برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1153 100 1

محشور

/mahSur/

مترادف محشور: جلیس، قرین، مانوس، مصاحب، معاشر، مقترن، مقرب، ندیم، هم نشین

معنی محشور در لغت نامه دهخدا

محشور. [ م َ ] (ع ص ) مرد مطاع که مردمان به خدمت وی شتابند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

محشور. [م َ ] (ع ص ) حشر کرده شده. برانگیخته شده. (ناظم الاطباء). روز قیامت برانگیخته شده. (غیاث ) (آنندراج ).
- محشور شدن ؛ حشر کرده شدن.
- || گرد آمدن. آمیزش یافتن. معاشر شدن. رفت و آمد پیدا کردن. گرد آمدن با کسی یا با کسانی در روز قیامت.
- محشور کردن ؛ گرد آوردن (روز قیامت ).
- || جمع کردن. همنشین کردن : خدا او را با پیغمبر محشور کند.
|| تیر بهم پیوسته پر. (منتهی الارب ).(ناظم الاطباء). || گرد کرده و فراهم آورده. || کلان و بزرگ. || استوار. (ناظم الاطباء).

معنی محشور به فارسی

محشور
گردهم جمع شده، همدم، همراه، همصحبت
(اسم ) ۱ - گرد آمده با کسی ( کسانی ) معاشر . ۲ - گرد آمدن با کسی ( کسانی ) در روز قیامت .
مرد مطاع که مردمان بخدمت وی شتابند
( مصدر) ۱ - گرد آوردن ( روز قیامت ) : خدا او را با پیغمبر ص محشور کند . ۲ - معاشر کردن .

معنی محشور در فرهنگ معین

محشور
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) برانگیخته شده ، گردهم جمع شده .
( ~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) با هم بودن ، همراه بودن .
( ~ . شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - گرد آمدن با کسی (کسانی ) در روز قیامت . ۲ - معاشر شدن .

معنی محشور در فرهنگ فارسی عمید

محشور
۱. ویژگی آن که در روز قیامت با کسی در یک جا گرد آید.
۲. همدم، همراه، هم صحبت.

محشور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جلال مرادی.jm
همنشین
ناصر بیگی
هم نشین-درکنار-همدم-در کل با فردی همجور شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محشور شدن یعنی چه   • مشحور   • مهشور   • مشهور   • معنی محشور   • مفهوم محشور   • تعریف محشور   • معرفی محشور   • محشور چیست   • محشور یعنی چی   • محشور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محشور
کلمه : محشور
اشتباه تایپی : lpa,v
آوا : mahSur
نقش : صفت
عکس محشور : در گوگل

آیا معنی محشور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )