انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 951 100 1

محرم

/mahram/

مترادف محرم: رازپوش، رازدار، رازنگهدار، سرنگهدار، معتمد، موثق، انیس، مقرب، مونس، ندیم، آشنا، خویش، خویشاوند، نزدیک، همسر، زوجه، حرام، ناشایست | زایر احرام بسته، مقیم حرم

متضاد محرم: نامحرم | محل

برابر پارسی: خودی، رازدار، همدم، همدل، آشنا

معنی اسم محرم

اسم: محرم
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: حرام شده، ماه اول از سال قمری

معنی محرم در لغت نامه دهخدا

محرم. [ م ُ رِ ] (ع ص ) در حرم درآینده. (از منتهی الارب ). کسی که احرام حج بسته است. (ناظم الاطباء). احرام بسته. آنکه احرام بسته است زیارت خانه ٔ خدا را. احرام گرفته. مقابل محل. (یادداشت مرحوم دهخدا). احرام گیرنده. (مقدمه ٔ لغت میرسید شریف جرجانی ). قاصدالاحرام. (کشاف اصطلاحات الفنون ). در حرم رونده. (غیاث ) :
شبروان در صبح صادق کعبه ٔ جان دیده اند
صبح را چون محرمان کعبه عریان دیده اند.
خاقانی.
در حریم کعبه ٔ جان محرمان الیاس وار
علم خضر و چشمه ٔ ماهی بریان دیده اند.
خاقانی.
محرمان چون ردی از صبح درآرند به کتف
کعبه را سبز لباس فلک آسا بینند.
خاقانی.
بر معتکف بود که اجتناب کند از آنچه محرم را اجتناب باید کردن. (ترجمه ٔ النهایه ٔ طوسی ص 1 و 116).
- مُحرمانه ؛ همچون احرام گیرندگان :
هر سال محرمانه ردا گیرد آفتاب
وز طیلسان مشتری آرند میزرش.
خاقانی.
|| آشتی کننده. || آنکه در حریم خانه باشد. || در ماههای حرام درآینده. || داخل شونده در حرمتی که هتک آن روا نیست. || حرام. انه لمحرم عنک ؛ یعنی حرام است رنج او بر تو. || امراءة محرم ؛ زن حائض شده. (از منتهی الارب ). زن حائض. (ناظم الاطباء).

محرم. [ م َ رَ ] (ع ص ، اِ) ناشایست. حرام. (منتهی الارب ). حرام کرده ٔ خدا. (ناظم الاطباء). ج ، محارم. || حرمت. || رحم محرم یا ذومحرم ؛آنکه نکاح با او روا نباشد. (منتهی الارب ). زنی که نکاح کردن آن بر مرد برای همیشه حرام باشد به سبب خویشاوندی یا رضاع یا مصاهرة. (کشاف اصطلاحات الفنون ). خویشاوندی نزدیک که نکاح با او روا نباشد. ج ، محارم. آنکه نکاح با وی حرام باشد. (غیاث ). مقابل نامحرم.
- محرم زن ؛ پدر و پسر و برادر و عم و خال باشد و این پنج مردانی هستند که شرع اسلام ازدواج با آنان را حرام کرده است تنها پدر و برادر و برادرزاده و خواهرزاده و شوی محرم زن باشد و مردان دیگر نامحرم اویند. (یادداشت مرحوم دهخدا).
|| زوجه. زن. (آنندراج ):
محرم خود را به نامحرم نمودن خوب نیست
دختر رز را به هر محرم نمودن خوب نیست.
سعید اشرف.
|| کسی که اذن دخول در حرم و خانه ٔ شخصی را دارد. (ناظم الاطباء). || خویشاوند.خویش. آشنا : این مرده را در میان زنان محرمی باشد. (ترجمه ٔ النهایه طوسی ص 228). || اهل سر و آنکه در نزد وی بتوان راز را به ودیعه گذاشت. معتمد. (ناظم الاطباء). ندیم. مقرب. خودی. یگانه.رازدار :
دوست محرم بود براز و نیاز
پیش محرم برهنه باید راز.
سنائی.
خاقانی را تویی همه روز
روزی ده و رازدار و محرم.
خاقانی.
این دو نظرمحرم یک دوستند
این دو چو مغز آنهمه چون پوستند.
نظامی.
چون که ترا محرم یک موی نیست
جز به عدم رای زدن روی نیست.
نظامی.
اگر چه آینه نقش تو دارد
چو با او دم زنی محرم نماند.
عطار.
قلم دو زبان است و کاغذ دوروی
نباشند محرم دراین سو زیان.
کمال اسماعیل.
این سخن پیدا و پنهان است بس
که نباشد محرم عنقا مگس.
مولوی.
آرام نیست در همه عالم به اتفاق
ور هست در مجاورت یار محرم است.
سعدی.
سخن را روی با صاحبدلان است
نگویند از حرم الا بمحرم.
سعدی.
چو محرم شدی از خود ایمن مباش
که محرم به یک نقطه مجرم شود.
اسیری مشهدی.
و آنگه سرادقی که فلک محرمش نبود
کندنداز مدینه و در کربلا زدند.
محتشم کاشانی.
بواسطه ٔ یکی از محرمان به عرض رسانید. (مجمل التواریخ گلستانه ص 205).
- محرم اسرار ؛ رازدار.معتمدی که رازها با او در میان توان نهاد :
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست.
حافظ.
- محرم داشتن ؛ معتمد و رازدار داشتن کسی را : پادشاه را تعجیل نشایست فرمود در فرستادن او بجانب خصم و محرم داشتن در راز رسالت. (کلیله و دمنه ). و من در اینکار محرمی دیگر ندارم. (کلیله و دمنه ).
مرا با من از نیستی هست سری
که کس را در این باب محرم ندارم.
خاقانی.
جهانی راز دارم مانده در دل
که را گویم چو یک محرم ندارم.
عطار.
هیچ کس را با زنان محرم مدار
که مثال آن چو پنبه است و شرار.
مولوی.
لیک آخر زنی و هیچ زنی
نتوان داشت محرم سخنی.
امیرخسرو.
- محرم دانستن ؛ معتمد و رازدار تصور کردن :
دوستان همچو مهر نمامند
دشمنان همچو ماه محرم دان.
خاقانی.
- محرم راز ؛ رازدار. صاحب سِرّ. معتمدی که با وی رازها در میان توان نهاد :
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوئیم
با دوست بگوئیم که او محرم راز است.
حافظ.
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان.
حافظ.
یارب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه ها شنید.
حافظ.
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حقگزار ما نرسد.
حافظ.
محرم راز دل شیدای خود
کس نمی بینم ز خاص و عام را.
حافظ.
- محرم شدن ؛ رازدار شدن. معتمد کسی گشتن در حفظ اسرار : و هر راز که ثالثی در آن محرم شود از اشاعت مصون نماند. (کلیله و دمنه ).
سایه ٔ دیوارم ار محرم شدی
در بروی انس و جان دربستمی.
خاقانی.
ویحک آن موم جدا مانده ز شهدم که کنون
محرم مهر سلیمان شدنم نگذارند.
خاقانی.
چو محرم شدی از خود ایمن مباش
که محرم به یک نقطه مجرم شود.
اسیری مشهدی.
- محرم غار ؛ کنایه از بسیار رازدار. یار غار :
پیوسته ز یک جیب برآرند سر خویش
شمشیر ترا تیغ اجل محرم غار است.
محمدجان قدسی.
رجوع به یار غار شود.
- محرم گردانیدن ؛ محرم ساختن. محرم کردن. رازدار ساختن : شیر او را... محرم اسرار خویش گردانید. (کلیله و دمنه ).
- محرم گردیدن ؛ محرم شدن :
هر گه که دلم محرم جانان گردد
فانی شود اندر او و بیجان گردد.
عطار.
- محرم گشتن ؛ محرم شدن :
اگر سالکی محرم راز گشت
ببندند بر وی در بازگشت.
سعدی.
- محرم نشان ؛ نشاننده ٔ محرم :
آن کعبه ٔ محرم نشان و آن زمزم آتش فشان
در کاخ مه دامن کشان یک مه به پرواز آمده.
خاقانی.
- نامحرم ؛ بیگانه. ناموافق و نامعتمد :
محتسب گر فاسقان را نهی منکر میکند
گو بیا کز روی نامحرم نقاب افکنده ایم.
سعدی.
ز نامحرمان روی پوشیده گل.
سعدی.
رجوع به نامحرم شود. || همدم و هم وثاق. || واقف کار. || مردی که قادر بر نکاح نباشد. مانند پیرمرد از کار افتاده. || نرینه ای که دارای آلات نکاح و ازدواج نباشد مانند خواجه و یا نکاح را نداند مانند کودک و غیر بالغ. (ناظم الاطباء).

محرم. [ م ُ ح َرْ رِ ] (ع ص ) حرام کننده. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حرام گرداننده. || کسی که محکم می بندد تازیانه را. (ناظم الاطباء). || کسی که پوست را ناتمام دباغت میکند. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

محرم. [ م ُ ح َرْ رَ ] (ع ص ) حرام شده. (منتهی الارب ). حرام گردانیده. آنچه از جانب خدای تعالی حرام شده باشد. (ناظم الاطباء). حرام داشته شده. حرام کرده شده. (غیاث ). ج ، محرمات. ماثبت النهی فیه بلا عارض و حکمه الثواب بالترک لله تعالی و العقاب بالفعل والکفر بالاستحلال فی المتفق. (تعریفات ) :
نعمت جنات خوش بر دوزخی
شد محرم گرچه حق آمد سخی.
مولوی.
آنان که در بهار بصحرا نمیروند
عیش خوش ربیع بر ایشان محرم است.
سعدی.
|| شتر رام که هنوز ریاضت وی تمام نشده و به سواری نه درآمده. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || تازیانه ٔ نو. (منتهی الارب ).سوط محرم ؛ تازیانه که هنوز نرم نشده باشد. (ناظم الاطباء). تازیانه ٔ ناپیراسته. (مهذب الاسماء). || پوست دباغت تمام نایافته. (منتهی الارب ). جلد محرم. ج ، محارم و محاریم و محرمات. (آنندراج ). || (اِ) نرمه ٔ بینی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || گرداگرد کعبه و مکه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
- بیت محرم ؛ مکه. خانه خدا :
از عدل و ز انصاف جهان راهمه هموار
چون باغ ارم کرده و چون بیت محرم.
فرخی.

محرم. [ م ُ ح َرْ رَ ] (ع اِ) نخستین ماه از ماههای دوازده گانه ٔ قمری عرب. محرم الحرام. وجه تسمیه آن است که در این ماه در ایام جاهلیت قتال بر مردم حرام بوده است.ماه اول سال عرب پیش از صفر و پس از ذوالحجه. شهر اﷲالحرام. روز نهم آن موسوم به تاسوعا و روز دهم آن عاشورا است. ج ، محارم و محاریم و محرمات :
جشن سده و سال نو و ماه محرم
فرخنده کناد ایزد بر خسرو عالم.
فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص 238).
گر زکاتی به محرم بدهی
زآن خسیسان به صفربازمگیر.
خاقانی.
از پس هر مبارکی شومی است
وز پی هر محرمی صفر است.
خاقانی.
محرم بر حسود ملک و جاهت
که ماندزنده تا دیگر محرم.
سعدی (کلیات ص 716).

محرم. [ م ُ ح َرْ رَ ] (اِخ ) ابن پیر محمدبن مزید، مکنی به ابوالفیض قسطمونی. او راست : ترغیب المتعلمین ، القول البدیع فی الصلاة علی الحبیب الشفیع، و رساله ای مشتمل بر ده مطلب که از تفاسیر و کتب مشهور فراهم کرده است. (یادداشت مرحوم دهخدا).

محرم. [ م ُ ح َرْ رَ ] (اِخ ) ابن محمدبن عارف. متوفی در جمادی الاولی 971هَ. ق. اوراست رساله ای در رضاع. (از یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی محرم به فارسی

محرم
( اسم ) حرام گرداننده جمع : محرمین .
ابن محمد ابن عارف
دهی از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه . جلگه گرمسیر. سکنه ۶۶ تن آب از قنات . محصول : غلات صنایع دستی : قالیچه برک .
دهی از شهرستان مشهد
از معابد قدیمی یمن
میرزا عبدالوهاب پسر زاده آقا محمد هاشم زرگر اصفهانی است
نخل عزا نخل محرم تابوت
آنکه نکاح با وی روا نبود .
دهی از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل .

معنی محرم در فرهنگ معین

محرم
(مَ رَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - از اعضای نزدیک خانواده ، کسی که ازدواج با او حرام باشد. ۲ - کنایه از: زن ، زوجه . ۳ - خویشاوند، خویش . ۴ - آشنا. ۵ - هم راز. ج . محارم .
(مُ رِ) [ ع . ] (اِفا.) کسی که لباس احرام بر تن دارد.
(مُ حَ رَّ) [ ع . ] (اِمف .) نام ماه اوُل از دوازده ماه قمری .

معنی محرم در فرهنگ فارسی عمید

محرم
۱. (فقه) خویشاوند نزدیک یا عضو خانواده که زناشویی با او حرام است.
۲. (فقه) ویژگی آن که پوشیدن سر و روی از او واجب نیست.
۳. بسیارصمیمی و امین.
کسی که احرام حج بسته باشد، کسی که جامۀ احرام بر تن دارد.
ماه اول از سال هجری قمری، شهرالحرام، محرم الحرام. &delta، این ماه را برای آن محرم گفته اند که عرب در این ماه جنگ کردن را حرام می دانستند.

محرم در دانشنامه اسلامی

محرم

...
محرم
واژه «محرم» یک واژه عربی است و ممکن است به یکی از سه صورت زیر حرکت گذاری و خوانده شود:
محرم
معنی مُحَرَّمٌ: تحریم شده - حرام شده
معنی أَسْتَخْلِصْهُ: تااورا محرم (خويش) کنم-(براي خودم)خالصش کنم
معنی حُرُمٌ: جمع حرام به معني هر چيزي که هتک و اهانت به آن جايز نباشد -مُحرم (کسي که برخي کارها بر اوحرام شده)
معنی وَلِيجَةً: کسي که آدمي او را تکيهگاه خود قرار دهد و از خانوادهاش نباشد -همراز-دوست صميمي-محرم راز
معنی نَّسِيءُ: تأخیر انداختن - تأخیر انداخته شده (رسم عرب در جاهليت چنين بود که وقتي دلشان ميخواست در يکي از چهار ماه حرام که جنگ در آنها حرام بوده جنگ کنند موقتا حرمت آن ماه را برداشته به ماهي ديگر ميدادند تا از طرفی مقصودشان فراهم گردد و از طرفی تعداد ماههای حرام...
معنی يُوَاطِئُواْ: که هماهنگ و مطابق سازند - که همگام سازند (از کلمه وطئ به معنای قدم نهادن.رسم عرب در جاهليت چنين بود که وقتي دلشان ميخواست در يکي از چهار ماه حرام که جنگ در آنها حرام بوده جنگ کنند موقتا حرمت آن ماه را برداشته به ماهي ديگر ميدادند تا از طرفی مقصودشان ...
معنی بِطَانَةً: همراز-دوست صميمي-محرم راز- خویشاوند نزدیک (در اصل به معنی آستر است و وجه تشبیهش این است که آستر از خود لباس به بدن نزدیک تر است.چون آستر لباس بر باطن انسان اشراف و اطلاع دارد و ميداند که آدمي در زير لباس چه پنهان کرده ، خويشاوند آدمي هم همينطور است ،...
ریشه کلمه:
حرم‌ (۸۳ بار)

...
محرم ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
محرم کسی است که ازدواج با او حرام است و در نگاه به او محدودیتی که نسبت به سایر افراد وجود دارد، نیست.
افراد محرم دو دسته اند:
دسته ای به سبب خویشاوندی نسبی با یکدیگر محرمند
۱- مادر و مادربزرگ ها تا آخر.۲- دختر و نوادگان تا آخر.۳- خواهر و دختر و نوادگان او تا آخر.۴- دختر و نوادگان برادر تا آخر.۵- عمّه و عمّه های پدر و مادر و اجداد تا آخر.۶- خاله و خاله های پدر و مادر و اجداد تا آخر.
گروهی دیگر نیز به سبب ازدواج بر مردان محرم می شوند
۱- مادرِ زن و مادربزرگ او تا آخر. ۲- دخترِ زن، هر چند دختر خودش نباشد.۳- زن پدر (نامادری).۴- زنِ پسر (عروس).
افراد نامحرم
...
مُحَرَّمُ الحَرام، اولین ماه سال هجری قمری است. دلیل نامگذاری این ماه، حرام بودن جنگ در آن ذکر شده است. واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش در ماه محرم اتفاق افتاده و شیعیان هر ساله در این ماه سوگواری می کنند.
محرم اولین ماه سال قمری است، این ماه را از آن جهت محرم نامیدند که در آن جنگ و غارت حرام بود.
پس از شهادت امام حسین (ع) در محرم سال ۶۱ هجری قمری، این ماه برای شیعیان به ماه عزا تبدیل شده و امامان معصوم(ع) و شیعیان به برگزاری عزا در این ماه همت می ورزیده اند. امام رضا(ع) فرمود:
این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
مذهب و شاعر، متخلص به محرم. پدر وی نسخ نویس معروف اصفهانی و مشهور به صائغ است. بر اساس شهرت پدر او را محرم اصفهانی نیز خوانده اند. میرزا محمدعلی مدتی در شیراز ساکن بوده و با داوری شیرازی، فرزند وصال ملاقات داشته است.
سپس به یزد رفته و به تذهیب و تزیین نسخه ها و قطعات اشتغال داشته و همانجا درگذشته است. از آثار وی: دیوان شعر.
سایت امام حسین علیه السلام.
از مقوله های مهم و سزاوار بحث و دقت نظر، نگاهی همه سویه، به پوشش بانوان در برابر مَحْرَمان است. بحث در این است که آیا بانوان، می باید در برابر مَحْرَمان نسبی، بسان:پدر، برادر، عمو، دایی، فرزندان برادر و خواهر، و مَحْرَمان سببی، مانند:پدرشوهر، شوهر دختر و… تمامی بدن را، به جز سر، گردن، دستها ، تا کمی بالاتر از مچ، و پاها تا مچ، بپوشانند، یا چنین پوششی واجب نیست و تنها پوشاندن شرمگاه، که در برابر همگان، به جز زن و شوهر، واجب بود، رواست؟
اصل نخستین درباره بانوان، پوشش است، تنها جاهایی که واجب نیست، از این قاعده جداست. پس اگر از آیات قرآن ، یا دیگر حجتها، برای ما روشن نشد که بانوان می توانند قسمتهایی از بدن خود را در برابر مَحْرَمان نپوشانند، اصل اوّلی، واجب بودن پوشاندن بدن است و نگاه نکردن مَحْرَمان به بدن آنان. اکنون یکان یکان دلیلهای فقهی:( کتاب ، سنت ، عقل و اجماع ) را به بوته بررسی می نهیم.
دلایل قرآنی
در قرآن مجید، دو آیه، جاهایی را که پوشش آنها بر بانوان در برابر مَحْرَمان واجب نیست، بیان می کند:
← آیه ۵۵ سوره احزاب
این بحث، از بحثهای مهم فقهی است، به گونه ای که فقیهان بزرگی چون: سیدمحسن حکیم و سید ابوالقاسم خویی و دیگران، بر این باورند که قطع و سیره پیاپی، حکایت از آن دارد که:(بانوان می توانند همه بدن خود را، به جز شرمگاه، در برابر مردان مَحْرَم بر خود، برهنه کنند و محرمان می توانند به تمامی بدن آنان، به جز شرمگاه بنگرند.)امّا از آیه فهمیده شد که همه بدن زن در برابر مردان مَحْرَم، به جز سر و گردن، گریبان، پایین تر از مچ پاها و قسمتی از دستها، باید پوشیده باشد.حال دو نگاه به طور کامل ناسازگار با هم، در مسأله وجود دارد، برماست همه دلیلها، از جمله روایت های باب را از کتاب های شیعه و سنی بیرون بکشیم و تک تک آنها را وا رسیم، تا ببینیم، ادعای قطع و سیره ای که بزرگان کرده اند، دلیلی دارد، یا خیر؟
← روایت اول
...
دَهِه مُحَرَّم روزهای یکم تا دهم ماه محرم، اولین ماه سال هجری قمری است. در این ده روز شیعیان به مناسبت شهادت امام حسین(ع) و سایر شهیدان واقعه کربلا سوگواری می کنند.
در بسیاری از مناطق شیعه نشین هر روز و شب محرم را به نام یکی از شهیدان کربلا عزاداری می کنند و روضه ای مناسب آن شخصیت می خوانند. به گفته نویسندگان فرهنگ سوگ شیعی این نام گذاری مستند دینی ندارد و ریشه تاریخی آن نیز مشخص نیست و در مناطق مختلف هم ترتیب متفاوتی دارد.
از سال ۱۳۸۲ شمسی مراسمی با نام همایش شیرخوارگان حسینی و با هدف بزرگداشت علی اصغر(ع) فرزند امام حسین(ع) که در شیرخوارگی به شهادت رسیده است برگزار می شود. زمان این مراسم اولین جمعه ماه محرم است. این مراسم نخستین بار در تهران برگزار شد. در سال های اخیر این همایش در کشورهای شیعه نشین دیگر نیز تشکیل می شود. حاضران این مراسم زنان هستند و کودکان خردسال خود را نیز به همراه می برند.

...
در این مبحث به خلاصه ای از وقایع محرم به صورت روزشمار پرداخته شده است. محرم ماه حزن و اندوه آل محمد (علیهم السلام) است، که همه انبیا و ملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت (علیهم السلام) محزون اند. باید گفت: ماه حزن و اندوه تمام عالم است؛ چراکه همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء (علیه السلام) را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن و اندوه عالم را فرا می گیرد.
پس از فرود آمدن امام حسین (علیه السلام) و یارانش در کربلا در دوم محرم سال شصت و یک هجری، حر بن یزید ریاحی نامه ای به عبیدالله بن زیاد نوشت و او را از فرود آمدن امام (علیه السلام) در این سرزمین با خبر ساخت. در پی این نامه، عبیدالله نامه ای خطاب به امام (علیه السلام) نوشت و به واسطه پیکی به دست آن حضرت (علیه السلام) رساند. او در این نامه چنین نوشته بود:«اما بعد، ای حسین از فرود آمدنت در کربلا با خبر شدم؛ امیرمؤمنان ـ یزید بن معاویه ـ به من فرمان داده که لحظه ای چشم بر هم ننهم و شکم از غذا سیر نسازم تا آن که تو را به خدای دانای لطیف ملحق ساخته یا تو را به پذیرش حکم خود و حکم یزید بن معاویه وادار نمایم. والسلام».نقل شده امام (علیه السلام) پس از خواندن این نامه، آن را به کناری پرتاب کرد و فرمود: «قومی که رضایت خود را بر رضایت آفریدگارشان مقدم بدارند، رستگار نخواهند شد». پیک ابن زیاد به حضرت (علیه السلام) عرض کرد: یا اباعبدالله (علیه السلام) پاسخ نامه را نمی دهی؟ امام حسین (علیه السلام) فرمود: «پاسخش عذاب دردناک الهی است که به زودی او را فرا می گیرد».پیک نزد ابن زیاد بازگشت و سخن حضرت (علیه السلام) را به او باز گفت. عبیدالله از این سخن امام (علیه السلام) به شدت خشمگین شد و در تجهیز سپاه برای جنگ با امام (علیه السلام) همت گماشت.
ورود عمر بن سعد به کربلا
عمر بن سعد، فردای آن روزی که امام حسین (علیه السلام) در کربلا فرود آمد ـ یعنی روز سوم محرم ـ به همراه چهار هزار نفر از مردم کوفه وارد کربلا شد. در چگونگی آمدن عمر بن سعد به کربلا گفته شده:«عبیدالله بن زیاد عمر بن سعد را فرمانده چهار هزار تن از کوفیان کرده و به او دستور داده بود تا آنان را به " دستبی" (سرزمین گسترده ای میان ری و همدان که دو بخش داشته و مشتمل بر روستاهای بسیار بوده است.) برده با دیلمیانی که بر این منطقه چیره شده بودند، مبارزه کند. عبیدالله هم چنین فرمان حکومت ری را نیز به نام عمر نوشته بود و او را به سمت فرمان داری این شهر برگزیده بود. پسر سعد به همراه یاران خود از کوفه بیرون رفت و در منطقه ای در بیرون کوفه به نام "حمام اعین" اردو زد. او برای رفتن به ری آماده می شد که موضوع قیام امام حسین (علیه السلام) پیش آمد و چون امام (علیه السلام) به سوی کوفه حرکت کرد ابن زیاد، عمر بن سعد را پیش خواند و به او دستور داد نخست به جنگ امام حسین (علیه السلام) برود و چون از آن فارغ شد، به سوی محل حکومت خود حرکت کند. ابن سعد جنگ با امام حسین (علیه السلام) را خوش نمی داشت؛ ازاین رو از عبیدالله خواست تا او را از این کار معاف بدارد؛ اما ابن زیاد معافیت او را منوط به پس دادن فرمان حکومت ری کرد. عمر بن سعد چون چنین دید از عبیدالله مهلت خواست تا در این باره اندکی بیندیشد.او بازگشت تا با خیرخواهانش مشورت کند؛ اما با هر که مشورت کرد او را از این کار باز می داشتند. از جمله کسانی که عمر بن سعد در این باره با آنان به مشورت پرداخت خواهرزاده اش حمزه بن مغیرة بن شعبه بود. نقل شده حمزه نزد پسر سعد آمد و گفت: دایی جان تو را به خدا قسم! مبادا به مقابله حسین (علیه السلام) بروی که نافرمانی خدا کرده ای و پیوند خویشاوندی ات را قطع کرده ای؛ به خدا قسم! اگر همه دنیا و زمین و دارایی هایش از آن تو باشد و تو از آن دست بشویی برایت بهتر از آن است که خدا را در حالی ملاقات کنی که خون حسین (علیه السلام) را به گردن داری.عمر بن سعد به او گفت: بی گمان به خواست خدا، این کار را بر عهده نخواهم گرفت». او این سخن را گفت؛ اما هم چنان شوق حکومت بر ری را در دل داشت. گفته شده او در آن شبی که از عبیدالله بن زیاد مهلت گرفته بود تا در کار خود بیندیشد، اشعاری را با خود زمزمه می کرد و می گفت:«ا اترک ملک الری و الری رغبه ام ارجع مذموما بقتل حسین (علیه السلام)و فی قتله النار التی لیس دونها حجاب و ملک الری قرة عینآیا ملک ری را ترک کنم و حال آن که آرزوی من همان است یا آن که با بدنامی و قتل حسین (علیه السلام) برگردم.در قتل حسین (علیه السلام) دوزخ است که بر کسی پوشیده نیست؛ ولی ملک ری موجب روشنایی چشم است». از عبدالله بن یسار جهنی نیز نقل شده که می گفت: «وقتی به عمر بن سعد دستور داده بودند به سوی حسین (علیه السلام) حرکت کند، پیش وی رفتم؛ به من گفت: امیر (عبیدالله بن زیاد) به من دستور داد به سوی حسین (علیه السلام) حرکت کنم؛ اما من این کار را نپذیرفتم.گفتم: خدایت قرین هدایت بدارد کار درستی کرده ای این کار را به عهده دیگران بینداز و خود از انجام این کار اجتناب کن و به سوی حسین (علیه السلام) نرو.سپس از نزدش بیرون آمدم. کسی نزدم آمد و گفت: عمر بن سعد در حال جمع کردن مردم برای جنگ با حسین (علیه السلام) است.پس نزد پسر سعد بازگشتم؛ او نشسته بود و چون مرا دید، روی از من برگرداند. دانستم که مصمم به حرکت و رویارویی با حسین (علیه السلام) است؛ ازاین رو از نزدش بیرون آمدم». عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و گفت: «خداوند کارت را به صلاح دارد! تو این کار (فرمان داری شهر ری) را به من سپرده ای و مردم نیز از آن خبر یافته اند، اگر صلاح می بینی آن را تنفیذ کن و کس دیگری را از میان بزرگان کوفه، به سوی حسین (علیه السلام) روانه کن که من برای تو در جنگ، سودمندتر و با کفایت تر از آنان نیستم. سپس تنی چند از بزرگان کوفه را نام برد. اما ابن زیاد به او گفت: نمی خواهد بزرگان کوفه را به من بشناسانی، درباره کسی که می خواهم بفرستم از تو نظر نخواستم؛ اگر با سپاه ما می روی که بهتر، و گر نه فرمان ما را پس بفرست. عمر چون اصرار پسر زیاد را دید گفت: می روم. پس با چهار هزار نفر سپاهی حرکت کرد و فردای روزی که امام حسین (علیه السلام) در نینوا فرود آمده بود، به آن جا رسید».
گفت وگوهای امام و عمر بن سعد
عمر بن سعد پس از آمدن به کربلا عزره (عروة) بن قیس احمسی را نزد امام حسین (علیه السلام) فرستاد و گفت: «نزد او برو و بپرس برای چه به این سرزمین آمده است و چه می خواهد»؟ عزره از کسانی بود که به امام (علیه السلام) نامه نوشته بود و ایشان را به کوفه دعوت کرده بود؛ از این رو از رفتن نزد آن حضرت (علیه السلام) شرم کرد عمر بن سعد این کار را به همه بزرگانی که نامه به آن حضرت (علیه السلام) نوشته بودند، پیشنهاد کرد؛ اما آنان نیز از انجام این کار خودداری کردند.
← رفتن کثیر نزد امام
...
نام گذاری شب های محرم به طور تعینی و با گذشت زمان صورت گرفته است. این کار از ناحیه ذاکران اهل بیت (علیهم السّلام) به تقلید از شب های خاصی مانند: عاشورا و تاسوعا انجام گرفته است. به همین جهت نخستین شب ماه محرم را به پاس فداکاری و جانفشانی های سفیر امام حسین (علیه السّلام)، شب حضرت مسلم نام نهاده اند.
جناب مسلم بن عقیل بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم برادرزاده حضرت علی (علیه السّلام) است. وی فرزند عقیل، عموزاده و صحابی گرانقدر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و نوه ابوطالب، پدر گرامی امام علی (علیه السلام)
ابن اثیر جزری، ابوالحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۴، ص۶۱.    
با اعلام آمادگی گستردۀ کوفیان و ارسال نامه های فراوان، امام حسین (علیه السّلام) پسر عمویشان، مسلم بن عقیل را فراخواندند و از او خواستند به کوفه برود و ایشان را از صحت و سقم آمادگی کوفیان آگاه گرداند.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۷۷.    
عبیدالله پس از ورود به کوفه به جستجوی مسلم بن عقیل پرداخت و با نفوذ یکی از کارگزارانش، به نام معقل در بین شیعیان کوفه، از محل اختفای مسلم در خانه هانی بن عروه مطلع گردید؛ لذا هانی را به خاطر میهمانی از مسلم دستگیر و زندانی کرد.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ۲، ص۸۰.    
...
نام گذاری شب های محرم به طور تعینی و با گذشت زمان صورت گرفته است. این کار از ناحیه ذاکران اهل بیت (علیهم السّلام) به تقلید از شب های خاصی مانند: عاشورا و تاسوعا انجام گرفته است. شب پنجم به زهیر بن قین و حضرت عبدالله بن حسن، کودک هشت ساله امام مجتبی (علیه السّلام) منسوب است. البته روضه حبیب بن مظاهر نیز به این شب منسوب است.
عبدالله بن الحسن (علیه السّلام) در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین (علیه السّلام) در ظهر عاشورا به شهادت رسید. عبدالله بن حسن بن علی (علیه السّلام)، نوجوان ۱۱ ساله، فرزند امام حسن مجتبی (علیه السّلام) که روز عاشورا، وقتی دید سیدالشهداء بر زمین افتاده است، برای دفاع از عمو به سوی میدان شتافت و در دفاع از عموی مظلومش جام شهادت نوشید.در مقاتل چنین نقل شده است که در واپسین لحظات حیات شریف سیدالشهداء (علیه السّلام)، سپاه کوفه امام (علیه السّلام) را محاصره کرد، در حالی که امام (علیه السّلام) دیگر توان ایستادن نداشت و از جنگ باز ایستاده بود. در این هنگام ندای امام حسین (علیه السّلام) به آسمان برخاست و سر به جانب آسمان بلند کرد و نیایشگرانه گفت: خدایا، تو خود میدانی که اینان فرزند دخت فرزانه پیامبرشان را می کشند.... آن تبهکاران سنگ دل اندکی درنگ کردند و دگر باره بر امام (علیه السّلام) هجوم بردند. در این هنگام عبدالله بن حسن (علیه السّلام) که هنوز به حد بلوغ نرسیده بود خیمه گاه را ترک کرده، شتابان به سوی امام (علیه السّلام) دوید، حضرت امام حسین (علیه السّلام) با دیدن او خطاب به خواهرش زینب (سلام الله علیها) فرمود: «خواهرم این کودک را نگهدار.» زینب کبری (سلام الله علیها) خود را به کودک رساند و سعی کرد از رفتنش جلوگیری کند و او را به خیمه ها بازگرداند، امّا او پایداری کرد و بازنگشت و فریاد بر آورد که: «لا افارق عمّی!» به خدای سوگند از عمویم جدا نخواهم شد و او را تنها نخواهم گذاشت! و خود را از دستان عمه اش رها کرد و نزد امام حسین (علیه السّلام) رفت تا شاید مانع از شهادت عموی بزرگوارش گردد. در این هنگام یکی از تجاوزکاران اموی به نام «بحر بن کعب» به سوی حسین (علیه السّلام) روی آورد که «عبداللَّه» فریاد بر آورد: هان ای پلیدزاده! آیا می خواهی عمویم را به شهادت برسانی؟ آن عنصر پلید نیز شمشیری بر آن کودک فرود آورد و عبداللَّه دست خود را سپر ساخت که دستش از بدن جدا شد! او در حالی که دستش تنها به پوست آویزان بود، فریاد بر آورد که: عمو جان مرا دریاب! حسین (علیه السّلام) او را در آغوش کشید و بر سینه چسباند و فرمود: یادگار برادرم! بر آنچه در راه خدا بر تو فرود آمده است شکیبایی پیشه ساز و آن را به فال نیک بگیر و خیر بدان که خدای پر مهر به زودی تو را بر پدران و نیاکان شایسته کردارت ملحق خواهد ساخت.و آن گاه «حرمله» گلوی آن کودک محبوب را هدف تیر بیداد خود ساخت و سرش را از پیکرش جدا کرد! حسین (علیه السّلام) پس از شهادت جانسوز نور چشم برادرش، «عبداللَّه» در آغوشش، رو به آسمان کرد و گفت: بار خدایا، اگر این بندگان ستمکار و گناه پیشه ات را تاکنون از نعمت هایت بهره ور ساخته ای، اینک آنان را تار و مار و مایه عبرت دیگران قرار ده و هرگز از آنان خشنود مباش.
شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۱۱۰.    
زهیر، الگوی دلدادگی و عاشقی نسبت به امام زمانش در کربلاست. زهیر بن قین، از بزرگان قبیله بَجیله بود که در کوفه می زیست.
مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۲۸، ص۳۱۹.    
 ۱. ↑ شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۱۱۰.    
...
نام گذاری شب های محرم به طور تعینی و با گذشت زمان صورت گرفته است. این کار از ناحیه ذاکران اهل بیت (علیهم السّلام) به تقلید از شب های خاصی مانند: عاشورا و تاسوعا انجام گرفته است. شب چهارم عزاداری محرم را به نام به یکی از شهیدان سربلند کربلا، یعنی جناب حر بن یزید ریاحی نام گذاری کرده اند. البته این شب به فرزندان حضرت زینب نیز منسوب شده است.
حرّ الگوی توبه و حقیقت جویی است. او در آغاز برخورد با امام حسین (علیه السّلام) چنین جایگاه وارسته ای نداشت و به گفته خودش مامور بود و معذور! اما ادب و تواضعش در مقابل سالار شهیدان، سبب رهایی او شد. حر با ژرف بینی، حق را بر باطل ترجیح داد و پیشانی پشیمانی بر سجدگاه توبه فرود آورد. حر، جذاب ترین الگوی توبه برای خطاکاران است. او که یکی از فرماندهان نامی عرب بود، همراه با هزار نیروی جنگی برای مقابله با امام حسین (علیه السّلام) و بستن راه آن حضرت به میدان آمده بود؛ اما چون در روز عاشورا امام (علیه السلام) فریاد برآورد: اما مِنْ مُغیثٍ یغیثُنا لِوَجْهِ اللَّهِ تَعالی؟ اما مِنْ ذابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ؛ آیا فریادرسی هست که به فریاد ما رسد و از خدا جزای خیر بطلبد؟ و آیا کسی هست که شرّ این قوم را از حرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باز دارد؟»
ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۰۱.    
حضرت زینب کبری (علیهاالسّلام) در حماسه عاشورا دوشادوش برادر حرکت کرده و لحظه ای از ایثار و فداکاری باز نایستاد. آن بانوی گرامی در سفر کربلا دو یادگار از همسرش عبداللّه بن جعفر به نام های عون و محمد به همراه داشت که هر دو در رکاب امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسیدند. هنگامی که عبدالله فهمید که سفر امام حسین (علیه السّلام) به کربلا قطعی است، دو پسرش عون و محمد را را برای کمک به مادرشان به همراه قافله امام حسین (علیه السّلام) روانه کرد و به آنان سفارش کرد که اگر جنگی پیش آمد، از امام حسین (علیه السّلام) حمایت و دفاع کنند.
شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۶۹.    
 ۱. ↑ ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۰۱.    
...
نام گذاری شب های محرم به طور تعینی و با گذشت زمان صورت گرفته است. این کار از ناحیه ذاکران اهل بیت (علیهم السّلام) به تقلید از شب های خاصی مانند: عاشورا و تاسوعا انجام گرفته است. امام حسین (علیه السّلام) روز دوم محرم سال ۶۱ هجری به سرزمین کربلا وارد شد. به همین خاطر، در شب دوم محرم، ذاکران به ذکر مصائب کاروان امام حسین (علیه السّلام) در کربلا، مانند محاصره لشکر و نگرانی اهل بیت امام می پردازند.
قافله امام حسین (علیه السّلام) روز دوم محرم در حالی که توسط لشکر حرّ بن یزید ریاحی محاصره شده بود به سرزمین کربلا رسید. امام وقتی نام کربلا را شنید فرمود: «هَذا مَوْضِعُ کَرْبٍ هاهُنا مُناخُ رِکابِنا وَ مَحَطُّ رِحالِنا وَ مَقْتَلُ رِجالِنا وَ مَسْفَکُ دِمائِنا بِهذا حَدَّ ثَنی جَدّی رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله؛ اینجا محل غم و بلا است، اینجا خوابگاه مرکب های ماست، محل فرود آوردن بارها و توشه های ماست، اینجا قتلگاه مردان ما و محل ریختن خون های ماست؛ جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) این گونه به من خبر داده است.»
امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۹۳.    
پس از سخنان امام حسین (علیه السّلام) همگی از مرکب ها فرود آمدند و خیمه ها را برافراشتند و از آن طرف، لشکر دشمن با هزار نفر در نقطه مقابل چادر زد. امام حسین (علیه السّلام) بعد از استقرار در کربلا، در گوشه ای نشسته و در حالی که شمشیر خود را آماده می کرد، اشعاری را در بی وفایی دنیا زمزمه می کرد: «یا دَهْرُ اُفٍّ لَکَ مِنْ خَلیلٍ کَمْ لَکَ بِالْاِشْراقِ وَ الْاَصیلِ•••مِنْ صاحِبٍ وَ طالِبٍ قَتیلِ وَ الدَّهْرُ لا یَقْنَعُ بِالبَدیلِ؛ ای روزگار! افّ بر تو باد. چه بد رفیقی هستی، چه بسیار دوستانت را در شامگاهان و صبحگاهان به قتل رسانیده ای. و روزگار در نزول بلا بر افراد هرگز به بدل قانع نمی شود.»
طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۰.    
 ۱. ↑ امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۹۳.    
...
نام گذاری شب های محرم به طور تعینی و با گذشت زمان صورت گرفته است. این کار از ناحیه ذاکران اهل بیت (علیهم السّلام) به تقلید از شب های خاصی مانند: عاشورا و تاسوعا انجام گرفته است. شب سوم محرم، به نام مبارک حضرت رقیه (سلام الله علیها) دردانه سه ساله حسین بن علی (علیه السّلام) نام گذاری شده است.
حضرت رقیه (سلام الله علیها) در روز سوم یا پنجم صفر سال ۶۱ ه ق در سفر اهل بیت به شهر شام از دنیا رفته است. شاید نام گذاری روز سوم محرم به نام این دختر کوچک و با کرامت به این انگیزه بوده که در گرماگرم عزاداری دهه اول، از مظلومیت او یادی شود. حضرت رقیه الگوی تربیت صحیح است. با تدبر در جملات کوتاهی که او هنگام دیدن سر بریده پدر به زبان آورده به خوبی می توان دریافت که این کودک از چه معرفت والایی برخوردار بوده است. برخی منابع از رقیه با نام فاطمه کوچک اسم برده اند و چنین گزارش کرده اند: «هنگامی که چشم حضرت زینب (سلام الله علیها) در کوفه به سر نازنین برادر که بر روی نیزه بود افتاد، فرمود: ای برادرم! با این فاطمه کوچک سخن بگو، زیرا نزدیک است دلش از شدّت اندوه آب شود.»
علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۱۵.    
محلّ اقامت حضرت رقیه (سلام الله علیها) و سایر اسیران در شام، خرابه ای بود که یزید به قصد زیر آوار ماندن و کشتن اهل بیت (علیهم السّلام)، آنان را در آن، جای داده است.
قمی، شیخ عباس، وقایع کربلا، ص۲۰۳.
در کامل بهایی چنین آمده است: «در میان اسیران، دخترکی بود چهار ساله. شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدر من، حسین (علیه السلام) کجاست؟ در این ساعت او را به خواب دیدم. سخت پریشان بود. زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست. یزید خفته بود. از خواب بیدار شد و تفحّص کرد. خبر بردند که حال (اوضاع)، چنین است. آن لعین گفت که بروند و سر پدر او را بیاورند و در کنار او نهند. ملاعین، سر را بیاوردند و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند.
عمادالدین طبری، حسن بن علی، کامل بهایی، ج۲، ص۱۷۹.
...



محرم در دانشنامه ویکی پدیا

محرم
محرم، می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
مُحرّم (ماه)، از ماه های سال در تقویم اسلامی
سوگواری محرم
مَحرم (خویشاوند)، اصطلاحی در دین اسلام در مورد روابط زن و مرد
مُحرِم (حج)، کسی که احرام بسته است
عملیات محرم، نام یکی از عملیات های جنگ ایران و عراق
مَحرَم اصطلاحی در فقه اسلامی است که شامل گروهی از خویشاوندان نزدیک می شود که ازدواج با آن ها حرام است. البته این واژه در گفتار عامیانه بیشتر به افرادی اشاره دارد که اجرای مقررات مربوط به حجاب اسلامی در برابر آن ها لازم نیست.
محارم به سه گروه؛ محارم نَسَبی (شامل؛ مادر/پدر و اجداد، فرزندان و نوادگان، خواهر/برادر، خواهر/برادر زادگان، عمه/عمو/خاله/دایی) که از زمان تولد رابطه محرمیت با آن ها برقرار است، محارم سببی که بر اثر ازدواج ایجاد می شوند (شامل؛ مادر/پدر ِ همسر، فرزند/نوه ِ همسر، همسر ِ فرزند، همسر ِ پدر/مادر و خواهرزن/شوهرخواهر) و محارم رضاعی (که مشابه محارم نسبی است) تقسیم می شوند.
رابطه محرمیت، به جز استثنای خواهرزن/شوهر خواهر، در تمامی موارد همیشگی است یعنی ازدواج با مادر زن تا همیشه حرام خواهد بود حتی در صورت جدایی از همسر یا مرگ او. اما در مورد خواهرزن/شوهر خواهر محرمیت در صورت پایان رابطه زوجیت از بین می رود.
مَحرم رمانی نوشته الیف شافاک از نویسندگان معاصر ترکیه می باشد. اتحادیه نویسندگان ترکیه در سال ۲۰۰۰ جایزه اش را به این رمان داده است.
ماه مُحَرّم یا محرم الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه های حرام است. نام این ماه پیش از اسلام در دوران جاهلیت مؤتمر (در عربی: مُؤْتَمِر یا المُؤْتَمِر) بوده است و در زمان جاهلیت محرم (در عربی :المُحَرَّم) نامی بوده که به ماه رجب گفته می شد. محرم نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری و یکی از ماه های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.
شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب مفاتیح الجنان بیان شده است. محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در قتل حسین بن علی است.
محرم آباد ، روستایی از توابع بخش جنگل شهرستان رشتخوار در استان خراسان رضوی ایران است.
محرم اینچه (اینجه) (متولد ۴ مارس سال ۱۹۶۴ در یالووا) است. 
او در چهار دوره متوالی در سالهای ۲۰۰۲ ، ۲۰۰۷ ، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۵  از زادگاه خود و از سوی حزب جمهوری خواه خلق وارد پارلمان ترکیه (مجلس ملی کبیر) شد.
در۴ می ۲۰۱۸ ، محرم اینچه رسما نامزدی خود را از سوی حزب مطبوعش برای انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام ترکیه در سال ۲۰۱۸ و مبارزه انتخاباتی با رجب طیب اردوغان اعلام کرد. نهایتا او در انتخابات ریاست جمهوری با کسب ۳۱ درصد آرا در مقابل رجب طیب اردوغان شکست خورد.
محرم بسیم (زاده ۱۲۹۹ در باکو - درگذشته ۱۳۹۲ در تهران) بازیگر اهل ایران بود.
پیکر او در پنجم مهرماه ۱۳۹۲ سه روز پس از مرگش در خانه اش پیدا شد. وی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
محرم بک (به عربی: محرم بک) یک محله در مصر است که در استان اسکندریه واقع شده است.
«محرم راز» (انگلیسی: Hamraaz) فیلمی هندی است که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به سونیل دات و راج کومار اشاره کرد.
محرم زینال زاده (زاده ۱۳۳۰ خوی) کارشناس تئاتر، بازیگر و کارگردان ایرانی است.
محرم عاشری (فارسی: محرم عاشری؛ زادهٔ ۲۹ آوریل ۱۹۵۹(1959-04-29)) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است.
محرم حسین احمد علی (عربی مصری: محرم حسين احمد علي، ۲۴ ژوئن ۱۹۳۴(۱۹۳۴-06-۲۴) – ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۲(۲۰۰۲-07-۲۷)) مشهور به محرم فؤاد؛ هنرپیشه و خواننده اهل مصر بود.
محرم نویدکیا (زادهٔ ۱۰ آبان ۱۳۶۱ در اصفهان) بازیکن فوتبال و عضو سابق تیم ملی فوتبال ایران می باشد و به عنوان هافبک بازی ساز در باشگاه فوتبال سپاهان اصفهان بازی میکرد.
او به عنوان کاپیتان سپاهان پنج بار در لیگ های برتر دوم، نهم، دهم، یازدهم و چهاردهم جام قهرمانی را بالای سر برده و در لیگ هفتم با این تیم به نایب قهرمانی رسیده است تا عنوان پرافتخارترین بازیکن و کاپیتان لیگ برتر را از آن خود کند.
نویدکیا به همراه سپاهان چهار بار در جام های حذفی هفدهم، نوزدهم، بیستم و بیست و ششم قهرمانی را تجربه کرده است.
محرم با سپاهان به مقام نایب قهرمانی لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۰۷ رسید و موفق شد در جام باشگاه های جهان ۲۰۰۷ به همراه این تیم حضور داشته باشد.
او در عرصهٔ ملی موفق شد به همراه تیم ملی فوتبال امید ایران مدال طلای بازی های آسیایی ۲۰۰۲ و برنز مسابقات فوتبال غرب آسیا ۲۰۰۲ را به گردن آویزد. نویدکیا دو بار در سال های ۸۲–۱۳۸۱ و ۹۲–۱۳۹۱ عنوان بازیکن سال فوتبال ایران را از آن خود کرد تا اسطورهٔ فوتبال اصفهان لقب گیرد.
وی پس از حدود دو دهه فعالیت در تیم های ملی و به عنوان یکی از وفادارترین بازیکنان سپاهان اصفهان که در ایران فقط در این تیم بازی کرده و محصول این باشگاه بود، در تاریخ ۲۴ مهرماه ۱۳۹۵ در قالب هفتهٔ هشتم لیگ شانزدهم و در شهرآورد اصفهان مقابل ذوب آهن در ورزشگاه فولادشهر از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.
محرم کوسه (ترکی استانبولی: Muharrem Köse) مشاور حقوقی رئیس ستاد ارتش ترکیه و یکی از طراحان اصلی کودتای ۲۰۱۶ ترکیه بوده که از پستش برکنار شده است.
۲۰ محرم، بیستمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روزبیستمین روز سال است.
۱ محرم، اولین روز سال و اولین روز ماه محرم در گاهشماری هجری قمری است.
۲۱ محرم، بیست و یکمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز بیست و یکمین روز سال است.
۱۰ محرم، دهمین روز سال و دهمین روز ماه محرم در گاه شماری هجری قمری است که به آن عاشورا هم می گویند
۲۲ محرم، بیست و دومین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
۸ محرم، هشتمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز هشتمین روز سال است.
۲۳ محرم، بیست و سومین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز بیست و سومین روز سال است.
۲۴ محرم، بیست و چهارمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز بیست و چهارمین روز سال است.
۲۵ محرم، بیست و پنجمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز بیست و پنجمین روز سال است.
۲۶ محرم، بیست و ششمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز بیست و ششمین روز سال است.
۱۱ محرم، یازدهمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز یازدهمین روز سال است.
۹ محرم، نهمین روز سال و نهمین روز ماه محرم در تقویم هجری قمری است که به آن تاسوعا هم می گویند. و برای شیعیان روز بزرگداشت عباس بن علی است.
۱۲ محرم دوازهمین روز سال و دوازدهمین روز ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
۲۷ محرم، بیست و هفتمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز بیست و هفتمین روز سال است.
۲۸ محرم، بیست و هشتمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز بیست و هشتمیمین روز سال است.
۲۹ محرم، بیست و نهمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز بیست و نهمین روز سال است.
۳ محرم، سومین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز سومین روز سال است.
۳۰ محرم، سی امین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز سی امین روز سال است.
۱۳ محرم، سیزدهمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز سیزدهمین روز سال است.
۴ محرم، چهارمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است.
در تقویم هجری قمری قراردادی این روز چهارمین روز سال است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با محرم

محرم در جدول کلمات

محرم ا سرار
رازدار
سریال حسن فتحی ویژه شبهای محرم بود با بازی حسین یاری و کتایون ریاحی
شبدهم
سریال در دست تولید بهروز شعیبی ویژه پخش در محرم امسال با بازی ویشکا آسایش | حامد کمیلی و فرهاد آئیش
پرده نشین
نام کوچکترین فرزند امام سوم شیعیان جهان | حسین بن علی (ع)که در 10 محرم سال 61 هجری در شش ماهگی در کربلا به شهادت رسیدضمنا نفری است که در بین شیعیان به باب الحوایج معروف است
علی اصغر

معنی محرم به انگلیسی

intimate (اسم)
مانوس ، محرم
confidant (اسم)
خاصگی ، دمساز ، محرم ، محرم اسرار ، پرده دار

معنی کلمه محرم به عربی

محرم
عميق
سکرتير
عارف
عميق

محرم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی محرم

معصومه ١٥:٠٩ - ١٣٩٦/٠٤/٢١
همدرد
|

اشکان ١٣:٣٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧
این واژه عربی است و بجای آن این واژه ها را بکار ببریم‌:
قلمرو : حریم آب ( قلمرو آب)
همخون
ناشایست و ناروا
شیزیک ( ممنوع)
ازدواج با محارم حرام است
محارم و محرم ، به معنی حرام شده یا حرام شده ها هستند و این جمله بی معنی است .

|

پیشنهاد شما درباره معنی محرم



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محرم عکس   • درباره محرم   • محرم چیست   • ماه محرم   • تحقیق در مورد محرم   • محرم شدن   • متن محرم   • محرم 95   • معنی محرم   • مفهوم محرم   • تعریف محرم   • معرفی محرم   • محرم یعنی چی   • محرم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محرم
کلمه : محرم
اشتباه تایپی : lpvl
آوا : mahram
نقش : اسم
عکس محرم : در گوگل


آیا معنی محرم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )