انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 890 100 1

معنی متوسل در لغت نامه دهخدا

متوسل. [ م ُ ت َ وَس ْ س ِ ] (ع ص ) نزدیکی جوینده به چیزی و به کاری. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). نزدیکی یابنده به چیزی و کننده ٔ کاری که بدان نزدیکی و تقرب و منزلت یابد. (از اقرب الموارد). دست به دامان کسی زننده و کسی را شفیع کننده و کسی را واسطه و میانجی قرار دهنده. (ناظم الاطباء): نزدیکی جوینده به کسی به وسیله ٔ چیزی یا کسی : بکتوزنون بنده ٔدولت است و متوسل به حقوق قدیم و بی حدوث سببی و داعیه ٔ عذری به عزل او مثال دادن و نان او جرح کردن از مراسم سروری و... دور باشد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1تهران ص 201)... همیشه با مردمان و متوسلان خود با عزت و وقار باشند. (مجمل التواریخ گلستانه ص 201).
- متوسل شدن ؛ دست آویز قراردادن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- || نزدیکی جستن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| کسی که بر آن اعتماد میکنند و بر وی تکیه مینمایند. || متصل کننده و وصل نماینده. || متصل شده. (ناظم الاطباء). || دزدنده. یقال توسل ابلی ؛ ای سرقه. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). شتر دزد. (ناظم الاطباء).

معنی متوسل به فارسی

متوسل
وسیله جوینده، دست آویزکننده، کسی که دست بدامن دیگری بیندازد
( اسم ) نزدیکی چوینده بکسی بوسیل. چیزی توسل کننده دست آویز کننده : ... همیشه با مردمان و متوسلان خود با عزت و وقار باشند .

معنی متوسل در فرهنگ معین

متوسل
(مُ تَ وَ سِّ) [ ع . ] (اِفا.) کسی که دست به دامان دیگری بزند، توسل جوینده .

معنی متوسل در فرهنگ فارسی عمید

متوسل
۱. وسیله جوینده.
۲. کسی که دست به دامن دیگری بیندازد.

متوسل در جدول کلمات

به شخصی پناه بردن و متوسل شدن
دست به دامن کسی شدن

معنی کلمه متوسل به عربی

استجدي

متوسل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی متوسل

شهریار آریابد ٠٨:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
در پارسی " آگش " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی متوسل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلمه توسل   • معنی اشاره قلبی   • معنی توانایی مالی   • معنی واقعا   • معنی گرفتن تمام حق   • پراکنده   • معنی یکسان شدن   • فیلمی از جویل کوین   • معنی متوسل   • مفهوم متوسل   • تعریف متوسل   • معرفی متوسل   • متوسل چیست   • متوسل یعنی چی   • متوسل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی متوسل
کلمه : متوسل
اشتباه تایپی : lj,sg
آوا : motevassel
نقش : صفت
عکس متوسل : در گوگل


آیا معنی متوسل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )