برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1321 100 1

محتضن

معنی محتضن در لغت نامه دهخدا

محتضن. [ م ُ ت َ ض ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از احتضان ، دربرگیرنده ٔ کودک ، یا دایگی کننده و پرورنده آن را. (آنندراج ). کسی که در آغوش میگیرد و در بغل میگیرد. || از کار بازداشته شده. (ناظم الاطباء). || بازدارنده کسی را از حاجت وی. (آنندراج ). آنکه از کار بازمیدارد. (ناظم الاطباء).

محتضن. [ م ُ ت َ ض َ ] (ع اِ) کنار. (مبنیاً للمفعول ) (منتهی الارب ). کنار و آغوش. || عاج. || (ص ) نعت مفعولی از احتضان. || در آغوش گرفته شده و در کنار گرفته شده. (ناظم الاطباء).

محتضن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی محتضن   • مفهوم محتضن   • تعریف محتضن   • معرفی محتضن   • محتضن چیست   • محتضن یعنی چی   • محتضن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محتضن
کلمه : محتضن
اشتباه تایپی : lpjqk
عکس محتضن : در گوگل

آیا معنی محتضن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )