برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

متوجه

/motevajjeh/

مترادف متوجه: آگاه، بیدار، مراقب، معطوف، ملتفت، مواظب، هشیار

متضاد متوجه: غافل

برابر پارسی: آگاه، روی آور، فراگیر، هشیار، هوشمند

معنی متوجه در لغت نامه دهخدا

متوجه. [ م ُ ت َ وَج ْ ج ِه ْ ] (ع ص ) روی آورنده. (آنندراج )(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). روی آورده. (ناظم الاطباء). روی به جانبی کرده. روی به سوی چیزی یا کسی کرده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
تأیید خدایی به تن او متنزل
اقبال سمائی به رخ او متوجه.
منوچهری.
متناسبند و موزون حرکات دلفریبت
متوجهند با ما سخنان بی حسیبت.
سعدی.
- متوجه شدن ؛ روی آوردن : و ثمره و محمدت آن متوجه شده. (کلیله و دمنه ). و بار دیگر چون برق از میغ متوجه او شد و او را مغافصةً فرو گرفت. (تاریخ جهانگشا). تا آنگاه که به جرجان وفات یافت بوقتی که مأمون به عراق متوجه شده بود. (تاریخ قم ، ص 223). از کاشان متوجه بلدةالمؤمنین قم شد. (عالم آرا چ امیرکبیر ص 224).
- متوجه گشتن ؛ روی آوردن : مبالغتی سخت تمام کردی در آنچه خداوندان سخت فرمودندی تا حوالتی سوی وی متوجه نگشتی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 413).
|| در شواهد زیر مجازاًبمعنی مقرر شده و تعیین گردیده و در عهده قرار گرفته آمده است : پانزده هزار هزار درم که از مواجب گذشته بر وی متوجه بود به خویشتن قرار گرفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 336). باقی املاک بفروخت و از عهده ٔ بقایا که بر او متوجه بود بیرون آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 366). و بواسطه ٔ برات مفصل به «التون تمغا» که از اینجا به ولایات می برند تمامت رعایای مواضع بر مقدار متوجه خویش واقف شده اند و می دانند که... (تاریخ غازان چ کارل یان ص 254). || روی گرداننده. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). روی گردانیده و برگردیده و بازگشته. (ناظم الاطباء). || شکست خورده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به توجه شود. || رونده ٔ بسمتی. || مسافر. || مشغول. || پرستار و مددکار و توجه کننده و مواظب. (از ناظم الاطباء).

متوجه. [ م ُ ت َ وَج ْ ج َه ْ ] (ع اِ) محل توجه و محل روی آوردن : پرسید که مولد و منشاء تو از کجاست و مطلب. و مقصد تو کدام است و رکاب عزیمت از کجا میخرامد و متوجه نیت و اندیشه چیست. (سندبادنامه ص 293).

معنی متوجه به فارسی

متوجه
توجه کننده، روی آورده، روبچیزی آورنده، کسی که روبچیزی بکند
( اسم ) رو کننده روی آورنده توجه کننده : یکی بباطن که همیشه متوجه بجانب خدای تعالی باشد جمع : متوجهین .
( مصدر ) توجه کردن روی آوردن : از کاشان متوجه بلده المومنین قم شد .

معنی متوجه در فرهنگ معین

متوجه
(مُ تَ وَ جَّ) [ ع . ] (اِ.) محل توجه .
(مُ تَ وَ جِّ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - توجه کننده ، روی کننده . ۲ - با حواس متمرکز.

معنی متوجه در فرهنگ فارسی عمید

متوجه
کسی که رو به چیزی بکند، توجه کننده، روی آورده.

معنی متوجه به انگلیسی

careful (صفت)
بیم ناک ، دقیق ، ساعی ، مواظب ، متوجه ، محتاط ، بادقت ، با احتیاط
alert (صفت)
زیرک ، مواظب ، متوجه ، هوشیار ، گوش بزنگ ، محتاط
advertent (صفت)
دقیق ، مواظب ، متوجه
attentive (صفت)
مواظب ، متوجه ، مراقب ، بادقت ، ملتفت
mindful (صفت)
مواظب ، متوجه ، اندیشناک ، متفکر ، در فکر
facing (صفت)
متوجه
heedful (صفت)
مواظب ، متوجه
setting off (صفت)
متوجه ، عازم

معنی کلمه متوجه به عربی

متوجه
حذر , فطن
عنوان , نقطة
اعر
اعر , حول

متوجه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
نگرورز
شهریار آریابد
در پارسی " نمیده " از بن نمیدن ، در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
نمیدگان = متوجهات
زرزر
معطوف
sandi
متوجه عامیانه = حالی
جمشید احمدی
می توان بجای فراز �متوجه شد/شدم و ... � از واژه های دید/ دیدم و ... سود برد.
جمشید احمدی
بسویِ/ رو بسویِ
هومن دبیر
نگریسته
سید جواد هاشمی
در حال توجه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متمایل متوجه   • معنی لنگه به لنگه   • معنی بزرگداشت   • معنی متمایل   • معنی آگهی مکتوب ومصور   • مترادف متمایل   • معنی اگهی مکتوب ومصور   • مترادف لنگه به لنگه   • معنی متوجه   • مفهوم متوجه   • تعریف متوجه   • معرفی متوجه   • متوجه چیست   • متوجه یعنی چی   • متوجه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متوجه
کلمه : متوجه
اشتباه تایپی : lj,[i
آوا : motevajjeh
نقش : صفت
عکس متوجه : در گوگل

آیا معنی متوجه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )