برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

متورم

/motevarrem/

مترادف متورم: بادکرده، پف کرده، دمیده، ورم دار

برابر پارسی: آماس کرده، آماسیده، باد کرده، برآمده

معنی متورم در لغت نامه دهخدا

متورم. [ م ُ ت َ وَرْ رِ ] (ع ص ) آماسنده. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).آماسیده. ورم کرده و برآمده و بادکرده. (ناظم الاطباء). آماسیده. آماهیده. خاسته. منتفخ. برآماهیده. بادکرده. برآماسیده. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی متورم به فارسی

متورم
ورم کرده، آماس کرده، آماسیده
( اسم ) ورم کننده آماسنده دارای ورم : با صورت متورم وارد شد .

معنی متورم در فرهنگ معین

متورم
(مُ تَ وَ رِّ) [ ع . ] (اِفا.) آماسیده ، ورم کرده .

معنی متورم در فرهنگ فارسی عمید

متورم
ورم کرده، آماس کرده، آماسیده.

متورم در جدول کلمات

معنی متورم به انگلیسی

inflamed (صفت)
مشتعل ، متورم
swollen (صفت)
ورم کرده ، مغرور ، متورم ، اماس کرده
inflated (صفت)
پر باد ، متورم
ventricose (صفت)
باد کرده ، شکم دار ، متورم ، یک طرفه
dropsical (صفت)
استسقایی ، خیزدار ، متورم ، پف الود
turgid (صفت)
باد کرده ، متورم ، اماس دار ، متسع
gouty (صفت)
متورم ، نقرسی ، نقرس دار
tumorous (صفت)
گستاخ ، متورم ، غدهای ، دشپل دار ، دشپلی
tumid (صفت)
ورم کرده ، باد کرده ، متورم ، پر اب و تاب ، ورقلنبیده ، اماس کرده ، اماسیده
turgescent (صفت)
باد کرده ، متورم ، پرطمطراق ، اماس کننده
torose (صفت)
برجسته ، متورم ، شکم داده
tumefacient (صفت)
متورم

معنی کلمه متورم به عربی

انفخ , حقيبة , نتوء
انتفاخ
متهدل

متورم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی قناد
دارای تورم
فائزه بخشنده
آماسیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• درمان بزرگی زبان   • بزرگ بودن زبان   • علت پهن شدن زبان   • جراحی زبان بزرگ   • احساس بزرگ شدن زبان در دهان   • درمان بزرگ شدن زبان   • درمان زبان بزرگ   • زبان بزرگ در نوزادان   • معنی متورم   • مفهوم متورم   • تعریف متورم   • معرفی متورم   • متورم چیست   • متورم یعنی چی   • متورم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متورم
کلمه : متورم
اشتباه تایپی : lj,vl
آوا : motevarrem
نقش : صفت
عکس متورم : در گوگل

آیا معنی متورم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )