انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 950 100 1

مجتهد

/mojtahed/

مترادف مجتهد: عالم، فقیه، مرجع، صاحب نظر، کوشنده، پژوهنده

برابر پارسی: کوشش کننده

معنی مجتهد در لغت نامه دهخدا

مجتهد. [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص ) جهد کننده و اجتهاد کننده. (غیاث ). کوشش نماینده و اجتهاد کننده. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). کوشش نماینده وسخت کوشش کننده. (ناظم الاطباء) : او را گفت از شرق تا غرب زیر فرمان تو خواهد بود کار را مجدّو مجتهد باش و پاس مردم دار. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 42). || رای صواب پیدا کننده. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). رأی صواب جوینده. (ناظم الاطباء). || مأخوذ از تازی ، کسی که در هنر و صنعت و علم خصوصاً علم فقه به درجه ٔ اجتهاد رسیده باشد و دارای تصرف در آن علم و صنعت باشد. (ناظم الاطباء). آنکه در فقه و اصول به مرتبه ٔ اجتهاد رسیده باشد. مقابل مقلد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کسی که به علم کتاب و وجوه معانی آن و علم سنت و طرق و متون و وجوه معانی آن احاطه داشته باشد و در قیاس دارای اصابت رأی باشد. (از تعریفات جرجانی ). در اصطلاح فقهی کسی است که در اثرآموختن مبادی دین و علم فقه به مرتبه ای رسیده باشد که بتواند احکام شرعی فرعی را به استناد ادله و مآخذاستخراج و استنباط کند و مجتهد مطلق کسی است که قوه و ملکه ٔ استنباط تمام مسائل شرعی را داشته باشد، درمقابل مجتهد متجزی. بالجمله مجتهد کسی است که او راملکه ٔ استنباط احکام شرعیه باشد، یا کسی است که او را قدرت استنباط احکام شرعیه باشد به استناد ادله ٔ اربعه. و خلاصه اجتهاد استفراغ وسع فقیه است در تحصیل ظن به حکم شرعی و فقیه کسی است که در اثر ممارست و کسب معلومات مقدماتی و غور و خوض در احکام و مسائل دینی و اخبار متکفل بیان احکام به استناد ادله ٔ مربوط،مسائل حلال و حرام دینی را دریابد و بدان عمل کند.
مقدمات اجتهاد علم عربیت ، معانی و بیان ، منطق ، علم درایة الحدیث ، اصول و کتب فقهیه ٔ استدلالیه ، اخبار و آیات مربوطبه احکام است که سر انجام موجب حصول ملکه ای شود که بتواند ردالفروع الی الاصول کرده و مسائل را دریابد. پس مراد از فقیه کسی است که صاحب استعداد و قابلیت باشد برای فیضان علم به احکام شرعیه ٔ فرعیه به سبب آنکه عالم به مبادی و ادله بوده و علاوه دارای قوت قدسیه باشد چنین شخص را از جهت آنکه رد فرع به اصل می کندمجتهد نامند و عمل او را اجتهاد و از جهت حصول علم برای او فقیه باشد. پس فقه عبارت از علم به احکامی است که ناشی از ادله ٔ خاص باشد و اجتهاد، استنباط احکام باشد از ادله و استنباط مقدم بر علم باشد. (از فرهنگ علوم نقلی و ادبی تألیف دکتر سید جعفر سجادی ) :
ائمه و مشایخ و سادات و علما و مجتهدان عصر بر طویله ٔ آخُرسالاران به محافظت ستوران قیام نموده و امتثال حکم آن قوم را التزام کرده. (تاریخ جهانگشا).
مجتهد هر گه که باشد نص شناس
اندر آن صورت نیندیشد قیاس.
مولوی.
- مجتهد جامع الشرایط ؛ مجتهد بالغ، عاقل ، مؤمن ، عادل ، مرد و آزاد که در همه ٔ مسائل فقه قدرت اجتهاد داشته باشد. «مجتهد مطلق » که زنده باشد و مولود از زنا نباشد. (ترمینولوژی حقوق تألیف دکتر جعفری لنگرودی ). و رجوع به دو ترکیب بعد شود.
- مجتهد متجزی ؛ کسی که توانایی استنباط احکام شرعی همه ٔ موضوعات را که به او عرضه می شود نداشته باشد. مقابل مجتهد مطلق. (ترمینولوژی حقوق تألیف دکتر جعفری لنگرودی ). و رجوع به ترکیب بعد شود.
- مجتهد مطلق ؛ کسی که توانایی استنباط احکام شرعی همه ٔ موضوعاتی را که به او عرضه می شود داشته باشد. مقابل مجتهد متجزی. (ترمینولوژی حقوق تألیف دکتر جعفری لنگرودی ). و رجوع به ترکیب قبل شود.
- امثال :
با یک روز مجتهد نمی شوی ، چون مادران خواهند کودک خود را روزی بارانی یا سرد از رفتن به کتاب و دبستان مانع شوند و او گوید باید بروم این تعبیر مثلی را گویند. (امثال و حکم ج اول ص 373).

معنی مجتهد به فارسی

مجتهد
کوشش کننده، عالمی که درعلم فقه به درجه اجتهادرسیده ومسائل شرعیه راازقر آن استنباط کند
( اسم ) ۱ - کوشش کننده کوشنده . ۲ - تحقیق کننده محقق . ۳ - آنکه بمرحله ای از علم رسیده که میتواند احکام شرع را از روی ادل. اربعه ( کتاب الله سنت عقل و اجماع ) استخراج کند : مجتهد هر گه که باشد نص شناس اندران صورت نیندیشد قیاس . ( مثنوی )
حسین بن حسن بن محمد الموسوی
ابن ضیائ الدین حسن بن محمد موسوی عاملی کرکی معروف به امیر حسین مفتی و سید حسین مجتهد و خاتم مجتهدین است که از جبل به ایران آمده است و در قزوین ساکن شد
پسر حاج میرزا باقر ابن میرزا احمد بن لطفعلی خان بن محمد صادق مغانی تبریزی است

معنی مجتهد در فرهنگ معین

مجتهد
(مُ تَ هِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - بسیار کوشنده . ۲ - کسی که در فقه به درجة اجتهاد رسیده باشد.

معنی مجتهد در فرهنگ فارسی عمید

مجتهد
۱. عالمی که در علم فقه به درجۀ اجتهاد رسیده و مسائل شرعی را از قرآن استنباط کند.
۲. (صفت) [قدیمی] کوشش کننده.

مجتهد در دانشنامه اسلامی

مجتهد
شخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند.
مجتهد، به فردی گفته می شود که با فراگیری علوم مختلف و تحصیل شرایط لازم، برای او ملکه و حالت نفسانی ایجاد می شود که به سبب آن می تواند حکم شرعی فرعی را از منابع معتبر (ادله و اصول و قواعد) استنباط نماید.
مجتهد در نظر میرزای قمی
از نظر مرحوم «صاحب قوانین»، کلمه مجتهد به دو معنا به کار می رود:۱. به معنای عالم، در مقابل مقلد و عامی، که به این معنا مجتهد، به عالم اخباری هم گفته می شود؛۲. به معنای عالم اصولی که هم قدرت اجتهاد دارد و هم استنباط احکام می نماید؛ این اصطلاح، در مقابل اخباری بوده و عالم اخباری را در بر نمی گیرد.
مجتهد در روایات
در روایات، عنوان «مجتهد» به کار نرفته است، بلکه از عناوینی مانند: عالم، فقیه، حاکم و عارف به احکام استفاده شده است و احکامی مانند جواز افتا و نفوذ قضا و غیره بر این عنوان مترتب شده است.
مجتهد
مجتهد یا فقیه، کسی است که توانایی اجتهاد یا استنباط احکام شرعی را از منابع معتبر دارد. مجتهد مطلق و متجزی، مجتهد بالفعل و بالقوه، مجتهد اعلم و مجتهد جامع الشرایط، از اقسام فقیه یا مجتهد است. شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، شیخ انصاری و میرزای شیرازی از مجتهدان و فقیهان به نام شیعه هستند.
مجتهد یا فقیه در اصطلاح به فردی گفته می شود که با فراگیری علوم مختلف و کسب شرایط لازم، توانایی استنباط احکام شرعی فرعی را از منابع معتبر دارد. به دلیل اینکه واژه اجتهاد معانی مختلفی دارد، بنابراین لفظ مجتهد عام تر از فقیه است و ممکن است به معانی دیگر به غیر از فقیه اطلاق شود؛ مانند اینکه به کسی که در یک رشته علمی صاحب نظر باشد مجتهد گفته می شود.
در کتاب های فقهی و اصولی، عنوان مجتهد به چند قسم، تقسیم شده و حکم هر یک بیان شده است:
آیت الله حاج میرزا یوسف آقا مجتهد پنجمین فرزند ذکور مرحوم آقای حاج میرزا محسن اردبیلی
وی در تاریخ هفدهم جمادی الاُولی سال 1271ق در اردبیل متولد شد.
تحصیلات را در اردبیل در نزد اساتید زمان خود فرا گرفت و با برادران ارشد خود در محضر درس پدر و مرحوم آقای حاج سید صالح انواری حاضر شد.
در 25 محرم 1295 پدر درگذشت و فرزندان ترک تحصیل نمودند. تا اینکه در غره ماه ذی حجه 1297 به عزم زیارت و حمل جنازه پدر با برادر خود مرحوم آقای حاج میرزا لطفعلی آقا عازم عتبات عالیات گردید، برادر بزرگ دیگرش آقا میرزا علی اکبر که در این زمان در کرمانشاه به تحصیل اشتغال داشت در کرمانشاه به ایشان ملحق شده به کربلا رفتند. پس از ورود به کربلای معلّی، حسب الوصیه جنازه پدر را در کفشداری شرقی ایوان حضرت سید الشهداءعلیه السلام دفن نمودند. برادران به علّت گرانی از اقامت و تحصیل منصرف شدند و قصد مراجعت به اردبیل نمودند و او تنها در روز تولّد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای زیارت از کربلای معلّی عازم نجف اشرف گردید.عصر روز ورود، مرحوم آخوند ملاّ محمد فاضل شربیانی از طرف مرحوم آیت الله آقای حاج سید حسین کوه کمری با ایشان ملاقات نموده می فرماید: حسب الأمر حضرت آقا امروز از طرف ایشان با حضرت عالی ملاقات می کنم و فردا خودم می آیم که با همدیگر حضور آقای کوه کمری مشرّف شویم. فردا به محض شرفیابی، مرحوم کوه کمری می فرماید توهم مثل برادرانت عازم اردبیل خواهی شد یا اینکه مشغول تحصیل می شوی؟ عرض می کند چندی به عنوان زیارت افتخار حضور دارم. گرفتاری های اردبیل و سرپرستی صغار پدرم مانع از اقامتم در عتبات عالیات است. پس از مذاکرات بسیار مرحوم کوه کمری اجازۀ مسافرت نمی دهند و می فرمایند در صورت تمرّد حکم به تحریم سفر شما خواهم داد. با این مقدّمات پس از سه سال ترک تحصیل دوباره امکان تحصیل برای ایشان فراهم می گردد. و مدّت یک سال در محضر درس مرحوم آخوند ملاّ محمد فاضل شربیانی حاضر می شود و به تحصیل می پردازد ولی چون در این سالها مرحوم شربیانی به علّت کثرت مشاغل و ادارۀ تمام امور شخصی حتی درس و بحث مرحوم کوه کمری نمی توانست به تدریس کاملاً مواظبت نماید لذا از نجف به کربلا مهاجرت نموده و در آن جا رحل اقامت افکند.
در کربلا متن رسائل را با مرحومین آقایان حاج شیخ عبدالکریم حائری و آقای سید محمد اصفهانی و ثقة الإسلام شهید آقا میرزا محمد تقی شیرازی در حوزۀ درس مرحوم آقای شیخ علی یزدی معروف به مدرس که از اعاظم علما و مدرسین آن عصر بودند و اکابر طلاب از محضر درس ایشان مستفید می شدند تحصیل نمودند. در این زمان نیز گرفتاریهای اردبیل او را مجبور به ترک حوزه می نمود که مرحوم آقای حاج شیخ زین العابدین مازندرانی مانع شده و با مکاتبات خود مانع از مراجعت او به اردبیل شدند.
مجتهد معتقد به انسداد باب علم و علمی به احکام شرعی را مجتهد انسدادی گویند.
مجتهد انسدادی، مجتهدی است که به بسته بودن راه دست یابی به احکام شرعی اعتقاد دارد؛ به بیان دیگر، به انسداد باب علم و علمی به احکام معتقد بوده و ظن مطلق را حجت می داند. در باب تقلید، برخی علما معتقدند تقلید از مجتهد مطلق انفتاحی صحیح است، اما به تقلید از مجتهد مطلق انسدادی، اشکال نموده و به ادله ای استدلال کرده اند، از جمله این که ادله تقلید، بر جواز رجوع جاهل به عالم دلالت می کند، در حالی که مجتهد انسدادی جاهل است، زیرا اعتراف می کند که به احکام عالم نیست.اما برخی دیگر از علما به جواز تقلید از مجتهد انسدادی حکم داده اند.
مجتهد معتقد به انفتاح باب علم و علمی به احکام شرعی را مجتهد انفتاحی گویند.
مجتهد انفتاحی، مجتهدی است که به باز بودن راه دست یابی به احکام شرعی اعتقاد دارد و دست یابی به آن را از راه ادله علم آور ( نص یا خبر متواتر ) و یا ادله ظنی معتبر (ظواهر قرآن و خبر واحد) ممکن می داند؛ به بیان دیگر، به انفتاح باب علم و علمی معتقد است.
قول علما
در بحث تقلید از مجتهد، علما معتقدند فتواهای مجتهد مطلق، نسبت به مقلدانش حجت است، به شرط آن که مجتهد مطلق، باب علم و علمی را مفتوح بداند.در نفوذ حکم قاضیی که مجتهد مطلق انفتاحی است نیز اختلافی وجود ندارد.
مجتهد تبریزی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • احمد مجتهد تبریزی، میرزا احمد مجتهد تبریزی، از علما و دانشمندان برجسته مجاهد ایران در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری• میرزاباقر مجتهد تبریزی، میرزا باقر مجتهد تبریزی، از علما و ائمه جمعه و جماعات معروف و مجاهد ایران در قرن سیزدهم هجری• میرزاحسن مجتهد تبریزی، حاج میرزا حسن مجتهد تبریزی، از علمای مجاهد ایرن در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری
...
«میرزا صادق آقا تبریزی»، در سال 1274ق برابر با 1237ش در تبریز به دنیا آمد. پدرش میرزا محمد بن محمدعلی قره داغی (قراچه داغی) از اهل علم آن دیار بود.
این فقیه امامی، اصولی و ادیبِ مبارز آذربایجان، در زادگاهش به فراگیری مقدمات فقه و اصول پرداخت، سپس برای ادامه تحصیل همراه برادر خود، حاج میرزا محسن، به نجف رفت. این سفر را در سال 1288ق و در 1291ق نوشته اند. از فرزندان تبریزی، میرزا جواد و میرزا رضا از اهل علم بشمار می آیند و آثاری نیز دارند.
او در نجف نزد استادانی چون فاضل ایروانی، محمدحسن مامقانی و محمدفاضل شربیانی به تحصیل پرداخت. معروف ترین استادش شیخ هادی تهرانی بود که تبریزی در نظریات اصولی خاص خود، از او پیروی می کرد. وی در کربلا در مجلس درس ملاحسین اردکانی حاضر می شد.
وی بعد از فراگیری علوم گوناگون، در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و حلقه درسی تشکیل داد. در درس وی شاگردان بسیاری حاضر می شدند. از جمله شاگردان وی محمدعلی مدرّس (مؤلف ریحانة الأدب) و میرزا قاسم گَرگَری بودند.
تبریزی، پس از حدود 24 سال اقامت در نجف، به زادگاهش بازگشت و مرجعیت آذربایجان را برعهده گرفت. وی به مشکلات مردم توجه داشت و درصدد رفع آنها برمی آمد. در جریان مهاجرت ارمنیان به تبریز در وضعی رقت بار (زمستان 1299ش)، تبریزی با موعظه و یادآوری وظایف مسلمانان سبب شد تا مردم تبریز ضمن استقبال گرم از مهاجران، مبلغ بسیاری نیز به ایشان کمک کنند. این امر نفوذ او در مردم و محبوبیتش را نشان می دهد.
در منابع، شرح حالِ تبریزی و مبارزات وی در دوره قاجار و پهلوی به اختصار آمده و گاه در گزارشِ احوال وی رعایت بی طرفی نشده است. وی از مخالفان مشروطه و پیامدهای آن بود و در 1292ش با برخی علما به محمدعلی شاه تلگرام فرستاد و خواستار لغو مشروطیت شد.
مجتهد زنده؛ بحث از اعتبار یا عدم اعتبار حیات در تقلید از مجتهد را مجتهد حی گویند.
درباره جواز تقلید از مجتهد، مباحثی در اصول مطرح است، از جمله این که:آیا شرط تقلید از مجتهد، زنده بودن او است؟ اصولیون شیعه، حیات مجتهد را شرط تقلید از او دانسته و تقلید ابتدایی از میت را جایز نمی دانند، ولی علمای اخباری، تقلید ابتدایی از میت را جایز می دانند، اما از آن جا که مبنای این فتوا درست نیست، برخی از اصولیون شیعه در مسئله، مخالفت آنها را نادیده گرفته و ادعای اجماع نموده اند.
نظر علمای اهل سنت
برخی از علمای اهل سنت، تقلید ابتدایی از مجتهد میت را جایز دانسته اند و گروهی دیگر حتی تقلید از مجتهدان زنده را جایز ندانسته و آن را به تقلید از ائمه مذاهب چهارگانه اهل سنت منحصر می دانند، زیرا به بسته بودن باب اجتهاد معتقد هستند.
عناوین مرتبط
...
شخص معتقد به عقاید از راه دلیل را مجتهد در اصول گویند.
مجتهد در اصول، کسی است که اصول عقاید خود را با دلیل (به اندازه عقل و استعدادش) پذیرفته است، هر چند دلیل او اجمالی باشد، مانند «اعرابی» که گفت: «البعرة تدل علی البعیر و اثر الاقدام یدل علی المسیر اَفَسماءٌ ذات ابراج و ارض ذات فجاج، لاتدلّان علی اللطیف الخبیر؛ اگر سرگین شتر، بر وجود شتر، و جای پای انسان، بر گذشتن او از مسیر خاصی دلالت می کند، چگونه آسمانی که در آن برج ها و زمینی که در آن دره های زیادی وجود دارد، بر خداوند دلالت ننماید؟»
تقلید اصول دین
نظر مشهور علمای اسلام این است که در اصول دین، تقلید جایز نیست و شخص باید هر یک از اصول را بر مبنای استدلال و علم بپذیرد.
محمد مجتهد شبستری در سال 1315 در شبستر (آذربایجان شرقی) چشم به جهان گشود. وی در 5 سالگی به اتفاق خانواده برای سکونت به تبریز منتقل شد. پدرش مرحوم آیه اللّه حاج میرزا کاظم از فقیهان مبارز دوران استبداد رضاخانی بود. وی پس از پایان تحصیلات از حوزه نجف اشرف، مدّتی در شبستر رحل اقامت افکند. سپس ده سال آخرِ عمرش را مقیم تبریز شد و از عالمان طراز اوّل شهر به شمار می آمد. جدّش مرحوم ملاّ علی اشرف از علمای بزرگ آذربایجان بوده اند.
در سال 1330 برای تحصیل در علوم اسلامی وارد حوزه علمیه قم گردید. مدت 18 سال در این حوزه به تحصیل و تحقیق در فلسفه و کلام اسلامی، فقه و اصول و تفسیر پرداخت و در بالاترین سطوح حوزوی تحصیلات خود را به پایان رساند.
وی می گوید: در سال های پایانی دوره تحصیلم در قم، نشریاتی، منتشر می شد و در آن نشریات، سعی می شد، معارف اسلامی به صورت قابل قبول، برای نسل تحصیل کرده مملکت عرضه شود که معروفترین آنها، مجله مکتب اسلام و فصلنامه و سالنامه مکتب تشیع بود و من عضو هیئت تحریریه مجله مکتب اسلام بودم.
در سال 1348 دو تن از مراجع تقلید شیعه و مرحوم دکتر سید محمد بهشتی از وی دعوت کردند تا برای ادار مرکز اسلامی هامبورگ آلمان به آن کشور برود. او این دعوت را پذیرفت و به اتفاق خانواده به شهر هامبورگ رفت و در آنجا اقامت گزید. وی با سمت مدیر مرکز اسلامی هامبورگ مدت 9 سال در کشور آلمان اقامت داشت. اقامت در اروپا برای وی فرصتی پیش آورد تا با تسلط بر زبان آلمانی در فرهنگ و تمدن غرب به ویژه فلسفه جدید و الهیات مسیحی از نزدیک مطالعات و تحقیقاتی به عمل آورد. او در این مدت برای شرکت در سمینارها و کنفرانس های بین المللی فلسفی و الهیاتی و سخنرانی در آنها بارها به کشورهای مختلف اروپایی، عربی و امریکا سفر کرد و با شخصیت های برجسته مسیحی، یهودی، بودایی و مسلمان در نقاط مختلف جهان به گفتگو نشست و با آنان دربار چالش های علم و فلسفه جدید با الهیات ادیان بزرگ جهان تبادل نظر کرد و فراوان از آنان آموخت.
مجتهد شبستری در سال 1357 به ایران بازگشت. در آن سال طلیعه های انقلاب اسلامی ایران یکی پس از دیگری آشکار می شد. وی که در دوران اقامت در آلمان نیز فعالیت سیاسی جهت استقرار دموکراسی در ایران را در برنامه خود قرار داده بود، پس از پیروزی انقلاب در ایران با شور و علاقه وافر وارد صحنه های سیاسی شد، مقالات فرهنگی سیاسی وی در مجلات و روزنامه های معتبر آن دوران انتشار می یافت و سخنرانیهای او هم از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شد.در سال 1358 وی به نشر یک مجله تئوریک (دو هفته یک بار) به نام اندیشه اسلامی پرداخت. اما به علت بروز مشکلات مالی از این مجله 15 شماره بیشتر منتشر نشد. این مجله در عین حال که در سمت و سوی حمایت و حراست از انقلاب حرکت می کرد از روند اوضاع سیاسی نیز به صراحت انتقاد می نمود. در اولین دوره انتخابات مجلس شورای ملی پس از انقلاب وی از آذربایجان شرقی به نمایندگی مجلس شورا انتخاب شد. او در آن مجلس در عین طرفداری از انقلاب منتقد روند اوضاع سیاسی بودند و آراء و افکار خود را در مجلس و رسانه ها بیان می کردند. وی پس از پایان دوره اول مجلس شورای اسلامی از شرکت در دوره دوم انتخابات خودداری کرد.
در همان سال ها وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران از وی دعوت کرد عضویت هیأت علمی دانشگاه تهران را بپذیرد وی با استقبال از این دعوت در دانشکده الهیات و معارف اسلامی، گروه فلسفه و کلام اسلامی مشغول تدریس شد و سپس به گروه ادیان و عرفان همان دانشکده انتقال یافت. در سالهای بعد وی به رتبه دانشیاری و سپس رتبه «استاد تمام» ارتقاء یافت.
«سید محمدجعفر طاهری»، فرزند سید محمدطاهر مجتهد شیرازی (1316ق)، عالم دینی و فقیه در شیراز به دنیا آمد. پس از تحصیل مقدمات و سطوح در اوائل تأسیس حوزه علمیه به قم رفت و از محضر آیت الله حائری یزدی استفاده نمود و پس از آن به نجف رفت و از محضر درس آیت الله نایینی و آیت الله عراقی و آیت الله اصفهانی، مدت هفت سال در فقه و اصول بهره برد. پس از کسب اجازه به شیراز بازگشت و به تألیف و تصنیف کتب علمی و تحقیقی پرداخت. وی مرجع امور دینی مردم شیراز بود.
1. إزالة الشکوک فی لباس المشکوک؛
2. مجموعه مقالات اجتماعی و دینی، در دو جلد؛
3. الهدایة فی شرح الکفایة
نصیری، محمدرضا، اثرآفرینان، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، چاپ دوم، 1384ش، تهران.
الهدایة فی شرح الکفایة (شیرازی، محمد جعفر)
مجتهد متجزی به شخص قادر بر استنباط حکم شرعی در بعضی از ابواب فقه اطلاق می شود.
مجتهد متجزی، مجتهدی است که دارای ملکه اجتهاد می باشد، ولی بر استنباط همه احکام شرعی فرعی از منابع آن قادر نیست، بلکه فقط در بعضی از ابواب فقه، قدرت استنباط دارد.
مباحث مورد بحث
بعد از پذیرش امکان تجزی در اجتهاد ، از سه مطلب بحث می شود:۱. آیا جایز است که مجتهد متجزی، به رای خود عمل کند یا خیر؟۲. آیا بر دیگران جایز است به فتوای مجتهد متجزی رجوع کنند؟۳. آیا مجتهد متجزی می تواند منصب قضا را عهده دار شود و آیا حکمش نافذ است؟
عناوین مرتبط
اجتهاد متجزی؛تجزی در اجتهاد.
احمد مجتهد فرزند لطفعلی بن محمد صادق (درگذشته۱۲۶۵ق/۱۸۴۹م) از علما و فقهای امامی سدۀ سیزدهم در آذربایجان بود. او در شمار شاگردان سید علی طباطبایی در عراق بود و پس از بازگشت به تبریز، ریاست حوزۀ علمیۀ، امامت جمعه و جماعت و ادارۀ امور شرعیه آن دیار را عهده دار شد.
معروف ترین اثر او، منهج الرشاد فی شرح الارشاد علامه حلی است که در خلال جنگ دوم میان ایران و روسیه، در قزوین تألیف کرد. احمد مجتهد علیه شیخیه در آذربایجان که پس پایان جنگ ایران و روسیه، درصدد گسترش مسلک خود بودند، فتوا داد.
تاریخ تولد او در مآخذ ذکر نشده است، ولی با توجه به نوشتۀ ادیب الملک مبنی بر اینکه « مدت ۸۱سال در دارالسلطنۀ تبریز... راتق و فاتق امور شریعت... بود » -که احتمالاً منظور نویسنده، مدت زندگانی او بوده است- می توان چنین انگاشت که در ۱۱۸۴ق متولد شده است.
حجیت فتوای مجتهد از اهمیت بسیاری برخوردار است لذا به آیاتی استدلال شده است.
فقیهان در حجّیت فتوای مجتهد بر فرد عامی، به آیاتی استدلال کرده اند:
← آیه ۱۲۲ سوره توبه
بر استدلال به این آیه ، اشکالاتی شده است:الف. از سیاق آیه استفاده می شود که مقصود از اهل ذکر، عالمان اهل کتاب اند؛ بنابراین، شامل مجتهدان و فقیهان نمی شود. از این اشکال پاسخ داده اند که چون آیه بر کبرای کلّی مشتمل است، خصوصیت مورد، سبب نمی شود که اهل ذکر به عالمان اهل کتاب اختصاص داشته باشد؛ بلکه شامل امامان (علیهم السلام) و فقیهان و مجتهدان نیز می گردد. ب. در پاره ای از روایات شیعه ، «اَهلَ الذِّکرِ» به امامان (علیهم السلام) تفسیر شده است؛ بنابراین، مجتهد و فقیه را شامل نمی شود. پاسخ داده اند که این تفسیر از باب تطبیق و ذکر مصداق است، نه این که مقصود، خصوص امامان (علیهم السلام) باشد؛ پس آن روایات تفسیری، بر اختصاص دلالت نمی کند. ج. ظاهر امر به سؤال و توجّه به ذیل آیه «اِن کنتُم لاتَعلَمون» بیان گر این است که غرض و غایت از سؤال حصول علم است، نه این که خداوند ما را به پذیرش جواب متعبّد و ملزم سازد و اگر بار نخست، علم حاصل نشد باید دو مرتبه سؤال کرد و اگر باز هم علم حاصل نشد، برای حصول علم تکرار آن لازم است. مؤید این مطلب، شأن نزول آیه در ارجاع اهل کتاب به عالمان خودشان درباره نبوّت نبیّ اکرم است و روشن است که رسالت و نبوّت از اصول اعتقادی به شمار می رود و در آن، علم و اعتقاد لازم است. و جایی برای تعبّد و اعتماد بر خبر واحد نیست. مؤید دیگر، آیات سابق و لاحق بر این آیه است. پاسخ این است که اشتمال آیه بر تعلیل، خصوصیت مورد را الغا می کند و مفاد آیه این می شود که در آن چه نمی دانید، از جمله احکام عملی به اهل علم مراجعه کنید.
حجیت فتوای مجتهد از اهمیت بسیاری برخوردار است لذا به آیاتی استدلال شده است.
فقیهان در حجّیت فتوای مجتهد بر فرد عامی، به آیاتی استدلال کرده اند:
شرایط مجتهد، توانایی های لازم در مجتهد هستند.
شرایط مجتهد، عبارت است از یک سلسله توانایی ها و بایدهایی که وجود آنها در مجتهد لازم بوده و او را در فهم و استدلال به دلایل شرعی و عقلی به منظور دستیابی به احکام شرعی توانا می سازد. این شرایط عبارت است از:آشنایی با علومی چون: صرف ، نحو ، معانی ، بیان ، منطق ، اصول فقه ، حدیث درایه ، تفسیر دست کم در حد آیات الاحکام و...
عناوین مرتبط
 ۱. ↑ مبادی الوصول الی علم الاصول، علامه حلی، حسن بن یوسف، ص (۲۴۲-۲۴۱).    
...
فتوا، رأی مجتهد در احکام شرعی است.
از احکام آن در باب اجتهاد و تقلید سخن گفته اند.
معنا
فتوا اسم مصدر از افتاء، در لغت به معنای پاسخ دادن به سؤال آمده است؛ چنان که استفتاء در لغت در معنای درخواست پاسخ از امری مشکل و مبهم به کار رفته است. فتوا در اصطلاح عبارت است از حکمی شرعی که مجتهد آن را به عنوان نظر و رأی خود اظهار می کند. فتوا به فتاوی یا فتاوی جمع بسته می شود.
مفتی
به فتوا دهنده « مفتی » و به مقلّدی که فتوا را از او می گیرد « مستفتی » گویند.
حجّیت فتوا
...
در سال ۱۱۹۳ ق. قاضی سعید استرآبادی فرزند ملاّ آقابابا صاحب فرزندی شد که وی را «مسیح» نام نهاد. مسیح نوباوه در خانه ای دیده به جهان گشودکه نهر جوشان دانش و تقوا در آن جاری و سایه همت و تلاشی خستگی ناپذیر در پی گسترش اندیشه های اسلامی بر آن حاکم بود. وی تحت عنایت ویژه پدری فاضل وتربیت مادری مؤمن و پاک سرشت، نشو و نما یافت و از اوان کودکی با نغمه توحید آشنا شد.
از هفت سالگی تمرینهای دینی و آموزش حکمت برای این فرزند صالح در نظر گرفته و در همین دوران به خواندن نماز فرا خوانده شد تا این فریضه دینی بنیانهای عقیدتی را در روان وی سامان دهد. برنامه های تربیتی که به هنگام پرورش وی دنبال می شد موجب گردید که مسیح نوجوان اندیشه خویش را در چشمه ارزشها شستشو دهد و از نور معنویت بهره مند شود. وی که از همان دوران کودکی بر اثر این شیوه تربیتی به مکارم و فضایل علاقه مند شده بود پس از آنکه از محضر پدر فاضل و وارسته خویش خوشه هایی از خرمن دانش برچید با ارشاد پدر به مدرسه علوم دینی زادگاهش استرآباد پا نهاد و مقدمات دروس حوزوی را با شوق زیاد و استعداد شگفت آموخت. پس از آن بار سفر بست و برای تکمیل آموخته هایش خانواده را به قصد قم ترک نمود و در جوار بارگار مقدس حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله علیها ـ رحل اقامت افکند.حوزه درسی فقیه نامدار و دانشور پرآوازه جهان تشیع، میرزای قمی بسان چشمه ای جوشان این تشنه معرفت را به سوی خویش جذب کرد و میرزا مسیح در طول سالهای اقامت خویش در قم از این استوانه فقاهت در رشته های فقه، اصول، حدیث، درایه و رجال بهره برد و در اندک مدتی جزو شاگردان برجسته میرزای قمی قلمداد گردید. میرزا مسیح به استفاضه از دانش استادش اشاره کرده، در آثار خود از او به عنوان «استادما» و القابی نظیر آن یاد می کند. یاد شده پس ازپی گرفتن تحصیل در فقه تا مرز اجتهاد، تهران را به عنوان محل سکونت خویش برگزید و به «مجتهد تهرانی» اشتهار یافت. (توضیح آنکه از سایر اساتید میرزا مسیح اطلاعی در دست نیست.)
شاگردان
میرزا مسیح در تهران علاوه بر آنکه در مقام مرجع تقلید و مجتهد ی پرآوازه به امور شرعی و اجتماعی مردم مشغول بود از پرورش شاگردان غافل نبود و حوزه درسش پررونق بوده است. با اینهمه از زندگی شاگردانی که در تهران محضر این فقیه وارسته را درک کرده اند اطلاعی نداریم و متأسفانه شرح حال نگاران در این مورد نوشته ای که بتوان به آن استناد نمود، نیاورده اند. لیکن در حوزه درسی که با تلاش او در جوار بارگاه هشتمین فروغ امامت حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ تشکیل شد افرادی حضور داشتند کهعبارتند از:۱. حاج میرزا نصر الله مشهدی (تربتی) (متوفی ۱۲۹۸ ق.)۲. حاج میرزا احمد ساوجی (متوفی ۱۳۰۵ ق.)۳. مولانا عبدالرحمن شیخ الاسلام (متوفی ۱۲۹۰ ق.) ی
علمای هم عصر
از افتخارات بزرگی که نصیب میرزا مسیح مجتهد شد، این بود که به رغم اختلافات و فشار ناشی از سلطنت سلسله قاجار و دخالت بیگانگان در امور کشور و نیز اوضاع پریشان و آشفته آن روز، با شخصیتها و دانشوران نامداری معاصر بود که هر یک پرتو افشان محافل علمی بوده اند. سید محمد باقر شفتی بید آبادی عالم فقیه و جامع علوم نقلی و علوم عقلی، عالم ربانی شیخ ابراهیم کرباسی و سید صدرالدین عاملی از جمله معاصران میرزا مسیح اند. سید صدرالدین عاملی یاد شده در سالی که میرزا مسیح رحلت کرد (سال ۱۲۶۳) دار فانی را وداع گفت و در همان حجره ای دفن گردید که میرزا مسیح در آنجا به خاک سپرده شده است.
آثار
...
میرزا مسیح استرآبادی معروف به میرزا مسیح مجتهد (۱۱۹۴ ق تهران) از علمای بنام قرن سیزدهم است. وی فرزند قاضی محمد سعید و نسب او از استرآباد است.
در سال 1193 ق. قاضی سعید استرآبادی فرزند ملا آقابابا صاحب فرزندی شد که وی را «مسیح» نام نهاد. مسیح نوباوه در خانه ای دیده به جهان گشود که نهر جوشان دانش و تقوا در آن جاری و سایه همت و تلاشی خستگی ناپذیر در پی گسترش اندیشه های اسلامی بر آن حاکم بود. وی تحت عنایت ویژه پدری فاضل و تربیت مادری مؤمن و پاک سرشت، نشو و نما یافت و از اوان کودکی با نغمه توحید آشنا شد.
وی پس از آن که از محضر پدر فاضل و وارسته خویش خوشه هایی از خرمن دانش برچید با ارشاد پدر به مدرسه علوم دینی زادگاهش استرآباد پا نهاد و مقدمات دروس حوزوی را با شوق زیاد و استعداد شگفت آموخت. پس از آن بار سفر بست و برای تکمیل آموخته هایش خانواده را به قصد قم ترک نمود و در جوار بارگار مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها رحل اقامت افکند.
حوزه درسی فقیه نامدار و دانشور پرآوازه جهان تشیع، میرزای قمی بسان چشمه ای جوشان این تشنه معرفت را به سوی خویش جذب کرد و میرزا مسیح در طول سال های اقامت خویش در قم از این استوانه فقاهت در رشته های فقه، اصول، حدیث، درایه و رجال بهره برد و در اندک مدتی جزو شاگردان برجسته میرزای قمی قلمداد گردید. میرزا مسیح به استفاضه از دانش استادش اشاره کرده، در آثار خود از او به عنوان «استادما» و القابی نظیر آن یاد می کند. یاد شده پس از پی گرفتن تحصیل در فقه تا مرز اجتهاد، تهران را به عنوان محل سکونت خویش برگزید و به «مجتهد تهرانی» اشتهار یافت. (توضیح آن که از سایر اساتید میرزا مسیح اطلاعی در دست نیست.)
میرزا مسیح در تهران علاوه بر آن که در مقام مرجع تقلید و مجتهدی پرآوازه به امور شرعی و اجتماعی مردم مشغول بود. از پرورش شاگردان غافل نبود و حوزه درسش پررونق بوده است. با این همه از زندگی شاگردانی که در تهران محضر این فقیه وارسته را درک کرده اند. اطلاعی نداریم و متأسفانه شرح حال نگاران در این مورد نوشته ای که بتوان به آن استناد نمود، نیاورده اند. لیکن در حوزه درسی که با تلاش او در جوار بارگاه هشتمین فروغ امامت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام تشکیل شد افرادی حضور داشتند که به زندگی برخی از آن ها اشاره می شود.
از افتخارات بزرگی که نصیب میرزا مسیح مجتهد شد، این بود که به رغم اختلافات و فشار ناشی از سلطنت سلسله قاجار و دخالت بیگانگان در امور کشور و نیز اوضاع پریشان و آشفته آن روز، با شخصیت ها و دانشوران نامداری معاصر بود که هر یک پرتوافشان محافل علمی بوده اند. سید محمدباقر شفتی بیدآبادی عالم فقیه و جامع علوم نقلی و عقلی، عالم ربانی شیخ ابراهیم کرباسی و سید صدرالدین عاملی از جمله معاصران میرزا مسیح اند. سید صدرالدین عاملی یاد شده در سالی که میرزا مسیح رحلت کرد (سال 1263) دار فانی را وداع گفت و در همان حجره ای دفن گردید که میرزا مسیح در آنجا به خاک سپرده شده است.
میرزا مسیح که انسانی وارسته، زهدپیشه و ساده زیست بود در نخستین روزهای ورود به تهران تنها به اقامه نماز جماعت در مسجد جامع شهر اکتفا کرد و در ضمن آن به نشر احکام دین و پاسخگویی به مشکلات فقهی مردم پرداخت. وی اوضاع محرومان را مورد بررسی قرار می داد، در حل گرفتاری های شیعیان از هیچ کوششی دریغ نداشت و در حد توان جامعه مسلمین را مراقبت و نظارت می کرد و اگر در جایی خلاف یا رفتار ناروایی می دید و یا متوجه می شد که احکام اسلامی نادیده انگاشته می شود چون تندر می غرید و با حرکتی مدبرانه به مقابله و اصلاح آن می پرداخت و از این طریق فرهنگ جامعه را تصحیح می نمود.
وی علاوه بر تسلط کامل بر اصول و قواعد کلی فقه و منابع دینی، وضع موجود و حدود موضوعات و زمینه ها را می شناخت و مقتضیات زمان و مکان از نظرش دور نبود. چنین ویژگی افزون بر خوشخویی، صیانت نفس و تواضع وی موجب گردید تا مؤمنان چون پروانه بر گردش جمع شده، از محضرش استفاده کنند رفته رفته در پی اصرار گروهی از طالبان و شیفتگان علوم دینی حوزه درسی تشکیل داد و در اثر تقاضاهای فراوان مردم رساله عملیه خود را انتشار داد و بسیاری از مردم تهران و حتی ساکنان نقاط شمالی و غرب کشور ایشان را به عنوان مرجع تقلید خویش شناختند.
میرزا اسماعیل مجتهد، از علما و ائمه جمعه بزرگ ایران در قرن سیزدهم هجری بود.
از زندگی او اطلاع دقیقی در دست نیست. او فرزند میرزا لطفعلی و نوه میرزا احمد مجتهد تبریزی از علمای مجاهد و برجسته آذربایجان بود.
فعالیت های سیاسی
در ۱۲۷۳ ق که نیروهای انگلیسی بوشهر را اشغال کردند وی که سمت امام جمعه تبریز را داشت به همراه میرزا محمدباقر متجهد و میرزا علی اصغر شیخ الاسلام و بسیاری دیگر از علمای سراسر کشور بر ضد انگلیسی ها فتوای جهاد دادند و در نامه ای به ناصرالدین شاه آمادگی خود و پانزده هزار نیروی داوطلب آذربایجانی را در جنگ با نیروهای انگلیسی اعلام داشت. از تاریخ در گذشت او اطلاعی در دست نیست. او غیر از میرزا اسماعیل ملقب به «حجه الاسلام» فرزند ملا محمد ممقانی است که در تبریز سکونت داشته و معاصر وی بوده است.


مجتهد در دانشنامه ویکی پدیا

مجتهد
«مجتهد» برگرفته از «اجتهاد» است. اجتهاد در واژه به معنای تلاش و کوشش است، اما مقصود از آن در اصطلاح اسلامی، بذل جهد و کوشش برای دریافتن احکام شرعی فرعی از منابع فقه اسلامی است. منابع فقه اسلامی عبارتند از:قرآن، سنت، عقل و اجماع.
البته جمعی از فقهای شیعه اجماع را از این مجموعه استثناء کرده و منابع فقه شیعه را تنها شامل قرآن، سنت و عقل می دانند. عمده این افراد اخباری های شیعه هستند که بزرگانی مانند شیخ حر عاملی از این دسته اند. البته جمعی از فقهای اصولی مانند محمدابراهیم جناتی و علی ریاحی نبی نیز اجماع را به کل حجت نمی دانند.
مجتهد شبستری می تواند به افراد زیر اشاره کند:
محمد مجتهد شبستری، فیلسوف ، فقیه ، پژوهشگر علوم قرآنی و متخصص الهیات تطبیقی
محسن مجتهد شبستری، امام جمعهٔ کنونی تبریز و نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی
مقبره شیخ محمد ابراهیم مجتهد مربوط به اواخر دوره قاجار است و در بروجرد، خیابان سعدی، تقاطع شهید قندی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۷۵۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مسجد مجتهد (۶۳ ستون) مربوط به دوره قاجار است و در تبریز، جنب غربی بازار واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۲۱۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آدرس: تبریز، جانب غربی مسجد جامع، روبروی بازار تجاران
میرزا مسیح استرآبادی معروف به به میرزا مسیح مجتهد (۱۱۹۴ ق تهران) از علمای بنام قرن سیزدهم است.وی فرزند محمد سعید و نسب او از استرآباد است. میرزا مسیح مجتهد تهرانی یکی از فقها و مراجع مکتب تهران و قم بود که در جریان قیام مردم تهران علیه روس ها، رهبری مردم را به عهده داشت.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مجتهد

معنی مجتهد به انگلیسی

priest (اسم)
کشیش ، روحانی ، مجتهد

مجتهد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی مجتهد



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مجتهد کیست   • تعریف مجتهد   • مجتهد عربستان   • نام دیگر کتاب مجتهد   • افشاگری مجتهد   • اخبار جدید مجتهد   • مجتهد جامع الشرایط   • کتاب مجتهد در جدول   • معنی مجتهد   • مفهوم مجتهد   • معرفی مجتهد   • مجتهد چیست   • مجتهد یعنی چی   • مجتهد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مجتهد
کلمه : مجتهد
اشتباه تایپی : l[jin
آوا : mojtahed
نقش : اسم
عکس مجتهد : در گوگل


آیا معنی مجتهد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )