انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 920 100 1

معنی محفظه در لغت نامه دهخدا

محفظه. [ م َ ف َ ظَ] (ع اِ) جای حفظ کردن و نگاه داشتن. (ناظم الاطباء). آنچه اشیاء را در آن نگاهدارند. جائی که چیزی در آن حفظ کنند. جای نگاهداری. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- محفظه ٔ ادراک ؛ جائی که در آن چیزی دریافت می گردد و در خاطرمی ماند. (ناظم الاطباء).
- محفظه ٔ ریشه ؛در اصطلاح گیاه شناسی نسج انتهایی ریشه را گویند که معمولاً رنگش با قسمتهای دیگر اختلاف دارد و از سلولهایی تشکیل یافته که در برخورد با مواد سخت در مجاورت رطوبت حالت محلول کلوئیدی به خود میگیرد و لغزنده و لیز میشود تا بتواند در خاک نفوذ کند و برخلاف آنچه تصور میکنند سختی آن چندان نیست و سلولهای آن به آسانی از قسمت اصلی جدا میشود. کلاهک.
|| دولاب. اشکاف. گنجه. (یادداشت مرحوم دهخدا). مخزن. انبار. گنجینه. (ناظم الاطباء).

معنی محفظه به فارسی

محفظه
آنچه در آن چیزی راحفظ کنند
( اسم ) آنچه ( کیسه جعبه ) که در آن اشیائ را نگهداری کنند.یا محفظ. ریشه . نسج انتهایی ریشه را گویند که معمولا رنگش با قسمتهای دیگر اختلاف دارد و از سلولهایی تشکیل یافته که در برخورد با مواد سخت در مجاورت رطوبت حالت محلول کلوئیدی بخود میگیرد و لغزنده و لیز میشود تا بتواند در خاک نفوذ کند و بر خلاف آنچه تصور میکنند سختی آن چندان زیاد نیست و سلولهای آن باسانی از قسمت اصلی جدا میشود کلاهک .
[case] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] جعبه ای که اجزای اصلی سخت افزاری رایانه براساس طرحی خاص در آن جای داده شود متـ . کازه

معنی محفظه در فرهنگ معین

محفظه
(مَ فَ ظِ) [ ع . محفظة ] (اِ.) ۱ - آنچه که در آن چیزی را نگهداری کنند. ۲ - کیف دستی .

معنی محفظه در فرهنگ فارسی عمید

محفظه
آنچه در آن چیزی را حفظ کنند، وسیله ای که برای نگه داری اشیا از همه طرف محدود شده.

محفظه در جدول کلمات

محفظه ریشه
کلاهک
محفظه فلزی در تفنگ
خشاب

معنی محفظه به انگلیسی

case (اسم)
حادثه ، اتفاق ، جا ، حالت ، صندوق ، جلد ، جعبه ، محفظه ، قالب ، مورد ، پرونده ، قضیه ، قاب ، وضعیت ، دعوی ، پوسته ، غلاف ، مرافعه ، نیام
shield (اسم)
حامی ، سپر ، پوشش ، حفاظ ، تخته ، محفظه ، پوشش محافظ
box (اسم)
ضرب ، جای ویژه ، صندوق ، اطاقک ، جعبه ، بوکس ، قوطی ، محفظه ، لژ ، حعبه ، توگوشی
chest (اسم)
صندوق ، سینه ، جعبه ، محفظه ، خزانه داری ، تابوت ، قفسه سینه ، خزانه ، یخدان ، سینه انسان
encasement (اسم)
محفظه ، قفسه
crate (اسم)
محفظه ، صندوقه ، جعبه بندی

معنی کلمه محفظه به عربی

محفظه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی محفظه



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فاضل لیاقتی > refers
Sunmi > Tuna
Sunmi > House sit
توحید > کپه اقلی
Sunmi > Laundry Basket
Aynaz > Organiz
حسین صناعی > get on well with
Sunmi > Cushions

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محفظه ریشه در جدول   • لوله گیاه در حل جدول   • نظاره و تماشا در حل جدول   • دو در حل جدول   • محفظه ریشه حل جدول   • لوله گیاه در جدول   • لوله گیاه درحل جدول   • رسوا در حل جدول   • معنی محفظه   • مفهوم محفظه   • تعریف محفظه   • معرفی محفظه   • محفظه چیست   • محفظه یعنی چی   • محفظه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محفظه
کلمه : محفظه
اشتباه تایپی : lptzi
آوا : mahfaze
نقش : اسم
عکس محفظه : در گوگل


آیا معنی محفظه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )