برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1352 100 1

متقلب

/moteqalleb/

مترادف متقلب: بدجنس، جلب، خائن، دغل کار، دغل، دغلباز، نادرست

متضاد متقلب: درستکار

برابر پارسی: دروغگو، دغلباز، فریبکار

معنی متقلب در لغت نامه دهخدا

متقلب. [ م ُ ت َ ق َل ْ ل ِ ] (ع ص ) برگردنده. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). بازگشته. (ناظم الاطباء). || بی ثبات و دیگرگون شونده : اهالی آن سرزمین متقلب الرأی و متلون المزاج اند. (حبیب السیر). || از این پهلو بآن پهلو گردنده :
متقلب درون جامه ٔ ناز
چه خبر دارد از شبان دراز.
سعدی (کلیات چ مصفا، ص 479).
|| مردم نادرست. (ناظم الاطباء). دغلکار. فریبنده. ج ، متقلبین. (فرهنگ فارسی معین ). ناسره کار.صاحب تقلب در عمل و در سخن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || برگردانیده شکم. (ناظم الاطباء). || سرنگون شده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). واژگون شونده. (فرهنگ فارسی معین ). || چست و چالاک. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). || واژگون کننده ٔ هر چیزی. (ناظم الاطباء). || کسی که در کاری به نفع خود و به ضرر دیگری عمل کند. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی متقلب به فارسی

متقلب
برگردنده، دگرگون شونده، کسی که درکاری دغلی ونادرستی کند، دغل
( اسم ) ۱ - دیگرگون شونده . ۲ - واژگون شونده . ۳ - کسی که در کاری بنفع خود و بضرر دیگری عمل کند . ۴ - دغلکار فریبنده جمع : متقلبین .

معنی متقلب در فرهنگ معین

متقلب
(مُ تَ قَ لِّ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - دگرگون کنندة هرچیزی . ۲ - مردم نادرست و دغل .

معنی متقلب در فرهنگ فارسی عمید

متقلب
۱. کسی که در کاری دغلی و نادرستی می کند، دغل کار.
۲. [قدیمی] دگرگون شونده، برگردنده.

متقلب در جدول کلمات

متقلب و حیله گر
کلاش
شخص متقلب و حقه باز
هفت خط

معنی متقلب به انگلیسی

adulterer (اسم)
متقلب ، مرد زناکار ، ادم زانی
cheat (اسم)
متقلب ، فریب ، محیل ، گول ، طرار ، ادم متقلب و فریبنده ، فریب دهنده ، سیاه بند ، طراری ، مکار
defrauder (اسم)
متقلب ، گول زدن
falsifier (اسم)
متقلب
gyp (اسم)
متقلب ، حیله باز
shammer (اسم)
متقلب ، حیله گر ، شیاد
swindler (اسم)
متقلب ، طرار ، سیاه بند ، قاچاق ، کلاه بردار ، خزپوش ، گول زن ، گوش بر ، کلاه گذار
shark (اسم)
متقلب ، سگ دریایی ، کوسه ماهی ، گوش بری
adulterant (صفت)
متقلب ، چیز تقلبی
dishonest (صفت)
متقلب ، نا درست ، دغل ، بی شرف ، بی همه چیز ، تقلبامیز
fraudulent (صفت)
متقلب ، چیز تقلبی ، حیله گر ، کلاه بردار ، فریب امیز ، گول زن
trickish (صفت)
متقلب ، حیله گرانه ، شیادانه ، از روی حیله و تزویر
tricky (صفت)
متقلب ، نیرنگ باز ، مکار ، مزورانه ، شیادانه ، از روی حیله و تزویر ، مهارت امیز ، نیرنگ امیز ، خدعه امیز

معنی کلمه متقلب به عربی

متقلب
سمک القرش , غشاش , نصاب ، اِحتيالي
طائرة ورقية

متقلب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مبین
این واژه تازى (اربى) ست و برابرهاى پارسى آن چنینند: پَچیپاک Pachipak (پهلوى: متقلب ، دغلکار) ، دروژَن Drozhan (پهلوى: متقلب، کذاب) ، دروژستک Drozhastak (پهلوى: متقلب ، مُزوّر ، حقه باز) ، میتروزن Mitrozan (پهلوى: متقلب ، دغلکار ، عهدشکن) ، میتردروژ Mitrdrozh
(پهلوى: متقلب ، شیاد ، عهدشکن) ، فریپساز Faripsaz (پهلوى: فْریپساز: متقلب ، حقه باز ، مُحیل) ، دَوَن منش Davanmanesh (پهلوى: متقلب، دغلکار ، دروغگومنش) ، میتُخت منش Mitoxtmanesh (پهلوى: متقلب ، شارلاتان ، شیاد) ، کیتاو Kitav (سانسکریت: کیتاوَ : متقلب ، طرّار
، خاطى) ، چاتا Chata (سانسکریت: چاتَ : متقلب ، ناروزن ، فریبنده - ریشه ى واژه Cheat در انگلیسى)
somaye
ناتو
شهریار آریابد
در پارسی " دگل ور ، دگلباز " واژه دگل همان دغل می باشد ، در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متغلب   • معنی قسم خوردن   • بسیار بی رحم وباشقاوت   • معنی متقلب   • مفهوم متقلب   • تعریف متقلب   • معرفی متقلب   • متقلب چیست   • متقلب یعنی چی   • متقلب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متقلب
کلمه : متقلب
اشتباه تایپی : ljrgf
آوا : moteqalleb
نقش : صفت
عکس متقلب : در گوگل

آیا معنی متقلب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )