برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1272 100 1

محدود ‏

/mahdud/

مترادف محدود ‏: بسته، تحدیدشده، متناهی، محصور، اندک، کم، قصیر، کوتاه، تنگ

متضاد محدود ‏: بی پایان

برابر پارسی: اندک، کران مند، کران مند، کرانه پذیر، کم، مرزبسته، مرزین، ناچیز

معنی محدود ‏ در لغت نامه دهخدا

محدود. [ م َ ] (ع ص ) از اطراف احاطه شده. پیدا کرده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). حد گذارده شده. اندازه کرده. متناهی. (یادداشت مرحوم دهخدا) : و عدد این رودهای صناعی نه محدود است که اندر آن به هر زمانی زیادت و نقصان افتد. (حدودالعالم چ دانشگاه ص 38). || معین. معلوم : و لکل امری فی الدنیا نفس معدود و اجل محدود. (تاریخ بیهقی چ مشهد ص 251).
این جهان محدود و آن خود بیحد است
نقش و صورت پیش آن معنی سد است.
مولوی.
هر چیز که محدود بود شکل پذیرد.
قاآنی.
|| اندک.کم : فلان درآمدی محدود دارد؛ کم درآمد است. || که قوه ٔ بسط و تصرف در شنوده ها و دانسته ها ندارد. (منتهی الارب ). || ممنوع از خیر و شر، و اصل معنای این لغت منع است. || محروم. (اقرب الموارد). محروم از بخت و نیکی. (منتهی الارب ). بی روزی. (مهذب الاسماء). || حدزده. (مهذب الاسماء) (آنندراج ). || در اصطلاح نحویین اطلاق بر قسمی از ظرف موقت شود. مقابل مبهم. || در اصطلاح نحویین اطلاق بر قسمی از مفعول مطلق موسوم به موقت گردد. مقابل مبهم. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).

محدود. [ م َ ] (اِخ ) نام رودی است در خاک عراق در نزدیکی انبار در جانب غربی آن که به دستور خیزران آن را حفر کردند و نامش مریان است و چون هرطایفه ای جهتی از آن را برای خویش حدی قرار داده است این نام به روی اطلاق کرده اند. (از معجم البلدان ).

معنی محدود ‏ به فارسی

چیزی که حدونهایت داشته باشد، آنچه برای آن حدومرزتعیین شده باشد، محروم
( اسم ) حد زده شده .
فلک بدون اضافه
[stenohaline, stenohalic] [اقیانوس شناسی، جانور شناسی] ویژگی موجودی که فقط نوسان های اندک شوری را تحمل می کند
[finite wing] [هوافضا] بالی با طول دهانۀ (wing span) محدود، شامل همۀ انواع بال غیر از بال های حلقوی (annular wing)
[limited war] [علوم نظامی] کشمکش مسلحانۀ محدودتر از جنگ عمومی متـ . جنگ مهارشده controlled war جنگ حاشیه ای peripheral war جنگ محلی local war
[restricted forest use] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] جنگلی که در مورد یا مواردی دارای محدودیت است، مثل ممنوعیت ورود به جنگل و ممنوعیت برداشت چوب
[automatic callback, call return] [مهندسی مخابرات] نوعی خدمات سفارشی تماسِ شبکه بنیاد که در آن مرکز تلفن با پایش خط اشغال در ظرف مدت معینی، در صورت آزاد شدن خط، تماس گیرنده را با زنگ مشخصی مطلع می کند و شماره گیری را به طور خودکار انجام می دهد
[limited service] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، حمل ونقل ریلی] نوعی خدمات حمل ونقل عمومی که فقط در مدت زمان مشخصی از روز یا در ایستگاه های معین یا به جمعیت خاصی ارائه می شود
[timed restriction] [مهندسی مخابرات] خدماتی که مدت تماس مشترک را محدود می کند و تماس به محض سپری شدن مدت تعی ...

معنی محدود ‏ در فرهنگ معین

(مَ) [ ع . ] (اِمف .) دارای حد و مرز.

معنی محدود ‏ در فرهنگ فارسی عمید

۱. چیزی که حدونهایت داشته باشد، آنچه برای آن حدومرز تعیین شده باشد.
۲. کوچک، مختصر.
۳. ویژگی کسی که آزادی ندارد.
۴. (ادبی) ویژگی قصیده ای که نسیب ندارد.

محدود ‏ در دانشنامه اسلامی

تحلیل محدود یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای تحلیل مرکب به ذاتیاتش برای اکتساب تعریف حدی است.
تحلیل ذهنی بر دو قسم است: تحلیل حد و رسم، و تحلیل قیاس.
توضیح اصطلاح
تحلیل حد و رسم شامل دو تحلیل است:۱. تحلیل محدود یا تحلیل حد که از طریق به دست آوردن ذاتیات معرَّف به تعریف حدی می رسند.۲. تحلیل رسم که از طریق تحلیل ذاتیات و عرضیات معرَّف به تعریف رسمی یا به رسم می رسند؛ بدین سان تحلیلِ محدود، از راه های اکتساب تعریف حدی است. برای مثال برای تحصیل ذاتیاتِ «حیوان»، ابتدا توجه می شود که از مقوله «جوهر» است، آن گاه به دست می آید که در میان انواع تحت جوهر از نوع «جسم نامی» است، سپس از تحلیل ذاتیاتِ انواعی مثل حیوان ناطق، حیوان صهال و حیوان ناهق که در حقیقت حیوانیت با هم شریک اند، معلوم می شود حد مشترک آنها «جسم نامی حساس متحرک به اراده» است و حد مختصِ یکی ناطق، دیگری ناهق، و سومی صاهل است. در ادامه، حد مختص هر یک کنار گذاشته و حد مشترک آنها اخذ می شود که باقی مانده به اضافه جوهر که در جسم مندرج است تمام ذاتیات حیوان را تشکیل می دهد. مثال دیگر اینکه برای شناخت ذاتیاتِ انسان، ابتدا انسان به «حیوان ناطق» تحلیل می شود، آن گاه حیوان به «جسم نامی متحرک با اراده» و همچنین جسم نامی به اجزایش تحلیل می شود تا اینکه با رسیدن به «جوهر» که جنس الاجناس و بسیط است، فرایند تحلیل پایان یابد. برای رسیدن به تعریف حدی باید انسان با سایر انواع -که آنها نیز تحلیل شده اند- مقایسه شود تا مشترکات و مختصات هر یک معلوم شود، سپس با دست یافتن به جنس قریب و فصل قریب و ترکیب خاص آنها تعریف حدی محقق شود.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است:• حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید.    
...
حد بیشتر از محدود یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای حد امور وابسته به امور دیگر مثل عرض و مضاف است.
حد به لحاظی بر سه گونه است:۱. حد بیشتر از محدود؛۲. حد کمتر از محدود؛۳. حد مساوی محدود. ...

محدود ‏ در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنای اندازه کرده) در اصطلاح بدیع، قصیده ای که شاعر، بدون ورود به نسیب و تشبیب، وارد مدح شود و از همان آغاز قصیده به ستایش ممدوح پردازد: جشن سده و سال نو و ماه محرّم/فرخنده کناد ایزد بر خسروِ عالم (عنصری).

محدود ‏ در جدول کلمات

معنی محدود ‏ به انگلیسی

definite (صفت)
قطعی ، صریح ، معلوم ، محدود ، روشن ، مسلم ، مقرر ، تصریح شده
adjacent (صفت)
نزدیک ، مجاور ، همسایه ، همجوار ، متوالی ، محدود ، دیوار بدیوار
adjoining (صفت)
نزدیک ، مجاور ، همسایه ، همجوار ، محدود ، دیوار بدیوار ، متلاقی
moderate (صفت)
مناسب ، محدود ، ارام ، متعادل ، ملایم ، میانه رو ، معتدل
limited (صفت)
محدود ، مشروط ، منحصر
finite (صفت)
محدود ، فانی ، مسندی
confined (صفت)
محدود ، بستری ، منحصر ، محدود شده
narrow (صفت)
محدود ، باریک ، تنگ ، کوته فکر ، دراز و باریک ، ضیق
bounded (صفت)
محدود ، کراندار
defined (صفت)
محدود ، معین ، مشخص
terminate (صفت)
محدود
determinate (صفت)
معلوم ، محدود ، مقرر ، تعیین شده ، مستقر شده
limitary (صفت)
محدود ، منحصر ، دارای قدرت محدود
parochial (صفت)
محدود ، بخشی ، کوته نظر ، بلوکی ، ناحیه ای
straightlaced (صفت)
محدود ، با تور محکم بسته ، کرست بسته ، شکمبند دار ، در فشار
straitlaced (صفت)
محدود ، با تور محکم بسته ، کرست بسته ، شکمبند دار ، در فشار

معنی کلمه محدود ‏ به عربی

بيئة , ضيق , محدود , محدودة , معتدل
حدد
تشنج , حد , حدد , حدود , خوزق , سد , ضيق , قيد , کثر , کمامة
ازل , غير محدد , غير مفهوم

محدود ‏ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پارسا
این واژه اسم مفعول حد می باشد که آن نیز از اوستایی هیتَ ساخته شده است. از این رو جایگزین پارسی برای محدود، واژه ی هیتیک است: هیت (اوستایی هیتَ= حد) + پسوند مفعولی یک
شهناز اکبرزاده
متضاد بسیار و فراوان و بدون اندازه

شهناز اکبرزاده
عدم آزادی نبود آزادی نداشتن آزادی آزاد نبودن رها نبودن نبود رهایی
نیک
به معنی دارای مرز: کراندار، اندازه دار، دارای چهارچوب
به معنی کوچک: اندک، کوچک، کم
جمشید احمدی
ما می توانیم مانند زبان آذری/ترکی و انگلیسی از بسیاری از واژگان خود بن واژه بسازیم و نباید در اینگونه موارد سختگیری کورکورانه داشته باشیم. بنابراین در زبا پارسی نیز می توان با گذر از صفت به بن واژه را آسان گرفت و بن واژه های بسیاری ساخت که آنها خود سازنده واژه های بسیاری دیگر خواهند بود و ژرفای زبان پارسی را ژرفتر خواهند کرد. مانند:
محدود = تنگیده از بن واژه ی تنگیدن که از صفت تنگ ساخته شده است.
حدود = تنگش
محدود = تنگیده
جمشید احمدی
همچنین است:
واژه ی کران به چم حد که با ساختن بن واژه ی کرانیدن به چم محدود کردن، واژگان بسیار دیگری نیز بدست می آید؛ مانند:
محدود = کرانیده
جمشید احمدی
کرانپذیر / کرانیده/ تنگیده
علی بهجو
محدود = با کران در برابر نامحدود = بی کران
محدود = نه چندان زیاد
در این معنی باید به جای یک واژه از 3 واژه استفاده کرد تا معنی درست تر شود و چشم براه باشیم تا زمانی که همه نویسندگان و گویندگان پارسی سخن بنویسند و بگویند تا واژه های تازه به درون جامعه رسوخ کند و تنگیده که زیبا هم هست نیز بهره برداری شود
میعاد
وابسته
نیازعلی شمس
با سپاس از دوستدراران زبان و فرهنگ پارسی
به گزاره‌های زیر بنگرید:
مرا محدود کرد:مرا در تنگنا نهاد.
محدودیت عوامل فروش: کمبود فروشندگان
محدود می‌شوند:دچار کمبود می‌شوند
کار محدودی: کار ناچیزی
محدوده:کرانه،دایره،پهنه،زمینه
محدودیت: کمبود،کاستی،کرانمندی
محدود:کراندار،کم،اندک،درتنگنا نهاده شده
حدود:پیرامون،نزدیک به ،اندازه(گرچه در چمش تازی مرز هاست)
حد: اندازه
چو ایران نباشد یکی تن نباد


P.sh
کم
تعداد کم
مقدار کم
بسته
اندک
تنگ
نا چیز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مراحل ثبت شرکت با مسئولیت محدود   • تفاوت شرکت با مسئولیت محدود و سهامی خاص   • شرکت با مسئولیت محدود چیست   • نمونه اقرارنامه مدیریتی مسئولیت محدود   • هزینه ثبت شرکت با مسئولیت محدود   • مدارک ثبت شرکت سهامی خاص   • اساسنامه شرکت با مسئولیت محدود pdf   • نمونه اساسنامه شرکت با مسئولیت محدود   • معنی محدود ‏   • مفهوم محدود ‏   • تعریف محدود ‏   • معرفی محدود ‏   • محدود ‏ چیست   • محدود ‏ یعنی چی   • محدود ‏ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محدود ‏
کلمه : محدود ‏
اشتباه تایپی : lpn,n ‏
آوا : mahdud
نقش : صفت
عکس محدود ‏ : در گوگل

آیا معنی محدود ‏ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )