برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1281 100 1

محتضر

/mohtazar/

مترادف محتضر: روبه قبله، مردنی، مشرف به موت

متضاد محتضر: قبراق، سرحال

برابر پارسی: مردنی، جان سپار

معنی محتضر در لغت نامه دهخدا

محتضر. [ م ُ ت َ ض َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از احتضار. مرد نزدیک به مرگ. (منتهی الارب ). بیمار که در حال احتضار است. آنکه در حال نزع است. آنکه مشرف به موت است. که با مرگ دست به گریبان است. که در حال جان کندن است. مشرف به مرگ و آنکه در حال احتضار باشد. (ناظم الاطباء). || کثیرالاَّفة. که جن بر او حاضر آید: اللبن محتضر فغط انأک. (منتهی الارب )؛ یعنی شیر حاضر است پر نما ظرف خود را از آن زیرا که کثیرالآفة است و جن بر آن حاضر می شود. (ناظم الاطباء). رجوع به محضور و محضورة شود. || کل شرب محتضر؛ ای یحضرون حظوظهم من الماء و تحضر الناقة حظها منه. (منتهی الارب ).

محتضر. [ م ُ ت َ ض ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از احتضار. مردم شهری شونده. به شهر آینده. (منتهی الارب ). خلاف بادی. (ناظم الاطباء). || حاضرشونده. (ازمنتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || جفاکار و آزارکننده. (ناظم الاطباء). || دونده. (از منتهی الارب ). اسب دونده. (ناظم الاطباء).

معنی محتضر به فارسی

محتضر
بیماری که درحال جان کندن است
(اسم) ۱ - بشهر آینده. ۲ - حاضر شونده .

معنی محتضر در فرهنگ معین

محتضر
(مُ تَ ض ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - به شهر آینده . ۲ - حاضر شونده .
(مُ تَ ضَ) [ ع . ] (اِمف .) کسی که در حال احتضار و مرگ باشد.

معنی محتضر در فرهنگ فارسی عمید

محتضر
کسی که در حال مرگ و جان کندن است.

محتضر در دانشنامه اسلامی

محتضر
معنی مُّحْتَضَرٌ: آن کس یا چیزی که نزدش حاضر شده اند (عبارت "کُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ "یعنی : هريك در زمان نوبت خود بر سر آب حاضر شوند)
معنی مُحْتَظِرِ: روي هم ريخته - روي هم انباشته (کلمه محتظر به معناي صاحب حظيره است ، يعني چهار ديواري که براي دامداري ساخته ميشود و به زبان فارسي آن را قلعه و يا بهاربند گويند و هشيم محتظر درختهاي خشکيده و مانند آن است ، که صاحب حظيره آن را براي مصرف کردن در قلعه خود...
معنی شِرْبٍ: سهمي از نوشيدن آب (عبارت "کُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ "یعنی : هريک در زمان نوبت خود بر سر آب حاضر شوند)
معنی مَغْشِيِّ: بیهوش شده - غش کرده (از کلمه غشيه و غشاوة به معناي پوشاندن و پيچيدن چيزي در لفافه است ، و چون با صيغه مجهول گفته ميشود غشي علي فلان ، معنايش اين است که فلاني در اثر عارضهاي فهمش از کار افتاد . و نظر المغشي عليه من الموت نگاهي است که محتضر(آنکه در آست...
ریشه کلمه:
حضر (۲۴ بار)

«مُحْتَضَر» اسم مفعول از مادّه «حضور» است.
کار قبض روح انسان ها، توسط ملکی مقرب بنام حضرت عزرائیل و گروهی از فرشتگان که تحت امر او هستند صورت می گیرد.
الف) حضور فرشتگان در نزد محتضر هنگام قبض روح وی:۱. ان الذین توفهم الملـئکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم... ۲. فمن اظـلم ممن افتری علی الله کذبا اوکذب بـایـته اولـئک ینالهم نصیبهم من الکتـب حتی اذا جآءتهم رسلنا یتوفونهم قالوا این ما کنتم تدعون من دون الله قالوا ضلوا عنا وشهدوا علی انفسهم انهم کانوا کـفرین. . ۳. ... ویرسل علیکم حفظه حتی اذا جآء احدکم الموت توفته رسلنا وهم لایفرطون. . ۴. ... ولو تری اذ الظـلمون فی غمرت الموت والملـئکه باسطوا ایدیهم اخرجوا انفسکم... ۵. الذین تتوفیهم الملـئکه ظالمی انفسهم فالقوا السلم ما کنا نعمل من سوء بلی ان الله علیم بما کنتم تعملون الذین تتوفیهم الملـئکه طیبین یقولون سلـم علیکم ادخلوا الجنه بما کنتم تعملون. ۶. فلولا اذا بلغت الحلقوم وانتم حینـئذ تنظرون. ۷. کلا اذا بلغت التراقی وقیل من راق وظن انه الفراق. احتمال دارد ...

محتضر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریان
مشرف به موت
علی قناد
مردنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دعای محتضر   • دعا برای بیمار در حال احتضار   • دعا برای راحت جان دادن محتضر   • دعا برای راحت جان دادن بیمار   • نشانه های محتضر   • برای محتضر چه کنیم   • نشانه های احتضار   • مدت زمان احتضار   • معنی محتضر   • مفهوم محتضر   • تعریف محتضر   • معرفی محتضر   • محتضر چیست   • محتضر یعنی چی   • محتضر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محتضر
کلمه : محتضر
اشتباه تایپی : lpjqv
آوا : mohtazar
نقش : صفت
عکس محتضر : در گوگل

آیا معنی محتضر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )