برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1352 100 1

متمسک

/motemassek/

مترادف متمسک: متوسل، توسل جو، متشبث، دستاویزجو

معنی متمسک در لغت نامه دهخدا

متمسک. [ م ُ ت َ م َس ْ س ِ] (ع ص ) چنگ درزننده. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : به حبل تقوی و یقین و عروة وثقی دین متمسک و معتصم بوده است. (سندبادنامه ص 216). امیرنصر به مذهب امام ابوحنیفه رحمه اﷲ متمسک بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 440). || بازایستنده از چیزی. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). رجوع به تمسک شود. || ضبط کننده و باز دارنده. || سخت گیرنده. || نگاهدارنده. (ناظم الاطباء).

متمسک. [ م ُ ت َ م َس ْ س ِ ] (اِخ ) لقب محمدثامن ، پانزدهمین از ملوک بنی نصر غرناطه. رجوع به محمدثامن ملقب به متمسک شود.

معنی متمسک به فارسی

متمسک
چنگ درزننده، نگاهدارنده، کسی که بچیزی چنگ بیندازد
( اسم ) چنگ در زننده گیرنده متشبث جمع : متمسکین .
لقب محمد ثامن

معنی متمسک در فرهنگ معین

متمسک
(مُ تَ مَ سِّ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - چنگ در زننده . ۲ - بازدارنده .

معنی متمسک در فرهنگ فارسی عمید

متمسک
۱. کسی که به چیزی چنگ بیندازد، چنگ درزننده.
۲. نگه دارنده.

متمسک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسسی " آگسار " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی متمسک   • مفهوم متمسک   • تعریف متمسک   • معرفی متمسک   • متمسک چیست   • متمسک یعنی چی   • متمسک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متمسک
کلمه : متمسک
اشتباه تایپی : ljls;
آوا : motemassek
نقش : صفت
عکس متمسک : در گوگل

آیا معنی متمسک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )