برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1321 100 1

مجنون

/majnun/

مترادف مجنون: بی خرد، بی عقل، جن زده، جنون زده، خردباخته، دیوانه، مخبط، مصروع، دلباخته، شوریده، شیدا، شیفته

متضاد مجنون: عاقل، فرزانه

برابر پارسی: دیوانه، خل، شیدا، شیفته

معنی مجنون در لغت نامه دهخدا

مجنون. [ م َ ] (ع ص ) جنون زده و دیوانه. (غیاث ) (آنندراج ). آنکه عقل وی زایل یا فاسد شده باشد. مؤنث آن مَجنونَه. (از اقرب الموارد). دیوانه شده. دیوانه کرده شده. دیوانه و شوریده و بی عقل. ج ، مَجانین. (ناظم الاطباء). دیوزده. پری زده. مألوس. دیوانه. مقابل عاقل و فرزانه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و قالوا یا ایهاالذی نزل علیه الذکرانک لمجنون. (قرآن 6/15). فذکرفما انت بنعمة ربک بکاهن و لا مجنون. (قرآن 29/52). و ان یکاد الذین کفروالیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین. (قرآن 51/68 و 52).
هر که بدین آب مرد و زنده شداو را
زنده نخواندمگر که جاهل و مجنون.
ناصرخسرو.
عاقل ومجنون حقم یاد آر
در چنین بی خویشیم معذور دار.
مولوی.
- امثال :
خلق مجنونند و مجنون عاقل است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- مجنون شدن ؛ دیوانه شدن. جنون پیداکردن :
زرّ و نقره چیست تا مفتون شوی
چیست صورت تا چنین مجنون شوی.
مولوی.
ز عقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید
گرت آسودگی باید برو مجنون شو ای عاقل.
سعدی.
- مجنون کردن ؛دیوانه کردن :
گر نخواهی ای پسر تا خویشتن مجنون کنی
پشت پیش این و آن از چه همی چون نون کنی.
ناصرخسرو.
گر تو خود مجنونی از بی دانشی پس خویشتن
چون به می خوردن دگرباره همی مجنون کنی.
ناصرخسرو.
- بید مجنون ؛ بید نگون. بید مُوَلَّه ْ. بید ناز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| (اصطلاح فقهی و قانون مدنی ) کسی که فاقد تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح است ، احراز جنون با دادگاه است. (ترمینولوژی حقوق تألیف دکتر جعفری لنگرودی ).
- مجنون ادواری ؛ کسی که بطور متناوب در حال جنون باشد یعنی مدت کمی عاقل باشد و مدتی دیوانه. (ترمینولوژی حقوق تألیف دکتر جعفری لنگرودی ).
- مجنون دائمی ؛ کسی که بدون انقطاع در حال جنون بسر برد. (ترمینولوژی حقوق تألیف دکتر جعفری لنگرودی ).
- مجنون مطبق ؛ مجنون دائمی. (ترمینولوژی حقوق تألیف دکتر ج ...

معنی مجنون به فارسی

مجنون
قیس بن ملوح عامری که بر طبق روایات افسانه ای از طفولیت بدختر عموی خود لیلی محبت سرشاری داشت و چون پدر و مادر لیلی از ملاقات آن دو ممانعت میکردند قیس دچار جنون شد و سر به بیابان گذاشت و با حیوانات محشور گردید . لیلی از دوری مجنون بیمار گشت و جان داد وقتی خبر مرگ لیلی را به مجنون دادند به سر قبر معشوق رفت و آنقدر شعری را که دوست میداشت خواند و ندبه کرد تا همانجا بمرد و به معشوقه پیوست و او را کنار قبر لیلی دفن کردند مجنون را بین سالهای ۶۵ یا ۶۸ یا ۸٠ هجری نوشته اند مجنون عامری مجنون بنی عامر .
دیوانه، مجانین جمع
۱ - ( صفت ) دیوانه مقابل غافل فرزانه : عاقل و مجنون حقم یاد آر در چنین بی خویشیم معذور دار . ( مثنوی ) جمع : مجانین .
مانند مجنون
دهی از خرم آباد
قسمی از درخت بید که شاخه های آن سرنگون است . بید موله . بید ناز .
وسمه و رنگ
وسمه را گویند که آن برگی است که زنان جوشانند و بابرو نهند و مردان بدان ریش رنگ کنند و بعربی ورق النیل خوانند
مثنوی است اثر طبع نظامی گنجه یی شامل ۴۵٠٠ بیت در بحر هرج مسدس اخرب مقبوض . نظامی آنرا پس از خسرو و شیرین در ۵۸۴ ه. بنام جلال الدین ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه سروده . موضوع این مثنوی عشق مجنون ( قیس ) است به لیلی بنت سعد. این داستان پیشتر هم شهرت داشته. ابن الندیم از کتابی بنام [ مجنون و لیلی ] یاد میکند و ابن قتیبه ابوالفرج اصفهانی ابن نباته و جز آنان این داستان را نقل کرده اند. منظومه لیلی و مجنون نظامی مکرر بطبع رسیده .
( اسم ) ۲- یکی از گوشه های همایون .

معنی مجنون در فرهنگ معین

مجنون
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - دیوانه ، بی عقل . ۲ - عاشق .
(لِ یُ مَ) ۱ - (اِ.) نام یکی از گوشه های همایون در موسیقی . ۲ - (اِخ .) نام دو تن از عشاق تاریخ .

معنی مجنون در فرهنگ فارسی عمید

مجنون
دیوانه.

مجنون در دانشنامه اسلامی

مجنون
معنی مَجْنُونٌ: فردي که جن در او حلول کرده ، و با زبان آن جن حرف ميزند
معنی وَلَايَةُ: یاری دادن - سرپرستی و تدبیر امور- دوست داشتنی که همراه با تدبیر امور باشد(ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است که مالک تدبير امور و اموال آنان را به عهده دارد. اين معناي اصلي کلمه ولايت است ، ولي در مو...
معنی وَلَايَتِهِم: دوستی و اداره امور آنان (ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است که مالک تدبير امور و اموال آنان را به عهده دارد. اين معناي اصلي کلمه ولايت است ، ولي در مورد حب نيز استعمال شده ، و به تدريج استعمالش زياد ...
معنی وَلِيِّهِ: خونخواهش - سرپرست و اداره کننده ی امورش (ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است که مالک تدبير امور و اموال آنان را به عهده دارد. اين معناي اصلي کلمه ولايت است ، ولي در مورد حب نيز استعمال شده ، و به تدري...
معنی أَولِيَاءَ: دوستان-سرپرستان-صاحب اختياران (کلمه اوليا جمع کلمه ولي است ، که از ماده ولايت است ، و ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است که مالک تدبير امور و اموال آنان باشد ، که خود آنان مالک اموال خويشند ، ولي تدب...
معنی أَوْلِيَاءَهُ: دوستانش-سرپرستانش-صاحب اختيارانش(کلمه اوليا جمع کلمه ولي است ، که از ماده ولايت است ، و ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است که مالک تدبير امور و اموال آنان باشد ، که خود آنان مالک اموال خويشند ، ولي ت...
معنی أَوْلِيَاؤُکُمْ: دوستانتان-سرپرستانتان-صاحب اختيارانتان(کلمه اوليا جمع کلمه ولي است ، که از ماده ولايت است ، و ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است که مالک تدبير امور و اموال آنان باشد ، که خود آنان مالک اموال خويشند ،...
معنی أَوْلِيَاؤُهُم: دوستانشان-سرپرستانشان-صاحب اختيارانشان(کلمه اوليا جمع کلمه ولي است ، که از ماده ولايت است ، و ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي ...

مجنون در دانشنامه ویکی پدیا

مجنون
مجنون ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مجنون (صفت)
مجنون (عاشق لیلی)
مختصات: ۳۰°۴۳′۴۸″شمالی ۴۹°۴۳′۳۱″شرقی / ۳۰٫۷۲۹۹۸°شمالی ۴۹٫۷۲۵۳۹°شرقی / 30.72998; 49.72539
مجنون (امیدیه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان امیدیه در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان چاه سالم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۸۴ نفر (۸۳خانوار) بوده است.
مجنون فیلمی ایرانی محصول ۱۳۶۹ به نویسندگی و کارگردانی رسول ملاقلی پور است.تهیه کنندگان این فیلم محمدرضا علیقلی ، رسول ملاقلی پور و مسعود کرامتی هستند.
وبگاه اطلاعات سینمایی سوره
ناصر برای تهیه پول که صرف مداوای بیماری قندش و بهبود زندگی بی سروسامان خود و دوستش منوچهر کند، به خواسته شخصی به نام صفدری برای بمب گذاری در یکی از مناطق پرازدحام جنوب شهر تهران، تن می دهد...
مختصات: ۲۹°۱۷′۳۰″ شمالی ۵۰°۴۹′۱۵″ شرقی / ۲۹٫۲۹۱۶۷°شمالی ۵۰٫۸۲۰۸۳°شرقی / 29.29167; 50.82083
درگاه ملی آمار
مجنون، روستایی است از توابع بخش ریگ شهرستان گناوه استان بوشهر ایران.
این روستا در دهستان رودحله قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ آمار رسمی جمعیت آن ۱۴۶نفر (۳۰خانوار) می باشد.
مجنون (به انگلیسی: Maniac)؛ یک مینی سریال آمریکایی در ژانر کمدی سیاه است که توسط کری فوکوناگا و پاتریک سامرویل ساخته شده است. فیلم نامه این مینی سریال؛ اقتباسی از سریال نروژی به همین نام است. پاتریک سامرویل فیلم نامه بیشتر قسمت ها را نوشته است و کری فوکوناگا نیز کارگردانی تمامی اپیزودها را برعهده داشته است. دیو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مجنون در دانشنامه آزاد پارسی

مَجنون ( ـ ح ۸۰ق)
مَجنون
(نام اصلی: قیس بن ملوّح عامری؛ مجنونِ لیلی؛ مجنون بن عامر) عاشق افسانه ای و شاعر عرب. بر مبنای شایع ترین روایت، مجنون از طفولیت عاشق لیلی بود، امّا خانوادۀ معشوقه که از رفتار قیس ناخوشنود بودند، لیلی را به دیگری شوهر دادند. شیدایی مجنون فزونی گرفت و او را به آوارگی و جنون کشانید و همدم جانوران بیابان کرد، تا سرانجام دور از آدمیان جان سپرد. درون مایۀ شعر مجنون، عشق او به لیلی است. سرنوشت قیس، جز در جنون وی، به تجارب عارفانه نزدیک است. در عین حال، اختلال روحی او، عقوبت زیر پای نهادن عرف های اجتماعی است. از همین رو قصۀ مجنون بر دیگر حکایاتی از همین دست سبقت جست و در ادبیات مشرق زمین نماد عشق پاک شد و صورتی مستقل از شعر عربی یافت و به نیکوترین وجه در داستان های فارسی، از جمله لیلی و مجنون نظامی گنجوی، جلوه گر شد. داستان لیلی و مجنون را می توان از جنبه های گوناگون تفسیر کرد. برخی از منابع قدیم، چون الشعر و الشعراء ابن قُتَیبه و اغانی ابوالفرج اصفهانی حتی در موجودیت مجنون شک دارند و جمعی از خاورشناسان وی را شخصیتی افسانه ای تلقی کرده اند. دیوان منتسب به مجنون را، عده ای، از شاعری به نام ابوبکر والِبی دانسته اند. بسیاری از اشعار دیوان مجنون سروده هایی دلنشین است که محیطی بدوی را توصیف می کند. در این اشعار عشق ِ یار با اندوه دوری از دیار در هم آمیخته است. داستان لیلی و مجنون، در زبان های فارسی، عربی و ترکی، دست مایۀ قصه ها و نمایش نامه های بسیاری به نظم و نثر بوده است.

ارتباط محتوایی با مجنون

مجنون در جدول کلمات

مجنون
دیوانه
امپراتور قسی القلب و مجنون روم باستان
نرون

معنی مجنون به انگلیسی

insane (اسم)
مجنون
lunatic (اسم)
مجنون ، ماه زده
crazy (اسم)
مجنون
maniac (اسم)
مجنون ، ادم دیوانه
maniac (صفت)
مجنون ، عصبانی ، دیوانه وار
crazy (صفت)
مجنون ، دیوانه ، شوریده ، شکاف دار
lunatic (صفت)
مجنون ، دیوانه
loco (صفت)
مجنون
insane (صفت)
مجنون ، دیوانه ، احمقانه ، بی عقل
demented (صفت)
مجنون ، دیوانه
mad (صفت)
خل ، مجنون ، شیفته ، دیوانه ، از جا در رفته ، عصبانی
nuts (صفت)
خل ، مجنون ، دیوانه
amok (صفت)
مجنون

معنی کلمه مجنون به عربی

مجنون
باهتياج , مجنون , معتوه

مجنون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
مجنون:[اصطلاح حقوق] كسي كه فاقد تشخيص نفع و ضرر و حسن و قبح است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شعر لیلی و مجنون   • داستان لیلی و مجنون به زبان ساده   • داستان کامل لیلی و مجنون   • لیلی و مجنون ایرج میرزا   • عکس لیلی و مجنون واقعی   • خلاصه داستان لیلی و مجنون   • فیلم لیلی و مجنون   • لیلی و مجنون نظامی   • معنی مجنون   • مفهوم مجنون   • تعریف مجنون   • معرفی مجنون   • مجنون چیست   • مجنون یعنی چی   • مجنون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مجنون
کلمه : مجنون
اشتباه تایپی : l[k,k
آوا : majnun
نقش : صفت
عکس مجنون : در گوگل

آیا معنی مجنون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )