1 ∧ q 2 ) {\displaystyle (q,a,q_{1}\wedge q_{2})}
A به q 1 {\displaystyle q_{1}} و q 2 {\displaystyle q_{2}} حرکت می کند، در حالی که a را می خواند و رفتار ماشین موازی را شبیه سازی می کند.
توجه کنید که به دلیل کمی سازی سراسری، یک اجرا بوسیلهٔ درخت اجرا نمایش داده می شود. اگر یک درخت اجرا در w وجود داشته باشد که هر مسیر به یک حالت پذیرش ختم شود A کلمهٔ w را قبول می کند. یک قضیهٔ پایه ای می گوید که هر AFA با اجرای نوع مشابهی از ساختار مجموعهٔ توانی همانطور که برای انتقال از NFA به یک ماشین متناهی قطعی استفاده می شود، معادل یک ماشین متناهی غیر قطعی است. این ساختار، یک AFA با k وضعیت را به NFA با بیش از 2 k {\displaystyle 2^{k}} وضعیت تغییر می دهد.
یک مدل دیگر که به طور رایج استفاده می شود، آن است که ترکیبات بولی به عنوان عبارات نشان داده می شوند. به طور مثال می توان فرض کرد که ترکیبات دارای فرم نرمال فصلی هستند، به طوری که { { q 1 } , { q 2 , q 3 } } {\displaystyle \{\{q_{1}\},\{q_{2},q_{3}\}\}} q 1 ∨ ( q 2 ∧ q 3 ) {\displaystyle q_{1}\vee (q_{2}\wedge q_{3})} را نشان می دهد. وضعیت tt (درست) با { { } } {\displaystyle \{\{\}\}} و وضعیت ff (نادرست) با ∅ {\displaystyle \varnothing } نشان داده می شود. این نمایش عبارت معمولاً کاراتر است.
درایو فرکانس متغیر یا وی اِف دی که هدف اصلی آن کنترل سرعت موتورهای جریان متناوب است. این درایوها افزون بر کاربرد برای کنترل سرعت، با استفاده از این درایوها می توان در سرعت های پایین به منحنی مشخصهٔ گشتاور-سرعت بسیار مطلوبی مشابه ماشین های دی سی دست یافت و در بسیاری از کاربردها می توان با استفاده از این روش موتورهای دی سی را با موتورهای ای سی قفس سنجابی جایگزین کرد.
سرعت بیت متغیر (به انگلیسی : Variable Bitrate یا VBR)اصطلاحی است که در ارتباطات از راه دور و علوم رایانه به کار می رود. در فایل های با نرخ بیت متغیر مقدار اطلاعات خروجی در قطعات زمانی مختلف فرق می کند، به این صورت که به قطعات پیچیده تر مقدار بیت بیشتر و به بخش هایی که پیچیدگی کمتری دارند مقدار بیت کمتری اختصاص داده می شود و از این راه در حجم فایل صرفه جویی می شود. نرخ بیت متغیر در مقابل نرخ بیت ثابت قرار می گیرد که در آن میزان اطلاعات خروجی ثابت است.
در موسیقی ایرانی نت متغیر نتی است که صورت طبیعیِ خود را — در بیشتر مواقع در حدود ربع پرده — به صورت موقت تغییر می دهد. به طور مثال در آواز دشتی «می»، نت «سی» اگر پیش از نت «لا» نواخته شود، به نت «سی کرن» تبدیل می شود.
هزینه متغیر (انگلیسی: Variable cost) هزینه هایی هستند که میزانشان با تغییر در میزان تولید تغییر می کند.
هزینه نیمه متغیر (انگلیسی: Semi-variable cost) در یک بنگاه تولیدی، هزینه ها تا آستانه معینی ثابت است (که به آن هزینه ثابت گفته می شود) و با افزایش ظرفیت از حد معینی، مجدداً تغییر کرده تا آستانه بعدی ثابت می ماند. مانند هزینه یک کلاس ۴۰ نفری که با افزایش تعداد دانش آموزان تا ۴۰ نفر ثابت و پس از آن تا ۸۰ نفر ثابت می ماند. این نوع هزینه ها به صورت پله ای افزایش پیدا می کنند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

متغیر در جدول کلمات

اصطلاحی در علم اقتصاد که به عنوان یک متغیر برون زا مطرح است و به وسیله بانک مرکزی مشخص می شود
عرضه پول
پول ایران قدیم با ارزش متغیر در هر دوره
درم
سکه طلا رایج در دنیای قدیم که وزن ها و عیارهایی متفاوت و قیمت هایی متغیر داشت
دینار

معنی متغیر به انگلیسی

variable (اسم)
متغیر
variable (صفت)
بی قرار ، متغیر ، تغییر پذیر ، بی وفا ، بی ثبات ، پر از تنوعات
changing (صفت)
متغیر
changeable (صفت)
متغیر ، نا پایدار ، تغییر پذیر ، تعویض پذیر ، دگرگون شدنی ، دگرگون پذیر
changed (صفت)
متغیر ، مبدل
shifty (صفت)
زرنگ ، عیار ، متغیر ، حیله گر ، با تدبیر ، فریب امیز ، بی ثبات ، دست و پادار ، با ابتکار
checkered (صفت)
متغیر ، شطرنجی ، پیچازی ، دارای تحولات
vicissitudinous (صفت)
متغیر ، دگرگون ، تحول پذیر ، پر فراز و نشیب
unsteady (صفت)
متغیر ، لق ، لرزان
uncertain (صفت)
مردد ، دمدمی ، متغیر ، نا معلوم ، مشکوک ، معلق
angry (صفت)
دردناک ، ترشرو ، خشمگین ، خشمناک ، دژم ، اوقات تلخ ، رنجیده ، قرمز شده ، ورم کرده ، براشفته ، متغیر
floating (صفت)
شناور ، متغیر ، متحرک بر روی اب ، فاقد وسیلهاتصال ، جابجا شده
erratic (صفت)
سر گردان ، متغیر ، دمدمی مزاج ، نامنظم ، متلون
mercurial (صفت)
تند ، چالاک ، متغیر ، متلون ، سیمابی ، جیوه دار
transitive (صفت)
انتقالی ، متغیر ، متعدی ، تراگذر
fitful (صفت)
دمدمی ، متغیر ، حملهای ، هوس پرست
indignant (صفت)
خشمگین ، اوقات تلخ ، رنجیده ، متغیر ، ازرده

معنی کلمه متغیر به عربی

متغیر
زيبقي , ساخط , غير مستقر , غير موکد , متغير , متقطع , متنوع
اهن
تفاضل

متغیر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی متغیر

سامیار ٠٩:٥٠ - ١٣٩٥/٠٧/١٣
برابرِ پارسی آن واژه ی دگرساز (اسم فاعل) می باشد که از فرآوردگانِ "دگرگونگی" ست.
|

بهرام س ٠٠:١٤ - ١٣٩٧/٠٢/٢٨
وردا
|

ندا ٠٧:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٢١
خشمگین- دگرگون
|

مینا علمداری ٢١:٥٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٨
دگرپذیر، دگر جو ، دگریاب،دگر وار ، دگرخواه،
|

شهریار آریابد ٠٨:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
در پارسی " ورتناک " از بن ورتیدن ، در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی متغیر



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی متغیر   • متغیر مستقل و وابسته در پایان نامه   • متغیر کنترل   • متغیر مزاحم   • متغیر گسسته و پیوسته   • متغیر مداخله گر   • متغیر ملاک و پیش بین   • متغیر اسمی و رتبه ای   • مفهوم متغیر   • تعریف متغیر   • معرفی متغیر   • متغیر چیست   • متغیر یعنی چی   • متغیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متغیر
کلمه : متغیر
اشتباه تایپی : ljydv
آوا : moteqayyer
نقش : صفت
عکس متغیر : در گوگل


آیا معنی متغیر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )