انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 892 100 1

معنی محرک در لغت نامه دهخدا

محرک. [ م َ رَ ] (ع اِ) بن گردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

محرک. [ م ُ ح َرْ رِ ] (ع ص ) جنباننده و حرکت دهنده. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هر متحرکی را محرکی هست و محرک هم یا بالذات است و یا بالعرض. (فرهنگ علوم عقلی سجادی ).
- محرک اول ؛ ذات حق تعالی :
کیست مر این قبه را محرک اول
چیست از این کار کرد بهره و حاصل.
ناصرخسرو.
- محرک سرمدی ؛ ذات حق تعالی.
|| برانگیزاننده و ترغیب کننده. (ناظم الاطباء). وادارنده. برآغالاننده. || به هیجان آورنده. (ناظم الاطباء). || مقابل مخدر. تحریک کننده. (یادداشت مرحوم دهخدا). || ماده ٔ تحریک کننده ، چون فسفر و ذراریح. (یادداشت مرحوم دهخدا).

محرک. [ م ُ ح َرْ رَ ] (ع ص ) تحریک شده. برانگیخته شده. || هر کلمه که دارای دو فتحه و یا زیادتر باشد. (ناظم الاطباء).

معنی محرک به فارسی

محرک
تحریک کننده، جنباننده
(اسم ) تحریک کننده برانگیزاننده ورغلاننده جمع : محرکین . یا محرک اول . ذات حق تعالی . یا محرک سرمدی . ذات حق تعالی .
جنباننده
[stimulus] [روان شناسی] عامل یا رویداد یا موقعیتی، درونی یا بیرونی، که سبب پاسخ موجود زنده می شود
[bone stimulator] [ارتاپزشکی] وسیلۀ تحریک استخوان برای ترمیم
[achromatic stimulus] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] محرکی که موجب درک یک رنگ بی فام می شود
[reinforcing stimulus] [روان شناسی] ← تقویت کننده
[colour stimulus] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] تابش مرئی که ورود آن به چشم، سبب درک رنگ فام دار یا بی فام می شود
[chromatic stimulus] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] محرکی که در شرایط حاکم بر تطابق چشم سبب درک یک رنگ فام دار می شود
[stressor] [روان شناسی] هر واقعه یا عامل یا وضعیت درونی یا بیرونی که به فشار هیجانی یا جسمی منجر شود
[provocative diet] [تغذیه] رژیمی که غالب غذاهای حساسیت زا را در آن می گنجانند و با حذف یک به یک آنها، مادۀ غذایی حساسیت زا شناسایی می شود

معنی محرک در فرهنگ معین

محرک
(مُ حَ رِّ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - حرکت دهنده . ۲ - تحریک کننده ، برانگیزنده .
(مُ حَ رَّ) [ ع . ] (اِ مف .) تحریک شده ، برانگیخته . ج . محرکین .

معنی محرک در فرهنگ فارسی عمید

محرک
۱. تحریک کننده.
۲. (صفت) ایجادکنندۀ حساسیت.
۳. (صفت) [قدیمی] به حرکت درآورنده، جنباننده.

محرک در دانشنامه ویکی پدیا

محرک
محرک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
محرک (آلبوم دپش مد)
محرک (دارو)
محرک (فیزیولوژی)
«محرک» (به انگلیسی: Exciter) آلبومی از دپش مد است که در ۱۴ مه ۲۰۰۱ (۲۰۰۱-05-۱۴) منتشر شد.
«Dream On»
«I Feel Loved»
«Freelove»
«Goodnight Lovers»
«محرک» (به انگلیسی: Exciter) آلبومی از دپش مد است که در ۱۴ مه ۲۰۰۱ (۲۰۰۱-05-۱۴) منتشر شد.
«Dream On»
«I Feel Loved»
«Freelove»
«Goodnight Lovers»
مُحَرّک ها یا انگیزنده ها (به انگلیسی:Stimulants) موادی هستند که موجب افزایش هوشیاری و کاهش خستگی جسمی و روحی میشوند. محرک ها در صورت مصرف خودسرانه معمولاً موجب بدرفتاری،خشونت و اعتیاد می شوند به همین دلیل پزشکان تا حد ممکن از تجویز اینگونه داروها خودداری میکنند.
در فیزیولوژی، محرک به تغییر محسوسی در محیط درون یا اطراف یک اندامگان گفته می شود. توانایی اندامگان یا اندام در پاسخ به محرک بیرونی را «تحریک پذیری» می گویند. هنگامی که محرکی بر حسگرهای گیرایی اعمال می شود، اغلب باعث پدید آمدن واکنش (رفلاکس) از راه ورارسانی می شود. این حسگرها اغلب می توانند اطلاعات را از بیرون بدن بگیرند، همانند حسگرهای تماسی که در پوست قرار دارند و یا حسگرهای نور که چشم هستند؛ یا از درون بدن به دست آورند، همانند حسگرهای شیمیایی یا مکانیکی.
محرکی درونی، اغلب نخستین بخش از فرایند کنترل هم ایستا است. محرک های بیرونی توانایی پدید آوردن واکنش در سراسر بدن، همچون پاسخ جنگ و گریز، را دارند. برای آنکه یک محرک با احتمال بالایی تشخیص داده شود (دریافت شود)، میزان آن باید بالاتر از حدی معین باشد. در صورتی که سیگنالی آن حد معین را بگذراند، اطلاعات آن به دستگاه عصبی مرکزی منتقل می شود؛ جایی که در آن تصمیم بر روی اینکه بدان چه واکنشی داده شود گرفته می شود. اگرچه محرک ها اغلب باعث واکنش و پاسخ بدن می شوند، اما این دستگاه عصبی مرکزی است که تصمیم نهایی را درباره اینکه پاسخی باید داده شود یا نه می گیرد.
محرک بی حرکت (به یونانی باستان: ὃ οὐ κινούμενον κινεῖ، هُو او کینومِنٌن کینِی، «آنچه حرکت می دهد بی آنکه حرکت داده شود») یا محرک نخستین، یک مفهوم فلسفی است که توسط ارسطو به عنوان علت اصلی همه حرکت ها در جهان توصیف شد. آنطور که از نام آن برمی آید، محرک بی حرکت چیزهای دیگر را حرکت می دهد اما هیچ عملی که باعث حرکت آن بشود رخ نمی دهد.
یک محرک توان آبی شامل یک عامل محرک که بوسیله آب حرکت می کند و آنهایی که شاید در سه طبقه رده بندی شده باشند. موتورهای فشار آب، دارای یک پیستون وسیلندروشیرهای ورودی وخروجی هستند که عملکرد آنها با آب به عنوان سیال محرک (کارا) است که همتراز موتوربخار یا موتوربنزینی می باشند.
پمپ آب
برق (آبی) وقتی که قدرت طبیعی آب در جریان آن دستگاه (فن، پروانه، چرخ) را که با قدرت آب فشار داده شده را حرکت داده، تولید شده است. بطور معمول وزن آب ۸ لبن در یک گالن است. قدرت آن (آب) مکانیسم توربین را میچرخاندو تولید الکتریسیته می کند. مزیت برق تولید شده در این روش اینست که این منابع تجدید شدنی است. یک مقیاس کوچک میکرو توربین برق آبی می تواند یک قطعه قابل اعتماد وطولانی مدت (با عمر بالا) از تکنولوژی باشد و عیب این سیستم اینست که تکنولوژی هنوز در حال توسعه یافتن بیشتر از این چیزی که امروزه وجود دارد، هست.
پروانه آب
توربین ها انرژی خود را از سرعت زیاد آب از خروجیها یا از دستگاه های تحت فشار گذارنده آب ویا از عبور آب در طول پره های رونده، آنهایی که با عث چرخش می شوند می گیرند. (بیرون می کشند)
محرک حلزونی (به انگلیسی: Worm drive) چیدمان چرخدنده ای (به انگلیسی: gear arrangement) است که در آن دنده مارپیچی (به انگلیسی: worm) با چرخدندهٔ کرمی یا چرخ کرمی (به انگلیسی: worm gear) که به شکل چرخدنده سادهٔ دندانه داری است، درگیر است. چیدمان چرخ دنده حلزونیه مانند سایر چیدمان های چرخدنده ای دو عمل اصلی را انجام می دهد، منجمله کاهش دور بر دقیقه و افزایش گشتاور نیرو. نسبت دنده در چیدمان چرخ دنده کرمی برابر با نسبت اندازهٔ چرخدندهٔ حلزونی (تعداد دندانه ها) به ۱ می باشد. در چیدمان چرخ دنده حلزونی دنده مارپیچی می تواند از دو نوع راست دست یا چپ دست باشد.
محرک های زیرآستانه ای (در انگلیسی Subliminal stimuli) در تقابل با محرک های فراآستانه ای به هرگونه محرک حسی که پایین تر از آستانهٔ مطلق فردی برای ادراک آگاهانه باشد اطلاق می گردد. مفهوم ادراک زیرآستانه ای ازاین رو شایان توجه است که می گوید اندیشه، احساسات و رفتار مردم متأثر از محرکی است که علیرغم عدم آگاهی از آن، ادراک می گردد. این پدیده ابتدا در سال ۱۸۹۷ مطرح شد، ولی در ۱۹۵۷ جستار «پیام های زیرآستانه ای»، هنگامی که آگهی سازان و چیره دستان وادی تبلیغات، ادعای کاربرد بالقوهٔ آنرا در تحریک خریداران مطرح ساختند، به گفتمانی جنجالی بدل شد. این در حالیست که پژوهش های علمی متعاقب، از سنجش بیشتر این ادعاهای بازاریابی، در غیاب یک اثر دارونمایی صِرف، برای رسیدن به نتایجی درخور اعتماد، ناتوان بوده اند.
سامانه چهار چرخ محرِک یا (4WD) یا (4x4) خودرویی است که قابلیت گشتاوری نیروی محرکه تولید شده موتور را به بر روی چهار چرخ به صورت همزمان دارد. بنا بر عقیده بسیاری از مردم این نوع خودرو خودروی بیابانی است. همچنین این نوع خودرو نقش مهمی در بازی های رالی دارد. اینگونه خودروها کنترل بهتری در حرکات نمایشی و سر پیچ ها دارند. همچنین نیرو بیشتری به زمین وارد می کنند در نتیجه ازشتاب بیشتری برخوردارند. برای مثال از اینگونه خودروها، می توان به خودروهای امروزی اشاره کرد از جمله مدل های زیادی از subaru(سوبارو)،lamborghini(لامبورگینی)،ford(فورد)و...
سیستم 4WD مدت مدیدی است که ابداع شده و انواع متنوعی از آن به بازار آمده است که همه آنها با همین نام شناخته می شوند، اما در واقع موارد استفاده آنها متفاوت است.
سیستمی است که در آن، فقط می توان برای مدتی معین از چهار چرخ محرک استفاده کرد. این نوع سیستم 4WD برای ایجاد قدرت کشش بیشتر در وسائط نقلیه برای حمل بارهای سنگین تر و یا حرکت در شرایط نامساعد جاده ای ساخته شده است. از این سیستم، فقط می توان در شرایط نامساعد جاده ای و نه در جاده های مسطح و خشک بهره برداری کرد، لذا واضح است که این سیستم برای انجام کارهای سخت و سنگین ساخته شده است. در جاده های هموار، می توان وسیله نقلیه را در حالت 4WD قرار داد. حالات قرار گرفتن دنده عبارتند از: 4WD Hi, 2WD و 4WD LO. این سیستم برای استفاده در مکان های بدون جاده عالی است و هنگامی که همزمان با قفل دیفرانسیل به کار گرفته شود، بیشترین کارایی را خواهد داشت (جیب ویلیز ۱۹۴۲).
از این سیستم می توان همیشه و در تمامی مسیرها از جمله آسفالته استفاده کرد. این سیستم 4WD برای ایجاد قدرت کشش بیشتر در وسیله نقلیه و کارامدتر کردن 4WD برای استفاده روزمره ساخته شده است. به این سیستم، 4WD دائم نیز می گویند. استقرار دیفرانیسل اضافی در مجموعه انتقال قدرت وسیله نقلیه، امکان بهره برداری دائمی از 4WD را فراهم می سازد. در این سیستم، حالت 2WD وجود ندارد. با وجود این سیستم، شما اسبی قدرتمند در اختیار خواهید داشت. مزیت استفاده از Full Time 4WD در جاده های نامساعد، استحکام بیشتر در حرکت به عنوان یک نکته ایمنی در رانندگی روزانه است. انواع حالت های قرار گرفتن دنده در این سیستم، عبارتند از: 4WD Hi و 4WD LO. این سیستم در خارج از جاده و در صورت قابلیت قفل شدن بسیار خوب عمل می کند، اما همزمان با قفل محور دیفرانسیل، بهترین عملکرد را دارد (رنجرور ۱۹۶۹).
این سیستم مشابه 4WD دائمی است، با این تفاوت که فاقد گشتاور سرعت کم و یا در واقع الگوی مسافت کوتاه است. از این سیستم، همواره و در تمامی جاده ها از جمله آسفالته می توان استفاده کرد. این سیستم، یکی از مظاهر ایمنی در وسائط نقلیه امروزی است، اما گرچه برای کار سنگین طراحی نشده، باعث ایمن تر و دلپذیرتر شدن وسیله نقلیه می شود. این سیستم در رقابت برای حرکت در جاده های ناهموار، تقریباً بازنده است زیرا تأکید بیشتر بر استحکام و عملکرد آن بوده و بهتر است که در خارج از جاده، کمتر مورد استفاده قرار گیرد (آئودی کواترو ۱۹۸۰ و اکثر خودروهای سوبارو).
سیستم اتوماتیک متقارن AWD، ابتدا فقط به عنوان سیستمی مستحکم و قدرتمند ساخته شده بود. از این سیستم می توان به طور مداوم در تمامی سطوح از جمله مسیرهای آسفالته استفاده کرد. سیستم AWD به طور دائمی عمل نمی کند بلکه فقط هنگامی به کار می افتد که شرایط تعادل وسیله نقلیه از بین برود. اساساً خودروهای دارای این سیستم، خودروهایی با دیفرانسیل 2WD و فاقد قابلیت های حرکت در جاده های نامساعد هستند. واضح است که این سیستم تنها برای افزایش ایمنی، استحکام و تعادل در حرکت ساخته شده و استفاده از آن در مسیرهای خارج از جاده و جاده های ناهموار، توصیه نمی شود (ولوو ۱۹۹۶) گفتنی است که امروزه بسیاری از وسائط نقلیه، ترکیبی از انواع سیستم های 4WD را مورد استفاده قرار می دهند.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

محرک در جدول کلمات

محرک انسان به بدی
وسوسه
محرک ماشین
موتور

معنی محرک به انگلیسی

irritant (اسم)
محرک ، ازارنده
motive (اسم)
سبب ، محرک ، عنوان ، علت ، موجب ، انگیزه ، مناسبت ، غرض
stimulus (اسم)
محرک ، تحریک ، انگیزه ، وسیله تحریک ، تحرک ، انگیختار
exciter (اسم)
محرک ، اشوبگر ، برانگیزنده
motivation (اسم)
محرک ، انگیزش ، انگیزه ، انگیختگی
engine (اسم)
محرک ، ماشین ، اسباب ، الت ، موتور ، ماشین بخار
motor (اسم)
محرک ، ماشین ، اتومبیل ، موتور ، حرکت دهنده ، منبع نیروی مکانیکی
impellent (اسم)
محرک ، جنباننده ، سوق دهنده
driver (اسم)
محرک ، شوفر ، سورچی ، راننده ، گاری چی
incitation (اسم)
محرک ، تحریک ، اغوا ، انگیزش ، انگیزه ، تهییج ، وادارسازی
incitant (اسم)
محرک
incitant (صفت)
محرک
locomotive (صفت)
محرک ، متحرک ، حرکت دهنده ، وابسته به تحرک
propellant (صفت)
محرک ، راننده
motory (صفت)
محرک
propellent (صفت)
محرک
excitant (صفت)
محرک ، مهیج ، برانگیزنده ، قابل تحریک در مقابل التماس
impellent (صفت)
محرک ، مشوق ، وادار کننده
motor (صفت)
محرک
appetizing (صفت)
محرک ، مشهی ، مطبوع طبع ، اشتهااور
motive (صفت)
محرک ، جنبنده ، داعی
actuating (صفت)
محرک
driving (صفت)
محرک
stimulant (صفت)
محرک ، مهیج
provocative (صفت)
محرک ، برانگیزنده ، فتنه گر ، عصبانی کننده
moving (صفت)
محرک ، متحرک ، سیار ، سایر

معنی کلمه محرک به عربی

محرک
حافز , دافع , سائق , عاطفي , مثير , محرک , منبه

محرک را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی محرک

شهریار آریابد ١١:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
در اوستا " موتار " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی محرک



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محرک قوی مردان   • معنی محرک   • نقاط حساس بدن زن تصویری   • عکس بدن زنان زیبا   • عکس بدن زن برهنه   • حساس ترین نقطه بدن مرد   • بدن زنان برهنه   • نقاط حساس زنان برای تحریک   • مفهوم محرک   • تعریف محرک   • معرفی محرک   • محرک چیست   • محرک یعنی چی   • محرک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محرک
کلمه : محرک
اشتباه تایپی : lpv;
آوا : moharrek
نقش : صفت
عکس محرک : در گوگل


آیا معنی محرک مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )