برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1221 100 1

محصنه

/mohsene/

مترادف محصنه: شوهردار، طاهره، پارسازن

برابر پارسی: شوهردار

معنی محصنه در لغت نامه دهخدا

محصنة. [ م ُ ص َ ن َ ] (ع ص ) زن شوهرکرده : امراءة محصنة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زن باشوی. || زن باردار شده. (ناظم الاطباء). || زن پارسا. (زمخشری ). || (اصطلاح فقهی ) زن بالغ و عاقلی که به عقد دائم زوجه ٔ شخصی شده است و زوج از نزدیکی با وی متمکن است. مجازات محصنة که مرتکب زنا شود رجم است.

محصنة. [ م ُ ص ِ ن َ ] (ع ص ) زن پارسا. (منتهی الارب ). زن عفیفه و باحیا. (ناظم الاطباء). || زن آزاد و شوی کرده. (مهذب الاسماء). شوهردار. (یادداشت مرحوم دهخدا).

محصنة. [ م ُ ح َص ْ ص َ ن َ ] (ع ص ) دارای باروی استوار. دیوار استوار به گرد کشیده. باحصن. حصین : لایقانلونکم جمیعاً الا فی قری محصنة او من وراء جُدُر... (قرآن 14/59). و اهل الصین فی کل موضع لهم مدینة محصنة عظیمة. (اخبار الصین و الهند ص 26).

محصنه. [ م ُ ص ِ ن َ ] (ع ص ) محصنة. رجوع به محصنة شود. زن پارسا و عفیفه و باحیا. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || زن شوهرکرده. (از منتهی الارب ). شوهرکرده. (ناظم الاطباء).
- زنای محصنه ؛ زنا با زن شوهردار. (ناظم الاطباء). رجوع به زنای محصنه شود.

معنی محصنه به فارسی

محصنه
زن شوهردار، محصنات جمع
( اسم ) مونث محصن جمع : محصنات .

معنی محصنه در فرهنگ معین

محصنه
(مُ صَ نَ) [ ع . ] (اِمف .) زنِ شوهردار. ج . محصنات .

معنی محصنه در فرهنگ فارسی عمید

محصنه
زن شوهردار.

محصنه در دانشنامه اسلامی

محصنه
معنی مُحَصَّنَةٍ: منع شده (در اصل از احصان (به معني مانع شدن)- محكم شده -(درعبارت"قُرًی مُّحَصَّنَةٍ " منطقه اي كه با قلعه اي محكم احاطه شده وحفاظت مي شود)
معنی مُحْصَنَاتِ: زنان شوهر دار- زنان با عفت (اصلش ازاحصان به معنی منع است و قلعه را هم از این جهت حصن می گویند چون از ورود اغیار منع و جلوگیری می کند و زن شوهر دار هم از این جهت محصنة گفته می شود چون شوهرش او را از تعرض دیگران حفظ می کند.در مورد زنان در سه مورد به كا...
ریشه کلمه:
حصن‌ (۱۸ بار)

«مُحَصَّنَة» از مادّه «حصن» (بر وزن جسم) به معنای دژ می باشد، بنابراین «قری محصّنه» به آبادیهایی گفته می شود که به وسیله برج و بارو یا کندن خندق یا موانع دیگر از هجوم دشمن در امان است.
زِنای مُحصَنه، زنای مرد یا زن همسردار که با چندین شرط تحقق پیدا می کند و مجازات آن سنگسار است. زنای محصنه با چهار شاهد یا چهار بار اقرار ثابت می شود.
در شریعت اسلام، به زنای مرد یا زن همسردار، «زنای محصنه» می گویند. به مرد و زنی که احصان داشته باشند، «مُحصَن» و «محصَنه» یا «ثیِّب» و «ثیِّبه» می گویند.
بر پایه فقه امامیه، برای تحقق زنای محصنه، علاوه بر شرائط ویژه باب زنا و شرایط عمومی تکلیف مانند بلوغ، عقل و اختیار، چندین شرط دیگر نیز ضروری دانسته شده که عبارتند از:

معنی کلمه محصنه به عربی

محصنه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زینب
شویمند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی محصنه   • زناي بامحارم   • توبه از زنای محصنه   • زنای به عنف   • شرایط اثبات زنای محصنه   • زنای محصنه مجید جعفری تبار   • حکم زنای مرد مجرد با زن شوهردار   • تلفظ محصنه   • مفهوم محصنه   • تعریف محصنه   • معرفی محصنه   • محصنه چیست   • محصنه یعنی چی   • محصنه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محصنه
کلمه : محصنه
اشتباه تایپی : lpwki
آوا : mohsene
نقش : صفت
عکس محصنه : در گوگل

آیا معنی محصنه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )